etudeblog1 etudeblog1 .

etudeblog1

تنش در اولين سخنراني پارلماني ترامپ/ نماينده دموكرات اخراج شد

اكوايران: نخستين سخنراني دونالد ترامپ رئيس‌جمهوري آمريكا در دور دوم رياست‌جمهوري وي در ميان اعتراض هاي برخي نمايندگان آغاز شد.

به گزارش اكوايران، ترامپ سخنان خود را سه شنبه شب به وقت محلي چنين آغاز كرد كه خطاب به هموطنانم مي‌گويم «آمريكا بازگشته است.» ترامپ با اشاره به ادعاي «آغاز عصر طلايي آمريكا» گفت: آمريكا در آستانه بازگشت به چيزي است كه جهان نظير آن را نديده و شايد دوباره نبيند. در اين مدت كوتاه به اندازه چهار سال كار كرده‌ايم و اين تازه آغاز راه است.

اخراج نماينده دموكرات
در اين هنگام برخي اعضاي دمكرات مجلس نمايندگان با ايجاد و سر و صدا مانع سخنراني ترامپ شدند و مايك جانسون رئيس مجلس نمايندگان در پاسخ به تحريم ترامپ توسط اعضاي دموكرات گفت: از مقامات امنيتي خواهيم خواست كه هر كسي كه به آداب كنگره پايبند نباشد را اخراج كنند و «آل گرين» عضو دموكرات كنگره از جلسه اخراج شد.

 

رئيس مجلس نمايندگان به مسئولان امنيتي كنگره دستور داد اعضاي دموكراتي كه سخنراني ترامپ را مختل كرده بودند، از سالن بيرون كنند. تعدادي از قانونگذاران دموكرات تصميم گرفته بودند در سخنراني امشب دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريكا در كنگره شركت نكنند و اين آخرين نشانه از مخالفت حزبي با ترامپ بود.

سي ان ان پيش از اين اعلام كرد كه بكا بالينت نماينده دموكرات، به همراه كريس مورفي، برايان شاتس و اد ماركي از اعضاي دموكرات كنگره رويدادهاي خاصي خواهند داشت و در سخنراني ترامپ شركت نخواهند كرد.

سخنراني عليه ترامپ
بر اساس بيانيه دفتر بالينت، اين رويداد شامل «بررسي زنده واقعيت ها و واكنش هاي دموكرات ها» خواهد بود. بر اساس گزارش ايرنا، بالينت كه در مراسم تحليف ترامپ شركت كرده بود، در بيانيه‌اي گفت: من شاهد سوگند رئيس جمهور براي حفظ و حراست از قانون اساسي بودم. من اجازه نخواهم داد او دوباره به مردم آمريكا دروغ مي‌گويد. سخنراني امشب من بهترين راهي است كه مي‌توانم از صدايم براي ارائه نظر مردم ورمونت استفاده كنم. آنها از دروغ ها و بي اعتنايي كامل و مطلق ترامپ به قانون اساسي ما خسته شده اند.»

ترامپ بايد محاكمه شود
ماكسين واترز نماينده دموكرات نيز گفت كه در سخنراني رئيس جمهوري آمريكا شركت نخواهد كرد و افزود كه ترامپ بايد به دليل «همسويي» با ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه و «خيانت» محاكمه شود.

اين نماينده كنگره از كاليفرنيا گفت: من هرگز به سراغ كسي نمي روم كه به مردم آمريكا بي احترامي سايت اصلي بت فوروارد كرده ، اين كاري است كه ترامپ انجام داده است. او يك انسان رقت انگيز و پر از دروغ و فريب است و با پوتين و روسيه همسو است. در واقع، او بايد به جرم خيانت محاكمه شود. به همين دليل است كه من در سخنراني او شركت نخواهم كرد. واترز گفت او احتمالا در ساير سخنراني هاي ترامپ نيز شركت نخواهد كرد.

فرياد آل گرين بر سر ترامپ
به گزارش اكوايران، ماموران در جلسه كنگره  سعي داشتند مانع ال گرين شوند كه هنگام سخنراني ترامپ ايستاد و درحالي كه عصايي را در هوا تكان مي‌داد سر ترامپ فرياد كشيد.

بعد از آنكه ال گرين از جلسه اخراج شد، نماينده اي دموكرات سر يك نماينده جنجالي جمهوريخواه به نام مارجوري تيلور گرين كه يك كلاه قرمز «مگا» (آمريكا را دوباره عظمت بخشيم) به سر داشت فرياد زد: «كلاهت را بردار.»

ترامپ بعد از آن شروع به انتقاد از نمايندگان دموكرات حاضر در جلسه كرد به جو بايدن به عنوان «بدترين» رئيس جمهور تاريخ آمريكا حمله كرد.

بر اساس گزارش ايرنا، رئيس جمهوري آمريكا گفت: «مطلقا هيچ چيزي وجود ندارد كه بتوانم بگويم تا  آنها را خوشحال كند يا بايستند يا لبخند بزنند يا تشويق كنند.»

ترامپ افزود: «وضعيت غم‌انگيزي است و نبايد اينطور باشد. براي خوبي كشورمان بياييد با هم كار كنيم و واقعا آمريكا را دوباره عظمت دهيم.»


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۹:۱۴:۲۰ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

اشتباه پزشكيان پيگيري وفاق در سطح جريان‌هاي سياسي است

يك فعال سياسي گفت: با استعفاي آقاي ظريف مردمي كه به واسطه او به آقاي پزشكيان رأي داده بودند، دل‌چركين و دلخور مي‌شوند و سرمايه اجتماعي دولت كاهش مي‌يابد.

 
 
پايگاه خبري تحليلي نامه نيو :گروه سياست نامه‌نيوز - استعفاي محمدجواد ظريف رخداد مهمي است كه مي‌تواند تأثيرات عميقي بر دولت بگذارد. ظريف كسي بود كه توانست به واسطه حمايت‌هاي زيادي كه از پزشكيان كرد، رأي زيادي را براي او جمع كند و حالا پرسش آن است كه با رفتن او از دولت آيا سرمايه اجتماعي دولت كاهش مي‌يابد؟

اسماعيل گرامي‌مقدم، فعال و تحليلگر سياسي، درباره اين موضوع به «نامه‌نيوز» گفت: «روشن است كه سرمايه اجتماعي دولت و چهره‌ها و شخصيت‌ها از مردم گرفته مي‌شود و فردي مي‌تواند سرمايه اجتماعي بالايي داشته باشد كه اولا در جهت مطالبات عمومي گام برداشته باشد، ثانيا فردي حرفه‌اي و متخصص در كار خود باشد و ثالثا سلامت اخلاقي و مالي داشته باشد كه هر سه اين ويژگي‌ها به طور كامل در آقاي ظريف وجود داشت. آقاي ظريف به شدت در حوزه سياست خارجي مسلط است، در دهه نود كه مطالبه عمومي رفع تحريم بود، از هيچ تلاشي فروگذار نكرد و برجامي در دوره وزارت او امضا شد كه توانست تحريم‌ها را از سر راه بردارد و البته هيچ نقطه تاريكي در حوزه اخلاقي و اقتصادي در زندگي او مشاهده نمي‌شود و فردي كاملا پاكدست است. وقتي اين ويژگي‌ها در او جمع شده، طبيعي است داراي سرمايه اجتماعي بالايي باشد و وقتي او تحت فشار استعفا مي‌دهد، مردمي كه به واسطه او به آقاي پزشكيان رأي داده بودند، دل‌چركين و دلخور مي‌شوند و سرمايه اجتماعي دولت كاهش مي‌يابد».

او ادامه داد: «مردم به چهره‌هاي مؤثر اعتماد كردند و به آقاي پزشكيان رأي دادند؛ وگرنه آقاي پزشكيان در نگاه عمومي شناخته‌شده نبود و صرفا نماينده تبريز بود و مردم تبريز او را مي‌شناختند، نه همه مردم ايران. چهره‌هاي متعدد و در رأس آنها آقاي ظريف پشت آقاي پزشكيان ايستادند تا او رأي بياورد».

اين فعال سياسي همچنين بيان كرد: «اكنون آقاي ظريف تحت فشار استعفا داده و يكي از وزراي مهم دولت يعني آقاي همتي هم از سوي مجلس استيضاح شده است؛ دو چهره‌اي از دولت رفته‌اند كه همدل آقاي پزشكيان بودند اما در مقابل مي‌بينيم كه وزراي اصولگرا تحت حمايت مجلس و برخي نهادها قرار دارند. اين چه طور وفاقي است كه همه‌چيز بايد به نفع اصولگرايان باشد و فقط وزرا و معاونان اصلاح‌طلب و ميانه‌روي دولت در معرض استيضاح و فشار قرار دارند».

گرامي‌مقدم در پايان گفت: «آقاي پزشكيان بايد وفاق را در سطح قوا دنبال كند و بداند كه ميان جريان‌هاي سياسي هيچ‌وقت وفاقي شكل نمي‌گيرد. وفاق ميان جريان‌هاي سياسي آب در هاون كوبيدن است. هيچ وقت دو جريان اصولگرا و اصلاح‌طلب با يكديگر به همگرايي نمي‌رسند. حتما فردي مانند من با آقاي جليلي به وفاق نمي‌رسيم زيرا نوع نگاهمان نسبت به حوزه سياست سايت اصلي بت فوروارد داخلي و سياست خارجي كاملا متفاوت است. آقاي پزشكيان بايد بداند كه دو خط موازي هيچ‌وقت به هم نمي‌رسند و ديديم كه هرچه قدر آقاي پزشكيان در جهت وفاق گام برداشت، طرف مقابل عليه‌اش اقدام كرد و اكنون شراطي ايجاد شده كه دولت در مسير از دست‌دادن سرمايه اجتماعي‌اش قرار گرفته است. جواب وفاق استيضاح و فشار بر دولت بود. در اين وضعيت آقاي پزشكيان بايد سعي كند كه دولت را همسو با نگاه خودش كند».


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۹:۰۷:۳۲ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

ايران نياز به واسطه گري پوتين ندارد روسيه مراقب كلاهبرداري آمريكا باشد | واكنش به ادعاي بلومبرگ

خبرگزاري آمريكاي بلومبرگ ادعا كرد رئيس‌جمهوري روسيه ماه گذشته ميلادي موافقت كرده به دونالد ترامپ در موضوع مذاكرات هسته‌اي با ايران كمك كند.

 

به گزارش همشهري آنلاين كيهان نوشت: بلومبرگ به نقل از منابع فاقد هويت مشخص مي‌نويسد: روسيه موافقت كرده است تا به دولت دونالد ترامپ براي برقراري تماس‌ها با ايران در زمينه مسائلي همچون برنامه هسته‌اي جمهوري اسلامي و حمايت‌ تهران از نيروهاي نيابتي منطقه‌اي ضدآمريكا، كمك كند. دونالد ترامپ در جريان تماس تلفني با ولاديمير پوتين در ماه فوريه، تمايل خود را نسبت به اين موضوع مستقيماً ابراز كرده بود و مقامات ارشد دولت او نيز چند روز پس از اين تماس، در جريان مذاكرات با همتايان روس خود در عربستان سعودي، اين موضوع را مطرح كردند. اين در حالي است كه هنوز مقامات كاخ‌سفيد به درخواست‌ها براي اظهارنظر در اين زمينه پاسخ نداده‌اند و روسيه و ايران نيز هنوز اين موضوع را تأييد يا تكذيب نكرده‌اند.

خبرگزاري بلومبرگ به نقل از منابع آگاه كه از افشاي هويت خود خودداري كرده‌اند، گزارش داده است كه مقامات ارشد آمريكا و روسيه، از جمله ماركو روبيو و سرگئي لاوروف وزراي امور خارجه دو كشور، در جريان نشست اخير خود در رياض در تاريخ ۱۸ فوريه، درباره تمايل واشنگتن نسبت به كمك مسكو براي حل‌وفصل مسائل مربوط به ايران گفت‌وگو كرده‌اند.

دميتري پسكوف، سخنگوي كرملين، در اين‌باره گفته است روسيه معتقد است كه آمريكا و ايران بايد همه مشكلات خود را از مسير مذاكره حل كنند و مسكو آماده است تمام توان خود براي دستيابي به اين هدف را به كار گيرد.

دونالد ترامپ از زمان بازگشت به كاخ‌سفيد سيگنال‌هاي متفاوتي درباره ايران ارسال كرده است. رئيس‌جمهوري آمريكا ماه گذشته كمپين «فشار حداكثري» خود بر ايران را بازگرداند كه شامل تلاش‌هايي براي به صفر رساندن صادرات نفت اين كشور سايت اصلي بت فوروارد به منظور جلوگيري از دستيابي تهران به سلاح هسته‌اي است.
بلومبرگ با اشاره به مخالفت رهبر انقلاب، با مذاكره با آمريكا و همچنين اظهارات اخير مسعود پزشكيان رئيس‌جمهور، مي‌نويسد: مشخص نيست تهران تا چه اندازه از ارسال هرگونه پيام واشنگتن از طريق مسكو استقبال كند.

فضاسازي گاه و بيگاه رسانه‌هاي آمريكايي مبني بر واسطه تراشيدن براي مذاكره با ايران در حالي است كه مشكل جمهوري اسلامي ايران با آمريكا و ترامپ، بي‌صفتي و عهدنشناسي و خدعه و خيانت رژيم آمريكاست و نه فقدان ميانجي و واسطه. نوع دولت‌هاي آمريكا در چند ده گذشته توافقات انجام‌شده را نقض كرده و نشان داده‌اند كه هيچ تعهدي را نمي‌شناسند. آخرين اين خدعه، در برجام و سپس انتقال شش ميليارد دلار پول بلوكه‌شده ايران از كره‌جنوبي به قطر اتفاق افتاد. از دولت بوش پدر و بوش پسر تا اوباما و ترامپ و بايدن، جملگي در اين بي‌صفتي و خباثت همسان بوده‌اند.

اگر روزگاري ايران به بي‌چشم‌ورويي رژيم آمريكا معترض بود، اكنون متحدان آمريكا در اروپا (از اوكراين تا دانمارك و آلمان و فرانسه)، كانادا و... نيز اذعان دارند كه آمريكا مطلقاً قابل‌اعتماد نيست.
البته علاوه‌بر حقوق نقض‌شده ملت ايران در برجام، خون شهيد سليماني هم بر گردن آمران اين جنايت به ويژه دونالد ترامپ سنگيني مي‌كند.

نهايتاً بايد به روس‌ها يادآور شد كه رژيم آمريكا فارغ از رئيس دولت دموكرات يا جمهوري‌خواه مطلقاً قابل اعتماد نيست و بنابراين روسيه حتي در موضوعات دوطرفه با واشنگتن هم نبايد براي چندمين‌بار در دام رقيب آمريكايي بيفتد؛ چنان كه در دوره گورباچف و پس از آن در ماجراي توافقات هسته‌اي و موشكي و امنيتي افتاد و ناگهان ناتو را پشت مرزهاي خود در اوكراين يافت.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۹:۰۴:۰۷ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

انتقاد تند يك روزنامه از حكم دو وزير دولت سيزدهم

دوشنبه‌شب مهمترين خبر اين روزها از سوي سخنگوي قوه‌قضائيه در خروجي خبرگزاري‌ها قرار گرفت



به گزارش اقتصادنيوز، روزنامه هم ميهن نوشت: اعلام شد كه سيدجواد ساداتي‌نژاد و سيدرضا فاطمي‌امين، وزراي وقت جهاد كشاورزي و صنعت، معدن و تجارت در دولت آقاي رئيسي، به اتهام معاونت در اخلال در نظام اقتصادي كشور به طور عمده و كلان هركدام به پنج‌سال حبس تعزيري محكوم شدند؛ ولي دادگاه، محكوميت ساداتي‌نژاد را به دو سال و محكوميت فاطمي‌امين را به يك سال تخفيف و كاهش داد. اين احكام قطعي و حكم لازم‌الاجرا است. گرچه انتشار اين خبر مهم بود؛ ولي چند نكته نيز درباره آن وجود دارد:

اول اينكه، سكوت اعضاي دولت رئيسي و حاميان آن دولت است كه در ابتدا از اين افراد حمايت كردند و اكنون با سكوت خود نمي‌خواهند توضيح دهند كه تمام آن شعارهاي ضدفساد چگونه به فنا رفت.

 
دوم اينكه، دستگاه قضايي دقيقاً توضيح نداده كه معاونت اين دو وزير در اين بزرگترين فساد تاريخ چگونه بوده است؟ چرا در انجام آن حضور داشتند و به‌عنوان معاون در اين جرم شناخته شده‌اند؟ نفع آنان چه بوده؟ واسطه اين كارها چه بوده؟ چرا ديگر اعضاي دولت و شخص آقاي رئيسي از ماجرا مطلع نبودند يا بودند و كاري نكردند؟


سوم اينكه، وضعيت محكوميت وزير جهادكشاورزي در پرونده ديگر او يعني واردات نهاده‌هاي دامي چگونه است؟

چهارم اينكه، اين چه عدالتي است كه يك جوان را براي سرقت خشن بايد به بدترين مجازات‌ها محكوم كرد؛ ولي دو وزير كه هر دو سيد هستند و مدعي خدمت به كشور بوده‌اند و حقوق‌هاي كلان مي‌گرفتند و از امكانات گسترده برخوردار بوده‌اند، ولي در شرايط شبه‌جنگي كشور به اتهام اخلال در نظام اقتصادي كشور به‌طور عمده و كلان فقط به ۵سال حبس محكوم مي‌شوند و اين‌هم به ۱و۲سال تقليل داده مي‌شود؟

 
 
سيادت و وزير بودن آنان بايد از موجبات تشديد مجازات باشد و نه از موارد تخفيف. چون از مقربين قدرت انتظارات بيشتري مي‌رود. جالب‌تر اينكه يكي از اين محكومين يك ماه پيش به‌عنوان كارشناس در شبكه يك صداوسيما تحليل كرده و نظر مي‌دهد و در تلويزيون اينترنتي يك نهاد ديني حكومتي نيز قول حل دو ساله تورم را مي‌دهد.

صرف وقوع اين فساد تاريخي در يك وزارتخانه بايد از حيث ناتواني در اجراي وظيفه موجب مجازات شود؛ درحاليكه اكنون با عنوان معاونت در جرم به ۱و۲سال حبس محكوم شده‌اند كه طبعاً با تحمل بخشي از طول مدت حبس، با سلام و صلوات آزاد خواهند شد.

 
جالب است كه بدانيد هر دو‌ وزير از حاميان و معتمدان اصلي آقاي رئيسي بودند و اولي ۲۵۳راي مثبت از مجلس اصولگراي استصوابي گرفت و دومي هم ۲۰۵راي مثبت داشت.

نمونه ديگر درخواست از ظريف براي استعفا از پست خود به دليل قانون عجيب و زيان‌بار انتصاب به پست‌هاي حساس است. در اين مورد، سخنگوي دولت گفت: «قانون‌ انتساب افراد در مشاغل حساس اگر بخواهد اجرا شود، بسياري افراد در بسياري از قوا بايد كنار بروند.»

آقاي حسين مرعشي هم به روشني اعلام كرد كه: «اگر قوه‌قضائيه به اين نتيجه رسيده است كه اين كار غيرقانوني است، چرا درباره آقاي ظريف اعمال شده است و چرا درباره ساير دوستان ديگري كه در دولت هستند، اعمال نشد؟ اگر قرار بود سايت اصلي بت فوروارد قانون بدون تبعيض اعمال شود، بايد براي ساير دوستان هم اعمال شود.»

ملاحظه مي‌شود كه عدالت فقط اجراي قانون نيست. بلكه اجراي منصفانه و بدون تبعيض قانون لازمه عدالت است. اجراي قانون اگر واجد اين ويژگي نباشد، نه‌تنها عدالت را محقق نمي‌كند؛ بلكه اقدامي سياسي تلقي مي‌شود.


مشابه اين موضوع به نحو ديگري در سخنان عضو شوراي شهر تهران كه ديروز در صحن علني شورا اظهار داشت، بازتاب يافت. او گفت: «اخيراً مشاهده كرديم كه بابت قصور و تقصير دو وزير دولت قبل، احكام سنگين قضايي صادر شد، آيا اگر قصور و تقصيري در شهرداري رخ داده يا حيف‌وميلي انجام شده يا بي‌توجهي به مقررات صورت گرفته باشد، اين عزم وجود دارد كه با مديران شهرداري نيز برخورد شود؟ آيا اين امكان وجود دارد كه آقاي زاكاني طي مكاتبه‌اي به دستگاه قضايي معرفي شود و موضوع تخلف و قصور صورت‌گرفته توسط مديريت شهري در قوه‌قضائيه پيگيري شود؟»

 
خوب است كه دستگاه قضايي رسماً اعلام كند كه مطابق وظيفه و در اسرع وقت و بدون مسامحه رسيدگي خواهد كرد.

با اين ملاحظات، بهتر است كه اين موارد كه نافي بيطرفي در اجراي عدالت تلقي مي‌شود را بدون پاسخ نگذاشت.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۹:۰۱:۰۵ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

ترامپ به كمك به ارتش لبنان را از سر مي‌گيرد

وزارت امور خارجه آمريكا به دنبال معافيت ۹۵ ميليون دلار كمك نظامي اين كشور به نيروهاي مسلح لبنان در بحبوحه توقف نزديك به ۹۰ روزه كمك هاي خارجي در دولت دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريكا است.



اين معافيت نشان مي‌دهد كه دولت ترامپ قصد دارد ارتش لبنان و دولت جديد اين كشور را تقويت كند.

مقامات آمريكايي گفتند كه اين كمك بخشي از استراتژي گسترده تر دولت ترامپ براي تضعيف حزب الله، كاهش نفوذ آن در لبنان و اطمينان از برقراري آتش بس با اسرائيل است.

يكي از مقامات وزارت امور خارجه گفت: وزارت امور خارجه يك معافيت در زمينه ارائه كمك ۹۵ ميليون دلاري به لبنان تصويب كرد. ما با وزارت دفاع آمريكا براي ارائه اين كمك همكاري مي كنيم.

 
به گزارش ايرنا, دولت دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريكا پس از آغاز به كار در يكم بهمن, كمك هاي خارجي خود در سطح جهان را لغو كرد. اما رژيم صهيونيستي و مصر از اين تصميم معاف شدند.

آتش‌بس بين رژيم صهيونيستي و لبنان با ميانجيگري بين‌المللي بامداد روز چهارشنبه (هفتم آذر) اجرايي شد.

 
بر اساس توافق آتش بس ميان لبنان و رژيم صهيونيستي، روز يكشنبه هفتم بهمن ماه، مهلت ۶۰ روزه اين رژيم براي خروج كامل نظاميانش از خاك لبنان به پايان رسيد.

پيش از اين رژيم صهيونيستي اعلام كرده بود با وجود پايان موعد نهايي خروج نظاميانش از جنوب لبنان، در خاك اين كشور باقي خواهند ماند.

 
از سوي ديگر، ارتش لبنان اعلام كرد كه تل‌آويو در عقب‌نشيني از جنوب اين كشور تعلل مي‌كند.

از زمان اجرايي شدن اين توافق، ارتش رژيم صهيونيستي چندين بار با حمله به مناطق جنوبي لبنان و شهيد و سايت رسمي بت فوروارد زخمي كردن شهروندان اين كشور، آتش بس را نقض و از بازگشت آوارگان لبناني به برخي شهرك‌ها و روستاها در جنوب اين كشور ممانعت كرده است.

هشتم بهمن ماه جاري دفتر نخست وزير دولت پيشبرد امور لبنان از تمديد آتش بس در اين كشور تا ۱۸ فوريه (۳۰ بهمن) خبر داد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۸:۱۵:۱۱ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

فرق رئيسي با روحاني و خاتمي | وقتي وزارت اطلاعات تمام قد وارد ماجرا شد

در سلامت نظام همين بس كه در مبارزه با تخلفات و مفاسد اقتصادي، خط قرمزي قائل نيست. حضور شخصيت‌هاي موجه و معتبر و اميني مانند آقايان اژه‌اي و شهيد رئيسي در رأس دستگاه قضائي، موجب اطمينان بالاي عمومي به اين قوه شده است.


سخنگوي قوه قضائيه به تازگي اعلام كرد اكبر رحيمي درآباد، متهم اول پرونده چاي دبش به ۲۵ سال حبس تعزيري، و بابت عدم رفع تعهدات ارزي، به استرداد ۲۶۹/۲ ميليارد يورو محكوم شده است. همچنين ساداتي‌نژاد و فاطمي‌امين (وزراي وقت جهاد كشاورزي و صمت) به اتهام معاونت در اخلال در نظام اقتصادي، به ترتيب به دو و يك سال حبس تعزيري محكوم شده‌اند.

انتشار اين خبر، بهانه‌اي براي عقده‌گشايي برخي مدعيان اعتدال و اصلاحات عليه دولت شهيد رئيسي شد. اين رويكرد سياست‌زده و مغرضانه در حالي است كه از نگاه فني و حقوقي، ماجرا كاملاً متفاوت است؛ اما پادوهاي اشرافيت سياسي مي‌كوشند نقطه قوت مبارزه با فساد را به نقطه ضعف تبديل كنند. هدف هم فقط زدن دولت قبل و شهيد رئيسي نيست، بلكه مي‌خواهند اعتبار نظام را مخدوش سازند.

در سلامت نظام همين بس كه در مبارزه با تخلفات و مفاسد اقتصادي، خط قرمزي قائل نيست. حضور شخصيت‌هاي موجه و معتبر و اميني مانند آقايان اژه‌اي و شهيد رئيسي در رأس دستگاه قضائي، موجب اطمينان بالاي عمومي به اين قوه شده است.

طبيعتاً عملكرد بدنه و محاكم و قضات مختلف را هم مي‌شود جداگانه بررسي كرد كه كدام بخش‌ها قوي‌تر يا ضعيف‌تر بوده‌اند. همچنين جا دارد تبيين شود كه چرا سرعت رسيدگي و صدور حكم پرونده‌ها متفاوت است و مثلاً در پرونده فساد و خسارت هنگفت كرسنت، برخلاف پرونده دبش، صدور حكم درباره وزير نفت وقت (زنگنه)، سال‌ها به تاخير افتاده است؟
در موضوع پرونده چاي دبش، نكته قابل‌توجه اين است كه تخلف و فساد رخ‌داده، از سوي بازرسي ويژه آقاي رئيسي و وزارت اطلاعات كشف و گزارش شده است. و اگر اين كشف و گزارش انجام نمي‌شد، فساد و تخلف مكتوم مي‌ماند. درست برخلاف برخورد قبيله‌اي كه مدعيان اصلاحات با متهمان و مقصران مشابه در دولت‌هاي خاتمي و روحاني انجام دادند و از پشت متخلفان و متهمان درآمدند؛

وقتي كرباسچي شهردار تهران به دادگاه احضار شد، پنج ساعت از جلسه دولت خاتمي به حمايت علني از او اختصاص يافت و در وزارت كشور، «ستاد حمايت از كرباسچي» تشكيل دادند!
از سوي ديگر، در حالي كه فساد مربوط به قراردادهاي استات‌اويل و توتال از سوي طرف خارجي مورد پيگرد قرار گرفت، دولت خاتمي هيچ انگيزه‌اي براي برخورد با متخلفان در وزارت نفت زنگنه نداشت. لاپوشاني فساد كرسنت نيز كه با خسارت ۱۸ميليارد دلاري همراه شد، مربوط به همين دوره است.

