سيامين جلسه دادگاه رسيدگي به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضاي سازمان مجاهدين خلق موسوم به منافقين و ماهيت اين سازمان به عنوان يك شخصيت حقوقي در شعبه يازدهم دادگاه كيفري يك استان تهران برگزار شد.

سيامين جلسه دادگاه رسيدگي به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضاي سازمان مجاهدين خلق موسوم به منافقين و همچنين ماهيت اين سازمان به عنوان يك شخصيت حقوقي، روز سهشنبه (۱۴ اسفند ماه) در شعبه يازدهم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي حجتالاسلام والمسلمين اميررضا دهقاني و مستشاران دادگاه مرتضي تورك و امين ناصري، با حضور وزيري نماينده دادستان، خانواده شهدا و وكلاي آنها و همچنين وكلاي متهمان در مجتمع قضايي امام خميني (ره) بهصورت علني در حال برگزاري است.
در ابتداي دادگاه قاضي از وكيل شكات خواست تا در جايگاه قرار بگيرد و اظهارات خود را مطرح كند.
حجت الاسلام والمسلمين مسعود مداح وكيل شكات پرونده در جايگاه قرار گرفت و گفت: جلسات گذشته جزواتي كه در دهه ۶۰ از خانههاي تيمي منافقين كشف شده بود، ارائه شد. در اين جزوات بمبگذاري، جعل، سرقت خودروهاي مردم و تشكيل خانه تيمي و نگهداري سلاح و انجام عمليات و ترور مردم ايران را آموزش ميدادند.
وي ادامه داد: اين جزوات برداشت شده از نشريه مجاهد است. به عنوان مثل جزوه «ويژه مبارزه هستههاي مسلحانه» كه موضوع اصلي آن چگونگي حمل و نگهداري سلاح و تهيه خودروهاي براي اجراي عمليات است كه از نشريه ۱۴۵ مجاهد برداشته شده است. در نمونه ديگر جزوه «از سري تجربيات رزمندگان» است كه محور آن چگونگي مبارزه مسلحانه با پاسداران است كه از شماره ۱۳۱ برداشت شده است. جزوه ديگري به نام «آموزشهاي ويژه تيميها و هستههاي مقاومت مسلح» برداشته شده از شماره ۱۴۲ مجاهد است كه در مورد امنيت خانههاي تيمي را توضيح ميدهد.
وكيل شكات گفت: در جزوه «آموزشهاي تاكتيكي نبرد مسلحانه خلق» مراحل مختلف تشكيل و رشد واحد عملياتي توضيح داده شده است. جزوههاي «چگونه ميتوان پايگاههاي مقاومت نظامي ايجاد كنيم؟»، «شيوه برخورد با دشمن در هنگام حمله آنها به پايگاههاي مجاهدين»، «دانش انفجاري براي يافتن راه رهايي خلق»، جزوه «نكاتي پيرامون جنگ»، جزوه «از سري تجربيات رزمندگان مجاهد»، جزوه «تجربيات ساختن پلاك براي ماشينهاي مصادرهاي» و جزوه «جمعبندي تجارب امنيتي» كه براي آموزش اعضاي منافقين تهيه شده بودند.
وي ادامه داد: برخي از جزوات از نشريه مجاهد برداشته نشده بودند و فقط يك كد امنيتي داشتند و اين جزوه به سر تيم واحد داده ميشد تا بين اعضا توزيع شود. اين جزوهها از خودروهاي منافقين و خانههاي تيمي كشف شده است. اگر وكلاي متهمان بر روي اصالت اين جزوهها شك دارند ميتواند آنها را به كارشناس ارجاع دهند.
وكيل شكات گفت: جلسه گذشته وكيل متهمان از آقاي خدابنده شاهد پرونده پرسيده بودند كه آيا تمام ۱۰۶ از متهمان همه در كادر مركزي هستند و همه افراد سردسته هستند و كدام فرد سردسته تيمهاي عملياتي بوده است. در جلسات گذشته در مورد عمليات مهندسي توضيح داده شد و چارت تشكيلاتي سازمان بررسي شد.
حجتالاسلام والمسلمين مداح گفت: در جلسه قبل يكي از اعضاي جدا شده سازمان كه مسعود خدابنده سرتيم حفاظت مسعود رجوي شخص يك اين سازمان تروريستي، صراحتا به اين موضوع شهادت داده و شهود ديگري هم كه از اعضاي منافقين بودند و جدا شدند در همين دادگاه به اين موضوع شهادت دادند كه اعضاي سازمان مدام در حال تغيير هستند. يك روزي در رده شكنجهگر و روزي در رده عمليات نظامي و روزي هم در رده جذب و ساماندهي و تربيت نيرو بودند.
وي ادامه داد: خيلي از متهماني كه اسامي آنها داخل كيفرخواست قرار دارد، آنها در عمليات نظامي شركت داشتند و به عنوان مثال در دهه ۶۰ در تيمهاي عمليات نظامي بودند و در عملياتهايي مانند فروغ جاويدان و مرصاد كه عليه كشورمان بوده است، حضور داشتند و امروز در گروه ارتباطات كار ميكنند. يا شخصي بوده كه در دهه ۶۰ اقدام به بمبگذاري ميكرده است، اما هم اكنون مسئول تهيه امور مالي است. محسن سياه كلاه متهم رديف ۲۰ پرونده طبق بياني كه آقاي خدابنده شاهد پرونده داشت، هم در بمبگذاري در كردستان بوده و در اشرف شكنجهگر بوده و پيشمرگ مجاهدين در اربيل بوده است. زهرا مريخي متهم رديف ۹ در تيمهاي عمليات نظامي حضور داشته و عضو كادرمركزي بوده است و در الان در بخش تبليغات سازمان مشغول است. رقيه عباسي متهم رديف ۸۹ در سازمان مشغول ستاد داخله است كه وظيفه ارسال تيم براي عملياتهاي تروريستي و بمبگذاري و ترور و گرفتن اخبار و اسكان افراد اعزامي و ارتباط با سرتيمها و قاچاقچيان سلاح از وظايف اين ستاد است. پرويز كريميان متهم رديف ۹۵ يكي از شكنجهگرها بوده الان هم معاون محور در سازمان است.
