معاون اول رئيسجمهور به تازگي درباره جوانان ايراني گفته است: توقعمان اين بود كه از پدرانشان بيشتر روي ارزشها مُصرّ باشند اما فاصله گرفتهاند!
ايسنا گزارش داد: محمدرضا عارف، معاون اصلاحطلب رئيسجمهور پزشكيان طي اظهاراتي در جلسه ستاد هماهنگي و راهبري اجراي نقشه مهندسي فرهنگي كشور گفته است:
"بايد بررسي كنيم كه چرا نسل جوان و كساني كه توقعمان اين بود كه از پدرانشان بيشتر روي ارزشها مُصرّ باشند اينگونه فاصله گرفتهاند؟ "[1]
*حرفهاي عوامانه معاون محترم رئيسجمهور در حالي است كه واقعيتها، آمار و منصههاي تماشا هرگز چنين حرفي را تأييد نميكند. و بلكه در سمت مقابل ادعاي عارف ميبينيم كه نسل جوان امروز كشور از پدرانش اصرار بيشتري بر شعائر ديني و ترويج كاربردهاي دين در عرصه زندگي و عزت ملي دارد.
ما از آقاي عارف ميپرسيم آيا نخبگان عرصه هوافضاي كشور كه سبب امنيت ايران شدهاند، نخبگان فضايي كه نام ايران اسلامي را بر فراز دانش ماهوارهاي حك كردهاند، نخبگان حاضر در جامعه اطلاعاتي كشور كه ايران را به جزيره امن و ثبات جهاني تبديل كردهاند و جواناني كه نجيبانه در ابعاد مختلف ايران مشغول كار اقتصادي سالم هستند؛ كمتر از پدرانشان به ارزشها دل سپردهاند!؟
بله! نسل جوان كشور طبعا تفاوتهايي با نسل نخست انقلاب اسلامي و نسلهاي قبل از خود دارد اما يك مسئول بلندپايه نبايد بر اساس ظاهر قضاوت كند و يا جامعه آماري ذهني و كوچك خود را اكثريت بپندارد.
ما از آقاي عارف ميپرسيم...
شهيد الداغي كه يك جوان با زندگي معمولي بود اما در دفاع از نواميس شهيد شد آيا دلي در گرو ارزشها نداشت؟
شهيد علي لندي، نوجوان 15 ساله ايذهاي كه براي نجات همسايگانش از آتش درگذشت آيا در چارچوب تربيتي ارزشي و اسلامي رشد نيافته بود؟
از اين دست مثالها بسيار است كه نشان ميدهد حرف معاون اول رئيسجمهور تا چه اندازه عوامانه و غلط است.
ايراني كه امروز در اقصي نقاط جهان تأثيرگذار است آيا جز به مدد اعتقادات ارزشي و فرهنگي جوانان خود به اين دستاوردها رسيده است؟
ايراني كه در ابتداي انقلاب حتي سيم خاردار نداشت اما امروز ماهواره و جت جنگي و موشك بالستيك دارد را آن پدران به اينجا رساندند يا فرزندانشان!؟
ما از عارف ميپرسيم اينكه اثر تحريمهاي فلجكننده آمريكا در قبال ايران به كمتر از 20 درصد رسيده است؛ را آيا جز جوانان همين كشور رقم زدند؟
اينكه در اقصينقاط ايران آب و برق و گاز و راه و امنيت وجود دارد، مواد غذايي به وفور وجود دارد و هيچكس جرأت ندارد با چشم چپ به ايران نگاه كند را چه كساني جز جوانان همين كشور رقم زدند!؟
و آيا جز ميل و انگيزه اكثريتي جوانان كشور به دين و اخلاق و ارزشها و فرهنگ ميتوانست چنين دستاوردهايي را پديد بياورد!؟
چه اينكه براي امثال عارف بود كه جانشين سازمان اطلاعات سپاه چندي قبل نتايج يك نظرسنجي مهم را افشا كرد كه بر اساس آن بين ۶۵ تا ۶۸ درصد مردم اعلام كردند كه پاسخ رژيم صهيونيستي بايد داده شود ولو اينكه جنگ شود. [2]
آقاي عارف كه چهرهاي دانشگاهي هستند آيا جوانان كشور را جزو اين قريب به 70 درصد جمعيتي كه مقابل رژيم صهيونيستي قد علم كردهاند و از نظام جمهوري اسلامي ايران حمايت ميكنند، نميداند!؟
فيالجمله اينكه شأن يك رجل رده بالاي دولتي اولا برخورداري از تحليل صحيح و ثانيا نظردادن بر اساس واقعيتهاي موجود است.