مقارن دولت روحاني نيز، با وجود قطعي‌شدن اختلاس ۱۴هزار ميلياردي صندوق فرهنگيان، آقاي روحاني آبان‌ماه ۱۳۹۵، ضمن حمايت علني از سايت رسمي بت فوروارد متهمان و توجيه ماجرا گفت: «بعضي‌ها بالا و پايين كردن فساد براي‌شان لذت‌بخش است! اگر دستگاهي وامي داده و آن پول شده بدهي معوق، نمي‌دانم چرا خوش‌شان مي‌آيد بدهي معوق را بگويند اختلاس»!
اگر دولت رئيسي در مبارزه با فساد چاي دبش پيشقدم شد، قبل از آن، رئيس دولتي داشتيم كه تهديد مي‌كرد اگر دست به برادرم بزنيد، جنگ مي‌شود! (فريدون نهايتاً به اتهام اخذ رشوه ۳۱ميليارد توماني به پنج سال حبس و جزاي نقدي محكوم شد).

آقاي محسني اژه‌اي (معاون اول وقت قوه قضائيه)، ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ درباره احضار حسين فريدون (دستيار رئيس‌جمهور وقت) و فشار رئيس دولت خبر داده بود: «كساني گفتند اگر فلان كس را قبل از انتخابات احضار كنيد، ما اعلان جنگ مي‌كنيم. ولي ما تسليم نشديم‎. برخي كه خودشان قائل بودند كه بايد افراد علني مجازات شوند، امروز حرف‌هاي ديگري را مطرح مي‌كنند». پس از آن هم كه حكم دادگاه فريدون، در تاريخ ۹ مهر ۱۳۹۸ صادر، و او ۲۴ مهر راهي زندان شد، آقاي روحاني به‌شدت عصباني شد. او در سخنراني‌هاي عمومي در يزد و كرمان، به قوه قضائيه حمله كرد. چند روز بعد هم، بلواي آبان با سه برابر كردن قيمت بنزين برپا شد.

اما در پرونده چاي دبش، موضوع توسط بازرسي ويژه رياست‌جمهوري و وزارت اطلاعات كشف و گزارش شد. آقاي رئيسي در اين‌باره ۱۵ آذر ۱۴۰۲ در دانشگاه شهيد بهشتي گفت: «نه بنده و نه فقط وزرا، بلكه همه كساني كه به‌نام دولت كار مي‌كنند بايد نسبت به فساد حساسيت داشته باشند. دولت در اين زمينه پيشقدم شد و با شناسايي و پيگيري، دست‌اندركاران را عزل كرد و به دستگاه قضائي سپرد».

آقاي محسني اژه‌اي رئيس قوه قضائيه هم خردادماه امسال، در جمع دانشجويان دانشگاه ياسوج و درباره پرونده تخلفات چاي دبش شهادت داد: «شايد برخي از مطالب به گوش شما نرسيده باشد. در مورد چاي دبش آن كسي كه مسئله را از روز اول پيگيري و مطرح كرد، خود دولت بود. معاون اول به محض شنيدن خبر موضوع را پيگيري و دنبال كرد و بعضي از افراد را جابه‌جا كردند. بازرسي ويژه دولت هم موضوع را پيگيري كرد. وزارت اطلاعات تمام‌قد وارد اين موضوع شد. سازمان بازرسي كل كشور(به عنوان قوه قضائيه) هم موضوع را دنبال مي‌كرد».

اين نكته هم گفتني است كه اتهام متوجه دو وزير سابق، از باب قصور و اهمال نسبت به زيرمجموعه به عنوان يك تخلف است و نه دخالت و همكاري عامدانه در شكل‌گيري فساد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۸:۱۱:۱۴ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

عباس عبدي: استيضاح همتي مطلقا ربطي به موفقيت و شكست او ندارد/ اگر براساس كارآمدي باشد، اول بايد درباره وزير نيرو اقدام مي‌شد

استيضاح وزير اقتصاد فارغ از اينكه چه انگيزه‌اي پشت آن بود، تبعات گوناگوني دارد. اين تبعات بستگي تمام به نحوه واكنش دولت و آقاي پزشكيان دارد.



به گزارش اقتصادنيوز، روزنامه اعتماد در يادداشتي به قلم عباس عبدي نوشت:مي‌تواند هم فرصت باشد و هم تهديد. فرصت است اگر دولت و پزشكيان خود را در همان چارچوبي كه به پاستور آمده است، تعريف كند و اين استيضاح را اقدامي عليه آن چارچوب بداند. تهديد است اگر گمان كند اتفاق مهمي نيفتاده و به روند كنوني خود ادامه دهد.

پزشكيان برخلاف انتظار تأييد صلاحيت شد. ابتدا هم با اكثريت قاطع آرا كه شايد هر ۱۲ نفر راي منفي داده بودند، رد صلاحيت مي‌شود. بنابراين آمدن او معطوف به هدفي بوده است. اگر شانسي براي راي آوردن او نبود، به‌طور طبيعي مي‌شد حدس زد كه براي گرم كردن تنور خاموش و سرد انتخابات تأييد صلاحيت شده است. تنوري كه در اسفند سال ۱۴۰۲، برخلاف هواي آن ماه آخر سال سرد بود. ولي اگر شانس انتخاب شدنش جدي بود، كه بود، بنابراين بايد به اين نتيجه رسيد كه ساختار سياسي آمادگي پذيرش پرداخت هزينه حضور بيشتر مردم پاي صندوق را پذيرفته است. چون در غير اين صورت يا بايد بگوييم كه شانسي براي پزشكيان قايل نبودند كه براساس شواهد دور از واقعيت است، يا بايد بگوييم كه آماده بودند كه او بيايد ولي سياست‌هاي تندروها و جريان رسمي را اجرا كند و اگر نكرد با او نيز تقابل كنند كه اين رويكرد نه تنها غير معقول بلكه به مراتب زيان‌بار و خطرناك‌تر از هر حالت ديگري بود و جز زيان براي كشور و حكومت هيچ نتيجه ديگري نداشت و همچنان ندارد. 

 
پس لازمه موافقت با آمدن پزشكيان رسيدن به وفاقي درون ساختاري بود كه براساس گفت‌وگو و تفاهم، حد و حدودي را براي دولت تعيين كنند، كه در آن حد و حدود بتوان شرايط كشور را بهبود بخشيد.

 
اتفاقا اغلب كساني كه پاي صندوق آمدند و رأي دادند با اين پيش‌فرض آمدند كه چنين وفاق نانوشته‌اي شكل گرفته است و قرار نيست رييس‌جمهور منتخب در تقابل با ساختار باشد، يا در تقابل با مردم تعريف شود. 

شخص خودم نيز بر همين اساس از حضور پزشكيان دفاع و در انتخابات مشاركت كردم. با اين مقدمه تصورم اين است كه تحولات اخير به ويژه استيضاح همتي و فشار براي حذف ظريف خلاف اين فرض اوليه از وفاق است، اگر اين وفاق بازسازي و احيا  نشود، دولت و مديريت امور ناتوان از انجام كاري جدي خواهد شد و شرايط اداره كشور به سوي سراشيبي خواهد رفت و اين به زيان كشور و نيز به زيان ساختار سياسي است. 

 
 
 پزشكيان با رفتار و گفتاري كه طي اين ۷ ماه داشته است، به اين وفاق ملتزم بود و نشان داد بيش از آنكه نماينده و رييس‌جمهوري از سوي اكثريت مردم باشد، رييس‌جمهور نظام بوده است. او كسي است كه به راحتي و صادقانه مي‌گويد: «بنده اعتقادم اين بود گفت‌وگو كنيم بهتر است اما رهبري فرمودند ما با امريكا گفت‌وگو نمي‌كنيم و در جهت صحبت‌هاي رهبر معظم انقلاب جلو خواهيم رفت.» چنين كسي بيشتر و در درجه اول حكومت را نمايندگي مي‌كند. بنابراين شكست و عدم موفقيت وي نيز دقيقا به مرجعي برمي‌گردد كه آن را نمايندگي مي‌كند.

وظيفه و هدف اصلي پزشكيان و دولت بايد همين باشد كه ضمن نمايندگي ساختار، بتواند الزامات سياستي و اجرايي رضايت‌مندي مردم را نيز تامين كند كه تا حدي از وفاق با مردم نيز شكل گيرد، وفاقي كه نتايج انتخابات تيرماه ۱۴۰۳ نشان داد، با گذشته فاصله فراواني پيدا كرده است. 

 
اولين ضربه به اين چارچوب از انتخابات را مجلس زد. استيضاح همتي مطلقا نمي‌تواند ربطي به موفقيت و شكست او داشته باشد. چون اگر بخواهيم براساس كارآمدي نظر دهيم، در گام اول بايد درباره وزير نيرو و شايد نفت اقدام مي‌شد نه وزير اقتصاد، يا بايد از رييس‌جمهور درباره بانك مركزي و  عملكرد رييس آن سوال مي‌شد و نه وزير اقتصاد؛ استيضاح او در درجه اول سياسي است و ناشي از نقدهايي است كه او عليه دولت رييسي مطرح مي‌كرد كه در ماجراي رأي اعتماد به وزراي پزشكيان به دليل فضاي سياسي نخواستند يا نتوانستند مطرح كنند. سپس به مساله حذف رانت‌ها و به احتمال قوي بي‌توجهي به درخواست‌هاي فراوان نمايندگان براي انتصابات چند صد پست‌ نان و آب‌دار تحت مديريت اين وزارتخانه است. اصلاح قيمت ارز دولتي و خارج كردن ايران‌خودرو از دست دولت كه منشأ استخدام‌هاي رانتي نمايندگان و نيز تحويل خودرو به قيمت ارزان رسمي به افراد معرفي شده بود نيز در اين استيضاح بي‌تأثير نيست.

جالب اينكه يكي از نمايندگان تندرو نيز به صراحت سياسي بودن استيضاح را اعلام كرد و گفت: «معتقدم با استيضاح و رفتن همتي مشكلات بازار ارز در كشور حل نمي‌شود. اين يك واقعيت است. بايد بگويم ما در واقع مي‌خواهيم شخصيت عبدالناصر همتي را استيضاح كنيم.» درباره ظريف نيز به قول سخنگوي دولت: «قانون‌ انتصاب افراد در مشاغل حساس اگر بخواهد اجرا شود، بسياري افراد در بسياري از قوا بايد كنار بروند.»

با اين توضيحات روشن است كه مساله استيضاح سياسي است و نه اجرايي و حقوقي. پس اين اقدامي ضد وفاق و ضد مبناي شكل‌گيري اين انتخابات و آمدن پزشكيان بوده است. اگر پزشكيان مي‌تواند ماجرا را به ۱۶ تير برگرداند، قطعا وفاق پيروز خواهد شد، و الا بايد نعش وفاق را براي تدفين بدرقه كرد.

پرسش اين است كه مشكل و ضعف پزشكيان و دولت او در رسيدن به اين نقطه چه بوده است؟ به نظر من اصلي‌ترين اشتباه او تقليل امر سياسي به امري بروكراتيك است. او تا روز ۱۶ تير سياست‌ورزي مي‌كرد. چنين رفتاري تا اين مرحله طبيعي و حتي اجباري بود و همه همين طور هستند، ولي هنگامي كه پيروز شد به مرور سياست را به امري بوروكراتيك و نيز صرفا سخنراني تقليل داد، و با گذشت زمان و مواجه شدن با بن‌بست‌ها و محدوديت در ابراز مشكلات، سخنراني او به جاي آنكه سازنده و مثبت باشد، كسل‌كننده و منفي شد. چون گزاره‌هاي او فاقد صلابت و معناداري و وضوح قبلي بود. شايد دفاعيه  او  از  همتي تا حدي و به صورت ديرهنگام اين ضعف را جبران كرد.

مشكل ديگر پزشكيان، رها كردن دولت و وزرا در برابر خواست‌هاي عجيب نيروهاي بيرون از دولت به ويژه نمايندگان مجلس براي انتصابات است. كمتر پستي در دولت است كه حداقل يك نماينده براي آن نامزدي را معرفي نكرده يا انتصابش را مطالبه نكرده باشد. اين هر چه باشد، دولت نيست.

 
بدتر از اين قانون انتصابات و گزينش است كه منشأ بخش مهمي از ناكارآمدي‌هاي دولت است. دولت را تبديل به نهادي كرده كه بسياري از انتصابات آن ديرهنگام است يا قادر به اتخاذ تصميمات مهم نيست. نمونه؟ مساله ناترازي‌هاي انرژي است. هر كس كه اندكي عقل داشته باشد، مي‌داند كه سياست انرژي در ايران را جز با كلمه «فراتر از فاجعه» نمي‌توان توصيف سايت رسمي بت فوروارد كرد. ولي هيچ دولتي قادر نيست به آن نزديك شود. از سال ۱۳۹۴ كه آخرين اصلاحات آن هم محدود انجام شد، 10 سال مي‌گذرد و تاكنون سه دولت آمده‌اند، و هيچ كدام جرأت نزديك شدن به آن را ندارند. چرا؟ زيرا همه به اين نتيجه رسيده‌اند كه «سري را كه درد نمي‌كند، دستمال نمي‌بندند.» 

مديري كه كار نكند، امنيت بيشتري دارد. مديران را براي كارهايشان به محاكمه مي‌كشند، و نه نكرده‌هايشان؛ از آن بدتر وجود شوراهاي عجيب و غريب و كارگروه‌هاي فراوان كه فقط صرف خوردن شيريني و ميوه مي‌شود و جلسات بيهوده آن همچنان ادامه دارد و ادامه دارد... 

اينها را در كنار شكاف‌هاي عميق درون ساختار ميان مجلس و دولت و ديگر نهادها بايد ديد و همگي منجر به اين شده است كه نهاد دولت قادر به اصلاح مشكلات و رفع موانع نشود. اكنون ۷ سال است كه تورم جهش كرده و انتظار نمي‌رود كه كمتر هم شود و ميانگين سالانه آن در اين ۷ سال به بالاي ۴۰ درصد رسيده كه در ايران بي‌سابقه است. رشد اقتصادي قطعا نزولي خواهد شد، اگر منفي نشود. خروج سرمايه ادامه خواهد يافت. فساد كه خيلي بدتر از همه موارد ديگر است. از سياست خارجي چيزي گفته نشود بهتر است و به نظر من تا مساله داخلي حل نشود، شاهد هيچ تحولي پايدار در روابط خارجي نخواهيم بود.

 
ضروري‌تر از همه احياي امر سياسي در دولت است. دولت بدون امر سياسي قادر به انجام هيچ كاري نيست. امر سياسي نيز منحصر به دولت و وزرا نيست. در كشورهاي ديگر احزاب بيرون از دولت هستند و بار آن را به دوش مي‌كشند، در اينجا چون احزاب نيست، ديگران بايد بار آن را به دوش بكشند، ديگراني كه دولت و پزشكيان عملا احساس بي‌نيازي از آن كرده است.

تقليل وفاق به انتصابات درست نيست.‌گر چه وفاق بايد در انتصابات بازتاب پيدا كند، ولي فراتر از انتصابات محتوا و رويكرد غالب در اداره كشور است كه متأسفانه دولت و شخص آقاي پزشكيان به آن كم‌توجهي كردند و با ناديده گرفتن امر سياست دولت در مسير افول قرار گرفت. براي درك اينكه تندروها هيچ دركي از مساله وفاق ندارند، همين رفتار اخيرشان كافي است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۸:۰۸:۲۰ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

حمله به «اسب زين‌شده»؟ | هشدار به خانم وزير؛ راه همتي را نرويد

برخي مديران و رسانه‌هاي دولت با ارائه آمارهاي اشتباه و چشم‌پوشي بر خدمات كم‌نظير و بعضاً بي‌نظير دولت سيزدهم كه اخبار همه آنها از خبرگزاري ايرنا هم منتشر شده، ادعا كردند كه دولت چهاردهم اسب زين شده تحويل نگرفته، حال آنكه مشكل از نابلدي اسب‌سواران است.

 

به گزارش همشهري آنلاين، كيهان نوشت: رئيس‌جمهور در اظهارات خود در جلسه استيضاح وزير اقتصاد، فهرستي از ناترازي‌ها و بدهي‌هاي برجامانده از دولت‌هاي قبل براي دولت فعلي را ارائه كرد. خبرگزاري ايرنا با استناد به اين سخنان رئيس‌جمهور در گزارشي كه سفارشي به نظر مي‌رسد؛ ادعا كرد كه دولت چهاردهم، اسب زين شده با بدهي تحويل گرفته است. عجيب اينكه اخبار تمام خدمات دولت سيزدهم كه مويد اسب زين شده براي دولت چهاردهم است، پيش از اين در اين خبرگزاري متعلق به دولت‌ها، منتشر شده است!

نكته قابل تأميل اينكه، بلافاصله پس از ايرنا، رسانه زنجيره‌اي خبرآنلاين كه گردانندگان آن، در شوراي اطلاع‌رساني دولت پست گرفته‌اند، «سقوط همتي از اسب زين شده» را به عنوان تيتر روايت خود از استيضاح وزير اقتصاد سابق برگزيدند.

عجيب‌تر اينكه با فاصله اندكي از دو گزارش فوق، وزير راه و شهرسازي هم سعي كرد حمله به اسب زين شده را در دستور كار اولين نشست خبري خود قرار دهد. تكرار اين سوژه در مدتي كوتاه، احتمال سفارشي بودن آن را برجسته مي‌كند.
البته صحبت‌هاي وزير راه و گزارش ايرنا و رسانه‌هاي حامي دولت، فرصتي فراهم مي‌كند تا خدمات كم نظير و بعضاً بي‌نظير دولت شهيد رئيسي و همچنين كارنابلدي، بي‌تجربگي و عدم اشراف بعضي اعضاي دولت فعلي در شش ماه اخير، يادآوري شود.

فراموشي مصيبت‌هاي دهه از دست رفته!
عمده بدهي‌ها و ناترازي‌هاي امروز كشور، محصول عملكرد دولت‌هاي يازدهم و دوازدهم است كه كشور را معطل برجام كرد و حاصل آن بيشتر شدن تحريم‌ها بود. دوراني كه به دهه سوخته يا از دست رفته اقتصاد ايران، شناخته شده و برخي اخبار خبرگزاري ايرنا در دولت قبل، مويد اين گذاره‌هاست.

ايرنا، با كتمان خاموشي‌هاي گسترده در دولت دوازدهم، شانه خالي كردن وزارت نفت از ساخت پالايشگاه با عنوان كثافت‌كاري، انبارهاي تقريباً خالي كالاهاي اساسي، فقدان منابع براي پرداخت حقوق و يك فهرست طويل از كمبودها در پايان دولت دوازدهم و رفع يا كاهش بسياري از اين مشكلات، در دولت سيزدهم، مدعي شد كه دولت چهاردهم، اسب زين شده با بدهي تحويل گرفته است!

اين خبرگزاري همچنين به آمارهاي عبدالناصر همتي، وزير بركنار شده اقتصاد، در شهريورماه امسال اشاره كرده كه همان زمان، اشتباه بودن آن عيان شد. به‌طور كلي همتي در طول سال‌هاي اخير آمار غلط زياد داده كه فهرست كردن آن، يك گزارش مجزا مي‌طلبد و استناد به آن، به جايگاه خبرگزاري ايرنا صدمه جدي مي‌زند.

عبدالناصر همتي؛ وزير اقتصاد سابق، شهريورماه در گفت‌وگويي تلويزيوني گفته بود: «مي‌گويند اسب زين‌شده تحويل داديم، چه اسب زين شده‌اي! روي تورم ۴۰ درصد، دلار
۶۰ هزار توماني هستيم، با كسري بودجه ۳۰ درصدي مواجهيم، نرخ بيكاري ۱۳ درصدي داريم...رشد اقتصادي چهار و نيم درصدي درحالي كه در برنامه هفتم رشد هشت درصدي هدفگذاري شده است. بازار سرمايه به‌هم ريخته، سود ميانگين شركت‌هاي در بورس از ۲۴ درصد به ۱۲ درصد رسيده، يعني نصف شده...الان ۳۰۰ هزار نفر در صف وام ازدواج ۳۰۰ ميليون هستند درحالي‌كه منابع مالي بانك‌ها زير۲۰ درصد است.»

 

استناد به تحريف!
وزير اقتصاد در حالي تورم ۴۰ درصدي را نشانه بحراني بودن اين شاخص دانست كه نرخ تورم دولت دوازدهم در پايان رياست او بر بانك مركزي، ۴۵ و هفت دهم درصد و در پايان دولت رئيسي ۳۴ و هشت دهم درصد بود. يادآوري مي‌شود همتي چند روز قبل از آن مصاحبه، نرخ تورم را ۳۵ درصد اعلام كرده بود اما در اظهارنظر جديد، پنج درصد به اين رقم اضافه كرد! بر اساس آمارهاي بانك مركزي كه همتي رئيس آن بود؛ كشور را با تورم نقطه به نقطه نزديك به ۵۸ و سه دهم درصد به دولت رئيسي تحويل داده بود.

وزير اقتصاد دولت چهاردهم از افزايش نرخ ارز در دولت شهيد رئيسي انتقاد كرد اما خودش نرخ ارز را در دولت دوازدهم، ۹۱۵۵ تومان تحويل گرفت و تا ۳۳ هزار تومان هم برد و با سركوب لحظه آخري قيمت، ۲۷ هزار تومان تحويل داد. ضمن اينكه همتي از رشد چهار و نيم درصدي اقتصاد كشور در دولت سيزدهم انتقاد كرد. او اين‌جا هم آمار را تحريف كرد.
ميانگين رشد اقتصادي دولت سيزدهم در سه سال اخير (۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲) بيش از پنج درصد بوده است. اين در حالي است كه در هشت سال دولت حسن روحاني كه همتي رياست بانك مركزي آن را از سال ۹۷ عهده‌دار بود متوسط رشد اقتصادي سايت رسمي بت فوروارد كشور حدود شش دهم درصد و در برخي سال‌ها رشد اقتصادي منفي بود، اما دولت رئيسي رشد سالانه غيرنفتي شش و يك دهم درصد را هم تجربه كرد.

وزير اقتصاد سابق ادعا كرد كه نرخ بيكاري ۱۲ تا ۱۳ درصد است اما بر اساس گزارش مركز آمار، نرخ بيكاري در بهار ۱۴۰۳ به ميزان ۷/۷ درصد بود كه در بين چهار دولت اخير كمترين محسوب مي‌شود. دولت شهيد رئيسي در سه سال عملكرد خود متوسط ۸/۸ درصدي نرخ بيكاري را به يادگار گذاشت.

ادعاي عجيب همتي درباره كاهش تورم در دولت چهاردهم، در حالي است كه در زمان آغاز به كار او، نرخ تورم ماهانه دو درصد بوده اما حالا چهار و يك دهم است. همچنين تورم نقطه به نقطه ۳۱ و شش دهم بوده كه حالا ۳۵ و چهار دهم است. همچنين او در جلسه استيضاح مدعي شد طي هفت سال اخير ۱۰ ميليون نفر زير خط فقر رفته‌اند اما آمارهاي بانك جهاني نشان مي‌دهد در طول دوره هشت ساله دولت روحاني (۲۰۱۳- ۲۰۲۰) تعداد فقرا در ايران حدود ۱۰ ميليون نفر افزايش يافت اما در دو سال نخست دولت شهيد رئيسي شش ميليون و ۵۰۰ هزار نفر با بهبود وضعيت زندگي، از زير خط فقر خارج شدند. ضمن اينكه سقوط وحشتناك بورس و نابودي سرمايه‌ها و زندگي‌ها را در سال ۹۹ فراموش كرده است!

وضعيت بدهي‌هاي دولت
درباره بدهي‌ها بايد گفت كه ميزان آن در ابتداي دولت سيزدهم بسيار بيش از ارقام فعلي بود. دولت رئيسي با وجود مضايق به ارث رسيده توانست ۵۰۰ هزار ميليارد تومان اصل و سود اوراق سررسيد شده را به علاوه بيش از ۱۰۰ هزار ميليارد تومان تعهدات قانوني جديد (مانند متناسب‌سازي حقوق فرهنگيان و برخي اقشار ديگر) تامين و پرداخت كند.

دولت چهاردهم در حالي از بي‌پولي مي‌گويد كه وزير اقتصاد دولت سيزدهم در هشتم مردادماه امسال، اعلام كرد كه موجودي خزانه مجموعاً نزديك ۱۸ هزار و ۵۰۰ ميليارد تومان مثبت خواهد بود، در حالي كه در مرداد ماه ۱۴۰۰ (زمان شروع دولت شهيد رئيسي) ۵۳ هزار ميليارد تومان به بانك مركزي بابت تنخواه «بدهكار» بوده است.

البته حجم بدهي‌هاي معوق دولت همچنان بالاست كه به عملكرد گذشتگان مخصوصاً به دولتين دهه سوخته اقتصاد ايران برمي‌گردد. دولت سيزدهم در حال تسويه اين بدهي‌هاي سنگين بود و در طول سه سال، بار سنگيني از دوش دولت بعدي برداشت؛ به عنوان مثال، بزرگ‌ترين تسويه مطالبات تامين اجتماعي به ارزش ۲۶۰ هزار ميليارد تومان در دولت سيزدهم رخ داد؛ يعني سه و نيم برابر همه دولت‌هاي قبلي به سازمان تامين اجتماعي تاديه بدهي اتفاق افتاد.

دولت سيزدهم از روزي كه بر سر كار آمد با انواع ناترازي‌ها و خزانه منفي و انبارهاي خالي مواجه بود اما به جاي ايجاد التهاب در فضاي جامعه، ارائه تصويري ضعيف از كشور به دشمنان و...، به رفع يا كاهش مشكلات برآمد؛ به‌طوري كه دولت چهاردهم در ابتداي كار خود با هيچ كدام از كمبودهاي شهريور ۱۴۰۰ مواجه نبود.

تفاوت مديريت ناترازي‌ها
البته به دليل ناهماهنگي يا كارنابلدي برخي اعضاي دولت چهاردهم، برق در فصل سرد سال و در محدوده مصرف ۴۵ هزار مگاوات قطع شد. ابتدا با فضاسازي دولت، به رفع آلودگي هوا و قطع مازوت‌سوزي ربط داده شد اما بعد از آن معلوم شد اين ادعاها دروغ بوده و مشكل از كمبود ذخيره‌سازي سوخت در نيروگاه‌هاست و آخر هم معلوم نشد كه وزارت نيرو اهمال كرده يا وزارت نفت يا هردو.

حال آنكه در دولت قبل، با وجود ناترازي‌هايي كه از ۹ تا ۱۸ هزار مگاوات اعلام مي‌شد؛ مصرف برق در ۸۰ هزار مگاوات و يكي از گرم‌ترين تابستان‌هاي سال‌هاي اخير را با كمترين ميزان خاموشي كه آن هم به حوادث شبكه مربوط مي‌شد؛ مديريت كرد. همچنين آبرساني به بيش از پنج هزار روستا و چند مركز استان؛ از جمله همدان، شهركرد و سنندج در دولت سيزدهم انجام شد. ضمن اينكه بزرگ‌ترين پروژه تصفيه آب در سيستان ساخته و به بهره‌برداري رسيد.

دولت سيزدهم، گاز كشور را با كمترين ميزان تعطيلات، تامين كرد و وقتي گاز در تربت‌جام با قطع واردات از تركمنستان كه محصول مديريت وزير نفت دولت دوازدهم بود؛ قطع شد بلافاصله با حضور وزير نفت و ديگر مسئولان دولت سيزدهم، نسبت به رفع آن، توزيع وسايل گرمايشي و... اقدام شد اما دولت چهاردهم، رفع همه اين مشكلات را به سال بعد حواله داد كه بعيد است با اين شكل مديريت، بتواند به وعده‌اش عمل كند.
جالب است كه محسن پاك‌نژاد؛ وزير نفت، ديروز همه تدابير وزارت نفت دولت سيزدهم براي تأمين سوخت نيروگاهي را تاييد و چند بار از زحمات جواد اوجي تشكر كرد. او به نامه ۱۲ ارديبهشت‌ماه اوجي به دبيرخانه شعام اشاره كرد كه در آن به لزوم مصرف بيشتر نفت كوره در نيروگاه‌ها از اواسط تابستان تاكيد شده بود؛ اتفاقي كه با سهل‌انگاري دولت چهاردهم با تاخير از اواخر آذرماه آغاز شد.

 

نياز اسب زين شده به سواران كاربلد
گفتني است، اسب زين شده در اختيار دولت چهاردهم قرار گرفت اما افراد سوار بر آن بايد سواركاري بلد باشند. مسئول بايد كارآمد و به حوزه كاري خود اشراف داشته باشد، اما برخي همچون وزير اقتصاد سابق يا وزير راه و شهرسازي فعلي، به نظر مي‌رسد از چنين خصوصياتي فاصله دارند.

او ديروز در نشست خبري مدعي شد: «برخلاف ادعاي موجود مبني بر تحويل اسب زين شده به دولت چهاردهم ولي تمام اراضي آماده نبوده است». به نظر مي‌رسد صادق هم با تكرار همان حرف‌هاي نخ‌نما، راه همتي، وزير معزول اقتصاد را طي مي‌كند.

فرزانه صادق با اينكه قبلاً معاون وزارت راه و شهرسازي بوده، با اظهارات و آمارهايش به نظر مي‌رسد اشراف كافي به حوزه كاري خود و كارهاي صورت گرفته ندارد كه آخرين نمونه آن، بحث موجودي حساب نقد وزارتخانه است.

لازم به يادآوري است كه وقتي فرآيند نهضت ملي مسكن آغاز شد تا يك سال، دستگاه‌ها از تحويل دادن زمين‌هاي دولتي براي ساخت مسكن امتناع مي‌كردند و سنگ اندازي‌هاي ديگري هم بود اما دولت سيزدهم؛ مخصوصاً مرحوم رستم قاسمي با جديت ايستاد و زمين‌ها را تأمين كرد كه در كشور ما، سخت‌تر از تأمين مالي است. همچنين ساخت مسكن دولتي، قانون روشني نداشت كه با تصويب قانون جهش مسكن در مجلس، اين مشكل هم برطرف شد.

ضمن اينكه با احتساب واحدهاي مختلف در دست ساخت و تحويل شده مسكن مهر، بنياد مسكن و... كه ذيل نهضت ملي مسكن تعريف شده؛ تعداد واحدهاي در دست اقدام دولت سيزدهم از اولين مراحل آماده‌سازي زمين تا مراحل بالاتر، دو ميليون و ۶۰۰ هزار واحد بود كه ۶۵۰ هزار واحد تحويل داده شده و قطعاً اگر دولت قبل، امكان ادامه فعاليت مي‌يافت؛ تحول بزرگي در حوزه ساخت مسكن و اعطاي زمين به مردم رخ مي‌داد.

همچنين تأمين مالي نهضت ملي مسكن در دولت سيزدهم، بخصوص در دو سال اول دولت شهيد رئيسي بسيار سخت‌تر از حالا بود؛ اما آن دولت با ابتكارات و تلاش مضاعف، تأمين مالي را هم صورت مي‌داد و اگر آن دولت اكنون بر سر كار بود وام ۸۰۰ ميليون توماني تصويب شده و پرداخت مي‌شد، اما دولتي كه ادعا مي‌كند براي اقدامات خود پول ندارد فقط در يك فقره، دو هزارهزار ميليارد تومان به بودجه شركت‌هاي دولتي اغلب زيانده كه حياط‌خلوت برخي جريان‌ها و افراد خاص است در لايحه بودجه ۱۴۰۴ افزوده شده ‌اما براي نهضت ملي مسكن پول ندارد! لازم به يادآوري است كه نرخ رشد اقتصادي بخش مسكن بين ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ از منفي هفت به مثبت هفت درصد رسيد؛ يعني ۱۴ واحد درصد در دو سال.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۸:۰۳:۰۸ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

صندلي تحقير هورا كشيدن ندارد!

در ايران طيفي كه خود را «اصلاح‌طلب» مي‌نامد، روايتي كاملا متفاوت از اين صحنه‌ «محاكمه، تحقير و اخراج» را به تصوير مي‌كشد و اصرار دارد بگويد «اين رويداد نشان داد بايد رفت و با ترامپ مذاكره كرد»!


به گزارش مشرق، جعفر بلوري طي يادداشتي در روزنامه كيهان نوشت: انسان‌شناسان، «انسان» را موجودي پيچيده مي‌دانند. اين پيچيدگي گاهي آن‌قدر زياد است كه در برخي فرهنگ‌ها و اديان، شناخت انسان را برابر با شناخت خدا و ناممكن دانسته‌اند. اصولا جامعه‌شناسان و تاريخ‌دانان، ريشه آن تغييراتي را كه طي چند قرن به دوران مدرن و پسامدرن منتهي شد، به همين «انسان‌شناسي» و تغيير «تعريف بشر از انسان» مربوط مي‌دانند. اين پيچيدگي باعث ايجاد رشته‌هاي متعددي در حوزه علوم انساني شده است.

در اين بين، «ذهن» همان جايي است كه پاسخ بسياري از اين پيچيدگي‌ها را مي‌توان در آن جست‌وجو كرد و علومي مثل روانشناسي يا روانشناسيِ اجتماعي نيز براي كمك به همين حوزه، آمده‌اند. اين كه مي‌بينيم دو نفر نسبت به يك «شرايط» يا «واقعه»ي يكسان، دو واكنش كاملا متفاوت نشان مي‌دهند، حاصلِ همين پيچيدگي‌هاست. اين يادداشت مي‌خواهد يك نمونه از اين پيچيدگي‌ها را كه در قالب «واكنش‌» به ماجراي جدل «زلنسكي-ترامپ» خود را در ايران نشان داد، از اين دريچه بررسي كند. سؤال اصلي اين است: «چرا عده‌اي تحقير زلنسكي مقابل آمريكا را، «عزت» مي‌بينند و عده‌اي آن را «ذلت»؟

تمام علائم و نشانه‌هايي كه در دعواي ترامپ و يارانش مقابل رئيس‌جمهور اوكراين ديده مي‌شود- از ادبيات و جملات و لحن تا زبانِ بدن تيم ترامپ- بي‌ادبي، تلاش براي تحقير، غرور و تكبر و خودشيفتگي مفرط را به وضوح نشان مي‌دهد. آن طرف هم، مثل بره نشسته و تلاش مي‌كند از خود دفاع كند. اما ساعاتي نمي‌گذرد كه سران اروپا به او مي‌فهمانند، چاره‌اي ندارد و بايد با ارباب بسازد. ترامپ هم پيام مي‌دهد، عذرخواهي مجازي پذيرفته نيست و رهبر اوكراين بايد رسما و جلوي دوربين‌هاي تلويزيوني از او، هم تشكر كند و هم عذرخواهي نمايد.

برخي رسانه‌هاي غربي مثل «گاردين» و رهبران اروپايي از جمله «فرانك والتر اشتاين ماير»، رئيس‌جمهور آلمان اعلام كردند، به عمر خود چنين صحنه‌اي را نديده بودند. «اشتان ماير» حتي گفت وقتي اين صحنه‌ها را مي‌ديد، نفسش بند آمده بود و نمي‌توانست نفس بكشد. اكنون كه در حال مطالعه اين يادداشت هستيد، تقريبا تمام دنيا صحنه را «صحنه تحقير و بي‌ادبي» توصيف كرده و ترامپ را فردي غيرقابل اعتماد و ديكتاتور معرفي مي‌كنند.

اما در ايران طيفي كه خود را «اصلاح‌طلب» مي‌نامد، روايتي كاملا متفاوت از اين صحنه‌ «محاكمه، تحقير و اخراج» را به تصوير مي‌كشد و اصرار دارد بگويد «اين رويداد نشان داد بايد رفت و با ترامپ مذاكره كرد»(!) اين واكنش عجيب، حاصل چه فعل و انفعالاتي در ذهن اين طيف است؟! براي يافتن پاسخ اين سؤال مهم، از نظريات دو روانشناس مطرح يعني «زيگموند فرويد» و «دانيل كانمن» استفاده مي‌كنيم. بخوانيد:

۱- در صفحات ۱۱ و ۱۲ كتاب «تفكر، سريع و كُند»، دانيل كانمن وقتي اصطلاح «آمار شهودي» را توضيح مي‌دهد مي‌گويد: «ما علاقه بسيار زيادي داريم تا يافته‌هاي تحقيقاتي را كه بر اساس شواهد ناكافي به دست آمده بودند باور كنيم و تمايل داريم در پژوهش‌هاي خودمان نيز به مشاهدات معدودي اكتفا كنيم....حتي وقتي مي‌فهميم پاسخ غلط است، باز هم تمايل داريم بپذيريم درست است.»

اين روانشناس مطرح آمريكايي در ادامه وقتي مي‌خواهد دليل ميل به اصرار روي اشتباه را توضيح دهد مي‌گويد وقتي با «آمار شهودي» مواجهيم «سيستم يك مغز» كه ميل به محاسبات عميق و دقيق ندارد، وارد مي‌شود و براي رهايي از فكر عميق، دم‌دست‌ترين شواهد و نشانه‌ها را جمع‌آوري كرده و به يك نتيجه فوري-و غالبا غلط- مي‌رسد! چرا كه اصولا «فكر كردن درد دارد.»

بنابر اين اگر بخواهيم با نظريات «كانمن» رفتار اين طيف را تحليل و دليل اصرارشان به «عزت» ديدن «تحقير» را بدانيم، و ببينيم چرا معتقدند، بايد آقاي پزشكيان روي همان صندلي و كنار ترامپ بنشيند، بايد گفت، آنها براي تحليل، همواره از «سيستم يك» مغزشان استفاده مي‌كنند كه، تمايلي به تحليل عميق و دقيق علائم و نشانه‌ها ندارد و دم دست‌ترين پاسخ‌ها را يافته و تكرار مي‌كنند. اما پاسخ دومي هم مي‌توان به پرسش اين يادداشت داشت.

۲- «فرويد» اصطلاحي دارد با عنوان «واكنش وارونه» (Reaction Formation) كه يكي از سازوكارهاي دفاعي در نظريه «روانكاوي» اوست. در واكنش وارونه، فرد نه‌ تنها احساسات واقعي خود را سركوب مي‌كند، بلكه رفتار يا احساسي كاملاً متضاد با آن را بروز مي‌دهد! اين مكانيسم زماني رخ مي‌دهد كه فرد با احساسات و افكاري-اينجا اخباري- كه غيرقابل‌پذيرش يا تهديدكننده مي‌داند، مواجه مي‌شود. به بيان ساده، فرد به جاي پذيرش واقعيت و حس واقعي خود، آن را سركوب كرده و رفتاري كاملا عكس از خود بروز مي‌دهد. دليل اين رويكرد هم اين است كه، ذهن انسان براي جلوگيري از اضطراب يا تعارض سايت رسمي بت فوروارد دروني، از مكانيسم‌هاي دفاعي مختلفي استفاده مي‌كند. در واكنش وارونه، فرد براي سركوب يك حس يا واقعيت ناخوشايند و غيرقابل پذيرش (اينجا شوك حاصل از اثبات غيرقابل اعتماد بودن كشوري كه يك عمر تبليغ آن را كرده‌اند)، رفتاري را نشان مي‌دهد كه كاملاً در تضاد با واقعيت و حتي حس دروني خود اوست. اين مكانيزم دفاعي به فرد كمك مي‌كند تا از تضاد دروني خود فاصله بگيرد و به ظاهر راه‌حلي مناسب بيابد.

۳- هم فرويد و هم كانمن معتقدند، در صورت توضيح اين مسئله و كمك به فرد براي فهم و حل آن، موضوع رفته رفته حل مي‌شود، هر چند ميل به نپذيرفتن در او همچنان باقي بماند. اما چنانچه با توضيح اين واضحات، مشكل همچنان باقي ماند، بايد موضوع فراتر از يك شوك يا حس ناخوشايند باشد و احتمالا با يك بيمار رواني مواجهيم!

۴- بايد توجه داشت كه مواجهه با اين‌گونه واكنش‌ها و چالش‌ها، تنها محدود به يك واقعه يا يك طيف خاص نيست. اين «الگوي فكري» در بسياري از بزنگاه‌هاي تاريخي مي‌تواند مسير تحليل و تصميم‌گيري‌هاي كلان را تغيير دهد. شايد بتوان گفت مهم‌ترين چالش امروز، نه صرفاً شناخت رفتار اين طيف خاص، بلكه درك مكانيسم‌هاي ذهني‌ است كه چنين روايت‌هاي بيمارگونه و غلطي را توليد و بازتوليد كرده در حد وسيع در رسانه‌ها پمپاژ مي‌كنند، چرا كه تا زماني كه «سيستم يك» در تحليل‌هاي سياسي و اجتماعي غالب باشد و «واكنش وارونه» به‌عنوان يك سپر دفاعي عمل كند، امكان دستيابي به يك تحليل واقع‌بينانه و تصميم‌گيري صحيح در بزنگاه‌هاي حساس، دور از دسترس خواهد بود.

شايد مهم‌ترين چالش امروز جامعه سياسي ايران، نه فقط شناخت رفتارها و تحليل‌هاي سطحي اين گروه خاص، بلكه درك و تحليل مكانيسم‌هاي ذهني‌ است كه در پس اين رفتارها قرار دارد. به جاي تكيه بر واكنش‌هاي فوري و پيش‌داوري‌ها، بايد فضائي براي تحليل دقيق‌تر و آگاهانه‌تر فراهم كنيم تا بتوانيم تصميم‌گيري‌هاي كليدي را در بزنگاه‌هاي حساس، از موضعي واقع‌بينانه و عاقلانه اتخاذ كنيم. اگر اين تغيير نگاه در جامعه سياسي ايران شكل بگيرد، شايد بتوان اميدوار بود كه در تحليل‌ها و تصميمات سياسي و اجتماعي، به‌جاي استفاده از «واكنش وارونه» و «آمار شهودي»، از راهكارهايي استفاده شود كه به حقيقت نزديك‌تر است و فضاي گفت‌وگو و نقد سالم را تقويت مي‌كند. در اين صورت، يكي از مهم‌ترين دلايل توسعه‌نيافتگي در ايران هم، كنار مي‌رود و انرژي كارشناسان به جاي پاسخ دادن به اين مهملات و دعواهاي بي‌فايده، صرف بهبود شرايط و يافتن راه‌حل‌ها مي‌شود...!


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۷:۳۳:۳۳ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

ماجراي خبر سفر محرمانه ۷ كارشناس موشكي روس به تهران

رويترز مدعي شد كه همزمان با تعميق همكاري دفاعي روسيه و ايران، در طول سال گذشته چند كارشناس ارشد موشكي از مسكو به تهران سفر كردند!



رويترز با اشاره به سوابق مسافرتي و داده‌هاي استخدامي، مدعي شد كه در طول سال گذشته چند متخصص ارشد موشكي از مسكو به تهران سفر كردند.

به ادعاي رويترز، هفت كارشناس تسليحاتي روسيه ۲۴ آوريل و ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۴ با دو پرواز از مسكو راهي تهران شدند.

سوابق رزرو بليت شامل شماره گذرنامه بوده و در پيشوند ۶ نفر از اين هفت كارشناس عدد "۲۰" درج شده بود كه به ادعاي رويترز اين عدد براي سفر مقامات رسمي استفاده و براي مقامات دولتي در سفرهاي كاري خارجي و همچنين پرسنل نظامي حاضر در پرواز صادر مي‌شود. رويترز مدعي است كه براساس دستوري صادرشده از جانب دولت روسيه و همچنين سندي بر روي خروجي تارنماي وزارت خارجه اين كشور، به علت درج اين عدد در گذرنامه‌ها پي برده است!

اين خبرگزاري نوشته است كه به طور مستقل قادر به تعيين هدف سفر اين مقامات به ايران نيست. رويترز همچنين به نقل از يك مقام وزارت دفاع ايران مدعي شد سايت رسمي بت فوروارد كه كارشناسان موشكي روس پارسال چندين بازديد از سايت‌هاي موشكي ايران داشتند و برخي از اين بازديدها در سپتامبر انجام شد.

همچنين رويترز به نقل از يك مقام دفاعي غربي كه همكاري دفاعي ايران و روسيه را رصد مي‌كند و نخواست نامش فاش شود، مدعي شد كه تعداد نامشخصي كاشناس موشكي روس در ماه سپتامبر از يك سايت موشكي ايران واقع در بندر اميرآباد در شمال استان مازندران بازديد كردند.

رويترز كه پيش از اين نيز در گزارش‌هايي، ادعاهاي مشابهي را مطرح كرده، مدعي است كه تمام هفت كارشناس روس سوابق نظامي برجسته دارند و دو تن از آنها با درجه سرهنگ تمام و دو تن ديگر نيز سرهنگ دوم بودند. رويترز نوشته است كه سفر آنها به ايران همزمان با درگيري‌هاي مقابل تهران و تل‌آويو در آوريل و اكتبر صورت گرفته است.

ايران و روسيه در ماه ژانويه در مسكو و همزمان با ميزباني كرملين از مسعود پزشكيان، رئيس‌جمهور ايران، قرارداد ۲۰ ساله همكاري‌هاي راهبردي را به امضا رساندند. ‌از نگاه ناظران، با امضاي اين معاهده كه شامل يك مقدمه و ۴۷ ماده در همه حوزه‌هاي مناسبات دوجانبه است، سطح تعاملات ايران و روسيه ارتقا يافته، زمينه پيشبرد همكاري‌ها تسهيل شده و اين معاهده در اقتدار و همكاري منطقه‌اي دو كشور با تمركز بر حوزه‌هاي اقتصادي، سياسي، امنيتي و نظامي مؤثر خواهد بود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۷:۲۹:۴۷ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)