etudeblog1 etudeblog1 .

etudeblog1

پشت پرده لغو زنجيره‌اي جلسات ضد انقلاب در اروپا/ خروج مهره سوخته از يك بازي اطلاعاتي!

برخي اخبار درباره لغو نشست ضدانقلاب حكايت از آن دارد كه اختلافات و رقابت‌هاي دروني يكي از عوامل لغو نشست رضا ربع پهلوي بوده است.
سرويس سياست مشرق- هفدهم بهمن، رضا پهلوي در توييتي نوشت كه به كنفرانس امنيتي مونيخ دعوت شده بود، اما مداخله وزارت خارجه آلمان، مانع از حضور او شده و اين دعوت پس گرفته شده است.

ساعتي پس از اين ماجرا سخنگوي وزارت خارجه آلمان در واكنش به اين توئيت، تاكيد كرد كه كنفرانس امنيتي مونيخ به‌طور مستقل درباره دعوت‌نامه‌هاي خود تصميم‌گيري مي‌كند و وزارت خارجه دخالتي نكرده است. پس از بيانيه وزارت خارجه آلمان، رسانه‌هاي معاند تلاش كردند با ارتباط‌گيري با دفتر مطبوعاتي كنفرانس مونيخ، علت اين رفتار با پهلوي را جويا شوند كه پاسخي درباره پرسش‌هاي خود دريافت نكردند. با اين حال رضا پهلوي دو روز بعد، در توئيتر خود مدعي شد كه دعوت از او در اجلاس مونيخ پابرجاست.

رسانه‌ها و اكانت‌هاي حامي پهلوي اين ماجرا را با سروصداي زيادي در شبكه‌هاي اجتماعي بازتاب دادند و مدعي شدند كه جلسات به دليل تهديدات امنيتي و خطر جاني ربع پهلوي، لغو شده است! غافل از اينكه ساعاتي بعد، رسانه‌هاي هلندي نيز اعلام كردند نشستي كه قرار بود بيست و پنجم بهمن‌ماه، در پارلمان هلند با حضور پهلوي برگزار شود، «لغو» شده است.

بخش رسانه پارلمان هلند نيز همچون دفتر مطبوعاتي كنفرانس مونيخ پاسخ روشني نداد و در توضيح اين موضوع اعلام كرد، برنامه رضا پهلوي در پارلمان هلند به دلايل مربوط به دستور كار روزانه لغو شده است.

همه اين‌ موارد در حالي رخ داده كه هفته گذشته نيز مجمع كمبريج در بيانيه‌اي كه در وب‌سايت خود منتشر كرده بود، اعلام كرد سخنراني بيست و دوم بهمن‌ماه، رضا پهلوي در اين مجمع لغو شده است. كمبريج‌ هم در اين بيانيه، دلايل امنيتي و خطر جاني ربع پهلوي را علت لغو اين نشست اعلام كرده بود؛ اما اشاره موردي به تهديد خاصي نكرد.

 

بيانيه لغو سخنراني رضا پهلوي در مجمع كمبريج

 

سلطنت‌طلبان ادعاهاي متعددي درباره لغو ديدارها مطرح كرده‌اند و پيام‌هاي رسمي مربوط به لغو جلسه ربع پهلوي را تفسير به راي كردند؛ آنها به‌گونه‌اي روايت كردند كه يكي از علت‌هاي لغو ديدار، استقبال فراتر از انتظار از پهلوي بوده و محل برگزاري ظرفيت كافي نداشته است!

برخي هم دلايل امنيتي را بهانه لغو جلسات پهلوي اعلام كردند. بااين‌حال، اين توجيهات نتوانست كاربران را قانع كند و پرسش آنها درباره لغو زنجيره‌اي اين ديدارها را بي‌پاسخ باقي گذاشت طوري كه برخي حاميان پهلوي در شبكه‌هاي اجتماعي پرسيدند: «اگر مشكل، مسائل امنيتي يا كمبود ظرفيت بوده، چرا جلسه به‌صورت آنلاين برگزار نشده است؟

مشكل امنيتي نيست!

علي همداني روزنامه‌نگار سابق بي‌بي‌سي فارسي در واكنش به لغو جلسه كمبريج در انگلستان توضيح داد كه باوجود ادعاي دستگاه رسانه‌اي سلطنت‌طلبان مبني بر تهديدات امنيتي رضا پهلوي، با پليس كمبريج تماس گرفتم و پرسيدم آيا گزارشي از تهديد امنيتي دريافت كردند، يا به دليل خطر احتمالي دانشگاه را مجبور به لغو مراسم كردند. پليس هم با رد همه موارد گفت هيچ نقشي نداشته است!

 

توئيت علي همداني، روزنامه‌نگار سابق بي‌بي‌سي فارسي

 

 

برخي اخبار درباره لغو نشست ضدانقلاب حكايت از آن دارد كه اختلافات و رقابت‌هاي دروني يكي از عوامل لغو نشست رضا ربع پهلوي بوده است. لابي ضدانقلاب چپ و ماركسيستي با احزاب چپ‌گرا اروپايي نقش به سزايي در لغو برنامه‌هاي گروهك‌ سلطنت‌طلب داشته است. چنانچه كارشناس شبكه تروريستي اينترنشنال نيز در گفتگو با اين رسانه ضدايراني، تأكيد كرد كه مشكل تهديد امنيتي نبوده؛ بلكه بخشي از اپوزيسيون در خارج از كشور عامل اصلي اين ماجرا هستند.

چالش‌هاي سلسله‌وار اپوزيسيون ثابت مي‌كند كه شدت اختلافات بين ضدانقلاب افزايش پيدا كرده و هر كدام به طور جداگانه در نامه‌هايي كه به مقامات غربي ارسال مي‌كنند، اعلام مي‌كنند كه نمايندگان چپ، نفاق يا پهلوي، نماينده اپوزيسيون ايران به شمار نمي‌آيند!

البته اپوزيسيون هم اندك اعتبار سابق خود را بين مقامات بيت فورد غربي از دست داد است. دستور اخير ترامپ براي قطع بودجه مؤسسات ضدايراني و رفتار اروپايي‌ها با آنها، حكايت از اين دارد كه غرب ديگر تمايلي به شرط‌بندي روي اسب بازنده جريان برانداز ندارد. از سال ۱۴۰۱ تاكنون، شناخت غربي‌ها از اپوزيسيون بيشتر شده و برخلاف پائيز دو سال گذشته، شاهد سرمايه‌گذاري صددرصدي آنها روي اين افراد سرسپرده نخواهيم بود. اين رويكرد بلافاصله پس از حوادث مهسا اميني به چشم خورد و شبكه‌هاي تروريستي ضدايراني در كشورهاي غربي با محدوديت‌ها و تعطيلي‌هاي گسترده‌اي روبه‌رو شدند.

در اين رابطه بيشتر بخوانيد:
پشت پرده قطع كمك‌هاي مالي به همجنس‌بازان، تجزيه‌طلبان و تروريست‌ها+ اسناد
تعطيلي زنجيره‌اي رسانه‌هاي فارسي‌زبان صهيونيست‌ها
چالش‌هايي كه اپوزيسيون در سه سال اخير پشت سر گذاشته، ماهيت مصرفي آن‌ها براي دولت‌هاي غربي را به نمايش گذاشته است. عرصه‌اي كه اين دولت‌ها براي سازمان تروريستي منافقين طي سال‌هاي اخير مهيا كرده بودند، پس از آشوب‌هاي ۱۴۰۱، به طور پيوسته تنگ شد و ميدان عملياتي خود را در كشورهاي مختلف از دست دادند.

پليس آلباني تابستان ۱۴۰۲ دومرتبه به مقر منافقين حمله كرد. ابتدا در خرداد ۱۴۰۲، پليس آلباني با هزار نيرو به كمپ اشرف ۳ در تيرانا حمله كرد و در جريان اين حادثه، يكي از اعضاي اين گروهك تروريستي را معدوم كرد و نزديك به ۱۰۰ نفر از ساكنين كمپ تيرانا معروف به اشرف ۳ نيز زخمي شدند. در اين حمله، پليس آلباني به بهانه مبارزه با جرايم سايبري و نقض توافق‌هاي سال ۲۰۱۴، وارد كمپ اشرف ۳ شد. سازمان مجاهدين خلق اعلام كرد كه در اين عمليات، تجهيزات الكترونيكي و پهپادهايي كشف و ضبط شده است. پليس آلباني تأكيد كرد كه اين عمليات بر اساس حكم دادگاه عالي مبارزه با تروريسم انجام شده است.

پس از آن در مردادماه همان سال نيز پليس آلباني با تأكيد بر حكم دادگاه عالي مبارزه با تروريسم، به بهانه مبارزه با جرايم سايبري و نقض توافق‌هاي سال ۲۰۱۴، وارد كمپ اشرف ۳ شد. منافقين بعدها اعلام كردند كه در اين عمليات، تجهيزات الكترونيكي و پهپادهايي كشف و ضبط شده است.

در اين رابطه بيشتر بخوانيد:
چرا پليس آلباني عمليات پاك‌سازي لانه منافقين را آغاز كرده است؟
پشت پرده غيرفعال شدن شبكه سايبري منافقين/ آغاز تسويه حساب‌هاي تشكيلاتي در اشرف ۳
اوايل بهمن ۱۴۰۳ هم دولت كانادا در اقدامي قابل‌توجه، فعاليت گروهك تروريستي منافقين را دچار محدوديت‌هاي سخت كرد؛ تا جايي كه ازاين‌پس هرگونه برگزاري تجمع با تصاوير سران اين تشكيلات تروريستي ممنوع اعلام شده است و اعضاي اين گروهك ديگر حق تبليغ سران سازمان در شبكه‌هاي اجتماعي را نخواهند داشت. برخي برآوردها بيانگر اين است كه دولت كانادا به دليل فعاليت‌هاي غيرقانوني، چون پول‌شويي، توزيع قاچاق و تأسيس دفاتر مالي غيرقانوني، اين گروهك را دچار محدوديت كرده است.

 

از طرفي دولت فرانسه نيز قصد دارد قرارگاه اور يا قرارگاه صبا را از اين سازمان پس بگيرد. دولت فرانسه در سال‌هاي آغازين ورود منافقين به اين كشور، تصميم گرفت يك مقر سياسي - نظامي در حاشيه پايتخت خود براي اين سازمان تدارك ببيند. اين محل قرارگاهي بود توسط پليس فرانسه محافظت كامل مي‌شد، حتي به اين سازمان تروريستي اجازه داده شد كه حاشيه ديوار آن با سيم‌خاردار و دوربين مداربسته پوشش داده شود و عناصر منافقين هم مجوز گرفته بودند تا در خيابان‌هاي اطراف گشت‌زني كرده و با تجهيزات كامل، مانند يك سفارتخانه، از آن محافظت كنند.

اخيراً هم سازمان تروريستي منافقين با چالش جديد روبه‌رو شده و دو شركت مشهور ماهواره‌اي به علت نمايش اقدامات خشونت‌طلبانه و نقض مكرر كنوانسيون‌هاي بين‌المللي در سيماي فرقه رجوي، هشدارهاي جدي به اين فرقه دادند. تاحدي‌كه اين موضوع، در نشست‌هاي محرمانه فرقه موردبحث قرار گرفته و مطرح شده كه هشدارهاي جدي از سوي دو شركت پخش‌كننده برنامه‌هاي «سيماي آزادي» به اين فرقه ارسال شده است. اين هشدارهاي مهم به دليل نقض‌هاي مكرر كنوانسيون‌هاي بين‌المللي پخش ماهواره و قوانين آفكام (سازمان تنظيم‌كننده مقررات رسانه‌اي) در محتواي برنامه‌ها به‌ويژه ترويج آموزش‌هاي تروريستي و نمايش اقدامات خشونت‌آميز و خرابكارانه، صورت گرفته است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۶:۵۵:۱۴ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

خبر مرگ رجوي در پاريس اعلام شد/ منافقين پناهنگان اوكرايني را هم فريب دادند!

تور پاريس براي يك جنگ زده اوكرايني كه با هزاران سختي در كشورهاي اروپايي اسكان گرفته است، مي‌تواند سفري رؤيايي باشد!
سرويس سياست مشرق- تجمع ضد ايراني كه منافقين در روز بيستم بهمن ماه در پاريس مانند هميشه رسوايي‌هايي را به دنبال داشته است، اين ميتنيگ هر ساله به برگزاري تجمعات اتوبوسي با پخش ساندويچ معروف بوده اما امسال حاشيه‌هاي جديدتري نيز داشته است.

در اين نمايش فريب‌كارانه در پاريس علاوه بر پرچم‌هاي كشور اوكراين كه نشان از حضور پناهندگان اوكرايني در اين مراسم داشت، گزارش‌هايي از نارضايتي اين شركت كنندگان فريب خورده نيز موجود است.

تصويري كه بيش از همه در فضاي شبكه‌هاي اجتماعي بازديد شد و دست به دست گشت، توييت يك شركت كننده اوكرايني است كه از سرويس دهي برگزار كنندگان تظاهرات ابراز نارضايتي كرده است.

اين شركت كننده اوكرايني در توييت خود نوشته است: منافقين فريبكار و دروغگو هستند. ديروز يك سازمان با وعده ميهمان نوازي و تور پاريس از من براي تظاهرات عليه روسيه و حمايت از كشورم دعوت كرد اما بعد متوجه شدم كه كا ماجرا دروغ بوده است!

رسوايي جديد منافقين در حالي است كه شوراي تروريستي مقاومت به عنوان ويترين تبليغاتي منافقين در گزارشات خود چنان عنوان كرده است كه گويي اوكرايني‌ها در موجي خودجوش به تظاهرات ضد ايراني آنها پيوسته‌اند.

براي نمونه در گزارش يورونيوز از يك پرستار ۳۷ ساله اوكرايني نام برده مي‌شود كه اكنون در آلمان زندگي مي‌كند، و يكي از افرادي ست كه به پاريس آمده تا به منافقين بپيوندد.

لازم به ذكر است كه تور پاريس براي يك جنگ زده اوكرايني كه بيت فورد با هزاران سختي در كشورهاي اروپايي اسكان گرفته است، مي‌تواند سفري رؤيايي باشد كه با اتوبوس‌هاي منافقين محقق مي‌شود. اما ظاهراً گاف تروريست‌ها در هنگامه تظاهرات و پذيرايي موجب رسوايي شده است.

اين اولين بار نيست كه فرقه ترورريستي رجوي با وعده ناهار و ساندويچ و تور آوارگان و پناهندگان آسيب‌پذير را از سراسر اروپا به پاريس گسيل مي‌كند و بر سر ابروي ايرانيان قمار مي‌كند.

نكته جالب توجه ديگر در اين تجمع زمزمه‌هايي بود كه در مراسم از سوي عناصر نافق مطرح شده است، از جمله آنكه برخي از كادرها در طول مراسم ميان خود اين بحث را پيش برده‌اند كه اگر مسعود رجوي زنده است، چرا سخنراني قديمي او در حال پخش است و گر مرده چرا تشكيلات ترور آن را به صورت رسمي اعلام نمي‌كند، برخي آگاهان خبر مي‌دهند كه به زودي خبر مرگ رجوي از سوي بيوه سعودي اعلام خواهد شد!


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۶:۵۰:۳۸ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

تور سازمان اطلاعات سپاه براي رفع مشكلات بخش خصوصي/ بروز "پديده معين" در سياست ايران

هنگامي كه برخي رجال سياسي عقلانيت را كنار مي‌گذارند؛ آنگاه است كه راه حل‌ها گم مي‌شود، ترسيم دقيقي از وضع موجود صورت نمي‌گيرد و كسي هم در گرداگرد دستاوردهاي كشور حصار نمي‌سازد.
سرويس سياست مشرق - «وبلاگ مشرق» خوانشي روزانه در لابه‌لاي اخبار و اتفاقات كشور است. ما درباره اين خوانش البته تحليل‌ها و پيشينه‌هايي را نيز در اختيار مخاطبان محترم مي‌گذاريم. هر روز با بسته ويژه خبري-تحليلي مشرق همراه باشيد.

 

تور سازمان اطلاعات سپاه براي رفع مشكلات بخش خصوصي

 

سردار محمد كاظمي، رئيس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران طي يك مصاحبه در حاشيه راهپيمايي ۲۲ بهمن، ضمن تبريك سالروز پيروزي انقلاب اسلامي گفته است:

"سازمان اطلاعات سپاه بر خود مفروض مي‌داند تا به هر دستگاه دولتي و بخش خصوصي كه در جهت خدمت و حل مسائل مردم به ويژه در حوزه اقتصاد و معيشت قدم برمي‌دارد كمك كند و در اين چارچوب ضمن شناسايي بدكاركردي‌ها و آسيب‌ها در رفع آن‌ها نيز عمل كند."[1]

 

*قبل از اين، ‌ سردار فدوي، جانشين فرماندهي كل سپاه نيز در سخناني در يك مراسم يادواره شهدا تأكيد كرده بود: به دنبال آن هستيم گرفتاري‌هايي كه مردم روزانه با آن سرو كار دارند را از بين ببريم و به مطلوب مردم تغيير دهيم.

فدوي مي‌افزود: در ظرفيت ها و توانمندي هاي كشور و مردم ما اين زمينه وجود دارد كه تحولي بزرگ و اساسي ايجاد كنيم و تغيير و تحولي اساسي در حوزه اقتصاد و معيشت كه موضوعي دايمي براي مردم است به وجود بيايد و از گرفتاري هايي كه با آن روبه‌رو هستيم فارغ شويم. [2]

اين توجه فرماندهان عالي سپاه به اقتصاد و معيشت يك فرصت بسيار عالي براي نظام و مردم در جهت رفع مشكلات اقتصادي است.

پر واضح آنكه سپاه پاسداران از همه ابزارهاي لازم براي عملگري در حيطه "مبارزه با كژكاكردها و آسيب‌هاي اقتصادي" برخوردار است و مي‌تواند يك بازوي قوي و امين براي اقتصاد كلان ايران باشد.

ما امروز در حيطه اقتصاد با ايرادات واضحي مواجهيم كه رفع آنها در وهله اول نيازمند دلسوزي و اقتدار است.

از گراني بيقاعده‌اي كه از هيچ فرمول بازاري، دلاري، تحريمي و تورمي پيروي نمي‌كند و جرم بزرگ گرانفروشي را در بازار كالا و خدمات ايراني رواج داده است.

تا قوانين اقتصادي مهمي مثل تعيين سقف براي اجاره‌بها، قانون اخذ ماليات از خانه‌هاي خالي، تسهيلات جواني جمعيت، قوانين نظارتي بر قيمت‌ها و... كه يا اجرا نمي‌شوند و يا بسيار ضعيف و بد اجرا شده‌اند.

رفع اين مشكلات نيز بيش و پيش از همه نيازمند انگيزه براي پيشرفت انقلاب و برخورداري از اقتدار است.

مردم بايد بيش از گذشته تأثيرات سپاه پاسداران در ابعاد مختلف زندگي خود را احساس كنند و اقتصاد آماده‌ترين عرصه در اين زمينه است.

 

***

 

بروز "پديده معين" در سياست ايران

 

مصطفي معين، فعال چپ و از وزراي دولت اصلاحات به تازگي در بخشي از يك مصاحبه با شفقنا درباره شرايط كشور اظهار كرده است:‌ هرچند استقلال كشور در وجه سياسي آن با پيروزي انقلاب بطور نسبي بوجود آمد ولي هنوز بعد از گذشت چهار دهه، به ثبات و جايگاه متناسب با فرهنگ و تمدن تاريخي ايران در جهان و تعامل با جامعه بين‌المللي دست نيافته‌ايم. سياست خارجي تنش‌زا همراه با انزواي جهاني ايران و تداوم تحريم‌هاي خارجي هم باعث تورم طولاني و دو رقمي، گسترش فقر و بيكاري و فساد و وابستگي بيشتر اقتصادي و تكنولوژيك به بيگانگان شده كه استقلال سياسي را هم در معرض آسيب‌ قرار داده است.

او مي‌افزايد: طي ساليان، مشكلات ساختاري، تداخل‌ها و موازي‌كاري‌ها در اداره كشور بيش از پيش بوجود آمده است. ناكارآمدي هاي ساختاري كه عمده بحران‌هاي عميق و در هم‌تنيده سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي كشور و نيز تحقق نيافتن شايسته اهداف سه‌گانه آزادي، استقلال و جمهوري اسلامي و پاسخگو نبودن مسئولان نسبت به بيت فورد اصلاح اين ساختار از نتايج آن است. به اين دليل، آزادي‌هاي قانوني و حقوق شهروندي، از قبيل آزادي بيان، قلم، انديشه، تظاهرات و اجتماعات و انتخابات كه در اصول مختلف قانون اساسي بر آن تاكيد شده، با محدوديت‌هاي مهمي مواجه شده است. فرهنگ و ارزش‌هاي اخلاقي و معنوي هم به تدريج در سطوحي رو به افول گذاشت. با وضعيت مطلوب فاصله زيادي يافت و آفت‌هايي چون ايجاد تفرقه و طبقه‌بندي ملت به خودي و غيرخودي، ريا و نفاق و تملق، اكنون فراگير شده است. عدالت اجتماعي نيز كه از آرمان‌هاي مهم انقلاب مردم بوده و هست، به‌خاطر سوءمديريت‌ و فرآيند رو به افزايش نابرابري و تبعيض و فساد، اكنون وسيعا رنگ باخته است.[3]

 

*در اظهارات معين تهمت‌هاي عجيبي به نظام اسلامي وجود دارد. از جمله وابستگي بيشتر به بيگانگان در پساانقلاب، نرسيدن به جايگاه رفيع در جهان، انزواي ايران و گسترش فساد!

و اين در حالي است كه سياسي بودن، وزير بودن و پر سن و سال بودن معين بر تأسف پيرامون اين تهمت‌ها مي‌افزايد.

ما قضاوت درباره اين تهمت‌ها را بر عهده مخاطبان محترم مي‌گذاريم.

در پس تهمت‌هاي معين البته حرف‌هاي مغلوط ديگري هم در انتقاد از شرايط موجود طرح شده كه البته بايد دانست هنگامي كه فردي تصميم به بدگويي و سياه‌نمايي مي‌گيرد؛ نه تنها از اظهار تهمت هيچ امتناعي ندارد بلكه در طرح سخنان خود نيز درست و غلط را به هم مي‌آميزد تا در جمع جبري سخنانش نتيجه‌اي كه نفسانيتش حكم مي‌كند صادر شود نه نتيجه‌اي كه عقل هم بر آن دلالت دارد!

مجموعا بايد در نظر داشت كه وقتي فردي در بيان نقد خود از تهمت هم كمك مي‌گيرد؛ اولا هيچ قصدي براي دلسوزي ندارد و ثانيا سخنان او مسموع نخواهد بود.

جالب آنكه "پديده معين" يكي از اصلي‌ترين آسيب‌هاي مبتلي‌به ما در جامعه امروز ايراني است كه موجب بروز مشكلات بسياري شده است.

يعني معين خودش اصلي‌ترين مضمون بخش صحيح نقدهاي خودش است.

چه اينكه به مصداق ضرب‌المثل "هرچه بگندد نمكش مي‌زنند، واي به روزي كه بگندد نمك"؛ اصلي‌ترين مدافع عقلانيت، بيان دستاوردها و ذكر دقيق انتقادها در هر كشوري رجال سياسي آن كشور هستند. اما هنگامي كه برخي از همين سياسيون عقلانيت را كنار مي‌گذارند و در جهت نفسانيت و يا رضاي دشمن گام برمي‌دارند آنگاه است كه راه حل‌ها گم مي‌شود، ‌ ترسيم دقيقي از وضع موجود صورت نمي‌گيرد، نخبگان منزوي مي‌شوند و كسي هم در گرداگرد دستاوردهاي كشور حصار نمي‌سازد.

دقت شود كه از همين‌روست كه نقش رجال سياسي در يك كشور بسيار مهم و تعيين كننده است و دائما بر اهميت عملگري خواص در يك جامعه تأكيد مي‌شود.

"پديده معين" براي هركس كه طالب فهم دقيق سياسي و برخوردي از تحليل صحيح است يك كيس مطالعاتي ضروري خواهد بود.

پيش از اين، تقي آزادارمكي، از جامعه‌شناسان اصلاح‌طلب نيز در اظهاراتي از اين گفته بود كه چيزي از انقلاب اسلامي باقي نمانده است!


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۶:۴۶:۲۳ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

چرا به وزير آموزش و پرورش حمله مي‌كنند؟ / ترور كارآمدي؛ يك تراژدي در سياست ايراني

جرم وزير آموزش و پرورش پزشكيان براي نقد شدن و ترور شخصيت؛ چيزي نيست جز كارآمدي و تقيّد به گفتمان انقلاب.
سرويس سياست مشرق_ دولت پزشكيان در روز نخست آغاز به كار خود با مشكلات بزرگي از جمله در مسئله آموزش و پرورش مواجه بود.

كمبود نزديك به 50 هزار معلم، ماجراي معلمان حق‌التدريسي و حقوق آنها، معوّقات بازنشستگان فرهنگي و...

اينها مشكلات كوچكي نبود!

بويژه اينكه بدانيم كارشناسان امور اداري مي‌گويند بخش اعظم كارمندان تحت پوشش دولت مربوط به وزارت آموزش و پرورش هستند. يعني اكثريت كارمندان دولتي در اين وزارتخانه بزرگ كار مي‌كنند.

در واقع اگرچه شايد دولت قبل اقداماتي در بحث رفع مشكلات آموزش و پرورش انجام داده بود لكن بحران‌هايي مثل كمبود معلم همچنان عرض اندام مي‌كردند و صادقانه اينست كه بگوييم براي حل آنها در روزهاي نخست دولت پزشكيان اميدي نبود. دولت او بصورت رسمي از مردادماه آغاز شده بود و مدارس در مهرماه بازگشايي مي‌شد.

از اين اتفاقات گذشت اما مشكلات كلان آموزش و پرورش يكي پس از ديگري در كانال رفع و كاهش قرار گرفت.

كاهشي كه در يك نمونه‌اش موجب شد مسئله كمبود شديد معلم در ايران از مهرماه امسال براي مردم و دانش‌آموزان كمرنگ‌تر شود.

اين رخدادها و اين كاهش تنش‌ها اما همانطور كه انتظار مي‌رفت با حمله به وزير آموزش و پرورش مواجه شد!

حوالي يك‌ماه قبل بود كه غلامرضا ظريفيان، از فعالان اصلاح‌طلب در بخشي از يك مصاحبه با شفقنا در پاسخ به سؤالي پيرامون عملكرد دولت پزشكيان؛ وزارتخانه‌هايي كه وزير اصلاح‌طلب دارند را قوي ارزيابي كرده اما عملكرد وزارت آموزش و پرورش را در زمره وزارتخانه‌هاي ضعيف دولت پزشكيان دانسته و گفته بود: در بخش آموزش و پرورش دولت مي‌تواند و بايد قويتر از آنچه اكنون است، عمل كند. "[3]

امر واضحي كه در قبال اظهار نظر ظريفيان وجود داشت اين بود كه او مي‌توانست متوجه قوت و كارآمدي وزارت آموزش و پرورش باشد لكن منافع جناحي و كين‌توزي نسبت به وزرايي كه در حلقه خاص اصلاحات نيستند؛ او را بر آن داشت كه از وزارتخانه‌هايي كه وزراي اصلاح‌طلب دارند تمجيد كند. مدال افتخار وزير علوم بخاطر بازگرداندن دانشجويان مسئله‌دار را هم اعطا كند و از آنجا كه با "عليرضا كاظمي" وزير آموزش و پرورش به دليلي تقرب گفتماني‌اش به نظام و سپاه پاسداران زاويه دارد؛ نام وزارت او را در فهرست "بدها" قرار بدهد.

يك "سياست‌بازي" چرك، كودكانه و نخ‌نما كه به خود اجازه مي‌دهد حتي در يك دولت نوپا هم ايجاد انشقاق كند و وزرايي كه مورد رضاي چپ‌هاي ستادي نيستند را از هم‌اكنون در آماج كينه و لجن‌پراكني قرار دهد.

 

البته اين سياه‌نمايي‌ها از عملكرد يكي از قوي‌ترين وزراي كابينه پزشكيان بي‌تأثير نبود و يكي از نتايج آنرا در حمله فيزيكي اخير به وزير آموزش و پرورش در جريان سفرش به استان كرمان ديديم.

حمله‌اي كه اگرچه به بهانه حادثه براي اتوبوس دختران و از سوي يك فرد مجهول‌الهويه رخ داد اما همانند مصاحبه ظريفيان؛ مي‌خواست مسئوليت‌پذيري و كارآمدي كاظمي را زير سؤال ببرد.

وزيري كه هيچ مسئوليتي مستقيمي در قبال حادثه نداشت اما مسئولانه و بدون عافيت‌طلبي به كرمان رفت تا با خانواده درگذشتگان حادثه ملاقات و همدردي كند.

كاظمي مي‌توانست همانند برخي ديگر؛ در هنگام وقوع حادثه از درون وزارتخانه‌اش تكان نخورد و يا به يك مصاحبه همدردانه اكتفا كند. اما اين شرط كارآمدي نيست.

او به منطقه رفت و در حالي كه مسئوليت مستقيمي در قبال اردوي گردشي دانش‌آموزان و تقصير راننده نداشت ولي با خانواده داغ‌ديدگان ديدار كرد.

اما برخي رسانه‌ها ماجراي حمله يك فرد بيت فورد مجهول‌الهويه به او را با آب و تاب پوشش دادند تا همچون هميشه‌هاي يك تراژدي در سياست ايراني؛ پاداش خدمات عليرضا كاظمي را دو دستي تقديم وي كنند!

دقت شود كه حتي اگر وزير آموزش و پرورش سهم ولو غير مستقيمي هم در ماجراي حادثه تلخ اتوبوس مدرسه داشت اما باز هم چنين رفتارهايي اقتضاي سياست و رسانه نبود. اما همانطور كه اشاره شد جرم وزير آموزش و پرورش پزشكيان براي نقد شدن و ترور شخصيت؛ چيزي نيست جز كارآمدي و تقيّد به گفتمان انقلاب.

بايد دقت داشت كه حرمت امامزاده كارآمدي با متوليان كارآمدي يا همان خواص سياسي است.

طبعا وقتي رجال سياسي مثل ظريفيان در مقابل كارآمدي و خدمت مسئولان به مردم با طعنه و كنايه و نقد حرف بزنند؛ افراد مجهول‌الهويه‌ي پنهان شده در لابه‌لاي مردم نيز با سنگ و ترور شخصيت به ميدان ترور كارآمدي خواهند آمد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۶:۴۱:۵۶ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

اولين مهره حذف شده در دولت پزشكيان چه كسي خواهد بود؟ / باقي اصلاح طلبان هم واقعيت آمريكا را درك مي‌كنند!

برخي از چهره‌هاي اصلاحات از جمله عمادالدين باقي به نتيجه‌اي رسيده‌اند كه نظام جمهوري اسلامي ايران از ابتدا بر آن تأكيد داشت.
سرويس سياست مشرق- در ميان انبوهي از گزارش‌ها و تيترهاي خبري، در يك بسته كامل با نام «ويژه‌هاي مشرق» شما را در جريان مسائل مهم و اثرگذار از نگاه روزنامه‌هاي كشور قرار مي‌دهيم.


در اين ويژه‌نامه، نگاهي به آخرين مواضع جناح‌هاي سياسي و تحولات مهم داخلي، خارجي، اوضاع اقتصادي و اجتماعي كشور انداخته مي‌شود كه مخاطبان بامطالعه آن به رهيافت‌هاي مهم، نكات و تأملات از سير وقايع اثرگذار دست خواهند يافت، در اين بخش با ما همراه باشيد.

*********

ديروز براي ساعاتي شايعه بركناري يا استعفاي محمدرضا فرزين، رئيس كل بانك مركزي نيز پخش شد كه تا لحظه تنظيم اين گزارش، صرفاً علي احمدنيا، سرپرست امور اطلاع‌رساني دولت آن را در حساب توئيتر خود تكذيب كرد. سيدكامل تقوي‌نژاد، دبير هيئت دولت نيز كه نامش به عنوان جايگزين فرزين مطرح شد خبر انتصاب خود را نادرست دانست.

ماجراي دلار و سكه مورد توجه رسانه‌هاي اصلاح‌طلب قرار گرفته است، روزنامه هم‌ميهن در تيتر يك خود نوشته است:

همتي به‌عنوان وزير پيشنهادي اقتصاد، يكي از چهار وزيري بود كه كمترين راي اعتماد را از مجلس دوازدهم گرفت. او كه در دوران حسن روحاني نيز رئيس كل بانك مركزي بود، در آن جايگاه نيز شديداً از سوي همين طيف مورد انتقاد قرار مي‌گرفت. در جريان روند راي اعتماد، تلاش‌هاي زيادي شد كه همتي راي مورد نياز براي ورود به ساختمان وزارت اقتصاد را به دست نياورد. با توجه به نوسانات ارزي ماه‌هاي اخير نيز دور از ذهن نبود كه همين طيف نمايندگان مجلس ابتدا سراغ همتي بروند. اين طرح اواسط دي‌ماه كليد خورد و در ابتدا دو نام كنار هم قرار داشت.

در بخش ديگري از اين گزارش آمده است:

رئيس فعلي بانك مركزي، يكي از مديران دولت سيزدهم بود كه در دولت وفاق نيز به كار گرفته شد. فرزين به‌رغم اينكه در همان جايگاه همتي در دولت روحاني قرار دارد، اما هدف انتقادات تندروها نيست. ظهر ديروز بود كه خبري مبني بر كنار گذاشتن فرزين از بانك مركزي منتشر شد. اين خبر تا پيش از آنكه توسط يك مقام شوراي اطلاع‌رساني دولت تكذيب شود، از سوي رسانه‌هاي مجازي به عنوان علت كاهش قيمت سكه و دلار تفسير مي‌شد.

 

البته ذكر اين نكته ضروري است كه بخشي از تلاطم ارزي ذدر پنج ماه گذشته، ريشه در اظهارات ناسنجيده امثال آقايان همتي، ظريف و عبدالعلي زاده و... دارد كه القا كردند دولت در حل مشكلات ناتوان، و ناچار از مذاكره دوباره با عهدشكنان برجام است.

عبور از همتي در حالي در روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب كليد خورده است كه همتي امروز همان مدير دولت روحاني است و عوض نشده است، همتي همان فردي است كه وقتي تيم تيم روحاني و جهانگيري، قيمت من‌درآوردي ۴۲۰۰ تومان را براي دلار تعيين مي‌كردند و روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب (اعتماد و سازندگي) از اسحاق جهانگيري براي اين قيمت شاهكار، تصوير سوپرمن از جهانگيري منتشر مي‌كردند، زبان به اعتراض مي‌گشود، آقاي همتي نيز رئيس بانك مركزي همان دولت بود!

در سال‌هاي گذشته، فضاي سياسي ايران شاهد مناظرات و چالش‌هاي متعددي پيرامون نوع مواجهه با آمريكا بوده است. از همان ابتداي انقلاب اسلامي، جمهوري اسلامي ايران سياستي مستقل و مقاومتي را در برابر ايالات متحده اتخاذ كرد، در حالي كه برخي جريان‌هاي داخلي، به‌ويژه اصلاح‌طلبان، همواره بر مذاكره، تعامل و كاهش تنش با غرب تأكيد داشتند.

آخرين نمونه درباره اظهارات عمادالدين باقي است كه دل از آمريكايي‌ها كنده است، روزنامه سازندگي مي‌نويسد:

انتشار يك يادداشت كوتاه از عمادالدين باقي با واكنش بيژن عبدالكريمي، استاد دانشگاه بيت فورد روبه‌رو شد. باقي نوشته بود: «به ‌عنوان كسي كه در ۲۵ سال گذشته عليه راهبرد منطقه‌اي و بين‌المللي جمهوري اسلامي، ده‌ها مقاله و مصاحبه داشتم با خواندن فرمان ترامپ، احساس توهين و تحقير و خشم يافتم. مردك تروريست به رژيم قصاب اسرائيل بمب‌هاي ۲۰۰۰ پوندي مي‌دهد كه در برابرش مردمي بدون پدافند هستند، آن وقت از موضع متكبرانه عقل كل و فرمانده عالم فرمان مي‌دهد، ايران نبايد «موشك و تسليحات متعارف» (يعني توان دفاعي) داشته باشد! و با فشار حداكثري مي‌خواهد ۹۰ ميليون نفر را به فقر و فلاكت بكشاند تا اراده جبارانه‌شان را پيش ببرد اما قطعاً كور خوانده‌اند. ما براي تغيير، نيازي به ديوانگاني چون ترامپ نداريم». دكتر بيژن عبدالكريمي در اين خصوص يادداشتي را نوشت و عمادالدين باقي نيز بر يادداشت عبدالكريمي، پاسخي نگاشت.

 

با وجود تغيير نگرش برخي چهره‌هاي اصلاح‌طلب مانند عمادالدين باقي، هنوز هم بخش قابل‌توجهي از اين جريان از پذيرش واقعيت سر باز مي‌زنند. اين افراد همچنان تلاش دارند كه شكست سياست‌هاي خود در قبال آمريكا را توجيه كنند و به‌نوعي، مسئوليت اين شكست را بر گردن نظام بيندازند.

در حاليكه تاريخ نشان داده است كه هرگونه عقب‌نشيني در برابر آمريكا نه‌تنها به كاهش فشارها منجر نمي‌شود، بلكه اين كشور را در تحميل خواسته‌هايش جري‌تر مي‌كند.

محمدجواد ظريف، وزير امور خارجه دولت روحاني و معاون راهبردي پزشكيان پس از خروج آمريكا از برجام بارها اعلام كرد كه اين اقدام برخلاف اصول ديپلماتيك است، اما همچنان تأكيد داشت كه مي‌توان از طريق مذاكره، آمريكا را به مسير صحيح بازگرداند. اين در حالي است كه تجربه نشان داد واشنگتن فقط به‌دنبال فشار بيشتر بر ايران است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۶:۳۸:۱۵ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

پزشكيان: اهل مذاكره هستيم اما نه با نامردي ترامپ / چرا بايد مملكت ما با سخنراني يك رئيس جمهور در آن سر دنيا بهم بخورد؟/ با وحدت و انسجام قادريم همه مشكلات را حل كنيم

رئيس جمهور با بيان اينكه اهل مذاكره هستيم اما نه با نامردي ترامپ گفت: كساني كه امروز دم از مذاكره مي‌زنند، همان‌هايي هستند كه شديدترين تحريم‌ها را عليه مردم ايران اعمال كرده‌اند.


به گزارش مشرق، مسعود پزشكيان پيش از ظهر امروز در ادامه برنامه‌هاي چهارمين سفر استاني دولت وفاق ملي به مقصد بوشهر، در نشست با فرهيختگان و نخبگان استان با تبريك ميلاد با سعادت امام زمان، حضرت مهدي موعود (عج) اظهار داشت: همه دعواهاي بشر بر سر حق و عدالت است و ما معتقديم كه امام زمان خواهد آمد و عدالت و حق را برقرار مي‌كند. نيت و فلسفه ماموريت همه پيامبران و مصلحان بر اين بوده كه در جامعه عدالت را برقرار كرده و بين مردم بر اساس حق قضاوت كنند و بقيه امور مقدمه تحقق اين هدف مهم بوده است.

رئيس جمهور با بيان اينكه وقتي ظالمانه عمل و حق را ناحق كنيم، بقيه مسايل بي‌معني خواهد بود، افزود: شناعت هيچ كسي نبايد باعث شود كه ما پا را فراتر از حق بگذاريم. بايد با همه مردم بر اساس حق و عدالت برخورد شود. باور دارم كه همانگونه كه در كتاب تأكيد شده ملاك برتري افراد فقط تقواست و معناي تقوا حركت و عمل بدون خطا در عرصه‌هاي مختلف اقتصادي، سياسي، مديريتي، فرهنگي و غيره است.

پزشكيان با تأكيد بر اينكه هيچ چيزي بدتر از تصميم‌گيري بر اساس ناآگاهي نيست، تصريح كرد: متقين كساني هستند كه بر اساس آگاهي تصميم گرفته و حرف حق مي‌زنند و اگر كسي حرف حق را بر آنها عرضه كند آن را مي‌پذيرند؛ حرف درست و حق نيز حرف متكي بر مستندات است كه بايد در هر عرصه‌اي پذيرفته شود.

رئيس جمهور با بيان اينكه بنده نيز يكي مثل شما هستم كه تا چندي قبل حتي براي نمايندگي مجلس نيز صلاحيت بنده را تأييد نكردند، اما حالا در جايگاه رياست جمهوري هستم، گفت: من هم فردي مثل شما هستم و اينگونه نيست كه وقتي جايي مي‌رود حتما قرار است آنجا كاري انجام شود و اگر شما برويد قرار نباشد كاري انجام شود. مسئله اين است كه بايد در اين سفرها و ديدارها و گفتگوهايي كه در آن انجام مي‌شود با هم بنشينيم، تعامل كنيم تا ببينيم چه بايد انجام دهيم و به حرف درست و حق برسيم و بعد دنبال اجراي آن باشيم.

پزشكيان با اشاره به تكرار درخواست اتصال بوشهر به خط‌آهن سراسري در ديدارهايي كه در طول اين سفر داشته است، اظهار داشت: امروز كه رفتم و تاسيسات بندري و ساحلي استان را ديدم، به اين نتيجه قطعي رسيدم كه هيچ راه و مسير ديگري نمي‌تواند به تخليه و انتقال كالاها و باري كه در بنادر اينجا تخليه مي‌شود كمك كند و ضرورتا بايد هر چه سريع‌تر راه‌آهن اينجا راه‌اندازي شود.

رئيس جمهور با بيان اينكه اين گفتگوها و بازديدها باعث شد كه احداث خط‌آهن در بوشهر به يكي از اولويت‌هاي بنده تبديل شود، افزود: نمي‌شود ما كالايي كه در بنادر اينجا تخليه مي‌شود با كاميون‌هايي به ديگر نقاط كشور انتقال دهيم كه گازوئيل ليتري 300 تومان دريافت مي‌كنند، در حالي كه اين گازوئيل تقريبا ليتري 70 هزار تومان براي ما تمام مي‌شود. شما نخبگان استان هستيد و بايد كمك كنيد تا با هم‌فكري بهترين راه را براي توسعه بلندمدت و پايدار طراحي و اجرايي شود؛ ما اختيارات لازم را نيز در اين زمينه به استان‌ها تفويض خواهيم كرد.

پزشكيان با بيان اينكه اگر كسي اراده كند مشكلي را حل كند كافي بيت فورد است آن باور و اعتقاد در وجودش به وجود بيايد، اظهار داشت: چرا بايد نااميد بشويم؟ چرا تصور اينكه يكي ديگر بايد بيايد مشكل ما را حل كند بايد در ذهن‌مان به وجود بيايد؟ چرا بايد مملكت ما با سخنراني يك رئيس جمهور در آن سر دنيا همه چيزش به هم بخورد؟ چرا ما نبايد بتوانيم مشكل‌مان را حل كنيم؟ چه كسي گفته آنها مي‌توانند جلوي ما را بگيرند و ما نخواهيم توانست گليم خودمان را از آب بيرون بكشيم؟ كافي است به اين باور برسيم كه ما مي‌توانيم و آنها نمي‌تواند جلوي ما را بگيرد.

وي تاكيد كرد: اگر اين باور و اعتقاد در ما به وجود بيايد مي‌توانيم راه پيدا ‌كنيم و نه تنها نااميد نخواهيم بود بلكه با قدرت در مقابل آنها مي‌ايستيم و تلاش خواهيم كرد كه به عزت و سربلندي كه شايسته ملت‌مان است برسيم و آنها هم نمي‌توانند جلوي پيشرفت و ترقي ما را بگيرند.

رئيس جمهور لازمه تحقق سند چشم‌انداز ترسيم شده از سوي رهبري معظم انقلاب و اجراي حق و عدالت در جامعه را تغيير و تحول در نوع نگرش‌ها و مهارت‌ها دانست و تصريح كرد: اگر قرار باشد ما به همان شيوه هاي سابق عمل كنيم قطعا به اين اهداف نخواهيم رسيد و بايد براي رسيدن به آن چشم‌انداز در خود تغيير ايجاد كنيم.

وي با بيان اينكه كساني كه امروز دم از مذاكره مي‌زنند، همان‌هايي هستند كه شديدترين تحريم‌ها را عليه مردم ايران اعمال كرده‌اند. تمام راه‌هاي تعامل را بسته‌اند و از هر ابزاري براي تحت فشار قرار دادن كشور ما استفاده كرده‌اند، گفت: اگر واقعاً به‌دنبال مذاكره هستند، چرا سياست‌هاي خصمانه خود را متوقف نمي‌كنند؟ اين سياست‌هاي دوگانه، براي ملت ايران آشكار شده است و ديگر نمي‌توانند با اين فريب‌ها، ما را از مسير خود بازدارند.

رئيس جمهور با بيان اينكه ايران ما، مردم ما، نخبگان و دانشمندان ما، شايسته جايگاهي بسيار والاتر از وضعيت كنوني هستند. اگر همه دست به دست هم بدهيم، اگر به ظرفيت‌هاي داخلي خود تكيه كنيم، اين كشور را به قله‌هاي عزت و افتخار خواهيم رساند، گفت: دشمنان به‌دنبال آن هستند كه ايران را در منطقه منزوي كنند، اما ما با تمام همسايگان خود روابط برادرانه‌اي داريم و اين روابط را تقويت خواهيم كرد. همه كشورهاي منطقه، برادران و دوستان ما هستند و اجازه نخواهيم داد كه سياست‌هاي تفرقه‌افكنانه دشمنان، بر روابط ما تأثير بگذارد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۶:۳۲:۵۸ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

پرواز شبح سرگردان مهدي هاشمي معدوم در آسمان تهران/ چرا شبكه ترامپ به خيابان آمد؟

درست در روزهايي كه ترامپ با نوشتن يك يادداشت پروژه فشار حداكثري را عليه مردم ايران كليد زده است، بقاياي باند مهدي هاشمي معدوم به خيابان آمدند!


سرويس سياست مشرق- فروردين سال ۱۳۶۰ و درست دو ماه قبل از شورش خياباني منافقين، مهدي هاشمي كه آن زمان همه‌كاره بيت قائم‌مقام رهبري بود، در ديدار با ابريشمچي و مسعود رجوي در بيت منتظري به سران نفاق توصيه كرده بود كه منافقين اصول سازمان‌دهي خود را تغيير دهند.

سيد مهدي معدوم گفته بود كه نفاق بايد شمشيرهاي خود را تيز و كادرهايي تربيت كند كه كينه‌ورز و خشن باشند و براي جنايت از شما دليل آن را پرسش نكنند. سيد مهدي هاشمي به سران منافقين گفته بود كه عمر نظام دراز نيست و بايد ميليشا خودش را آماده كرده و به خيابان بيايد، يك هفته پس‌ازاين ديدار نشريه مجاهد (منافق) ارگان خبري سازمان مجاهدين خلق در سرمقاله خود نوشت كه روزگار خلق در حال تغيير است و نيرويي به‌واسطه خيابان به ميدان مي‌آيد كه حتي مي‌تواند مسئله جنگ را نيز حل كند.

البته طرح مهدي هاشمي براي منافقين به يك فاجعه خونين تبديل شد، دو ماه پس‌ازاين ديدار منافقين سلاح به سمت مردم گرفته و رودررو با امام (ره) قرار گرفتند، درنتيجه اين كينه‌ورزي‌هاي عميق بيش از ۱۷ هزار نفر به شهادت رسيدند.

 

سرنوشت تلخ و خونين حزب گوني!

در طول اين سلسله جنايت‌ها منافقين از ميان مردم هركسي كه ريش داشت يا عكس امام (ره) را درجايي از مغازه‌اش زده بود ترور كرده و كار به‌جايي رسيد كه امام (ره) دستور داد ريشه اين مسئله كنده شود. البته مهدي هاشمي و بند جنايتكارش از اين ماجرا قسر دررفته و توانستند رد خود را پنهان كنند.

البته سال ۱۳۶۶ پرده از جنايت‌هاي باند مهدي هاشمي برداشته شد، در آن زمان يك خبر مثل بمب تركيد كه از داخل بيت حسينعلي منتظري گروهي دستگيرشده‌اند كه كارشان قتل‌هاي مرموز در اصفهان و نيز فروش اطلاعات كشور به خارج بوده است، در آن روزگار مهدي هاشمي دسته‌اي راه انداخته بود كه معروف به «حزب گوني» بود، به اين عنوان كه هركسي كه مخالفاشان بود را ربوده و به قتل مي‌رساندند، اين خبر وقتي به گوش امام (ره) رسيد، ايشان دستور دادند با همه عناصر گروهك برخورد جدي شود!

در آن زمان منتظري به امام (ره) نامه نوشت كه سيد مهدي هرچه بود و شد بيست سال سنگ اسلام و انقلاب و امام را به سينه زد. او از خيلي از كساني كه مورد عفو امام قرارگرفته‌اند بدتر نيست... او هنوز طرفداران زيادي از حزب‌الله در جبهه بروها و افراد انقلابي دارد و اعدام او در روح آنان اثر بد باقي مي‌گذارد!

 

سيد مهدي هاشمي در دادگاه پيش از پيروزي انقلاب به جرم قتل آيت‌الله شمس‌آبادي

امام خميني نيز در پاسخ و بدون در نظر گرفتن جايگاه منتظري نوشتند كه سيد مهدي قاتل است و حكمش اعدام، درنهايت هم اعدام اجرا شد، عجيب آنكه منتظري نيز پس از ناكامي از جلوگيري از اين اعدام، موضع منتقدانه نسبت به‌نظام گرفت. البته امام (ره) پيش از اعدام سيد مهدي هاشمي حجت را با قائم‌مقامش تمام كرده بود.

مرحوم روح‌الله حسينيان در اين رابطه مي‌نويسد:

بنده به‌عنوان قائم‌مقام دادستان انقلاب اسلامي تهران در وزارت اطلاعات با پرونده‌هاي بي‌شماري سروكار داشتم، ولي آن چيزي كه اهميت موضوع پرونده سيد مهدي هاشمي را بيشتر كرد، دخالت شخص امام بود. حساسيت بيت فورد حضرت امام و پيش‌بيني‌هايي كه ما واقعاً و تنها در زندگي سياسي حضرت امام مي‌بينيم. از اين پرونده يك مسئله بااهميتي جلوه‌گر شد و خصوصاً موانعي كه مي‌خواستند به اين پرونده رسيدگي نشود، يعني شخص آيت‌الله منتظري و قائم‌مقام رهبري بود كه تلاشش بر اين بود كه پرونده مسكوت بماند و رسيدگي نشود. [۱]

همچنين مرحوم حسينيان درباره جنايات اين گروهك نيز مي‌نويسد:

يك روز آقاي ري‌شهري با امام ملاقات داشتند. بعد از بازگشتشان من و آقاي محسني اژه‌اي و آقاي اكبريان را كه مدت‌ها معاون وزارت اطلاعات بود خواستند. رفتيم و ايشان فرمودند امام فرموده‌اند كه روي سيد مهدي هاشمي و باند او كاركنيد. يادم هست كه وقتي اين حرف را شنيدم شوكه شدم، چون ذهنيتي كه از سيد مهدي داشتم، يك طلبه انقلابي و يك مقداري افراطي و راديكال بود و تعجب كردم كه امام چرا اين‌چنين حساسيتي را نشان مي‌دهند. در منزل آقاي اكبريان جمع شديم و بحث كرديم كه بايد چه‌كار كنيم. تصميماتي هم گرفتيم، ولي موضوع را خيلي جدي نگرفتيم.

 

 

شهيد آيت‌الله شمس آبادي در كنار شهيد آيت‌الله محمد صدوقي و حجت‌الاسلام شيخ مهدي مظاهري
يك ماه بعد دوباره آقاي ري‌شهري براي ارائه گزارش خدمت امام رسيدند و اولين سؤالي كه امام مطرح كرده بودند اين بود كه براي پرونده سيد مهدي هاشمي چه‌كار كرديد؟ چون ما به آقاي ري‌شهري گزارشي نداده و چيزي نگفته بوديم، ايشان گفته بودند كه اجازه بدهيد بررسي و در ملاقات بعدي خدمتتان عرض كنم. مجدداً ما را خواستند و به دفتر ايشان رفتيم و ايشان از ما پرسيدند كه چه‌كار كرديد؟ من شروع به صحبت كردم و گفتم واقعيت اين است كه كار جدي‌اي نكرده‌ايم. علتش هم اين است كه موضوع براي ما حل‌نشده كه امام چرا اين‌قدر روي اين قضيه حساسيت به خرج مي‌دهند؟

ما از همان‌جا برگشتيم و نشستيم و با اين سه نفر از دوستان جلسه گذاشتيم و تصميم گرفتيم اولين كاري كه مي‌كنيم، پرونده قبل انقلاب سيد مهدي را از دادگستري اصفهان درخواست كنيم. وقتي‌كه من به‌عنوان جانشين دادستان به رئيس دادگستري اصفهان نامه نوشتم، پرونده بلافاصله آمد كه من خيلي هم تعجب كردم. معلوم بود كه اصفهاني‌ها هم به خاطر فشارهايي كه به آن‌ها آورده بودند، دنبال اين بودند كه هم پرونده را رد كنند و هم كمكي براي بررسي اين پرونده شده باشد.

پرونده را مطالعه كـردم و ديـدم قضيه كاملاً جـدي اسـت و آن چيزي كه در ذهـن ماست كه سـاواك آقاي شمس‌آبادي را به قتل رسانده، ذهنيت درستي نبوده است، اعترافات سيد مهدي و همكارانش و قرائن و شواهد نشان مي‌داد كه قتل كار سيد مهدي و دوستانش است. [۲]

 

۲۰ شهريور ۱۳۶۵ خانه تيمي متعلق به مهدي هاشمي كشف شد كه شامل مقادير قابل‌توجهي از اقلام غيرقانوني ازجمله، t.n.t، مواد منفجره، سيانور، اسلحه و خشاب، سند سري مربوط به وضع مالي دولت و... بود. مسئول اين خانه تيمي بعد از بازداشت در اعترافات خود نوشته است كه وسايل موجود در منزل، متعلق به نهضت‌هاي آزادي‌بخش است كه زير نظر مهدي هاشمي با حكم آيت‌الله منتظري فعاليت مي‌كند.

به دنبال كشف خانه تيمي، امام دستور قاطع خود مبني بر مجرم بودن مهدي هاشمي و دستگيري وي و پيگيري پرونده توسط وزارت اطلاعت را صادر كرد كه با مخالفت آيت‌الله منتظري همراه شد. در آن زمان بنا به گزارش‌هاي متعدد وزير اطلاعات به امام (ره)، منافقين در دفتر منتظري نفوذ كرده بودند، امام او را توصيه به تصفيه دفتر خودكرده اما منتظري اين گزارش‌ها را دروغ و برساخته مخالفينش عنوان مي‌كرد منتظري بعد از اعدام برادر دامادش تا مدتي قهر خانگي كرد.

 

سيد مهدي هاشمي در محكمه پس از پيروزي انقلاب اسلامي

عجيب‌تر آنكه سال ۶۷ شكاف ميان منتظري و امام (ره) شديدتر شد، منتظري در اعتراض به اعدام‌هاي منافقين نامه‌اي محرمانه به امام نوشت، اما فرودين ۶۸ نامه سر از راديو بي‌بي‌سي درآورد!

منتظري كه پس از اعدام سيد مهدي هاشمي، مواضعي منتقدانه داشت، همين موضوع بستر مناسبي براي گروهك نهضت آزادي شد تا او را از منتقد به معارض تبديل كنند، بلافاصله با او ارتباط پنهاني برقرار كردند اتفاقي كه امام (ره) از آن آگاه بود.

عبارات امام در نامه سال ۶۸ به منتظري جالب‌توجه است، رهبر فقيد انقلاب اسلامي نوشته است:

ازآنجاكه روشن‌شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از كانال آن‌ها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده را ازدست‌داده‌ايد. شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضع‌گيري‌هايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرال‌ها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. [۳]

با عزل منتظري ارتباط پنهاني نهضت با او آشكار و بيشتر شد و مي‌توان ردپاي نهضت را در مواضع و سخنراني‌هاي او پيدا كرد، البته بعدها مشخص شد كه بخش زيادي از عوامل انحراف منتظري به آلودگي بيتش بازمي‌گشته است، در خاطراتش نوشته است:

وقتي به آقاي منتظري تذكر داده مي‌شود كه شما چرا اين‌قدر اصرار داريد كه به اين پرونده رسيدگي نشود، ايشان مي‌گويد من تحت‌فشار خانواده هستم؛ بنابراين خيلي تلاش كرد و بدبيني و كينه‌ورزي آقاي منتظري نسبت به امام هم از همين پرونده آغاز شد؛ بنابراين حرف آقاي منتظري نه منطقي بود و نه عادلانه.

دوستاني رفته بودند كه براي ايشان توضيح بدهند و نسبت به پرونده، ايشان را توجيه كنند، آقاي منتظري در پاسخ دوستان گفته بود كه حالا مگر آقاي شمس‌آبادي انقلابي بوده؟ حالا او را كشت كه كشت. مگر اگر كسي انقلابي نبود، مي‌شود او را به همين راحتي كشت؟ بنابراين آقاي منتظري نه حساسيتي به قتل‌ها داشت، نه حساسيتي به جنايت‌هايي كه اين‌ها مرتكب شده بودند و تلاش هم مي‌كرد كه اين پرونده مسكوت بماند و به آن رسيدگي نشود. [۴]

 

سرنوشت خيانت‌كاراني كه پشت به انقلاب كردند

ماجراي سيد مهدي هاشمي و باند جنايتكارش براي هميشه در تاريخ انقلاب اسلامي ثبت و ضبط‌ شده است، اما به نظر مي‌رسد اين روزها و پس از روي كار آمدن ترامپ بار ديگر اين جريان خيانت‌كار كه علاوه بر قتل و كشتار به‌عنوان ستون پنجم نيز در جنگ تحميلي فعال بوده است، دوباره سر از گور برداشته و فعال‌شده است.

اولين علائم بازگشت اين موج مرده به انتخابات رياست جمهوري اخير بازمي‌گردد كه در آن روزها اعضاي باقي‌مانده باند در پوشش چند گروهك ضدانقلاب بيانيه تحريم انتخابات را امضاء كردند، در بيانيه آن‌ها نوشته‌شده بود كه براي حل بحران‌هاي سياسي در كشور بايد مقاومت خودش را خلع سلاح كرده و با آمريكايي‌ها پيمان ببندد.

آن اطلاعيه در ميان خبرهاي انتخاباتي گم شد، اما سيگنال مهمي براي دشمن فرستاد و نشان داد ۴ دهه پس از فروپاشي سازمان ترور همچنان تشكيلات بقاياي خود را حفظ كرده و روح خبيث و سرگردان معدوم مهدي هاشمي همچنان به خيانت به كشور در حال پرواز است، نشانه آن روز گذشته و در ماجراي يك فراخوان خياباني از سوي عناصر وابسته به اين گروهك بود!

درست در روزهايي كه ترامپ با نوشتن يك يادداشت پروژه فشار حداكثري را عليه مردم ايران كليد زده است، بقاياي باند مهدي هاشمي معدوم و اعضاي بيت منتظري به عناصر خياباني شبكه ترامپ به ميدان آمدند تا صحنه با آشوب سازي را براي عمليات بعدي آمريكايي‌ها آماده كنند.

نكته جالب‌توجه آنكه اين عمليات خياباني با همراهي برخي اصلاح‌طلبان راديكال و نيز اعضاي گروهك غيرقانوني نهضت آزادي نيز همراه شده كه حكايت از دوباره تكرار تاريخ دارد، حتي منافقين نيز در اين عمليات به‌هم‌پيوسته سهم داشته تا نشان دهند باند معدوم مهدي هاشمي از همه ظرفيت‌هاي موجود استفاده كرده است، همكاري اردشيراميرارجمند با اين پروژه نشان داد كه سرپل نفاق نيز با باند هدفي‌ها همراه است.

البته اجتماعي نشدن اين ماجرا نشان داد كه اين گروهك جنايتكار بار ديگر در محاسبات خود اشتباه راهبردي كرده و دستش براي جابه‌جا كردن جاي «جلاد و شهيد» رو شده است، جان ليمبرت مسئول سابق بخش ايران در سيا اخيراً نوشته است كه ترامپ قصد دارد با آدم‌هاي درجه شش به جنگ با ايران برود، همه زواياي اين صحنه آشكار است!


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۶:۲۹:۲۸ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

حرف‌هاي احمدرضا رادان درباره "گارد آهنين نظام"/ در ستايش مردم ۲۲ بهمن: مردمي كه اجباري نيامدند

"گراني دارو" نخستين آزمون تخصصي دكتر پزشكيان است كه بايد ديد نمره قبولي در رفع آن خواهد گرفت يا نه؟! برخي معتقدند اين پديده تلخ به كارنامه مديريتي ظفرقندي، وزير بهداشت نيز مربوط است.

 

 

حرف‌هاي احمدرضا رادان درباره "گارد آهنين نظام"

 

سردار احمدرضا رادان، فرمانده نيروي انتظامي، روز پنجشنبه گذشته طي سخناني در همايش روساي پليس امنيت اقتصادي كشور گفته است: پليس امنيت اقتصادي بايد آمادگي داشته باشد تا بتواند در سياست گذاري نيز مداخله‌گر باشد.

او همچنين با اشاره به كشفيات اسناد جعلي گفته است: آيا بايد فقط در كشف اسناد جعلي خوشحال بود يا اينكه با مسيرهاي منتهي به جعل و چگونگي ورود به اين مسير نيز مقابله شود؟

به گزارش مشرق، رادان در ادامه تصريح مي‌كند: سال ۱۴۰۴ پليس امنيت اقتصادي بايد نقش گارد آهنين نظام در مقابله با گانگسترهاي اقتصادي را در خود تقويت كند. اولين و ويژه‌ترين اقدام –نيز- بايد صيانت از امنيت اقتصادي فعالان و بنگاه داران كوشا و قانونمند باشد. ما حتي نبايد بگذاريم كه فرايندهاي پيچيده اداري بخواهد آنها را اذيت كند.

فرمانده كل انتظامي كشور مي‌افزايد: امروز دشمنان كشور اين موضوع را دريافته‌اند كه در هيچ جبهه‌اي نمي‌توانند در مقابل ما ايستادگي كنند جز در موضوع اقتصادي و تمام تمركز خود را براي اين موضوع به كار گرفته‌اند.[۱]

 

*سخنان هوشمندانه فرمانده ناجا بويژه در بخش تأكيد بر حمايت و صيانت از فعالان اقتصادي قانونمند مصداق "عمليات تركيبي و پيوست رواني در رويكردهاي ميداني" است.

روشي علمي كه در صورت همراه شدن با تضمين‌هاي اجرايي و رؤيت آثار آن توسط نيروهاي عمل كننده و ارباب رجوع؛ تأثيرات شگرفي در گسترش ابعاد نتايج مطلوب مديريتي خواهد داشت.

در بحث پليس امنيت اقتصادي بايد دانست همانطور كه هيچ نيروي امنيتي ديگري اعم از اطلاعاتي يا نظامي نمي‌تواند جايگاه پليس را در جامعه داشته باشد؛ در بحث امنيت اقتصادي نيز هيچ دستگاه ديگري نمي‌تواند از سطح تماس بالا، اشراف ميداني، گستردگي عملياتي و قدرت عملكرد لحظه‌اي پليس برخوردار باشد و اين واقعيت‌ها نشانگر اهميت جايگاه پليس امنيت اقتصادي در ايجاد تكيه‌گاه و سكوي پرش براي فعاليت‌هاي اقتصادي قانونمند است.

آگاهي كامل يكان‌يكان پرسنل فراجاي اقتصادي به اين حقيقت و نيز توجه فعالان اقتصادي به تسهيل‌گري‌هاي فراجا براي آنها يك گام مهم براي پيشرفت قوّت اقتصادي در ايران است.

پيش از اين، رئيس سازمان اطلاعات سپاه نيز در سخناني از ورود اين سازمان به حيطه رفع مشكلات اقتصادي و حمايت از دولت و بخش خصوصي در جهت رفع مشكلات معيشتي مردم خبر داده بود.

 

***

 

ارتباط گراني دارو با مديريت ظفرقندي چيست؟

"گراني دارو" و يك آزمون تخصصي براي پزشكيان

 

كيانوش جهانپور، سخنگوي اسبق وزارت بهداشت در مصاحبه با جماران پيرامون وضعيت قيمت دارو و چشم‌انداز پيش روي آن گفته است: جنس ارزي كه به دارو اختصاص داده مي‌شد حداقل تا امروز با جنس ارزي كه احيانا در نظر گرفته مي شد براي واردات خودرو جنس متفاوتي است؛ يعني ارزي كه عمدتا به مواد اوليه دارويي تخصيص پيدا مي كرد ارز ترجيحي بود، در صورتي كه براي خودرو و خيلي از اقلام و كالاهاي غير اساسي چنين نبود.

او مي‌افزايد: ولي به هر حال نرخ ارز ترجيحي تغيير كرده و بخش عمده‌اي از داروها و تجهيزات پزشكي نيز از شمول ارز دارو و ارز ترجيحي در حال خارج شدن هستند و قطعا اگر اين اتفاق همزمان با اقداماتي نظير قيمت گذاري به موقع و منطقي و واقعي در سازمان غذا و دارو همراه نشود و البته اقدامات حمايتي موردنظر براي مصرف كننده از طرف دولت رخ ندهد، به احتمال بسيار بالا در ماه هاي ابتدايي سال آتي با مشكلاتي مثل گراني و بيش از كمبود آن كمبود و كمياب بودن دارو و تجهيزات پزشكي مواجه خواهيم شد كه اين خبر خوبي نيست.

جهانپور تصريح مي‌كند: اميدوارم براي پيشگيري از اين اتفاق كه قطعا رويداد مثبتي نخواهد بود؛ از سوي نظام سلامت كه متولي اين حوزه است تمهيداتي انديشده شده باشد.

اين مقام سابق وزارت بهداشت همچنين گفته است: اينكه ما فقط به طور خالص افزايش قيمت ارز را در نظر بگيريم و مثلا بگوييم فلان نهاده‌ي توليد افزايش قيمت پيدا كرده و ۱۰-۲۰ درصد افزايش قيمت دهيم واقعي نيست. به هر حال همه نهاده ها با توجه به واقعيت هاي اقتصادي، با تورم موجود در حال افزايش هزينه هستند به علاوه اينكه اين بيت فورد موضوع هم اضافه مي شود و لذا اينكه ما فقط آن ميزان سهم افزايش قيمت ارز يكي از نهاده هاي توليد را بخواهيم در قيمت نهايي بيت فوردمحاسبه كنيم خيلي منطقي نيست.[۲]

 

*مقوله واضحي كه طي چند ماه اخير هشدارها و نگراني‌هاي زيادي درباره آن ابراز شده مسئله گراني داروست.

قضيه‌اي كه برخي آگاهان در اشاره به آن از احتمال كمبود دارو در آينده نيز حرف زده‌اند.

دقت شود كه اگرچه دو مقوله دارو و درمان در ايران به نسبت نرخ‌هاي جهاني ارزان هستند و اين يكي از مثبتات بزرگ اقتصادي در ايران است كه حتي فرصت‌هاي بزرگي مثل "رونق گردشگري سلامت" را نيز براي ايران ايجاد كرده لكن "گراني بيقاعده" داخلي كه اقتصاد و معيشت مردم را در ابعاد مختلفي دچار مشكل كرده هرگز قابل تحمل نيست و بايد رفع شود.

دستگاه‌هاي متولي بايد بدانند كه معيشت مردم را نمي‌توان پذيراي شوك‌هاي اقتصادي بيقاعده فرض كرد و از همين رو افزايش قيمت‌ها بايد معقول و متناسب با معيشت قشرهاي كم‌درآمد باشد.

در مسئله تورم، تحريم و حتي گراني قاعده‌مند نيز دولت جمهوري اسلامي وظيفه دارد با تدابير و تصميمات تسهيلاتي؛ اجازه صدمه به معيشت مردم را ندهد.

در عين حال بايد دانست كه مسئله گراني دارو و درمان يك معضل جهاني در سال‌هاي اخير است و عمده كشورها به نوعي با آن مواجه هستند.[۳]

گفتنيست، رئيس‌جمهور پزشكيان به تازگي دستوراتي را براي ورود به حل معضل گراني دارو و درمان صادر كرده است كه بايد منتظر ماند و نتايج آنها را ديد.[۴]

برخي محافل تحليلي معتقدند انتقادبرانگيز شدن روند دارو و درمان طي چند ماه اخير ربط مستقيمي به نحوه مديريت ظفرقندي، وزير بهداشت دولت جديد دارد و نمايندگان مجلس حتما بايد مواضع شخص وزير را در اين باره مشخص و البته حلّاجي كنند.

 

***

 

در ستايش مردم ۲۲ بهمن: مردمي كه اجباري نيامدند

 

محمدرضا تاجيك، از تئوريسين‌هاي اصلاح‌طلب به تازگي در يادداشتي با عنوان "خاطره‌بازي با روياهاي ناكام" كه پيرامون انقلاب اسلامي نوشته شده است، پس از ذكر مقدمه‌اي طولاني مي‌نويسد: اگر امروز بسياري مردمان از انقلاب خاطرۀ خوشي ندارند، ضرورتا بدان معنا نيست كه روز و روزگار و منظر و نظرشان نسبت به رخداد انقلاب تغيير كرده، بلكه بيشتر بدين‌سبب است كه آن‌چه به‌نام انقلاب تجربه كرده و مي‌كنند، ديگر رخداد تغيير نيست، ديگر شيوه‌اي خاص براي زيست نيك و انساني‌ و اخلاقي نيست، ديگر پيام‌آور عدالت و برابري و آزادي نيست، ديگر به هيچ نياز آدميان پاسخ نمي‌دهد، ديگر مجال بالارفتن پاييني‌ها و پايين‌آمدن بالايي را نمي‌دهد، ديگر مهلتي براي پژواك صداهاي متفاوت و مخالف، و منطقه‌الفراغي براي كنش‌گري «غير» نمي‌دهد.

به گزارش انصاف‌نيوز، او مي‌افزايد: در اين حالت، با بهره‌اي آزادانه از كوندرا، در واقع، اين افراد نيستند كه راه خويش را تغيير مي‌دهند، بلكه تاريخ پساانقلاب است كه به مسيري ديگر رفته، و حوزۀ كنش مردم را محدود به يك دايرۀ بسته كرده: آن‌ها از يك مراسم به مراسمي ديگر رهسپارند؛ مراسم‌هايي كه قدرت مستقر براي بزرگداشت خويش (به‌نام انقلاب) ترتيب داده است. اين‌گونه است كه تاريخ انقلاب‌ها بعد از پيروزي دگرگونه و باژگونه و به توالي يا تكرارِ تكرار برخي مناسك و مراسم خشك و بي‌روح تبديل مي‌گردد، و اين‌گونه است كه انقلاب‌ها، فرزندان و رهبران و خود را مي‌خورد.[۵]

 

*دقت شود كه ما به دنبال توجيه اشكالات و يا انكار ضعف‌هاي موجود كشور نيستيم. اما نگاه واقع‌بينانه به اين اشكالات بيانگر چند حقيقت مهم است كه امثال تاجيك آنها را ناديده مي‌گيرند.

نخست و مهمتر از همه اينكه با "بن‌بست" مواجه نيستيم و راه حل تمام اين مشكلات در كوتاه‌مدت و دراز مدت وجود دارد. در واقع اين ذات عدالتخواه، ضد ديكتاتوري و آرمانخواه ولايت فقيه و انقلاب اسلامي است كه موجب فراخناي مسير اصلاح در طول حركت هميشگي انقلاب اسلامي شده است.

نكته دوم نيز "آگرانديسمان" يا بزرگنمايي و سياه‌نمايي پيرامون مشكلاتي است كه در كشور ما وجود دارد.

تقريبا عمده بزرگ‌نماها و سياه‌نماها حاضر نيستند، بگويند كه اين مشكلات اولا به آن بزرگي كه گفته مي‌شود، نيست و ثانيا اين مشكلات در تمام كشورهاي جهان وجود دارد و فقط مخصوص به ايران و مردم ايران نيست.

حقيقت سوم مقايسه "آنچه بوديم و آنچه هستيم" است.

انگيزه انقلاب اسلامي همان اسلام بود. اسلامي ناب كه در پرتو آن استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي و اقتصاد شكوفه مي‌دهد و در ريل تمدن‌سازي قرار مي‌گيرد. ما هيچيك از اينها را در پيشاانقلاب نداشتيم و امثال تاجيك بعنوان خواص جامعه (ولو خواص بريده) بايد شهامت طرح اين مقولات را با مردم داشته باشند.

از اين رهگذر به دستاوردهاي پساانقلاب، بيان شجاعانه آنها در ابعاد مختلف و نگاه دقيق به ساحت و اندازه مشكلات روز كشور مي‌رسيم كه در مباحث پيشين بدان‌ها اشاره شد.

اكنون و با عنايت به اين ۳ حقيقت آنگاه مشاهده مي‌شود كه ضرب سخنان تاجيك تا حد زيادي كاسته مي‌شود و اصل بحث او كه همان طرح انحراف انقلاب از مسير خويش است بلاموضوع مي‌شود.

كنايه تاجيك مبني بر اينكه كنش‌هاي مردم محدود شده به مراسمي كه قدرت مستقر براي بزرگداشت خويش ترتيب مي‌دهد نيز همانند ادعاي قبلي او يك كنايه بلاموضوع و ناواقعي است. چون حتي يك نفر از مردم نيز مجبور به حضور در هيچيك از اين مراسم نيست. همچنانكه مجبور به حضور در انتخابات و... نيستند.

لكن وقتي اين حضور بصورت ميليوني صورت مي‌گيرد يعني اكثريت تأثيرگذار مردم همچنان علاقمند به انقلاب اسلامي و حامي قدرت مستقر هستند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۶:۲۱:۲۹ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

خيز اصلاح‌طلبان راديكال به خيابان به بهانه تجمع آدم‌كش‌ها!/ عطاالله مهاجراني: مذاكره با ترامپ يك دستور العمل صهيونيستي است

سخنان مهاجراني درباره ضررهاي گفتگو با آمريكا جايي اهميت دارد كه او پيش از اين پيشرو در تئوري ارتباط با غرب در دهه شصت در روزنامه اطلاعات بوده است!

در اين ويژه‌نامه، نگاهي به آخرين مواضع جناح‌هاي سياسي و تحولات مهم داخلي، خارجي، اوضاع اقتصادي و اجتماعي كشور انداخته مي‌شود كه مخاطبان بامطالعه آن به رهيافت‌هاي مهم، نكات و تأملات از سير وقايع اثرگذار دست خواهند يافت، در اين بخش با ما همراه باشيد.

*********

برخي از چهره‌هاي اصلاحات از جمله عمادالدين باقي و مهاجراني به نتيجه‌اي رسيده‌اند كه نظام جمهوري اسلامي ايران نبايد با آمريكا گفتگو داشته باشد.

روزنامه اعتماد در سرمقاله خود به قلم عطاالله مهاجراني درباره اين پروژه صهيونيستي نوشته است:

دقت در متن فرمان يا دستورالعمل اجرايي ترامپ ترديدي باقي نمي‌گذارد كه ماهيت و جهت اين دستورالعمل صهيونيستي است و با ادبيات نتانياهو نوشته شده است.به نظرم موضع آيت‌الله خامنه‌اي در بيهوده دانستن و نفي مذاكره تصميم و رويكردي خردمندانه و متناسب با دفاع از منافع و مصالح ملي است. البته شاهد يورش همه‌جانبه لشكر سايبري در فضاي مجازي هستيم. به دليل بالا رفتن نرخ دلار و طلا براي ملت ايران دلسوزي مي‌كنند.

در ادامه اين يادداشت آمده است:

در واقع مي‌خواهند به التهاب دامن بزنند. خوشبختانه سخنان بسيار سنجيده و دقيق پزشكيان در راهپيمايي ۲۲ بهمن، باطل‌السحر پروژه يا دامي بود كه پهن كرده بودند تا بتوانند دوباره از حاكميت دوگانه سخن بگويند. بين نهادها و اركان حكومتي در ايران شكاف ايجاد كنند. پزشكيان در بهترين موقعيت، صريح‌ترين سخنان را در دفاع از موضع رهبري بيان كرد. بديهي است كه امريكا و جهان از كشور ما يك‌صدا را شنيدند. كساني كه به تعبير خودشان در شكاف زندگي مي‌كنند ديگر نمي‌توانند دستاويزي براي نشان دادن دوگانگي در دولت و حكومت ايران بيابند.

 

البته با وجود تغيير نگرش برخي چهره‌هاي اصلاح‌طلب، هنوز هم بخش قابل‌توجهي از اين جريان از پذيرش واقعيت سر باز مي‌زنند. اين افراد همچنان تلاش دارند كه شكست سياست‌هاي خود در قبال آمريكا را توجيه كنند و به‌نوعي، مسئوليت اين شكست را بر گردن نظام بيندازند.

سخنان مهاجراني درباره ضررهاي گفتگو با آمريكا جايي اهميت دارد كه او پيش از اين پيشرو در تئوري ارتباط با غرب در دهه شصت در روزنامه اطلاعات بوده است!

حزب اتحاد ملت از گروه‌هاي اقماري و راديكال در جبهه اصلاحات اين روزها سوداي خيابان دارد، روزنامه آرمان امروز به نقل از دبيركل اين حزب نوشته است:

اوايل بهمن ماه بود كه كارزار درخواست رفع حصر در پلتفرمي كه به‌منظوربيت فورد ارائه مطالبات مدني راه‌اندزاي شده است، منتشر شد. ۱۵ سال بعد از اعمال حصر براي سه تن از فعالان اصلي انتخابات رياست جمهوري سال ۱۳۸۸، گروهي از اين افراد خواستار رفع حصر آنان شدند. آذر منصوري رييس جبهه اصلاحات در واكنش به درخواست تجمع و حواشي بعد از آن در شبكه اجتماعي ايكس نوشت «چرا عده‌اي بدون مجوز و آزادانه هر جايي، حتي محيط‌هاي آموزشي و هر محلي كه بخواهند تجمع و ميتينگ برگزار مي‌كنند، عليه رئيس جمهور و همراهانش شعار مي‌دهند و مصونيت پولادين دارند، اما جمعي ديگر كه از قضا از ايثارگران و جانبازان كشورند، قبل از برگزاري تجمعي مسالمت آميز بازداشت مي‌شوند؟».

در بخش ديگري از اين گزارش آمده است:

حزب مجمع ايثارگران نيز در اعتراض به حصر و بازداشت برخي ايثارگران و معترضان بيانيه‌اي صادر كرد. بر اساس اعلام قبلي، برخي از داوطلبان براي برگزاري تجمع در روز ۲۵ بهمن ماه در مكان از پيش تعيين شده يعني مقابل دانشگاه تهران حاضر شدند. اين افراد نيز توسط نيروي انتظامي بازداشت شدند. در ميان بازداشت شدگان نام دو تن از فرزندان آيت‌الله منتظري به چشم مي‌خورد.

 

البته استفاده از عنوان ايثارگران براي چند نفر از اعضاي سابق باند آدم‌كش مهدي هاشمي خلاف واقع و توهين به ايثارگران و رزمندگان محسوب مي‌گردد، مروري بر اسامي افراد حاضر در فراخوان فوق نشان مي‌دهد كه منافقين، عناصر باند مهدي هاشمي معدوم و اعضاي دفتر بيت منتظري را نمي‌توان ايثارگر ناميد.

نكته مهم‌تر آنكه برخي احزاب اصلاح‌طلب با راديكال كردن مواضع خود در حال فشار به رئيس‌جمهور براي تغيير موضع خود درباره مذاكره با آمريكا هستند، سخنان پزشكيان چنان به تندروهاي چپي گران آمده كه دست به هر اقدام انتحاري خواهند زد!


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۶:۱۵:۰۰ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

رؤياي پشت‌ميزنشيني و "بيكاري شيك" جوانان/ كاسبي سياسي با قتل دانشجوي دانشگاه تهران

"بي‌دولتي" در اقتصاد ايران پديده‌اي است كه نمي‌توان آنرا كتمان كرد و بايد هرچه سريعتر برايش فكري كرد. بخش اعظم مشكلات معيشتي و گراني‌ها ناشي از نبود نظارت و اقتدار دولت در اقتصاد است.

 

دلتنگي ابطحي براي كوي دانشگاه

 

خبرآنلاين گزارش داد: محمدعلي ابطحي، معاون دولت خاتمي و از دستگيرشدگان فتنه 88 به تازگي در يك توييت پيرامون حادثه كشته شدن يك دانشجوي كوي دانشگاه توسط زورگيرها نوشته است:

"فاجعه كشته شدن توسط زورگيران خياباني كه مقتول دانشجو بوده و مي‌توانسته هر فرد ديگري هم‌باشد، دردناك بود. حس ناامني عمومي جامعه را دچار شوك مي‌كند. مسئولان امنيتي، اطلاعاتي، انتظامي، در اين فضاي بي تاب جامعه رسالت و وظيفه مهمي براي امنيت مردم دارند."[1]

 

*حادثه كشته شدن دانشجوي مظلوم دانشگاه توسط چند جيب‌بر بسيار تلخ است و پليس بايد مجرمان اين حادثه را در اسرع وقت دستگير كند تا به سزاي عمل كثيفشان برسند.

لكن امثال ابطحي با نام نهادن "فاجعه" بر اين حادثه و اطلاق صفت "بي‌تاب" به يك جامعه آرام كه در شادترين ايام سال قرار دارد؛ قصد دارند از زندگي و پيكر اين دانشجوي مظلوم هيزمي بسازند تا در آتشي كه در خيابان مي‌افروزند به كارشان بيايد.

و دانشجويان و خانواده‌ي دانشجوي مقتول و افكار عمومي بايد مراقب اين قضيه باشند.

مردم، رسانه‌ها و چشمان امنيتي جامعه بايد مراقب دسيسه‌هاي اينچنيني براي ملتهب كردن آرامش ايران باشند.

بدتر از به قتل رسيدن آن دانشجوي مظلوم كوي دانشگاه؛ فريب خوردن و مفتون "بانيان آشوب" شدن است.

 

***

 

ريشه گراني‌هاي بيقاعده و شديد از كجا آب مي‌خورد؟

بي‌دولتي اقتصاد ايران و آسيب‌هاي آن

 

بيت‌ا... عبداللهي نماينده اهر در مجلس شوراي اسلامي طي يك مصاحبه با ايلنا پيرامون افزايش نرخ دلار آزاد و گراني‌هاي بيقاعده گفته است:

"خواسته ما اين است كه دولت، هم براي ما نمايندگان مجلس و هم براي مردم علت اين موضوع را شفاف كند. قطعا اين هفته مسئولين اقتصادي به ويژه وزير اقتصاد بايد به مجلس بيايند و توضيح داده و ما را قانع كنند كه چه اتفاقي افتاده است كه بازار اينقدر از هم گسيخته شده كه هر روز اتفاقات بدي را در افزايش قيمت كالاهاي اساسي، دارو، ارز، طلا و سكه شاهد هستيم."

او مي‌افزايد: اگر بخواهيم بگوييم اين موضوع مربوط به تحريم است، ما از قبل هم تحريم بوديم الان هم هستيم. موضوع خاصي پيش نيامده است. به همين دليل منتظريم در هفته جاري مجلس شروع به كار كند بيت فورد و مسئولان اقتصادي دولت بيايند و توضيح بدهند و مجلس را در اين خصوص قانع كنند. اگر مجلس قانع نشود، حتما به سمت استيضاح مي‌رود. بحث اين است كه بايد بيايند و توضيح دهند كه چه اتفاقي افتاده است. بايد بيايند و توضيح دهند كه در اين مدت بسيار كوتاه چه بلايي سر اين اقتصاد آمده است.

اين نماينده مجلس تصريح مي‌كند: گويا اقتصاد كشور بي‌صاحب است...و براي افكار عمومي هم توضيح نمي‌دهند كه چرا اين وضعيت پيش آمده و در آينده چه خواهد شد و ما چه برنامه‌اي براي آينده داريم؟ حداقل انتظار مردم اين است كه دولت بيايد توضيح دهد كه الان چه اتفاقي افتاده، چه برنامه‌اي دارد و در آينده چه خواهد شد.[2]

 

*بروز پديده "بي‌دولتي در اقتصاد" كه آسيب‌هاي آن از چند سال قبل در اقتصاد ايران و معيشت مردم ظاهر شده به دليل عمل نكردن دولت‌ها به نقش نظارتي و حاكميتي خويش در بازار است.

مثلا وقتي يك دولت قانون تعيين سقف براي اجاره‌بها را صادر مي‌كند و حتي رئيس‌جمهور هم پاي آنرا امضا مي‌كند اما اين قانون اجرا نمي‌شود؛ مي‌توانيم، بگوييم شاهد "بي‌دولتي" هستيم.

بازار نيز با رصد اين بي‌دولتي دچار تسرّي آسيب مي‌شود و قيمت‌ها از كانال رقابتي و معقول اقتصادي وارد كانال غير رقابتي، بيقاعده و سود پرستي مي‌شوند.

كما اينكه مي‌بينيم قيمت مسكن و اجاره طي 4 سال اخير با جهش‌هاي بيسابقه و ظالمانه‌اي مواجه بوده است. صرفا به اين دليل كه بازار مسكن خودش را پاسخگوي دولت نمي‌داند.

در همين زمينه مي‌توان به اجرا نشدن دقيق قانون ماليات بر خانه‌هاي خالي نيز اشاره كرد كه موجب شدت بيماري مذكور در بخش مسكن شده است.

غير از اين مثال كه اشاره‌اي بود به اجرا نشدن يك قانون اقتصادي از سوي شخص دولت؛ همچنين بايد به نبود نظارت كاراي دولت بر بازار هم اشاره كرد كه چگونه بازار را از حاكميت و اقتدار تهي مي‌كند و چنين بازاري ديگر براي قيمت‌هاي خود هيچ حد و مرزي را رعايت نخواهد كرد و اصطلاحا وارد فرايند جامپ قيمتي مي‌شود.

دقت شود آنها كه مي‌گويند يك دست نامرئي هست كه خود بصورت خودكار شروع به كنترل قيمت‌ها مي‌كند نيز به فرايند جامپ قيمتي، مقرون به صرفه بودن خواب سرمايه به جاي هزينه آن و همبستگي تمام صاحبان يك كالا يا يك خدمت در غيبت دولت نيز توجه ندارند كه چگونه اين رخداد موجب قتل رقابت و افزايش سطح عمومي يك قيمت مي‌شود.

به سخن ديگر اينكه در يك اقتصاد بي‌دولت؛ رقابت قيمت‌ها ديگر بر سر جذب مشتري نيست. بلكه براي جذب سود بيشتر است و مشتري هم از آنجا كه هيچ چاره‌اي ندارد و قيمت كمتري نمي‌يابد (چون كانال رقابت كشته شده است) مجبور به تن دادن به قيمت‌هاي گزاف و بيقاعده مي‌شود.

در توضيح بيشترِ يك اقتصاد بي‌دولت بايد اشاره كرد كه قيمت‌هاي بازار اين اقتصاد از هيچ قاعده دلاري، بازاري، تحريمي و تورمي پيروي نمي‌كنند و اصطلاحا چنين بازاري دچار "گراني بيقاعده" است.

در يك اقتصاد بي‌دولت همچنين كشش تورمي نيز بيقاعده مي‌شود و مثلا اگر مقولاتي مثل نرخ دلار آزاد يا قيمت نان يا نرخ سوخت دچار كشش تورمي هستند اما اين كشش در هنگام بروز، تابع قاعده نيست و مثلا اگر بناست 4 درصد باشد به ناگاه 40 درصد خواهد شد!

در تمام توابع توضيح داده شده اگر دولت به صحنه بيايد و جاي خالي نظارت و اقتدار خود را پر كند؛ آنگاه همه قيمت‌ها به كانال رقابتي باز خواهند گشت.

مطالبه عمومي مردم و "رأي خوب"؛ رمز بازگشت دولت و خروج اقتصاد از بيماري بي‌دولتي است.

در ذكر شاهد تاريخي و اسلامي براي جلوگيري از بروز پديده بي‌دولتي در اقتصاد مي‌توان به سيره اميرالمؤمنين علي(ع) اشاره كرد كه گاهي در بازار كوفه با تازيانه قدم مي‌زدند. اين رفتار درست و عقلاني موجب جلوگيري از خروج قيمت‌ها از كانال رقابتي مي‌شود.

ما پيش از اين و از چند سال قبل در مشرق، گزارش‌هاي متعددي را درباره آسيب‌هاي پديده بي‌دولتي در اقتصاد منتشر كرده‌ايم كه در آرشيو قابل مطالعه است.

 

***

 

رؤياي پشت‌ميزنشيني و بيكاري شيك 40 درصدي جوانان

 

علي ربيعي، چهره اطلاعاتي سابق و دستيار اجتماعي رئيس‌جمهور پزشكيان طي سخناني در كارگاه تخصصي «جوان، جامعه و كنشگري اجتماعي» در جشنواره ملي اتفاق با اعلام اينكه تعداد افراد جواني كه شاغل و يا در حال مهارت آموزي و تحصيل نيستند در كشور ما به ۳۷ درصد رسيده است، خاطرنشان كرد: وقتي نرخ بيكاري جوانان به ۲ برابر نرخ بيكاري متوسط كشور برسد آژير خطر است و بحران‌هاي اجتماعي رخ مي‌دهد.

او با اشاره به اينكه جوانان جامعه اي مي توانند موثر باشند كه مهارت فني و ارتباطي و اجتماعي كار تيمي داشته باشند، افزود: اين موارد در بين جوانان ما كم است‌ و گويا سياستگذاري‌ها و قوانين بر اساس انقلاب صنعتي اول است و ما در انقلاب صنعتي چهارم زندگي مي‌كنيم.[3]

 

*روايت ربيعي از بيكاري جمعي نزديك به 40 درصد از جوانان كشور؛ روايت اشك‌ها و لبخندهاست.

لبخند از بابت اقتصادي كه توانسته از بحران بيكاري عمومي عبور كند و با تأمين معيشت حداقلي به پديده "بيكاري شيك" برسد. (پديده‌اي كه به موجب آن، عمده كارجويان به دليل امكانات اقتصاد و برخورداري از يك سطح معيشتي حاضر به پذيرش هر شغلي نيستند)

و اشك از بابت هدر رفت سرمايه جواني كشور، وارد نشدن تمام استعداد انساني مملكت به عرصه كار و سازندگي و مشكلاتي مثل ضرورت "واردات نيروي كار خارجي" كه بواسطه پديده بيكاري شيك بروز مي‌يابد.

بايد دانست كه نرخ فعلي بيكاري عمومي در ايران تك رقمي و نزديك به استانداردهاي جهاني است. اين موقعيت خوب كه يكي از مثبتات اقتصادي ايران اسلامي است اما بايد با پيوست‌هايي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي نيز همراه شود تا جمعيت جوان و كارجوي ايراني از فرهنگ غلط "كار پشت ميزي" عبور كنند و وارد مهارت‌آموزي شوند. تا شاهد اين حجم از بيكاري شيك نباشيم.

اين فرهنگ غلط بايد در كشور ما تغيير كند كه مدرك تحصيلي به معني شغل پشت ميزي است!

كشور ما سالانه شاهد ورود حدود 1 ميليون نيروي متقاضي جديد به بازار كارجويي است و اين در حالي است كه درصد بسيار كم، ناچيز و محدودي از مشاغل كشور كه سالانه ايجاد مي‌شوند مشاغل پشت‌ميزي هستند.

در زمينه فرهنگ‌هاي غلطي كه رهزن مهارت‌آموزي جوانان عزيز شده‌اند همچنين بايد به فرهنگ غلط "تمناي درآمد بالا" نيز اشاره كرد.

به هر حال در يك اقتصاد؛ تمام مشاغل داراي درآمدهاي بالا نيستند و در عين حال يك نفر هم بايد عهده‌دار آنها بشود. آن شهروندي هم كه خواستار درآمد بيشتر است بايد از طريق كار دوم، مشاغل خانگي، مشاغل شخصي و يا كسب تخصص و مهارت ويژه اقدام كند و البته فضاي اين كار هم از سوي حاكميت عدل اسلامي براي او فراهم باشد.

مع‌الوصف احراز تمام مشاغل كشور؛ نياز بزرگ اقتصادي است و در صورتي كه همه به دنبال كسب درآمدهاي بالا باشند؛ همين نتيجه فعلي رخ مي‌دهد كه حدود 40 درصد قشر جوان كشور بيكارند و اقتصاد ما در فرايند لزوم واردات نيروي كار قرار گرفته است.

دقت شود كه مثلا حتي شخص آقاي ربيعي هم در ورك‌شاپي شركت مي‌كند كه به جاي مهارت‌آموزي و ترويج فرهنگ صحيح براي جوانان بر كلّياتي از قبيل جامعه و كنشگري اجتماعي اشاره دارد كه با وضوع موجود ما همتراز نيستند.

پر واضح است كه ترويج يك نگاه صحيح به مقوله اشتغال و بيكاري شيك؛ نيازمند اصلاح ديدگاه همه اركان جامعه اعم از مردم و مسئولان است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۶:۰۶:۴۵ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)