حجتالاسلام والمسلمين مسعود مداح وكيل شكات پرونده گفت: باتوجه به ماده ۱۳۰ و تبصره آن از قانون مجازات اسلامي و نظريه شماره ۲۱۱۷ مورخ ۲۸ مرداد ۹۸ اداره كل حقوقي قوه قضاييه ارائه داده به دادگاه، محدوديتي در تعداد سردستهها وجود ندارد و ممكن است در يك جرم سازمان يافته و يك گروه مجرمانه افراد سردستههاي يكديگر باشند. در سازمان تروريستي اينگونه نيست كه همه آنها مسلح باشند و يا بخواهند دست به سلاح ببرند، اما درباره اين سازمان اينگونه نيست و همه اعضا دست به سلاح و دست به شكنجه بردند و مباشرت در جرم دارند، اما در يك سازمان تروريستي اينگونه است كه شخصي مسئول جذب و سازماندهي است و لزوما دست به سلاح نميبرد، اما سوالم از مردم اين است آيا اين شخص در بمبگذاري و كشتار جمعي كه رخ ميدهد مسئول نيست، بعيد ميدانم كسي منكر اين موضوع باشد. تمامي اين اعضا در طول اين سالها مستمرا مباشرت در امور مختلف داشتند و در ردههاي مختلف قرار گرفتند و حمايت و همكاري داشتند و هر دستوري از سوي مسعود رجوي و مريم قجر عضدانلو و سرتيمهاي ديگر به اينها ميشده است را به بهترين نحو انجام ميدادند.
وي افزود: به نظر ميرسد ذهن وكلاي متهمان از ماده ۱۳۰ اينگونه شكل گرفته كه با يك گروه ۵ نفره طرف هستيم كه سرقتي را انجام دادهاند. اينگونه نيست كه بگوييم يكي از اعضا مرتكب جرم حدي شده است و سردسته مرتكب جرم حدي نشده باشد به حداكثر مجازات معاونت در جرم محكوم شود. اين ذهنيت نسبت به گروهك تروريستي كه براي خود داراي گردان و گروهان است، نيست.
حجتالاسلام والمسلمين مسعود مداح وكيل شكات پرونده گفت: استناد ديگرم به همين ماده است، قانونگذار به اين موضوع توجه كرده و در ادامه ماده ۱۳۰ اضافه كرده است كه اگر عنوان محاربه و فساد فيالارض براي سردسته صدق كند به همان مجازات محكوم ميشود، در فقه شيعه ۱۴۰۰ سال قبل به اين موضوع اشاره شده است و شارع مقدس تفاوت بين جرم سازمان يافته و تروريستي با جرايم فردي تفاوت قائل شده است. مصداق بارز اين در جرم بغي است. قول تمامي فقهاي شيعه بر اين است كه اگر داراي سازمان باشد ولو كسي در اينجا دست به سلاح نبرده باشد مقاتله با اين شخص شرعا واجب است.
وي با بيان اينكه چند نمونه از فقه شيعه را ميخواهم بيان كنم، افزود: امام صادق (ع) فرمودند در گروه باغيان اگر آنها گروه داشتند حتي اسير و زخمي و فراري آنها قابليت اين را دارد كه به اعدام محكوم شود. مرحوم محقق حلي تعبيري دارند كه اگر اهل بغي داراي گروه سازمان يافته بودند و گروه شان متلاشي نشده بود اسير و مجروح آنها نيز قابل تعقيب است. نقل ديگري از صاحب جواهر، علامه محمد حسن نجفي وجود دارد كه گفته هيچ فقيهي در اين موضوع اختلاف ندارد و شهيد ثاني در كتاب مسالك الافهام جلد ۳ ص ۹۳ به اين موضوع اشاره ميكند و مرحوم آيتالله روحاني در كتاب فقه الصادق گروه باغيان را شرح ميدهد كه اگر اين باغيان اسلحه خود را زمين گذاشتند و ترك مقاتله كردند، اما هنوز شكست نخورده بودند، اينجا بايد تاجايي با اينها جنگيد كه آنها هزيمت شوند. او اضافه ميكند اگر اينها دچار هزيمت شده باشند يا اينها داراي سازمان و گروهي هستند كه يا برقرار است و يا برقرار نيست. در حالي كه گروه و سازمان آنها برقرار باشد ايشان همان روايت را بيان ميكند كه حتي نسبت به اسير و مجروح شان نيز ميتوان تعقيب را انجام داد.
در ادامه محمدي وكيل تسخيري متهمان رديف اول و دوم و ۶ تا ۲۶ با دعوت قاضي در جايگاه قرار گرفت و گفت: البته از آقاي وكيل انتظار ميرود كه بخواهند از موكل خود دفاع كنند اما احساس ميكنم از حدود وكالتي خارج شدند.
وي ادامه داد: وگيل شكات شهادت شهود را تفكيك كردند آن قسمتي كه شاهد گفت اين افراد سبزي خردكن بودند را بيان نكرد، اما آن قسمتي را كه گفت فلاني و فلاني رهبر بودند را ميگويد، تفكيك شهادت جايز نيست.فردي در دادگاه اعتراف كرد كه راننده تانك بوده است و نمي تواند شرايط شروط را داشته باشد. اگر قرار است كسي كه سلاح دستش متهم باشد در نتيجه راننده تانك هم متهم است. تمام شهودي كه عضو سازمان بودند و در دادگاه شهادت دادند نيز متهم پرونده هستند.
قاضي گفت: شرايط شهود در قانون برشمرده شده است. راننده تانكي كه جدا شده است و به برخي اتهامات او رسيدگي شده و محكوميت كشيده و الان در دادگاه حاضر شده است.
وي ادامه داد: براساس ماده ۱۹۱ از قانون مجازات اسلامي، شاهد شرعي قابل جرح و تعديل است. شرايط ذاتي شاهد بلوغ، عقل، ايمان، طهارت مولود و عدالت است. شاهدان كدام شرط را ندارند.
وكيل متهمان گفت: قطعا عدالت ندارد. فردي كه عضو سازمان بوده چگونه ميتواند عليه سازمان شهادت دهد.
قاضي گفت: اين فرد توبه كرده و از سازمان جدا شده و مسير زندگي خود را مخالف مسيري قرار داده كه در گذشته ميرفته است. وكيل متهم و وكيل شاكي با توجه به سوگندي كه ياد كرده ميتواند از حقوق موكل خودش دفاع كند.
قاضي از وكيل شاكي پرسيد:اشكالي كه وكلاي متهمان مطرح كردند اين بود كه برخي افراد در زمان ارتكاب جنايت عضو سازمان نبودند و بعدا عضو اين سازمان شدند.
وكيل شكات پاسخ داد: عضويت در گروهك مجرمانه كافي است تا فرد عنوان مجرمانه بغي را بگيرد. لزوما نياز نيست دست به سلاح ببرد و فقها در اين مورد اجماع دارند. در ماده ۲۸۷ نيز امده گروهي كه برا اساس جمهوري اسلامي ايران قيام كند باغي محسوب ميشود و اعضاي آن به مجازات اعدام محكوم ميشوند. نياز نيست تمام اعضا دست به سلاح ببرند و حتي فردي هم كه دست به سلاح برده است محكوم به اعدام ميشود.
وي ادامه گفت: در جرايم سازمان يافته نبايد قانون را به نفع متهمان تفسير كرد. ممكن است فردي مانند مسعود كشميري اقدام به بمب گذاري كند آيا نبايد كسي كه به اين فرد آموزش داده مجازات شود. سازمان منافقين دائما سردستگان را تغيير ميدهد و تا تغيير افراد چهرهاي به خود ميگيرند كه گروهك تروريستي نيستيم. بيش از ۱۷ نفر از اعضاي جدا شده سازمان و تعداد زيادي كارشناس تا كنون در دادگاه حاضر شدند و شهادت دادن كه اعضاي سازمان مباشرت در بمبگذاري و ترور داشتند.
وكيل شكات گفت: اگر بگوييم اعضايي كه دست به سلاح نبردهاند و يا بعدا عضو سازمان تروريستي شدهاند محاكمه نشوند يك خلا قانوني است و گروهكهاي تروريستي سردستگاني را انتخاب و اعمال تروريستي انجام دهند و بعد سردستگان خودش را تغيير دهند و چهره خوبي از خود به نمايش بگذارند همين كاري كه سازمان مجاهدين انجام داده است.
وكيل شكات بيان كرد: اگر سازمان تغيير رويه داده چرا افرادي كه در تيمهاي ترور و شكنجه حضور داشتند را به محاكم بينالمللي تحويل نميدهند و چرا توبه نميكنند. چرا هنوز هم در سايت سازمان مجاهدين عنوان كانون شورشي وجود دارد و همچنان هم مردم را به شورش تشويق ميكنند. با توجه به مواد قانوني از دادگاه تقاضاي مجازات تمامي متهمان پرونده را به مجازات بغي دارم.
وي ادامه داد: در دهه ۶۰ اعضايي كه در تيمهاي عملياتي جز بودند محاكمه شدند، اما تا زماني كه اين سازمان پا برجا است به اقدامات تروريستي خود ادامه ميدهد. ممكن است برخي اعضا دست به سلاح نبرند. برخي از اعضاي سازمان اقدام به جمع آوري پول براي سازمان ميكنند كه اين پول صرف اعمال تروريستي ميشود در نتيجه عنوان اتهامي بغي شامل تمام اعضا ميشود.
وكيل شكات ادامه داد: طبق كنوانسيون سازمان ملل متحد براي جرايم سازمان يافته كه به قانون پالرمو معروف است، كشورهاي اروپايي نبايد به گروهك تروريستي پناه دهند و در تامين مالي آنها كمك كنند.
وي گفت: سازمان منافقين براي تامين مالي چند شگرد دارند كه يكي از آنها كلاهبرداري و سرقت است. سازمان خودش را يك گروه سياسي معرفي ميكند و از مردم كشورهاي اروپايي گدايي ميكند. از مهمترين كارهاي سازمان براي تامين مالي اين است كه آنها در كشورهاي انگليس، آلمان، فرانسه و آمريكا اقدام به تاسيس موسسات مردمي براي تامين مالي و پولشويي ميكنند. از جمله اين موسسات جامعه دانشگاهيان براي آزادي ايران، كميته فرانسوي براي ايران دموكراتيك، انجمن فرانسوي- ايراني براي دموكراسي ايران، انجمن جوانان ايران آزاد، انجمن خانوادههاي اشرفيان و انجمن پناهندگان سياسي است.
وكيل شكات بيان كرد: براساس مصوبه شوراي عالي امنيت ملي سازمان مجاهدين جرو گروهكهاي تروريستي شناخته شده است و براساس قانون مبارزه با تامين مالي تروريست تقاضاي اعلام جرم نسبت به اين موسسات را از دادگاه دارم.
قاضي گفت: اين موسسات با متهم رديف اول چه ارتباطي دارند؟
وكيل شكات گفت: اين انجمنها حمايتهاي خودشان را علني از سازمان اعلام كردهاند و شاهدان نيز به اين موضوع تاكيد كردهاند.
قاضي گفت: با توجه به ادله ارائه شده به دادگاه، دادگاه شكايت وكيل شكات را در مورد انجمن ها، سازمانها افراد حقيقي و حقوقي كه به تهيه وجوه و اموال به هر طريقي، چه داراي منشا قانوني باشد و چه منشا قانوني نداشته باشد و يا مصرف تمام يا بخشي از منابع مالي قاچاق ارز، انتقال پول، خريد و فروش اوراق مالي و اعتباري، جلب كمكهاي مالي، افتتاح مستقيم يا غير مستقيم حساب يا تامين اعتبار و انجام هر گونه فعاليت اقتصادي جهت ارائه به متهم رديف اول پذيرفته و اين اقدامات جرم محسوب ميشود. دادگاه اين شكايت را ثبت و تحقيقات خود را در داخل و خارج كشور انجام ميدهد.
در ادامه يكي از شهودي كه از اعضاي جداشده سازمان است در جايگاه حاضر شد.
منصور نظري از اعضاي جدا شده سازمان در جايگاه قرار گرفت و قسم ياد كرد كه جز راست در دادگاه مطلبي بيان نكند.
نظري گفت: در سال ۵۸ جذب مجاهدين شدم. من ساكن فرانسه هستم و خودم درخواست كردم كه در دادگاه حاضر شوم و شهادت دهم. زماني انقلاب حدود ۱۷ سال سن داشتم و محلهاي مذهبي در تهران زندگي ميكردم. در آن دوران ديدگاه انقلابي داشتم و در همگام امام بوديم. در آن دوران تصور ميكردم كه مجاهدين هم بخشي از انقلاب هستند و شناخت زيادي از آنها نداشتم. كم كمك از طريق دوستانم با مجاهدين آشنا شدم. بدون اينكه خودم متوجه شوم جذب سازمان شدم. اواخر سال ۵۸ در كارهاي فروش نشريه به سازمان كمك ميكردم.