ما در پيشگاه مردم اين نكته مهم را نيز به آقاي عارف ميگوييم كه اگر تحليل او درست بود؛ دشمن براي از بين بردن ايران و ايراني لحظهاي درنگ نميكرد!
عارف پيش از اين نيز در اظهاراتي عوامانه گفته بود: وفاق ملي به اين معنا نيست كه حاكميت هر چه گفت مردم بگويند چشم!
ديكتاتوري اقليت چگونه عليه حال خوب ميجنگد؟
FATF و "آدمهاي بيپرچم"
حسن رسولي، از فعالان اصلاحطلب در بخشي از يك مصاحبه با خبرآنلاين درباره FATF گفته است: همه كارشناسان مجرب تجاري، بانكي و پولي كشور باور دارند كه تصويب اين پيشنهاد در مجمع تشخيص گذرگاه تعيين كننده اي براي برقراري مناسب كم هزينه تجاري روان بين بانكي بين بخش هاي عمومي، دولتي و خصوصي كشور با نظام بانكي جهان است.
او تصريح ميكند: بدترين پيش بيني كه احتمالا قابل پيش بيني است، عدم تصويب مجدد اين پيشنهاد در مجمع تشخيص است. اين اتفاق هم براي دولت، هم منافع ملي و مردم خبر بسيار بدي است. يك احتمال ديگر نيز بر اين است كه پالرمو توسط مجمع تصويب شود اما با CFT مخالفت شود كه خيلي براي مسائل ملي ثمربخش نيست. [3]
*مفهوم سياسي "ديكتاتوري اقليت" را در پشت پرده اظهارات رسولي ميتوان ديد... آنجا كه ميگويد "همه كارشناسان" موافق FATF هستند!
اين در حالي است كه نه همه و فقط برخي از كارشناسان كه بعضا رويكردهاي سياسي هم دارند موافق اين قضيه هستند و برخي ديگر هم كه اتفاقا كارنامه بهتري در تشخيص درست و غلط حكمراني و اقتصاد براي مردم دارند مخالف آنند.
بماند كه بدنه اصلي مجمع تشخيص مصلحت نظام هم پيش از اين با ردّ FATF و به صلاح ندانستن آن براي كشور و امنيت مردم؛ نشان داده است كه رغبتي به تصويب آن ندارد.
مسئله ديگر، بزرگنمايي از بابت يك اتفاق كوچك و تقلا براي بد كردن حال مردم و دولت است.
يك حكمراني پيشرفته بصورت روزمره با چالشهاي مختلفي مواجه است و اين مسئله در تمام دنيا رواج دارد. اما اين يك بيماري است كه چند رجل سياسي كه از قضا كارنامه خوبي هم در سياست و اجرائيات ندارند؛ به صحنه بيايند و با سر دست گرفتن يكي از اين چالشها؛ آنرا تبديل به اصليترين مسئله مملكت و حال مردم را بد كنند، به دنبال دو قطبي باشند و همه چيز را به زلف آن چالش مد نظر خود گره بزنند.
توصيه به امثال رسولي اينست كه عقلانيت را چراغ راه خود قرار دهند و هنگام اظهار نظر درباره چالشهاي حكمراني؛ صدالبته به لزوم رعايت قانون و تبعيت از رأي و نظر نهادهاي بالادستي كشور تأكيد كنند.
رجال سياسي "اپوزسيون خارج از كشور" نيستند كه به عنوان متلكم وحده و بيپرچم حرف بزنند و هيچ اشارهاي به قانون و لزوم تبعيت از نهادهاي قانوني كشور نداشته باشند!
پيش از اين، غلامرضا ظريفيان، ديگر فعال چپمسلك نيز در اظهاراتي منبعث از ديكتاتوري اقليت گفته بود: اقتصاددانان بزرگ كشور و كساني كه مسئوليتهايي در حد وزير اقتصاد يا رئيس بانك مركزي داشتهاند، تصريح كردهاند كه نپيوستن به FATF براي كشور نه تنها سود ندارد، بلكه ضرر هم دارد. [4]
ظريفيان نيز همانند رسولي به جايگاه رفيع قانون و لزوم تبعيت دولت و مردم و كارشناسان از نظر نهادهاي حاكميتي اشاره نكرده بود!
كاسبي از يك قتل براي ضربه زدن به نظام اسلامي
با گل و شيريني به استقبال قاتلان دانشجوي مظلوم برويم!
جماران گزارش داد: الهه كولايي، از فعالان اصلاحطلب به تازگي طي اظهاراتي در يك نشست با اشاره به حادثه قتل يك دانشجو توسط زورگيرها گفته است:
"قتل مظلومانه اين جوان قلب همه ما را به درد آورد. البته قاتلان هم خودشان مقتول بودند؛ يعني آنها هم قرباني نابهسامانيهاي اقتصادي و اجتماعي هستند كه امروز در كشور ما گسترش يافته و چشمانداز نگران كنندهاي پيش روي ملت ايران قرار داده است. "[5]
*اين يك خونشويي آشكار از دستان قاتلاني است كه عالمانه و عامدانه يك جوان مظلوم را در خيابان كشتند.
قاتلاني كه بين كار كردن، قناعت به درآمد معقول و تلاش براي كسب روزي حلال اما با تصميم فردي و بدون هيچ اجبار يا فشاري؛ رذل بودن و قتل خياباني را انتخاب كردند.
ما پيش از اين هم در وبلاگ مشرق گفته بوديم كه برخي سياسيون جمهوري اسلامي در هر سايت رسمي بت فوروارد رويداد تلخ و شومي به اسم همدردي اما با انگيزه كاسبي وارد ميشوند تا ابزار و پلهاي براي ضربه زدن به نظام بسازند و حرفهاي خانم كولايي يك مصداق آشكار در اين زمينه است.
دقت شود كه با فرض غلط خانم كولايي عملا بايد در تمام زندانها را باز كرد و با گل و شيريني به استقبال اشرار و جانياني رفت كه بيگناه بودهاند اما به دليل مديريت بد جمهوري اسلامي در اقتصاد و اجتماع مجبور به ارتكاب به جرم شدهاند!
فرضي غلط كه حتي ميتواند جانيان بزرگ تاريخ مثل شمر و ابنملجم و منافقين و... را هم تبرئه كند و آنها را قربانيان شرايط خاص اجتماعي بنامد.
در اين فرض غلط همچنين گزينهاي به نام عقلانيت و اختيار و انتخاب فردي هم وجود ندارد و اين مسئله بيبنيادي كامل حرفهاي كولايي را اثبات ميكند.
همچنين اشاره كولايي به شرايط بد اقتصادي و اجتماعي در ايران هم صحيح نيست و ايران ما اگرچه مثل تمام ديگر كشورهاي جهان با مشكلاتي روبهروست اما بحران ندارد، دچار قحطي نيست، حاكميت توانسته ارزانترين نان و سوخت و ماليات و درمان را به مردم ارائه كند و نرخ بيكاري ايران هم تكرقمي است و فرصتهاي شغلي خالي آنقدر زيادند كه اقتصاد ايران عملا مجبور به واردات نيروي كار است.
آيا قاتلان آن دانشجوي مظلوم اگر مشكل اقتصادي داشتند؛ نميتوانستند يكي از اين مشاغل بر زمين مانده را بردارند و يا در يك شغل صاحب مهارت شوند؟
پاسخ روشن است...
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید: