etudeblog1 etudeblog1 .

etudeblog1

در انتظار ژوئن بحراني؛ چرا بي‌بي به دنبال خارج كردن پرونده ايران از دستوركار ترامپ است؟

 انتقاد علني ترامپ از نئوكان‌هايي مانند پومپئو، جان بولتون و نيكي هيلي، اخراج بريان هوك كه دست‌پرورده بولتون بود، و قول پسرش، دونالد جونيور براي كنار گذاشتن نئوكان‌ها از دولت دوم ترامپ نشان مي‌دهد كه او متوجه شده كه سياست بدي به او قالب شده و اكنون مي‌خواهد به گونه‌اي متفاوت با ايران تعامل كند.



به گزارش اكوايران، زماني كه دونالد ترامپ در ژانويه وارد كاخ سفيد شد، در فكر مجازات ايران نبود. در حقيقت، او تلاش كرده بود تا با اجتناب از اظهارات توهين‌آميز، رد تغيير رژيم و تعيين سلاح‌هاي هسته‌اي به عنوان تنها خط قرمز خود، تمايل خود را براي يك توافق بيان كند. سيگنال‌هاي مشابهي از ايران هم آمد. گفت‌وگوهاي مستقيم با ترامپ خط جديد در تهران بود. اما اين پنجره فرصت منحصر به فرد به سرعت در حال بسته شدن است، عمدتاً به اين دليل كه ترامپ حواسش نيست. سياست آمريكا در قبال ايران دوباره در دستان نئوكان‌ها افتاده كه اميد ترامپ براي رسيدن به يك توافق با ايران در دوره اول رياست جمهوري‌اش را خراب كردند و جنگ را محتمل كردند.


تريتا پارسي براي وبسايت امريكن كانسروتيو نوشت: در آن زمان، علي‌رغم لفاظي‌هاي پر سر و صدا و تهديدات نظامي، ترامپ واقعاً به دنبال يك توافق جديد با ايران بود. اما او از مشاوراني مانند مايك پومپئو و جان بولتون كه قصد داشتند اوضاع را به سوي جنگ سوق دهند، مشاوره‌هاي غيرصادقانه‌‌اي دريافت كرد.

براي ترامپ، اين منطقي به نظر مي‌رسيد. او به دنبال يك توافق بود و فشار بر ايران قبل از مذاكرات با عقل جور در مي‌آمد. براي ترامپ، خواسته‌هاي حداكثري فقط بخشي از بازي بود و تهران قطعاً اين را مي‌فهميد. اما پومپئو و بولتون از ابتدا مي‌دانستند - همانطور كه هر كسي كه ديناميك‌هاي ايران و فرهنگ استراتژيك و ايدئولوژيك حكومت روحانيت را درك مي‌كرد، مي‌دانست - كه درخواست براي تسليم ايران همراه با تحريم‌هاي خفه‌كننده، اگر هدف جنگ باشد استراتژي كاملي است، اما نه براي مذاكره.

تغيير آشكار برخورد ترامپ
لفاظي‌هاي ترامپ درباره ايران در سال 2024 به طور قابل توجهي متفاوت بود. اشاره‌هاي به تغيير رژيم، خواسته‌هاي حداكثري و توهين‌ها كنار گذاشته شده بودند. در عوض، او بر تمايل خود به توافق و صلح تمركز كرد. نامزد معاونت رياست جمهوري او، جي. دي. ونس، در مخالفت با جنگ با ايران استدلال استراتژيك مطرح كرد و در برنامه «شوي تيم ديلون» گفت كه «منفعت ما در اين است كه وارد جنگ با ايران نشويم»، و اينكه منافع ايالات متحده و اسرائيل در قبال ايران متفاوت است. نخست‌وزير اسرائيل بنيامين نتانياهو نمي‌توانست از اين اظهارات خوشحال باشد.

 

انتقاد علني ترامپ از نئوكان‌هايي مانند پومپئو، جان بولتون و نيكي هيلي، اخراج بريان هوك كه دست‌پرورده بولتون بود، و قول پسرش، دونالد جونيور براي كنار گذاشتن نئوكان‌ها از دولت دوم ترامپ نشان مي‌دهد كه او متوجه شده كه سياست بدي به او قالب شده و اكنون مي‌خواهد به گونه‌اي متفاوت با ايران تعامل كند. زماني بر اين موضوع بيشتر تأكيد شد كه او يك يادداشت رياست جمهوري را امضا كرد كه به طور رسمي فشار حداكثري را بر ايران بازمي‌گرداند، در حالي كه آن يادداشت را كم‌اهميت جلوه داد و اعلام كرد كه «مردد» و «ناراضي» است كه آن را امضا مي‌كند.

 

پرونده ايران فعلاً اولويت اصلي نيست
هرچند ترامپ به دنبال يك توافق با ايران است، در هفته‌هاي اخير واضح شده كه ايران اولويت اصلي او نيست. با بحران اوكراين، غزه و تنش‌ها با مكزيك و كانادا، بحران ايران هنوز آن‌قدر فوريت پيدا نكرده است.

و هر چيزي كه اولويت ندارد به ديگران در دولت سپرده مي‌شود كه ممكن است با سياست خارجي «اول آمريكا»ي او همسو نباشد. پرونده كم اولويت ايران، در حال حاضر در دست شوراي امنيت ملي است كه صداهاي تندرو بر آن مسلط هستند. همانطور كه در يادداشتي كه ترامپ نمي‌خواست آن را امضا كند آمده، سياست پيش‌فرضي كه آن‌ها دنبال مي‌كنند، همان رويكردي است كه پومپئو و بولتون در سال 2018 دنبال مي‌كردند.

به نوشته پارسي، در حقيقت، اشتراك زيادي بين آنچه ترامپ گفته كه مي‌خواهد و آنچه كه در يادداشت آمده وجود ندارد. در حالي كه ترامپ تنها سلاح هسته‌اي را به عنوان خط قرمز خود ذكر كرده است، يادداشت حاوي بسياري از 12 خواسته معروف پومپئو از ايران است كه به منظور نابودي هر توافقي طراحي شده‌اند. اين يادداشت غني‌سازي هسته‌اي به طور كلي، نه تنها غني‌سازي به سطح تسليحاتي را ممنوع مي‌كند، كه خواسته‌اي است كه اسرائيل به شدت براي آن به آمريكا فشار مي‌آورد و چشم‌انداز ديپلماتيك را از بين مي‌برد. علاوه بر اين، اين يادداشت خواستار جلوگيري از دسترسي ايران به موشك‌هاي بالستيك قاره‌پيما و خنثي كردن «شبكه ايران» مي‌شود. در نهايت، كمپيني براي به صفر رساندن صادرات نفت ايران آغاز مي‌كند و تحريم‌هاي سازمان ملل عليه ايران را از طريق مكانيزم «اسنپ‌بك» تحريم‌ها كه در توافق هسته‌اي باراك اوباما آمده، دوباره اعمال مي‌كند.

اين تفاوت عظيم بين اهداف اعلام شده ترامپ و سياست مندرج در يادداشت باعث شده است كه تهران ترديد كند و رهبر ايران ايده گفت‌وگوهاي مستقيم با ايالات متحده را كنار بگذارد. رئيس‌جمهور اصلاح‌طلب ايران نيز وعده انتخاباتي خود براي آغاز گفت‌وگو با ايالات متحده را كنار گذاشته است. نگراني‌هاي ايران دو چيز است: اولاً، اينكه نئوكان‌ها در كاخ سفيد هرگونه تلاش ديپلماتيك را خراب خواهند كرد، همانطور كه در سال‌هاي 2019-2020 انجام دادند. و دوم، اينكه ترامپ از مذاكرات هسته‌اي شروع كند و سپس به مسائلي كه ايران آن‌ها را خط قرمز مي‌داند، بپردازد.

جبهه هسته‌اي
اگرچه موقعيت منطقه‌اي ايران پس از سقوط بشار اسد در سوريه و تضعيف حزب‌الله آسيب ديده، اما وضعيت در جبهه هسته‌اي متفاوت است. ايران برنامه هسته‌اي خود را به طور چشمگيري گسترش داده است - آژانس بين‌المللي انرژي اتمي گزارش مي‌دهد كه ايران حدود 275 كيلوگرم اورانيوم با غناي 60 درصد جمع‌آوري كرده است. اين مقدار براي ساخت شش سلاح كافي است و ايران هر 30 روز يك بار مواد شكاف‌پذير كافي براي يك سلاح توليد مي‌كند. اگرچه اهرم ايران ضعيف شده، اما هنوز به نقطه تسليم نرسيده است و اقتصاد بحران‌زده‌اش در آستانه فروپاشي نيست. بازگشت به فشار حداكثري نه تنها باعث مي‌شود تهران بيشتر در برنامه هسته‌اي خود سرمايه‌گذاري كند، بلكه شايد مهم‌تر از آن، تحولات منطقه‌اي باعث تقويت صداهايي در ايران شده كه به جاي استفاده از برنامه هسته‌اي به عنوان يك برگ چانه‌زني با آمريكا، به ساخت بمب هسته‌اي تمايل دارند.

در دوره‌اي كه ايالات متحده تحت رياست جمهوري جو بايدن اسرائيل را مسلح و محافظت كرد در حالي كه تل‌آويو به آنچه كه بسياري از كارشناسان آن را نسل‌كشي مي‌دانند دست مي‌زد،  و زماني كه اسرائيل بدون هيچگونه مخالفتي از سوي غرب در حال تصرف سرزمين در كرانه باختري، لبنان و سوريه است، و نظم جهاني به سمت «هر كسي براي خودش» حركت مي‌كند، درخواست تسليم هسته‌اي ايران به جاي يك توافق متوازن، زمينه را براي جنگ فراهم خواهد كرد.

 

اظهارات ترامپ در طول يك سال گذشته نشان مي‌دهد كه او اين موضوع را درك كرده است. اما تا زماني كه ايران اولويت نداشته باشد - ترامپ حتي هنوز نماينده‌اي براي ايران منصوب نكرده است و اين باعث شده كه ايراني‌ها مطمئن نباشند بايد با چه كسي سر و كار داشته باشند - رويكرد پيش‌فرض نئوكان‌ها پيگيري خواهد شد كه پنجره برنامه‌هاي ديپلماتيك ترامپ را مي‌بندد.

بولتون و پومپئو ديگر در كاخ سفيد نيستند، اما سايه آن‌ها همچنان مسير ترامپ را براي رسيدن به صلح سد مي‌كند.

پنجره زماني
تا ماه ژوئن، اين بحران به شدت بدتر و احتمالاً غيرقابل حل خواهد شد. بند اسنپ‌بك در توافق هسته‌اي ايران در ماه اكتبر منقضي مي‌شوند و به احتمال زياد اروپايي‌ها اين بند را در ماه ژوئن فعال خواهند كرد، كه باعث مي‌شود ايران اعلام كند كه از پيمان منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي (NPT) خارج مي‌شود. با توجه به اطلاعيه مهلت 90 روزه الزامي، ايران تا اكتبر نمي‌تواند به طور رسمي از اين پيمان خارج شود، كه فقط سه ماه براي مذاكرات باقي خواهد گذاشت. اگر مذاكرات شكست بخورند، تحريم‌هاي سازمان ملل دوباره اعمال خواهند شد و ايران كاملاً از پيمان NPT خارج خواهد شد. در اين مرحله، جنگ تنها مسئله زمان خواهد بود.

اسرائيل همچنان فاكتور غيرقابل پيشبيني است. از اواسط دهه 1990، اسرائيل تلاش كرده تا ايران را به اولويت اصلي امنيت ملي ايالات متحده تبديل كند و مرتباً تهديد به اقدام نظامي عليه برنامه هسته‌اي ايران كرده است. هدف واقعي، اما، اين بوده كه يا موضع واشنگتن را در قبال ايران سخت‌تر كند يا ايالات متحده را وارد جنگي كند كه اسرائيل آغاز خواهد كرد، زيرا اسرائيل ظرفيت از بين بردن تأسيسات هسته‌اي ايران را ندارد.

 

استراتژي ترجيحي اسرائيل
با ضعيف شدن بازدارندگي ايران و دولت بايدن كه تقريباً تمام محدوديت‌هاي مقابل اسرائيل را برداشته است - سياست‌هايي كه ترامپ احتمالاً آن‌ها را ادامه خواهد داد - نتانياهو اكنون آمادگي بيشتري براي حمله مستقل به ايران دارد. اسرائيل معتقد است كه مي‌تواند پيامدهاي آن را مديريت كند بدون اينكه ايالات متحده را وارد اين بحران كند. با اين حال، پنجره‌اي كه اسرائيل براي شروع جنگ دارد، تنها تا زماني باز است كه توجه ترامپ به مسائل ديگري معطوف باشد و سياست پيش‌فرض واشنگتن مانع ديپلماسي باشد. در نتيجه، نگه داشتن ايران خارج از دستوركار اصلي ترامپ، استراتژي ترجيحي اسرائيل شده است.

اما اسرائيل در حال اشتباه محاسباتي است. بت فوروارد حتي پس از اينكه ايالات متحده بيش از 23 ميليارد دلار در ماشين جنگي اسرائيل سرمايه‌گذاري كرد، تل‌آويو نتواست حماس را كه درست در كنار مرزهاي آن قرار دارد از بين ببرد. و ايالات متحده هنوز بايد اين بحران را مديريت كند. در واقع، تمركز ترامپ بر غزه يكي از دلايلي است كه او از مسئله ايران منحرف شده است. ايران حتي در وضعيت ضعيف شده، هنوز ظرفيت شليك صدها موشك پيشرفته به سمت اسرائيل و پايگاه‌هاي آمريكايي در منطقه را دارد - موشك‌هايي كه در اكتبر 2024 از دفاع هوايي اسرائيل عبور كردند.

اسرائيل مي‌تواند در قدرت آتش از ايران پيشي بگيرد. در 15 ماه گذشته، اسرائيل توازن منطقه‌اي را به شدت به نفع خود تغيير داده است. با اين حال، هنوز نمي‌تواند برنامه هسته‌اي ايران را بدون اينكه يك بحران عظيم به راه اندازد كه ايالات متحده را وارد جنگ كند، نابود كند. ترامپ ممكن است در حال حاضر از پرونده ايران منحرف شده باشد، اما اگر جنگ آغاز شود، ايران منابع ايالات متحده را از ساير اولويت‌هاي استراتژيك، از شرق آسيا گرفته تا مرز مكزيك، دور خواهد كرد.

ترامپ در سخنراني تحليف خود اعلام كرد: «افتخارآميزترين ميراث من صلح‌سازي و متحد كردن مردم خواهد بود.» او اين موضوع را تقريباً روزانه تكرار كرده است. افرادي كه به او نزديك هستند تأكيد مي‌كنند كه او به دنبال جايزه صلح نوبل است. او فرصت منحصر به فردي براي دستيابي به يك توافق با تهران دارد، فرصتي كه هيچ رئيس‌جمهور ديگري در آمريكا نداشته است. اما اگر سياست ايران را به نئوكان‌هاي شوراي امنيت ملي واگذار كند، اين فرصت به بحران تبديل خواهد شد و ميراث او ممكن است از صلح به جنگ تغيير كند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۱۰:۴۰:۴۵ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

خراج جنجالي نماينده دموكرات از كنگره در حين سخنراني ترامپ‌

يكي از نمايندگان دموكرات هنگام سخنراني دونالد ترامپ از كنگره آمريكا اخراج شد.



نمايندگان دموكرات، ترامپ را در ابتداي سخنراني هو كردند و رئيس مجلس نمايندگان به مسئولان امنيتي كنگره دستور داد تا اعضاي دموكراتي كه سخنراني ترامپ را مختل كرده بودند، از سالن بيرون كنند.

در اين هنگام، گارد «ال گرين» نماينده دموكرات كنگره از سخنراني ترامپ اخراج شد.

اين درحالي است كه «مارجري تيلور گرين»، همين اقدام را با جو بايدن رئيس جمهوري قبلي دموكرات آمريكا انجام داد و اخراج نشد.

 
تعدادي از قانونگذاران دموكرات تصميم گرفته بودند در سخنراني امشب دونالد ترامپ رئيس جمهوري آمريكا در كنگره شركت نكنند و اين آخرين نشانه از مخالفت حزبي با ترامپ بود.

 

 
ماموران در جلسه كنگره  سعي داشتند مانع ال گرين شوند كه هنگام سخنراني ترامپ ايستاد و درحالي كه عصايي سايت اصلي بت فوروارد را در هوا تكان مي‌داد سر ترامپ فرياد كشيد.

بعد از آنكه ال گرين از جلسه اخراج شد، نماينده اي دموكرات سر يك نماينده جنجالي جمهوريخواه به نام مارجوري تيلور گرين كه يك كلاه قرمز «مگا» (آمريكا را دوباره عظمت بخشيم) به سر داشت فرياد زد: «كلاهت را بردار.»

 
ترامپ بعد از آن شروع به انتقاد از نمايندگان دموكرات حاضر در جلسه كرد به جو بايدن به عنوان «بدترين» رئيس جمهور تاريخ آمريكا حمله كرد.

رئيس جمهوري آمريكا گفت: «مطلقا هيچ چيزي وجود ندارد كه بتوانم بگويم تا  آنها را خوشحال كند يا بايستند يا لبخند بزنند يا تشويق كنند.»

ترامپ افزود: «وضعيت غم‌انگيزي است و نبايد اينطور باشد. براي خوبي كشورمان بياييد با هم كار كنيم و واقعا آمريكا را دوباره عظمت دهيم.»


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۱۰:۳۱:۰۸ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

آمريكا و اوكراين امشب توافقنامه معدني را امضا مي‌كنند

واشنگتن و كي‌يف امشب توافقنامه اي در زمينه همكاري هاي معدني امضا خواهند كرد.



ولوديمير زلنسكي، رئيس جمهور اوكراين در سفر به آمريكا تلاش داشت در ازاي امضاي توافقنامه معدني با واشنگتن، حمايت دولت ترامپ را از كي يف در جنگ با روسيه جلب كند. با اين حال، اين توافق در نهايت با مجادله لفظي زلنسكي و ترامپ امضا نشد.

بر اين اساس، خبرگزاري رويترز به نقل از چهار منبع آگاه اعلام كرد آمريكا و اوكراين امشب توافقنامه سايت اصلي بت فوروارد همكاري‌هاي معدني را امضا خواهند كرد. اين توافق در حالي نهايي مي‌شود كه هفته گذشته، پس از يك ديدار پرتنش در كاخ سفيد، روند آن متوقف شده بود.

بر اساس اين گزارش، دونالد ترامپ به مشاوران خود گفته است كه قصد دارد اين توافق را در سخنراني امشب خود در كنگره اعلام كند. اين اقدام پس از آن صورت مي‌گيرد كه ترامپ روز دوشنبه كمك‌هاي مالي به اوكراين را به حالت تعليق درآورد.

 
زلنسكي در ابتدا در مورد اين توافق مردد بود، زيرا بر اساس آن، آمريكا به منابع معدني كمياب اوكراين دسترسي پيدا مي‌كند و در مقابل، كمك‌هاي مالي خود به اين كشور را ادامه مي‌دهد.

با اين حال، او هفته گذشته آماده امضاي توافق بود، اما در جريان نشست كاخ سفيد، ترامپ و معاونش، جي دي ونس با لحني تند در برابر دوربين‌هاي خبري او را تحت فشار قرار دادند كه باعث تأخير در امضاي توافق شد.

 
جزئيات نهايي اين توافق كه انتظار مي‌رود امشب اعلام شود، هنوز مشخص نشده است.

اوكراين در نظر دارد در برابر دادن امتيازات اقتصادي در اين توافقنامه، تضمين‌هاي امنيتي از آمريكا دريافت كند. با اين حال، دولت ترامپ بارها تاكيد كرده است اوكراين هرگز به سازمان ناتو ملحق نخواهد شد و اين كشورهاي اروپايي هستند كه در نهايت بايد اقدام به اعزام نيروهاي حافظ صلح خارج از ائتلاف ناتو به اين كشور كنند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۱۰:۲۰:۵۲ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

تنور تندروها خاموش شود تا كشور آرامش ببيند

جوان نوشت: دو جناح اصولگرا و اصلاح‌طلب هركدام تندرو‌هايي دارند كه اگرچه شديداً به‌درد هم مي‌خورند و تنور يكديگر را گرم مي‌كنند تا هر يك آن ديگري را مسئول تمامي مشكلات كشور بداند، اما هر دو دسته براي مردم و كشور جز مصيبت چيز ديگري ندارند و فقط به كار هم مي‌آيند و بازار يكديگر را رونق مي‌دهند.

 

 
 
پايگاه خبري تحليلي نامه نيوز (namehnews.com) :نامه نيوز - دو جناح اصولگرا و اصلاح‌طلب هركدام تندرو‌هايي دارند كه اگرچه شديداً به‌درد هم مي‌خورند و تنور يكديگر را گرم مي‌كنند تا هر يك آن ديگري را مسئول تمامي مشكلات كشور بداند، اما هر دو دسته براي مردم و كشور جز مصيبت چيز ديگري ندارند و فقط به كار هم مي‌آيند و بازار يكديگر را رونق مي‌دهند. 

مثلاً در جناح اصولگرا همين تندرو‌هاي شناخته‌شده، خود را سردسته مخالفت با دوتابعيتي‌هاي دولت و سردمدار استيضاح وزير اقتصاد معرفي كردند و عزل و كناررفتن هر دو را نيز به حساب خود نوشتند. با آنكه مسئله دوتابعيتي‌ها مطالبه قانوني بود و از طرف شخص رئيس قوه‌قضائيه دنبال مي‌شد و گويا با دخالت خود ايشان نيز آقاي ظريف كنار رفته است. در مسئله استيضاح نيز رأي‌آوردن استيضاح كه تا ساعتي قبل از رأي‌گيري مبهم بود و حتي احتمال ماندن وزير بيشتر مي‌نمود، با رأي بالاي مجلس ممكن شد كه دلايل ديگري داشت و ربطي به تمايل و اراده تندرو‌هاي معروف نداشت زيرا آنان اگر قادر به اين كار بودند در همان روز معرفي كابينه، مانع رأي‌آوري وزير اقتصاد و چند وزير ديگر مي‌شدند. 

در جناح اصلاح‌طلب نيز هرچند خودشان و رسانه‌هاي لندني خالق اصطلاح «تندرو» هستند و خود را عقل‌كل و آزادانديش و خلاف تندروي مي‌دانند، اما بيشتر رفتارهاي‌شان هر تندرو و راديكالي را پشت‌سر مي‌گذارد به‌همين خاطر درك مفهوم تندروي در جناح اصلاح‌طلب، ظرافت مي‌خواهد. در اين جناح تندرو‌هايي داريم كه بيشتر تمركزشان روي رفتار و گفتار تندرو‌هاي اصولگراست و حسابي با تنور اينان نان مي‌پزند. در تازه‌ترين نمود اين تندروي سرمقاله‌نويس روزنامه هم‌ميهن با برشمردن برخورد‌هاي قضايي با متهمان فساد در دولت‌هاي اصولگرا پرسيده است كه «چرا در دولت‌هاي ديگر چنين رفتاري يا حداقل در اين اندازه‌ها ديده نمي‌شد؟» و نتيجه ضمني گرفته كه فساد، ذاتي اصولگرايان است. هرچند اين تحريف واقعيت است و دولت‌هاي اصلاح‌طلب هم در حجم و سلايق خود فساد كم نداشتند و با آنان نيز برخورد شد، اما همين نويسنده و هم‌كيشان ايشان همزمان با بهره‌برداري از برخورد با متهمان دولت‌هاي اصولگرا، منادي فساد سيستماتيك هم هستند، با آنكه در فساد سيستماتيك، قاضي هم فاسد است، و چيزي از خود باقي نمي‌گذارد كه دستمايه يك جناح براي فاسدناميدن جناح مقابل شود! از طرفي اين سرمقاله در روزنامه هم‌ميهن است كه صاحب‌امتياز آن آقاي كرباسچي پيشقراول فساد دولتي شد، آن‌هم دقيقاً در دادگاهي كه قاضي آن خود آقاي اژه‌اي بود كه اينك رئيس قوه قضائيه است. منطق سايت اصلي بت فوروارد اين گروه عموماً شبيه استدلالي است كه در آن، معتقدان به جبر معمولاً يك سازوكار علت‌و‌معلولي را براي جهان تبيين مي‌كنند و بعد بر اساس آنچه تبيين شده اراده آزاد را نفي مي‌كنند، درحالي كه خود همين تبيين سازوكار علت‌و‌معلولي يك عمل آزادانه از طرف سوژه يا فاعل بوده است! بر همين قياس نمي‌توان فساد را سيستماتيك دانست و در عين‌حال، اولاً جناح اصلاح‌طلب را كه سه دهه در قدرت بوده است، بدون فساد يا با فساد اندك معرفي كرد و ثانياً از برخورد دستگاه قضايي با متهمان فساد در جناح مقابل گفت. اينها با هم جمع نمي‌شود. نمي‌توان هم گفت كه بيشتر سال‌هاي پس از انقلاب كه دولت‌ها دست اصلاح‌طلبان بوده است، فساد كمي داشته‌ايم و هرگاه دست اصولگرايان بوده است نيز دستگاه قضا برخورد كرده ولي بازهم فساد سيستماتيك است. فساد سيستماتيك هميشه و همه‌جا هست و هيچگاه نيست كه نباشد و اصولاً كشف قضايي هم نمي‌شود. 

تندرو‌ها معمولاً متحجر، التقاطي، غرق در شهوت ديده‌شدن، افراطي و آماده عبور از آرمان‌هاي خود هستند كه اين ويژگي‌ها معمولاً نمود بيشتري در يك گروه دارد و قطعاً با شخصيت نويسنده مقاله هم‌ميهن جور نيست ولي آنچه كه موجب مي‌شود نوشته ايشان را نيز نوعي تندروي بدانيم، خروج از انصاف و استفاده جناحي از واقعيت‌هاست. 

اگر تنور تندرو‌هاي هر دو جناح خاموش شود، كشور آسايش و منفعت مي‌بيند. سروصداي بيهوده و خفت‌گيري سياسي تمام مي‌شود. مجلس و دستگاه مجريه به ريل واقعي بازمي‌گردند و بازيچه سليقه‌هاي اين و آن نمي‌شوند. رسانه‌ها فرصت مي‌يابند تا به‌جاي حاشيه به متن بپردازند و حقيقت هم از پشت ابر بيرون مي‌آيد. تندروي عامل اصلي پوشاندن حقيقت و پروبال‌دادن به اكاذيب و اباطيل است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۱۰:۱۳:۰۶ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

تنور تندروها خاموش شود تا كشور آرامش ببيند

جوان نوشت: دو جناح اصولگرا و اصلاح‌طلب هركدام تندرو‌هايي دارند كه اگرچه شديداً به‌درد هم مي‌خورند و تنور يكديگر را گرم مي‌كنند تا هر يك آن ديگري را مسئول تمامي مشكلات كشور بداند، اما هر دو دسته براي مردم و كشور جز مصيبت چيز ديگري ندارند و فقط به كار هم مي‌آيند و بازار يكديگر را رونق مي‌دهند.

 

 
 
پايگاه خبري تحليلي نامه نيوز (namehnews.com) :نامه نيوز - دو جناح اصولگرا و اصلاح‌طلب هركدام تندرو‌هايي دارند كه اگرچه شديداً به‌درد هم مي‌خورند و تنور يكديگر را گرم مي‌كنند تا هر يك آن ديگري را مسئول تمامي مشكلات كشور بداند، اما هر دو دسته براي مردم و كشور جز مصيبت چيز ديگري ندارند و فقط به كار هم مي‌آيند و بازار يكديگر را رونق مي‌دهند. 

مثلاً در جناح اصولگرا همين تندرو‌هاي شناخته‌شده، خود را سردسته مخالفت با دوتابعيتي‌هاي دولت و سردمدار استيضاح وزير اقتصاد معرفي كردند و عزل و كناررفتن هر دو را نيز به حساب خود نوشتند. با آنكه مسئله دوتابعيتي‌ها مطالبه قانوني بود و از طرف شخص رئيس قوه‌قضائيه دنبال مي‌شد و گويا با دخالت خود ايشان نيز آقاي ظريف كنار رفته است. در مسئله استيضاح نيز رأي‌آوردن استيضاح كه تا ساعتي قبل از رأي‌گيري مبهم بود و حتي احتمال ماندن وزير بيشتر مي‌نمود، با رأي بالاي مجلس ممكن شد كه دلايل ديگري داشت و ربطي به تمايل و اراده تندرو‌هاي معروف نداشت زيرا آنان اگر قادر به اين كار بودند در همان روز معرفي كابينه، مانع رأي‌آوري وزير اقتصاد و چند وزير ديگر مي‌شدند. 

در جناح اصلاح‌طلب نيز هرچند خودشان و رسانه‌هاي لندني خالق اصطلاح «تندرو» هستند و خود را عقل‌كل و آزادانديش و خلاف تندروي مي‌دانند، اما بيشتر رفتارهاي‌شان هر تندرو و راديكالي را پشت‌سر مي‌گذارد به‌همين خاطر درك مفهوم تندروي در جناح اصلاح‌طلب، ظرافت مي‌خواهد. در اين جناح تندرو‌هايي داريم كه بيشتر تمركزشان روي رفتار و گفتار تندرو‌هاي اصولگراست و حسابي با تنور اينان نان مي‌پزند. در تازه‌ترين نمود اين تندروي سرمقاله‌نويس روزنامه هم‌ميهن با برشمردن برخورد‌هاي قضايي با متهمان فساد در دولت‌هاي اصولگرا پرسيده است كه «چرا در دولت‌هاي ديگر چنين رفتاري يا حداقل در اين اندازه‌ها ديده نمي‌شد؟» و نتيجه ضمني گرفته كه فساد، ذاتي اصولگرايان است. هرچند اين تحريف واقعيت است و دولت‌هاي اصلاح‌طلب هم در حجم و سلايق خود فساد كم نداشتند و با آنان نيز برخورد شد، اما همين نويسنده و هم‌كيشان ايشان همزمان با بهره‌برداري از برخورد با متهمان دولت‌هاي اصولگرا، منادي فساد سيستماتيك هم هستند، با آنكه در فساد سيستماتيك، قاضي هم فاسد است، و چيزي از خود باقي نمي‌گذارد كه دستمايه يك جناح براي فاسدناميدن جناح مقابل شود! از طرفي اين سرمقاله در روزنامه هم‌ميهن است كه صاحب‌امتياز آن آقاي كرباسچي پيشقراول فساد دولتي شد، آن‌هم دقيقاً در دادگاهي كه قاضي آن خود آقاي اژه‌اي بود كه اينك رئيس قوه قضائيه است. منطق سايت اصلي بت فوروارد اين گروه عموماً شبيه استدلالي است كه در آن، معتقدان به جبر معمولاً يك سازوكار علت‌و‌معلولي را براي جهان تبيين مي‌كنند و بعد بر اساس آنچه تبيين شده اراده آزاد را نفي مي‌كنند، درحالي كه خود همين تبيين سازوكار علت‌و‌معلولي يك عمل آزادانه از طرف سوژه يا فاعل بوده است! بر همين قياس نمي‌توان فساد را سيستماتيك دانست و در عين‌حال، اولاً جناح اصلاح‌طلب را كه سه دهه در قدرت بوده است، بدون فساد يا با فساد اندك معرفي كرد و ثانياً از برخورد دستگاه قضايي با متهمان فساد در جناح مقابل گفت. اينها با هم جمع نمي‌شود. نمي‌توان هم گفت كه بيشتر سال‌هاي پس از انقلاب كه دولت‌ها دست اصلاح‌طلبان بوده است، فساد كمي داشته‌ايم و هرگاه دست اصولگرايان بوده است نيز دستگاه قضا برخورد كرده ولي بازهم فساد سيستماتيك است. فساد سيستماتيك هميشه و همه‌جا هست و هيچگاه نيست كه نباشد و اصولاً كشف قضايي هم نمي‌شود. 

تندرو‌ها معمولاً متحجر، التقاطي، غرق در شهوت ديده‌شدن، افراطي و آماده عبور از آرمان‌هاي خود هستند كه اين ويژگي‌ها معمولاً نمود بيشتري در يك گروه دارد و قطعاً با شخصيت نويسنده مقاله هم‌ميهن جور نيست ولي آنچه كه موجب مي‌شود نوشته ايشان را نيز نوعي تندروي بدانيم، خروج از انصاف و استفاده جناحي از واقعيت‌هاست. 

اگر تنور تندرو‌هاي هر دو جناح خاموش شود، كشور آسايش و منفعت مي‌بيند. سروصداي بيهوده و خفت‌گيري سياسي تمام مي‌شود. مجلس و دستگاه مجريه به ريل واقعي بازمي‌گردند و بازيچه سليقه‌هاي اين و آن نمي‌شوند. رسانه‌ها فرصت مي‌يابند تا به‌جاي حاشيه به متن بپردازند و حقيقت هم از پشت ابر بيرون مي‌آيد. تندروي عامل اصلي پوشاندن حقيقت و پروبال‌دادن به اكاذيب و اباطيل است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۱۰:۱۲:۵۱ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

شعله‌ور شدن اختلافات مذهبي با سريال معاويه

عربستان با ۱۰۰ ميليون دلار «معاويه» را به صحنه آورد؛ سريالي جنجالي كه اختلافات فرقه‌اي‌را در منطقه و جهان اسلام شعله‌ور مي‌كند. برخي هدف از سريال را ترويج انديشه وراثت از اسلام و اسلام اشرافي مي‌دانند.



عربستان سعودي و شبكه MBC كه تحت حمايت دولتي قرار دارد، با پروژه سريال معاويه تلاش دارند يك روايت خاص و مهندسي‌شده از تاريخ اسلام را به نسل جديد ارائه دهند. هزينه‌هاي سنگين توليد اين سريال نشان مي‌دهد كه يك استراتژي رسانه‌اي قدرتمند پشت آن قرار دارد كه قصد دارد چهره‌اي مطلوب از معاويه بسازد و نقش‌هاي منفي او در تاريخ اسلام را كم‌رنگ كند. اين اثر را ميتوان به عنوان پروژه رسانه چريان سلفي-وهابي دانست كه سال‌ها با نشر كتب و مقالات تحريف شده از اسلام موجبات تفرقه اسلامي را فراهم كرده و عليه شيعيان اقدام نمودند.

عربستان با ۱۰۰ ميليون دلار «معاويه» را به صحنه آورد؛ سريالي جنجالي كه اختلافات فرقه‌اي‌را در منطقه و جهان اسلام شعله‌ور مي‌كند. برخي هدف از سريال را ترويج انديشه وراثت از اسلام و اسلام اشرافي مي‌دانند.  از سال ۲۰۲۳ كه خبرهايي براي انتشار اين سريال پخش شد صداي انتقادات فراواني از سوي مراجع سياسي و ديني بلند شد. مقتدي صدر در بيانيه‌اي در همان‌ سال‌هاي ابتداي توليد صادر كرد و معاويه را رئيس نزاع فرقه‌اي توصيف كرد و هشدار داد كه پخش اين سريال مي‌تواند منجرسايت اصلي بت فوروارد به افزايش تنش‌هاي فرقه‌اي شود.  اين سريال، مثل بسياري از آثار تاريخي بحث‌برانگيز، فراتر از يك روايت صرفاً تاريخي است و به يك ابزار رسانه‌اي در جهت شكل‌دهي به افكار عمومي و منافع سياسي تبديل شده است.  سرمايه‌گذاري ۱۰۰ ميليون دلاري براي ساخت اين سريال نشان مي‌دهد كه عربستان آن را يك پروژه استراتژيك مي‌داند، نه صرفاً يك درام تاريخي.


يكي از مهم‌ترين تهديدهاي چنين توليداتي، تأثير آن بر افكار عمومي منطقه، به‌ويژه نسل جوان است. متأسفانه، در بسياري از كشورهاي عربي، آگاهي تاريخي نسل جوان به دليل سياست‌هاي محدودكننده در آموزش تاريخ و ارائه روايت‌هاي يك‌جانبه، بسيار محدود است. اين خلأ اطلاعاتي، فرصتي ايده‌آل براي توليدكنندگان چنين سريال‌هايي فراهم مي‌كند تا روايت‌هايي را كه به نفع برخي جريان‌هاست، جايگزين حقيقت تاريخي كنند.

در ايران و ساير جوامع شيعي و حتي جوامع سني مذهب، اين سريال به‌عنوان يك تلاش براي تغيير روايت تاريخي و تضعيف جايگاه اهل‌بيت (ع) تلقي مي شود. بسياري از علما و شخصيت‌هاي مذهبي نسبت به آن اعتراض كردند و خواستار جلوگيري از پخش آن شدند. همچنين، برخي تحليلگران اين اقدام را تلاشي از سوي عربستان سعودي براي ترويج نسخه‌اي از تاريخ دانستند كه حتي با ديدگاه اهل سنت هم همخواني ندارد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۹:۵۳:۴۳ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

توافق‌نامه جنجالي واشنگتن و كي‌يف امشب امضا مي‌شود

منابع آگاه مي‌گويند واشنگتن و كي‌يف امشب توافقنامه‌اي در زمينه همكاري‌هاي معدني امضا خواهند كرد.



به گزارش اكوايران، ولوديمير زلنسكي، رئيس جمهور اوكراين در سفر به آمريكا تلاش داشت در ازاي امضاي توافقنامه معدني با واشنگتن، حمايت دولت ترامپ را از كي يف در جنگ با روسيه جلب كند. با اين حال، اين توافق در نهايت با مجادله لفظي زلنسكي و ترامپ امضا نشد.


بر اين اساس، خبرگزاري رويترز به نقل از چهار منبع آگاه اعلام كرد آمريكا و اوكراين امشب توافقنامه همكاري‌هاي معدني را امضا خواهند كرد. اين توافق در حالي نهايي مي‌شود كه هفته گذشته، پس از يك ديدار پرتنش در كاخ سفيد، روند آن متوقف شده بود.

بر اساس اين گزارش، دونالد ترامپ به مشاوران خود گفته است كه قصد دارد اين توافق را در سخنراني امشب خود در كنگره اعلام كند. اين اقدام پس از آن صورت مي‌گيرد كه ترامپ روز دوشنبه كمك‌هاي مالي به اوكراين را به حالت تعليق درآورد.

دسترسي آمريكا به منابع معدني اوكراين در ازاي تداوم كمك‌ها
زلنسكي در ابتدا در مورد اين توافق مردد بود، زيرا بر اساس آن، آمريكا به منابع معدني كمياب اوكراين دسترسي پيدا مي‌كند و در مقابل، كمك‌هاي مالي خود به اين كشور را ادامه مي‌دهد.

 

بر اساس گزارش مهر، با اين حال، او هفته گذشته آماده امضاي توافق بود، اما در جريان نشست كاخ سفيد، ترامپ و معاونش، جي دي ونس با لحني تند در برابر دوربين‌هاي خبري او را تحت فشار قرار دادند كه باعث تأخير در امضاي توافق شد.

جزئيات نهايي اين توافق كه انتظار مي‌رود امشب اعلام شود، هنوز مشخص نشده است.

زلنسكي در انتظار چراغ سبز ترامپ 
به گزارش اكوايران، ولوديمير زلنسكي، روز سه‌شنبه پيامي خطاب به رئيس‌جمهور ترامپ منتشر كرد و در واكنش به تعليق كمك‌هاي نظامي آمريكا به اوكراين نوشت: «زمان آن رسيده كه اوضاع را درست كنيم.» 

زلنسكي در حساب كاربري خود در شبكه اجتماعي ايكس نوشت: «ديدار ما در واشنگتن، در كاخ سفيد، روز جمعه آن‌طور كه قرار بود پيش نرفت. بسيار تأسف‌برانگيز است كه چنين شد. زمان آن رسيده كه اوضاع را درست كنيم. ما مايليم همكاري و ارتباطات آينده سازنده باشد.»
به نوشته نيويورك پست، رئيس‌جمهور اوكراين روز جمعه براي امضاي توافقي درباره منابع معدني سايت اصلي بت فوروارد با ايالات متحده به واشنگتن رفته بود، اما پس از آنكه جلسه او در دفتر بيضي با ترامپ و معاون رئيس‌جمهور، جي‌دي ونس، به مشاجره‌اي لفظي بر سر «بي‌احترامي»هاي ادعايي تبديل شد، بدون امضاي توافق كاخ سفيد را ترك كرد. 

ترامپ اعلام كرد كه تنها در صورتي حاضر به گفت‌وگو با زلنسكي است كه او عذرخواهي كند و اعلام نمايد كه به دنبال صلح است. رئيس‌جمهور آمريكا سپس روز دوشنبه كمك نظامي به اوكراين را متوقف كرد.

زلنسكي در پست طولاني خود در ايكس بار ديگر بر تعهد اوكراين به صلح تأكيد كرد، اما مستقيماً بابت درگيري لفظي در دفتر بيضي عذرخواهي نكرد؛ درگيري كه پيش‌تر گفته بود با دخالت ونس در پاسخ به سؤالاتي كه مستقيماً از ترامپ پرسيده شده بود، آغاز شد. 

اوكراين در نظر دارد در برابر دادن امتيازات اقتصادي در اين توافقنامه، تضمين‌هاي امنيتي از آمريكا دريافت كند. با اين حال، دولت ترامپ بارها تاكيد كرده است اوكراين هرگز به سازمان ناتو ملحق نخواهد شد و اين كشورهاي اروپايي هستند كه در نهايت بايد اقدام به اعزام نيروهاي حافظ صلح خارج از ائتلاف ناتو به اين كشور كنند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۹:۴۸:۰۹ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

انتقاد روزنامه نزديك به قاليباف از امضاي طومار ۲۰۹ نماينده درباره قانون عفاف وحجاب/ با نظام امنيتي كشور، تقابل سياسي كرده‌اند

در حالي كه كشور با چالش‌هاي متعدد اقتصادي، اجتماعي و امنيتي غرب آسيا دست‌وپنجه نرم مي‌كند، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، صحن علني پارلمان را به عرصه‌اي براي نمايش يك تقابل غيرمنتظره بدل ساخته‌اند.


به گزارش خبرآنلاين، روزنامه خراسان نوشت: يك روز بعد از استيضاح وزير اقتصاد ۲۰۹ نماينده با امضاي طوماري خواستار ابلاغ لايحه عفاف و حجاب شدند؛ لايحه‌اي كه شوراي عالي امنيت ملي، ابلاغ آن را به دليل ملاحظات امنيتي متوقف كرده است. اين رفتار پارلمان، فارغ از مباحث حقوقي و قانوني، تصويري پر از تناقض از نظام حكمراني به جامعه ارائه مي‌دهد. اما چرا مجلس چنين رويكردي اتخاذ كرده است و اين اقدام چه پيامدهايي براي مشروعيت تصميم‌گيري‌هاي نهادهاي حاكميتي دارد؟

 بازي پرمخاطره نمايندگان با نهاد امنيتي
 قاليباف، رئيس مجلس، چندي قبل در پاسخ به اعتراضات دانشجويي درخصوص عدم ابلاغ لايحه عفاف و حجاب تصريح كرد كه اين موضوع در شوراي عالي امنيت ملي   راي آورده است و دبيرخانه شورا اختيار دارد تا اجراي مصوباتي را كه ممكن است منجر به تنش و چالش شود، متوقف كند. اين موضع‌گيري به روشني نشان مي‌دهد كه تصميم‌گيري درخصوص اين لايحه ديگر در اختيار مجلس نيست و نهاد بالادستي از منظر امنيتي آن را به صلاح كشور نمي‌داند.
با اين حال، اقدام ۲۰۹ نماينده در امضاي طومار و درخواست از رئيس مجلس براي ابلاغ قانون، سوالي اساسي را مطرح مي‌كند: آيا اين نمايندگان آگاه نيستند كه اين موضوع از دست مجلس خارج شده است؟ چرا به جاي طرح مطالبه سايت اصلي بت فوروارد در شوراي عالي امنيت ملي، رئيس مجلس را مخاطب خود قرار داده‌اند؟ پاسخ به اين پرسش‌ها را بايد در ماهيت كنش سياسي نمايندگان جست‌وجو كرد. مجلس به عنوان يك نهاد منتخب، بيش از آن‌كه به الزامات امنيتي توجه كند، تحت فشارهاي افكار عمومي خاص و جريان‌هاي سياسي قرار دارد. از اين منظر، امضاي طومار نه به عنوان يك اقدام عملي براي تغيير وضعيت، بلكه به عنوان يك نمايش نمادين براي جلب نظر برخي اقشار اجتماعي و نشان دادن پايبندي به گفتمان خاصي از حكمراني قابل تفسير است. اين در حالي است كه خود نمايندگان نيز به خوبي مي‌دانند كه اين اقدام آنان فاقد اثرگذاري اجرايي است و نتيجه اي جز ملتهب كردن فضاي سياسي و برهم زدن تمركز حاكميت از مسائل اساسي كشور ندارد.

بحران‌هاي اقتصادي در سايه تقابل‌هاي ايدئولوژيك
يكي از مهم‌ترين پرسش‌هايي كه در اين ميان مطرح مي‌شود، اولويت‌بندي مسائل كشور توسط نمايندگان مردم است. اقتصاد ايران در ماه‌هاي اخير با چالش‌هاي متعددي مواجه بوده است؛ از افزايش سرسام‌آور قيمت دلار و سكه گرفته تا تورم افسارگسيخته‌اي كه معيشت اقشار ضعيف را در تنگنا قرار داده است. نكته قابل‌تأمل اين است كه تنها يك روز پيش از اين نمايش سياسي، مجلس وزير اقتصاد را استيضاح كرد. به نظر مي‌رسد كه نمايندگان، پس از اين اقدام، فرصت را براي نمايش قدرت در عرصه‌اي ديگر مناسب ديدند و به جاي تمركز بر ارائه راهكارهاي جايگزين در حوزه اقتصاد، صحن پارلمان را به ميدان يك مانور سياسي براي مطالبه ابلاغ قانون حجاب تبديل كردند.  
اين جابه‌جايي اولويت‌ها، بيش از پيش اين پرسش را تقويت مي‌كند كه آيا مجلس واقعاً دغدغه حل مشكلات كشور را دارد يا صرفاً به دنبال تثبيت جايگاه جناحي و تحركات نمايشي براي بهره‌برداري سياسي است؟ اين اقدام، نه‌تنها به حل معضلات كشور كمكي نمي‌كند، بلكه پيامدهاي منفي قابل توجهي براي تصوير حاكميت نزد افكار عمومي به دنبال دارد. مردمي كه هر روز با افزايش هزينه‌هاي زندگي دست‌وپنجه نرم مي‌كنند و آينده اقتصادي خود را مبهم مي‌بينند، مشاهده مي‌كنند كه برخي از  نمايندگانشان به جاي اتخاذ تصميماتي براي بهبود وضعيت اقتصادي، درگير مناقشاتي هستند كه نه‌تنها تأثير مستقيمي بر زندگي آنان ندارد، بلكه حتي در نظام تصميم‌گيري كشور نيز موضوعيت خود را از دست داده است. اين امر به تضعيف سرمايه اجتماعي مجلس و بي‌اعتمادي عمومي به نظام حكمراني منجر خواهد شد.

 دهن‌كجي به نظام امنيتي يا بازي سياسي؟
 از بعد ديگر، اقدام نمايندگان مجلس را مي‌توان نوعي چالش‌افكني در برابر تصميمات نهادهاي امنيتي دانست. شوراي عالي امنيت ملي، به عنوان بالاترين نهاد تصميم‌گير در حوزه مسائل امنيتي، با بررسي شرايط كشور به اين نتيجه رسيده كه اجراي لايحه عفاف و حجاب در شرايط فعلي مي‌تواند باعث افزايش تنش‌هاي اجتماعي و امنيتي شود. بنابراين، عدم ابلاغ اين قانون را از منظر حفظ ثبات اجتماعي ضروري دانسته است. با اين حال، اصرار نمايندگان بر ابلاغ لايحه، عملاً نوعي مقابله‌جويي با نهادي است كه وظيفه حفظ امنيت كشور را برعهده دارد.
 
اين تقابل نه‌تنها از منظر قانوني محل تأمل است، بلكه از منظر پيامدهاي عملي نيز مي‌تواند تبعات گسترده‌اي به همراه داشته باشد. اگر قرار باشد مجلس در برابر تصميمات امنيتي نهادهاي بالادستي چنين موضع‌گيري كند، اين امر مي‌تواند به رويه‌اي خطرناك تبديل شود كه در آينده، توان مديريت چالش‌هاي امنيتي كشور را تضعيف خواهد كرد. از سوي ديگر، اگر هدف نمايندگان از اين اقدام، صرفاً بهره‌برداري سياسي و جلب حمايت‌هاي جناحي باشد، اين مسئله نيز به نوبه خود نشان‌دهنده نوعي بي‌توجهي به واقعيت‌هاي كشور و استفاده ابزاري از نهاد قانون‌گذاري براي پيشبرد منافع شخصي و جناحي است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۹:۴۴:۱۳ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

چشم‌انداز ۲۰۳۰ عربستان و پلن بن سلمان براي نفوذ در قلب پاكستان

سرمايه‌گذاري عربستان سعودي در پروژه ريكو ديك به‌عنوان يك تحول مهم در اقتصاد پاكستان و گامي بلند در جهت تقويت روابط دوجانبه ميان دو كشور، مورد توجه قرار مي‌گيرد.



به گزارش اقتصادنيوز، مدرن ديپلماسي با انتشار يادداشتي مدعي شد: تصميم اخير عربستان سعودي جهت سرمايه‌گذاري در پروژه استخراج مس و طلاي ريكو ديك در پاكستان، نقطه عطفي در روابط اقتصادي و ژئوپليتيكي ميان دو كشور به شمار مي‌رود.

به واسطه يك سرمايه‌گذاري خارجي چشمگير به ارزش ۵۴۰ ميليون دلار، عربستان بار ديگر تعهد خود را نسبت به پيشرفت اقتصادي پاكستان نشان داده و در عين حال، پيوندهاي تاريخي ميان دو كشور را مستحكم‌تر كرده است. اين سرمايه‌گذاري سايت اصلي بت فوروارد كه در دو مرحله انجام خواهد شد، نشان‌دهنده چشم‌انداز استراتژيك عربستان براي تنوع‌بخشي به سبد اقتصادي خود و تأمين منابع حياتي براي بخش صنعتي در حال رشد اين كشور است.

پروژه ريكو ديك، كه در استان بلوچستان پاكستان واقع شده و از ذخاير غني معدني برخوردار است، مي‌تواند نقش برجسته‌اي در صنعت معدن پاكستان ايفا كرده و به توسعه منطقه‌اي، اشتغال‌زايي و ثبات اقتصادي اين كشور كمك كند.

 
پروژه ريكو ديك كه يكي از بزرگ‌ترين ذخاير كشف‌شده مس و طلا در جهان محسوب مي‌شود، پتانسيل عظيمي براي تحول اقتصادي پاكستان دارد. اين معدن كه تخمين زده مي‌شود شامل ۵.۹ ميليارد تن سنگ معدن و ۴۱.۵ ميليون اونس طلا باشد، فرصتي بي‌نظير براي بهره‌برداري از منابع طبيعي و افزايش درآمدهاي پاكستان است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۹:۳۹:۱۶ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

جدا كردن ظريف از دولت از حاميان دولت مي‌كاهد

تحليلگر مسائل سياسي گفت: جدا كردن ظريف از دولت قطعا بر بخشي از مخاطبان دولت تأثير خواهد داشت چون مي بينند ظريف در انتخابات آمد و همه وجودش را براي رأي آوري آقاي پزشكيان گذاشت و اين رفتار با او شد؛ حال چه رسد به بقيه.

 

 
 
پايگاه خبري تحليلي نامه نيوز (namehnews.com) :گروه سياست نامه‌نيوز - خروج محمدجواد ظريف از كابينه مسعود پزشكيان بحث برانگيز شده است. زخم خوردگان از انتخابات رياست جمهوري تيرماه آنقدر خوشحالند كه در پوست خود نمي گنجند. آنها از توئيت خداحافظي ظريف تا به همين لحظه چشم بر هم نگذاشتند و در فضاي مجازي مشغول پاسخگويي به كري‌هاي انتخاباتي محمدجواد ظريف هستند و در اين پاسخگويي از همه قالب هاي كنايه اي بهره گرفته اند.

از آن طرف نشانه هاي سرخوردگي در اردوگاه اصلاحات آنقدر پررنگ و برجسته است كه به تناقض گويي افتاده اند. گروهي پروژه وفاق را شكست خورده و ادامه حيات دولت پزشكيان را بي فايده مي خوانند و گروه ديگر تلاش مي‌كنند همچنان به دولت پزشكيان اميد دهند كه بايستد تا شايد در ماه‌هاي پيش‌رو معادلات دوباره تغيير كنند و ورق برگردد.

جمع بندي صحبت هاي موافقان و مخالفان محمدجواد ظريف بر اين واقعيت صحه مي گذارد كه او نقش پررنگي در رياست جمهوري مسعود پزشكيان داشت و جدايي‌اش از دولت چالش هاي سختي را به ويژه در حوزه سرمايه اجتماعي براي پزشكيان به وجود مي آورد.

مهدي رحمانيان در گفت‌وگو با نامه نيوز درباره تأثير جدايي محمدجواد ظريف بر سرمايه اجتماعي دولت چهاردهم گفت: قطعا آقاي ظريف در رقم زدن نتيجه انتخابات رياست جمهوري سال 1403 نقش بسيار رنگي داشت. او با همه وجود و توان به ميدان آمد چون به ايران مي انديشيد و تلاش كرد شخصي سكان هدايت دولت را به دست بگيرد كه زبان دنيا را بفهمد و با دنيا به زبان ديپلماسي حرف بزند.

وي افزود: رفتاري كه بعد از انتخابات با آقاي ظريف شد، حقش نبود. معتقدم دولت آقاي پزشكيان در دام چاله «وفاق» افتاد كه ظريف قرباني اين دام چاله شد. وفاق كلمه خوب و قشنگي است اما در جامعه سياسي اي كه حداقل ها را ندارد، سخن گفتن از وفاق، سريع ذهن هاي سياسيون را به آن سمت مي برد كه در اين قالب صندلي و سهم ما كجاست.

اين فعال مطبوعاتي اصلاح طلب اظهار كرد: جامعه در انتخابات امسال به شكل معناداري شركت كرد چون در ابتدا 60 درصد حائزين شرايط رأي دهي پاي صندوق ها نيامدند اما وقتي كار به مرحله دوم كشيد مولفه هايي فعال شدند كه براساس آنها سطح مشاركت به نزديك 50 درصد رسيد. جامعه ما آن زمان يكسري سئوالات آشكار و نهفته داشت اما در 6 ماه گذشته اين سئوالات پاسخي دريافت نكردند.

وي افزود: از جمله سئوالات مهم جامعه موضوع فيلترينگ است. رئيس جمهور مي توانست با يك پيگيري مستمر و منطقي اين مسئله را طوري حل كند كه هم جلوي ريزش پايگاه رأي اش را بگيرد و سايت اصلي بت فوروارد هم اقبالي نزد كساني پيدا كند كه در انتخابات مشاركت نكردند. در اين مدت وضع معيشت مردم روز به روز بدتر شد، ارزش پول ملي سقوط وحشتناكي كرد. بعد از تشكيل دولت نيز به نيروهاي فعال در كمپين انتخاباتي آقاي پزشكيان توجه نشد.

اين تحليلگر مسائل سياسي با اشاره به توئيت استعفاي محمدجواد ظريف گفت: در همين توئيت او اشاره مختصري كرد كه چه رفتاري در دولت با او داشتند. همين نشان مي دهد كه يك روند منطقي بر اداره دولت حاكم نيست. مادامي كه اين منطق حاكم نشود و يك پالايش حكمراني در دولت اتفاق نيفتد؛ انتظار معجزه نبايد داشت.

رحمانيان ادامه داد: جدا كردن ظريف از دولت قطعا بر بخشي از مخاطبان دولت تأثير خواهد داشت چون مي بينند ظريف در انتخابات آمد و همه وجودش را براي رأي آوري آقاي پزشكيان گذاشت و اين رفتار با او شد؛ حال چه رسد به بقيه. گويا قرار است افراد تملق‌گو كه فقط دنبال ميز و صندلي هستند، بمانند و رشد كنند. البته اين موضوع را خود دولت نيز متوجه مي شود ولي انگار اراده اي ندارد كه كاري انجام دهد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۹:۲۸:۲۰ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)