وي ادامه داد: تعاونيهايي در مناطق تهران راه اندازي كرديم. در جريان يك تظاهرات در تهران دستگير شدم و تا سال ۶۴ در زندان بودم و از اينكه در اين سالها كه حوادث تلخي براي ايران رخ دادو در عملياتهاي مسلحانه سازمان انجام ميشد، در زندان بودم خوشحال هستم.
اين عضو جدا شده سازمان گفت: بعد از آزادي از زندان، تعدادي از اعضاي سازمان سراغم آمدند و من را ترساندند و اوخار سال ۴۵ از ايران خارج شدم و به پاكستان رفتم. زماني كه در پاكستان بودم سازمان به من گفت كه بايد به ايران برگردم و افراد ديگري را همراهم بياورم.
وي افزود: بعد از چند ماه ما را به عراق بردند و مدارك هويتي ما را از ما گرفتند و بعد وارد قرارگاه مجاهدين شديم.
قاضي پرسيد: شما به واسطه دوستي با افراد جذب سازمان شديد؟
منصور نظري يكي از اعضاي جدا شدا سازمان منافقين بيان كرد: بله. گروهي از هممحلهايها و دوستان من در مدرسه عضو اين سازمان بودند و از طريق آنها جذب سازمان شدم. در آن زمان حدوداً ۱۷ سال سن داشتم و حرفهايي را در رابطه با منافقين ميشنيدم، اما ذهنيت خاصي در رابطه با آنها نداشتم و حتي هيچ آشنايي با دنياي سياست نداشتم.
قاضي سوال كرد: چه جاذبهاي شما را به سمت سازمان كشاند؟
نظري پاسخ داد: قبل از عضويت در اين سازمان با بچههاي مذهبي محله بسيار حشر و نشر داشتم و فردي مذهبي بودم. ما افراد خاميبوديم و چيزي از سياست نميدانستيم براي همين سازمان از ما سوء استفاده كرد. من اعتقاد و گرايش خاصي به امام علي (ع) داشتم و دوستانم كه عضو منافقين بودند با سوءاستفاده از اين ارادت و با استناد به نهج البلاغه مرا منحرف كردند. بسياري از سخنرانيهاي مسعود رجوي در آن زمان با استناد به فرمايشات امام علي (ع) بود. آنها از هر ابزاري استفاده ميكردند تا افرادي كه مثل ما ذهني خالي داشتند را جذب كنند.
وي ادامه داد: از سال ۶۵ در قرارگاه منافقين بودم. در آن زمان مسعود رجوي به عراق آمد و ارتش آزاديبخش شكل گرفت و بخشهاي مختلف سازمان، ساماندهي شد. حتي زماني كه عضو سازمان بودم دوست نداشتم در جنگ شركت كنم و يا از نزديك با كسي بجنگم. براي همين سازمان روي افرادي مثل من كار ميكرد تا ما را به سمت ايران بازگرداند و اقداماتي را در داخل ايران براي سازمان انجام دهيم. در آن زمان واژهاي به نام چريك شهري را روي كار آوردند ميخواستند نيروهاي خود را وارد شهرهاي ايران كنند تا اقدامات تروريستي انجام دهند.
اين عضو جدا شده منافقين تصريح كرد: در عملياتهاي آفتاب، چلچراغ، فروغ جاويدان و مرصاد در قسمت پشتيباني توپخانه بودم. در عمليات فروغ جاويدان در تيپ محمود قائمشهر بودم. در آن زمان تيپها تا تهران ساماندهي شده بودند و هر شخصي بايد به يك شهر ميرفت. من هم به تيپ محمود قائمشهر رفتم كه مسئول عمليات در همدان بود. در اين عمليات ما به گردنه حسنآباد رسيديم و شب را در آنجا مانديم كه صبح فردا جمهوري اسلامي بمباران كرد و كل عمليات با شكست مواجه شد.
وي گفت: پس از اينكه به عقب برگشتيم و در واقع پس از شكست عمليات فروغ جاويدان نشستي با عنوان تنگه توحيد باحضور مسعود رجوي برگزار شد. قبل از آن هم در قرارگاههاي مختلف نشستهايي برگزار شد تا مسعود رجوي جمعبندي بيت فورد كاملي از روحيات و وضعيت قرارگاههاي مختلف داشته باشد. در نشستي كه در قرارگاه ما برگزار شد به عمليات فروغ جاويدان اعتراض كردم پس از اين نشست سازمان مرا آهسته آهسته طرد كرد. حدوداً دو ماه مرا ايزوله كردند و در بند انفرادي نگه داشتند و من هم اعلام كردم كه ديگر نميخوام عضو سازمان باشم.
منصور نظري يكي از اعضاي جدا شده سازمان مجاهدين خلق درباره اقدامات منتهي به شكنجه افراد در سازمان بيان كرد: شكنجههايي كه در سازمان آغاز شد مربوط به سال ۷۳ بود كه من در سال ۸۰ از طريق يكي از اعضا با نام محمد رزاقي كه هم اكنون از سازمان جدا شده است متوجه شدم كه در سازمان شكنجه وجود دارد و به من توضيح داد كه در زندان بوده و او را شكنجه كردهاند. در سال ۷۳ تعدادي از افرادي كه تازه به عراق آمده بودند آنها را دستگير ميكردند و در پايگاه اشرف درساختمانهاي مسكوني كه قبل از طلاقهاي اجباري خانوادههاي سازمان در انجام زندگي ميكردند، بازداشت ميشدند.
وي افزود: محلهاي شكنجه در اشرف مخفي بود و سولههاي مختلف وجود داشت پس از سال ۸۰ تمام سلولها را تغيير شكل داده بودند تا كسي متوجه شكنجهگاه بودن اين ساختمانها نشود البته دو نفر با نام پرويز احمدي و غلامعلي ترابي در همين مكانها توسط مجاهدين كشته شدند و مشخص نشد آنها كجا دفن شدند. پس از اينكه از سازمان مجاهدين جدا شديم و به آمريكاييها پيوستم افراد ديگري حضور داشتند كه اطلاعات كامل تري از شكنجههاي سازمان داشتند.
منصور نظري يكي از اعضاي جدا شده سازمان مجاهدين خلق گفت: من تحت فشار روحي بسياري بودم و در تمام نشستهايي كه به صورت گروهي برگزار ميكردند مثل نشست ديگ كه در آن افراد را سوژه ميكردند و آنها را مورد فشار روحي و رواني قرار ميدادند در نشستهاي ديگ كساني كه مسئلهدار و مشكلدار هستند را سوژه و به آنها حمله ميكنند من خودم بارها در اين نشستها سوژه شدهام مخصوصاً توسط مژگان پارسايي به عنوان كسي كه معروف به خشونت و وحشيگري بود.
وي ادامه داد: محمد رزاقي در مورد كاك عادل يا همان محمد سادات دربندي ميگفت كه مسئول اين شكنجه گاهها خود اين فرد بوده است و نفراتي كه در آنجا شكنجه ميدادند را سازماندهي ميكرد مثلا اسدالله مثني، حسن نظام الملكي، علي اكبر انباز و مژگان پارسيايي در شكنجهها بودند. فرزاد فرزين فر يكي ديگر از اعضاي سازمان بود كه بسيار شكنجه شده بود و از جزئيات شكنجه براي من تعريف كرده است ولي در حال حاضر فوت شده است و يكي از موضوعاتي كه براي من تعريف ميكرد بحث خارج شدنش از قرارگاه اشرف بود به طوري پس از اينكه او را دستگير ميكنند به او آمپول هوا زدهاند و زنده ماندنش در آن زمان يك شانس بود و بعدها او را به اردوگاه روماني ميفرستند و شكنجههاي مختلف ميدادند.
نظري ادامه داد: باعث و باني اين كار سادات دربندي بود. مهدي ابريشم چي فردي فاسد بود و با صدام در ارتباط بود. فتحالله فتحي از شكنجه شدههاي سازمان است و مطالبي در اين مورد منتشر ميكند. در جلسه محاكمه اين فرد حضور داشتم. فتحالله فتحي ميخواست از سازمان جدا شود، اما افرادي مثل مهوش سپهري ميگفتند بايد اين فرد را اعدام كرد. مجاهدين يك دستگاه فاسد و پيچيده است و با افرادي كه جذب آن شده بودند و قصد داشتند از سازمان جدا شوند، بدترين رفتار و شكنجهها را ميكردند.
وي گفت: در طول ۲۲ سالي كه از سازمان جدا شدم بارها در مقالات مختلف گفتهام كه جداشدههاي سازمان مانند يك پادزهر براي اين غده سرطاني هستند.
قاضي گفت: چرا فتحالله فتحي را شكنجه كردند.
اين عضو جدا شده سازمان گفت: فتحالله فتحي چندبار قصد جدا شدن از سازمان را داشت و يك بار هم اقدام به فرار كرده بود. ماندن در سازمان اجباري بود.
وي گفت: به خودم من هم گفته بودند اگر از سازمان جدا شوي تحويل دولت عراق داده ميشوي، چون غيرقانوني وارد اين كشور شدي و محاكمه ميشوي.
وي افزود: افراد زيادي بودند كه نامشان در خاطرم نيست، اما نادر نادري را به خاطر دارم كه به دلايل واهي مورد شكنجه منافقين قرار گرفت.
قاضي حسينزاده گفت: ليستي كه در اختيار شما قرار گرفته را نگاه كنيد آيا اطلاعاتي را در رابطه با افراد نامبرده در اين ليست در اختيار داريد يا خير؟
اين عضو جدا شده منافقين بيان كرد: در بين اسامي اين ليست، مژگان پارسيايي را ميشناسم كه باعث شد يك نفر در قرارگاه خودكشي كند.
قاضي سوال كرد؟ چرا مژگان پارسيايي را مقصر ميدانيد؟
منصور نظري پاسخ داد: شخصي به نام احمدرضا رضايي در ارودگاه بود كه كسالت (ديسك كمر و بيماري صرع) داشت. مژگان پارسيايي فرمانده قرارگاه جلولا بود. آقاي احمدرضا رضايي به دليل كسالتي كه داشت توانايي كار و فعاليت را نداشت و به همين خاطر هميشه زير ضرب مسئولان قرارگاه بود و بيان ميكردند كه اين آقا تمارض ميكند. مژگان پارسيايي بارها تهمت تمارض را به احمدرضا رضايي زده بود. به همين علت فشار رواني زيادي را به احمدرضا رضايي وارد كردند تا اينكه در حين نگهباني به وسيله اسلحه خودكشي كرد. او بارها به علت بيماري صرع، غش كرده بود، اما كسي به او كمك نميكرد و من به كمك او ميرفتم و او را به اتاقي منتقل ميكردم تا استراحت كند. بارها و بارها اين اتفاق در داخل خيابان پياده رو و ساير مكانها براي او افتاده بود، اما كسي به او كمك نميكرد.
قاصي دهقاني گفت: يعني خودكشي او بر اثر فشارهاي رواني بود؟
عضو جدا شده منافقين پاسخ داد: دقيقاً. فشار رواني زيادي را به او وارد كردند و از طرفي هيچ راه نجات و فراري نيز برايش وجود نداشت براي همين تن به اين كار داد. خيليها در پادگان اشرف خودكشي كردند و احمدرضا رضايي نمونه كوچكي از اين افراد بود. در يك مورد ديگر يك خانم ۱۸ ساله اقدام به خودكشي كرد كه مسئولان پادگاه گفتند شليك گلوله ناخواسته بوده است.
قاضي پرسيد: علت خودكشي اين خانم چه بود؟
نظري از اعضاي جدا شده منافقين بيان كرد: علت آن همان فشارهاي روحي بود. من در محفل با اين خانم آشنا شدم. در آن زمان محفلهايي را تشكيل ميداديم و با افرادي كه مشكلاتي داشتند همصحبت ميشديم و راجع به مشكلاتمان با هم حرف ميزديم.
قاصي دهقاني سوال كرد: اين خانم ۱۸ ساله همان خانم محمدي است كه از برجك سقوط كرد؟
نظري جواب داد: اين خانم در برجك و حين نگهباني با سلاح خودكشي كرد و از برجك سقوط كرد. نامش آلان محمدي بود. اما مسئولان قرارگاه هرگز خودكشي او را تاييد نكردند و مدعي بودند كه تير ناخواسته شليك شده است.
قاضي گفت: اين خانم از چه سني عضو سازمان شده بود؟
اين عضو جدا شده منافقين تصريح كرد: تا جايي كه به خاطر دارم اين خانم از بچههاي عضو منافقين بود. در آن زمان كودكاني كه در اردوگاه نگهداري ميشدند دو گروه بودند يك گروه از آنها را به خارج از كشور ميفرستادند و پس از چند سال باز ميگرداندند و گروه ديگر كه سن بيشتري داشتند در داخل همان اردوگاه نگهداري ميشدند. تصور ميكنم خانم محمدي جز بچههايي بود كه قبلاً به خارج فرستاده شده بود و دوباره به اردوگاه برگشته بود. مواردي از اين دست در اردوگاه اشرف زياد مشاهده ميشود.
قاضي سوال كرد: آيا اعضاي سازمان هميشه مسلح بودند؟
اين شاهد عيني جواب داد: اينكه هميشه و در هرجا سلاح همراهشان باشند، خير.
قاضي دوباره پرسيد: پس خانم محمدي سلاح را از كجا تهيه كرده بود كه خودكشي كرد؟
نظري جواب داد: او حين نگهباني خودكشي كرده بود و سلاح هم براي نگهباني بود. آنها سلاحهاي خود را در انباري به نام تسليحات نگهداري ميكنند و يك نفر مسئول نگهداري از اين انبار بود. هر شخصي كه قرار بود نگهباني بدهد به اين انبار مراجعه كرده و سلاح خود را تحويل ميگرفت.
قاضي بيان كرد: در لايحه ارائه شده از سوي وكيل آمده است كه شما از منابع مالي و سازمانهايي كه پول در اختيار سازمان منافقين قرار ميگيرد اطلاع داريد آيا ميتوانيد در اين رابطه شهادت دهيد؟
اين عضو جدا شده منافقين عنوان كرد: بله. در آن دوران، سازمان براي پولشوييهاي خود اقدامات مختلفي انجام ميداد. مثلاً اعضا را مجبور ميكردند با آب پياز روي كاغذ بنويسند كه مثلاً اينجانب مقداري پول را براي كمك به سازمان هديه ميكنم.
قاضي پرسيد: چرا با آب پياز مينوشتند؟
نظري گفت:، چون بايد اينها را به كشورهاي ديگر منتقل ميكردند و بيشتر به اين خاطر بود كه منابع مالي آنها مشخص نشود. منبع اصلي كمك و درآمد سازمان صدام حسين بود.
منصور نظري يكي از اعضاي جدا شده سازمان مجاهدين خلق درباره اقدامات منتهي به شكنجه افراد در سازمان بيان كرد: شكنجههايي كه در سازمان آغاز شد مربوط به سال ۷۳ بود كه من در سال ۸۰ از طريق يكي از اعضا با نام محمد رزاقي كه هم اكنون از سازمان جدا شده است متوجه شدم كه در سازمان شكنجه وجود دارد و به من توضيح داد كه در زندان بوده و او را شكنجه كردهاند. در سال ۷۳ تعدادي از افرادي كه تازه به عراق آمده بودند آنها را دستگير ميكردند و در پايگاه اشرف درساختمانهاي مسكوني كه قبل از طلاقهاي اجباري خانوادههاي سازمان در انجام زندگي ميكردند، بازداشت ميشدند.
وي افزود: محلهاي شكنجه در اشرف مخفي بود و سولههاي مختلف وجود داشت پس از سال ۸۰ تمام سلولها را تغيير شكل داده بودند تا كسي متوجه شكنجه گاه بودن اين ساختمانها نشود البته دو نفر با نام پرويز احمدي و غلامعلي ترابي در همين مكانها توسط مجاهدين كشته شدند و مشخص نشد آنها كجا دفن شدند. پس از اينكه از سازمان مجاهدين جدا شديم و به آمريكاييها پيوستم افراد ديگري حضور داشتند كه اطلاعات كامل تري از شكنجههاي سازمان داشتند.
منصور نظري يكي از اعضاي جدا شده سازمان مجاهدين خلق گفت: من تحت فشار روحي بسياري بودم و در تمام نشستهايي كه به صورت گروهي برگزار ميكردند مثل نشست ديگ كه در آن افراد را سوژه ميكردند و آنها را مورد فشار روحي و رواني قرار ميدادند در نشستهاي ديگ كساني كه مسئلهدار و مشكلدار هستند را سوژه و به آنها حمله ميكنند من خودم بارها در اين نشستها سوژه شدهام مخصوصاً توسط مژگان پارسايي به عنوان كسي كه معروف به خشونت و وحشيگري بود.
وي ادامه داد: محمد رزاقي در مورد كاك عادل يا همان محمد سادات دربندي ميگفت كه مسئول اين شكنجه گاهها خود اين فرد بوده است و نفراتي كه در آنجا شكنجه ميدادند را سازماندهي ميكرد مثلا اسد الله مثني، حسن نظام الملكي، علي اكبر انباز و مژگان پارسايي در شكنجهها بودند. فرزاد فرزين فر يكي ديگر از اعضاي سازمان بود كه بسيار شكنجه شده بود و از جزئيات شكنجه براي من تعريف كرده است ولي در حال حاضر فوت شده است و يكي از موضوعاتي كه براي من تعريف ميكرد بحث خارج شدنش از قرارگاه اشرف بود به طوري پس از اينكه او را دستگير ميكنند به او آمپول هوا زدهاند و زنده ماندنش در آن زمان يك شانس بود و بعدها او را به اردوگاه روماني ميفرستند و شكنجههاي مختلف ميدادند.
قاضي سوال كرد كه آيا سازمان كه متهم رديف اول پرونده است در اروپا كمكهاي مالي جمع آوري ميكنند و سازمانهايي در قالب خيريهها به سازمان كمك مالي ميكنند؟
منصور نظري يكي از اعضاي جدا شده سازمان مجاهدين خلق گفت: من به شخصه اطلاعي از پولشويي و منابع مالي سازمان نداشتم و فقط از طريق صحبتهاي مسعود خدابنده متوجه شدم كه خيريه دارند. من و كساني كه از سازمان جدا شديم در فرانسه بر عليه سازمان شروع به افشاگري كرديم و موفق نيز شديم بسياري از كساني كه آگاهي نداشتن نسبت به سازمان و ممكن بود جذب بشوند را آگاه كرديم.
وي درباره روشهاي جذب سازمان افزود: سازمان مجاهدين از طريق فقر اجتماعي، فقرسياسي و فقر اقتصادي كه وجود داشت افراد را جذب ميكرد يعني به آنها كمكهاي مالي ميكرد و هرجا كه خللي وجود داشت آنجا وارد ميشوند و در عراق كساني كه معتاد بودند را با فريب به تركيه آورده بودند و سپس به اشرف ميآوردند در ميان اين افراد معتاد، دزد، روان پريش و كساني كه مشكلات خانوادگي داشتند وجود داشت.
حجتالاسلام والمسلمين مسعود مداح وكيل شكات سوال كرد كه درباره مسئوليتها در سازمان و اينكه افراد در ردههاي مختلف در طول سالهاي مختلف به كار گرفته ميشدند توضيح دهيد؟
منصور نظري يكي از اعضاي جدا شده سازمان مجاهدين خلق پاسخ داد: در سازمان مجاهدين هيچكس يك كار ثابت ندارد اين به دليل پيچيدگي سازمان مجاهدين به عنوان خطرناكترين سازمان تروريستي در جهان است و سازمان مجاهدين ۴۵ سال پيش عمليات انتحاري كه بسياري از افراد در آن كشته شدهاند را انجام داد.
حسين تنهايي وكيل متهمان رديف ۴ تا ۲۲ پرونده با حضور در جايگاه از منصور نظري يكي از اعضاي جدا شده سازمان مجاهدين خلق سوال كرد كه آيا در جمهوري اسلامي و كشور ديگري تحت پيگيرد قرار گرفتهايد و محاكمه شدهايد؟
منصور نظري يكي از اعضاي جدا شده سازمان مجاهدين خلق بيان كرد: خير پس از اينكه از سازمان جدا شدم به كمپ آمريكاييها رفتم پس از دو سال سازمان مربوط به پناهندگان از ما مصاحبه گرفتند و ما را به عنوان پناهنده پذيرفتند وتابعيت فرانسه را دارم و در ايران محكوميتي عليه من صورت نگرفته است.
وي در پاسخ به اين سوال كه پس از اينكه مشمول عفو شديد و توبه كرديد آيا فعاليتي عليه سازمان انجام داديد، گفت: در ۱۷ سال گذشته صدها مقاله و نوشته و تظاهرات و ميتينگ در فرانسه تحت عنوان افشاگري عليه سازمان مجاهدين به دلايل مختلف برگزار كردهام و وظيفه خود ميدانستم كه با افشاي سازمان مجاهدين مانع از قرباني ديگران شوم. حتي در يكي از تظاهرات اعضاي مجاهدين از پشت به من حمله كردند و، چون آنها را ميشناختم عليه آنها شكايت رسمي كردم و به پليس گزارش كردم ولي آن فرد در فرانسه نبود و از كشورهاي ديگر آمده بود.
منصور نظري يكي از اعضاي جدا شده سازمان مجاهدين خلق در پاسخ به سوال وكيل متهمان پرونده درباره اينكه نحو تصميم گيري، ابلاغ و اجراي آن در سازمان به چه صورت بوده است، گفت: تصميم گيري هميشه توسط قسمت بالاي سازمان صورت ميگيرد و اعضاي ديگر به جز مجري از تصميمات اطلاعي پيدا نميكنند. شوراي رهبري شامل زنان سازمان اعم از مريم رجوي، مهوش سپهري، فهميه ارواني، مژگان پارسيايي، رقيه عباسي، زهره عطريان فر، سپيده ابراهيمي، زهرا مريخي، ژيلا ديهيم، مهربان حاجي نژاد، ثريا شهري و... است كه تعداد آن بيشتر از اين بوده ولي به خاطر ندارم تصميمات را اتخاذ ميكردند.
الهه پيروز فر وكيل متهمان پرونده با حضور در جايگاه از منصور نظري يكي از اعضاي جدا شده سازمان مجاهدين خلق سوال كرد كه آيا زنان در تصميم گيري ها نسبت به اقدام تروريستي نقش داشتند؟
نظري پاسخ داد: اعضاي شوراي رهبري مجري فرامين رئيس سازمان بودند و در نحو اجرا و پياده سازي تصميم گيري مي كردند بنابراين مجري و تصميم گير هستند از اقدامات نيز مطلع بودند و با تمام اعضاي سازمان مجاهدين در ارتباط هستند.
قاضي دادگاه بيان كرد: قبل از بيان اظهارات وكيل ديگر شكات آنچه كه در ماده ۱۷۷ از قانون مجازات اسلامي به عنوان شرايط پذيرش شهادت بيان شده برخي از آنها شرايط شاهد و برخي از آنها از مصاديق انتفاع تهمت است. وكلاي متهم و حقوقدانان به اين موضوع متفتن هستند. برخي از اين شرايط از بند الف تا بند چ به بعد و تبصره ۱ و تبصره ۲ مبين اين موضوع هستند. برخي مربوط به شرايط شاهد است و برخي موارد انتفاع تهمت است.
وي افزود: عدم دشمني دنيوي از مصاديق انتفاع تهمت است و از مصاديق شرايط شاهد نيست. براي همين در تبصره ۲ در خصوص نحوه پذيرش شخصي كه خصومت دنيوي دارد قانون مجازات به درستي صحبت كرده است. اگر شرطي از شرايط انتفاع تهمت بود مضر به استماع شهادت شاهد نيست. نكته دوم اينكه اجتماع صورت ميپذيرد يا از اعتبار شهادت برخوردار است به عنوان قرينه و يا بلاعتبار محسوب ميشود. نكته سوم طبق تبصره ۲ ماده ۱۷۷ به اين معناست كه اگر شخصي كه خصومت دنيوي دارد ميتواند شهادت بدهد، چون در اينجا خصومت اخروي مد نظر نيست. پس در انتفاع تهمت منظور ما شرايط خصومت، خصومت دنيوي است نه شرايطي كه مضر به شهادت شاهد باشد. براي همين اداي شهادت اين شاهدان در دادگاه بلامانع است.
قاضي دهقاني تاكيد كرد: لزوم وجود شرايط شاهد هنگام اداي شهادت است نه در موقع تحمل شهادت. يعني زماني كه در حال ديدن است و ناظر بوده است دريافت امر مشهودُبه از طريق ديدن، شنيدن يا اطلاع يافتن. يعني جرح شاهد در اداي شهادت است نه در تحمل شهادت.
حجت الاسلام والمسلمين مسعود مداح وكيل شكات پرونده در ادامه بيان كرد: در رابطه با ايرادي كه وكلاي متهم از شهود پرونده گرفتند اين است كه از آقاي نظري شاهد حاضر در دادگاه نيز اين سوال را پرسيدم كه آيا اعضاي منافقين در طول زمان مسئوليتهاي مختلف ميگرفتند يا خير؟ نكته ديگر كه بايد با آن توجه كرد اين است كه در طول اين مدت ۳۰ يا ۴۰ سال ممكن است افراد در يك بازه زماني جزء سردستگان قرار گرفته باشند و در بازه زماني ديگر نباشند و اين به معناي تهافت؟ شهود نيست.
وي افزود: نكته ديگري كه تاكنون ۱۷ شاهد حاضر شده در دادگاه كه همگي از اعضاي جدا شده منافقين بودند به آن اشاره كردند، فضاسازي و جو رواني بود كه سازمان براي اعضاي خود ايجاد كرده بود. بر اين مبنا كه اگر به ايران برگرديد جمهوري اسلامي شما را اعدام ميكند و اگر به ما خيانت كنيد كشته ميشويد؛ بنابراين هيچ راهي براي خروج اعضا از سازمان وجود نداشت. از همين جا به اعضاي كنوني سازمان اعلام ميكنم كه تا فرصت باقيست امكان توبه و اعلام انزجار از گروهك منافقين براي آنها وجود دارد به اين كار اقدام كنند. من به عنوان وكيل شكات تلاش ميكنم رضايت شكات را براي آنها اخذ كنم و براي مجازات آنها تخفيف لحاظ شود. اعضاي سازمان بيشتر از اين فريب كادر مركزي و متهمان اصلي پرونده را نخورند.
سيد جلال ساداتيان يكي از بازماندگان حادثه تروريستي ۷ تير ماه در جايگاه حاضر شد و گفت: به عنوان افراد اوليهاي كه سازمان بهزيستي را تشكيل دادند بودم و به عنوان عضو حزب نيز فعاليت داشتم بنابراين در جلسات هماهنگي ميان قوا مختلف كه در حزب تشكيل ميشود حضور داشتم در بمب گذاري حزب جمهوري اسلامي ۷۲ نفر به شهادت رسيدند و ۲۷ نفر مجروح شدند كه از اين ۲۷ نفر نيز ۷ نفر به رحمت خدا رفتهاند. كلاهي كه مسئوليت سالن جلسه را برعهده داشت پس از نماز همگي را دعوت ميكرد كه در جلسه حضور پيدا كنند و به طور ويژه كسي اين شخص را نميشناخت.
قاضي گفت: آيا شكايتي از متهم رديف اول يا متهمان ديگر پرونده يا همگي آنها داري توضيح دهيد؟
يكي از بازماندگان حادثه تروريستي ۷ تير ماه پاسخ داد:، چون اين جنايت منتسب به سازمان مجاهدين است و اين كار جنايت بزرگي بود و لطمه سنگيني را به كشور وارد كردند و بزرگي حادثه انقلاب و نظام را از داشتن افراد مهمي محروم كرد بنابراين از اين جهت آنها را مقصر ميدانيم و به عنوان فردي كه شكايت كند در اينجا حضور داريم. گوشهاي من در انفجار لطمه ديد و اعضاي بدنم لطمه ديده بود و خسارتهاي وارده قابل جبران نيست.
ياسر عزتي يكي از اعضاي جدا شده سازمان مجاهدين خلق با حضور در جايگاه پس از صدور قرار اتيان سوگند، اظهار كرد: پدرم حسن عزتي در حال حاضر در سازمان مجاهدين خلق و از مسئولين سازمان است. سال ۶۳ زماني كه ۳ سال داشتم و سازمان در كردستان بود پدرم من و مادرم را به آنجا برد و پس از توافق صدام و رجوي وارد عراق شديم اواخر سال ۶۵ كه قرارگاه اشرف تاسيس شد. مادرم به خواست خود وارد سازمان نشد و فقط بخاطر پدرم رفت و در عمليات فروغ جاويدان جان خود را از دست داد قبلاً هفته يك بار پدرم را ميديدم و پس از اينكه جداييها اتفاق افتاد فقط در نشستها او را ميديدم و تا سن ۲۷ سالگي در سازمان حضور داشتم.
وي افزود: زماني كه سن كمتري داشتم ما را كه حدودا ۸۰۰ نفر بوديم و از شيرخواره تا ۱۹ ساله بين ما بود به آلمان فرستادند تا آموزشهاي لازم را ببينيم كاك صالح آموزشهاي تشكيلاتي را به ما ميداد و ذهن ما را شست و شو دادند. سال ۷۶ به عراق برگشتيم و سال ۷۷ در قرارگاه اشرف شاهد خود سوزي افرادي بودم كه با شرايط آن جا نميساختند همچنين در سال ۷۸ يكي از اعضا با اسلحه خود را كشت كه در نشريه مجاهدين اين خودكشي را با عنوان شكليك ناخواسته منتشر كردند.
عزتي يكي از اعضاي جدا شده سازمان مجاهدين خلق بيان كرد: آلا محمدي يكي از اعضاي سازمان كه ۱۵ سال داشت و مانند من مليشيا بود يعني فرزندان مجموعه بود كه آموزش ديده بود ولي محمدي، چون روحيه جنگ و مبارزه و انقلاب نداشت و تحمل نكرد و خودكشي كرد.
وي افزود: پس از اينكه يك سري عملياتها در سازمان انجام ميشد به دلايلي من در سازمان ناراضي شدم و اعتراض كردم و خواستار خروج از سازمان شدم كه به من گفتند بايد به ايران برگردي ما كسي را به خارج باز نميگردانيم. براي اينكه به ايران برگردم نيز پس از محاكمه بايد براي خروجي مدتي در يك اتاق ۲ در ۳ متري كه مثل زندان بود حبس ميماندم من در زمان حبس از طريق قوطي رنگي كه در هواخوري پيدا كرده بودم بر روي ديوارها مرگ بر رجوي را نوشتم كه پس از اين اتفاق ۸ ساعت دادگاهي شدم و به من ميگفتند كه تو مزدور جمهوري اسلامي ايران و نفوذي وزارت اطلاعات هستي حتي من پاسخ دادم كه من تمام عمرم در اينجا بودم.
عزتي يكي از اعضاي جدا شده سازمان مجاهدين خلق بيان كرد: زماني كه ديدن قصد من براي رفتن جدي است وصيتنامه مادرم را آوردند كه اين وصيت نامه بر روي من تاثير گذاشت و، چون چارهاي نداشتند تا حدي تظاهر كردن و تا حدي پذيرفتم. اينكه من ميخواستم از سازمان خارج شوم بهانهاي شد تا يك سري از اعضا با من درگير شوند. حتي دو مرتبه فرار كردم و دستگير شدم زماني كه زنداني بودم پدرم مسئول زندان بود و در زمانهاي مختلف سمتهاي متفاوتي د
برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید: