در انتظار ژوئن بحراني؛ چرا بيبي به دنبال خارج كردن پرونده ايران از دستوركار ترامپ است؟
انتقاد علني ترامپ از نئوكانهايي مانند پومپئو، جان بولتون و نيكي هيلي، اخراج بريان هوك كه دستپرورده بولتون بود، و قول پسرش، دونالد جونيور براي كنار گذاشتن نئوكانها از دولت دوم ترامپ نشان ميدهد كه او متوجه شده كه سياست بدي به او قالب شده و اكنون ميخواهد به گونهاي متفاوت با ايران تعامل كند.
![]()
به گزارش اكوايران، زماني كه دونالد ترامپ در ژانويه وارد كاخ سفيد شد، در فكر مجازات ايران نبود. در حقيقت، او تلاش كرده بود تا با اجتناب از اظهارات توهينآميز، رد تغيير رژيم و تعيين سلاحهاي هستهاي به عنوان تنها خط قرمز خود، تمايل خود را براي يك توافق بيان كند. سيگنالهاي مشابهي از ايران هم آمد. گفتوگوهاي مستقيم با ترامپ خط جديد در تهران بود. اما اين پنجره فرصت منحصر به فرد به سرعت در حال بسته شدن است، عمدتاً به اين دليل كه ترامپ حواسش نيست. سياست آمريكا در قبال ايران دوباره در دستان نئوكانها افتاده كه اميد ترامپ براي رسيدن به يك توافق با ايران در دوره اول رياست جمهورياش را خراب كردند و جنگ را محتمل كردند.
تريتا پارسي براي وبسايت امريكن كانسروتيو نوشت: در آن زمان، عليرغم لفاظيهاي پر سر و صدا و تهديدات نظامي، ترامپ واقعاً به دنبال يك توافق جديد با ايران بود. اما او از مشاوراني مانند مايك پومپئو و جان بولتون كه قصد داشتند اوضاع را به سوي جنگ سوق دهند، مشاورههاي غيرصادقانهاي دريافت كرد.
براي ترامپ، اين منطقي به نظر ميرسيد. او به دنبال يك توافق بود و فشار بر ايران قبل از مذاكرات با عقل جور در ميآمد. براي ترامپ، خواستههاي حداكثري فقط بخشي از بازي بود و تهران قطعاً اين را ميفهميد. اما پومپئو و بولتون از ابتدا ميدانستند - همانطور كه هر كسي كه ديناميكهاي ايران و فرهنگ استراتژيك و ايدئولوژيك حكومت روحانيت را درك ميكرد، ميدانست - كه درخواست براي تسليم ايران همراه با تحريمهاي خفهكننده، اگر هدف جنگ باشد استراتژي كاملي است، اما نه براي مذاكره.
تغيير آشكار برخورد ترامپ
لفاظيهاي ترامپ درباره ايران در سال 2024 به طور قابل توجهي متفاوت بود. اشارههاي به تغيير رژيم، خواستههاي حداكثري و توهينها كنار گذاشته شده بودند. در عوض، او بر تمايل خود به توافق و صلح تمركز كرد. نامزد معاونت رياست جمهوري او، جي. دي. ونس، در مخالفت با جنگ با ايران استدلال استراتژيك مطرح كرد و در برنامه «شوي تيم ديلون» گفت كه «منفعت ما در اين است كه وارد جنگ با ايران نشويم»، و اينكه منافع ايالات متحده و اسرائيل در قبال ايران متفاوت است. نخستوزير اسرائيل بنيامين نتانياهو نميتوانست از اين اظهارات خوشحال باشد.
انتقاد علني ترامپ از نئوكانهايي مانند پومپئو، جان بولتون و نيكي هيلي، اخراج بريان هوك كه دستپرورده بولتون بود، و قول پسرش، دونالد جونيور براي كنار گذاشتن نئوكانها از دولت دوم ترامپ نشان ميدهد كه او متوجه شده كه سياست بدي به او قالب شده و اكنون ميخواهد به گونهاي متفاوت با ايران تعامل كند. زماني بر اين موضوع بيشتر تأكيد شد كه او يك يادداشت رياست جمهوري را امضا كرد كه به طور رسمي فشار حداكثري را بر ايران بازميگرداند، در حالي كه آن يادداشت را كماهميت جلوه داد و اعلام كرد كه «مردد» و «ناراضي» است كه آن را امضا ميكند.
پرونده ايران فعلاً اولويت اصلي نيست
هرچند ترامپ به دنبال يك توافق با ايران است، در هفتههاي اخير واضح شده كه ايران اولويت اصلي او نيست. با بحران اوكراين، غزه و تنشها با مكزيك و كانادا، بحران ايران هنوز آنقدر فوريت پيدا نكرده است.
و هر چيزي كه اولويت ندارد به ديگران در دولت سپرده ميشود كه ممكن است با سياست خارجي «اول آمريكا»ي او همسو نباشد. پرونده كم اولويت ايران، در حال حاضر در دست شوراي امنيت ملي است كه صداهاي تندرو بر آن مسلط هستند. همانطور كه در يادداشتي كه ترامپ نميخواست آن را امضا كند آمده، سياست پيشفرضي كه آنها دنبال ميكنند، همان رويكردي است كه پومپئو و بولتون در سال 2018 دنبال ميكردند.
به نوشته پارسي، در حقيقت، اشتراك زيادي بين آنچه ترامپ گفته كه ميخواهد و آنچه كه در يادداشت آمده وجود ندارد. در حالي كه ترامپ تنها سلاح هستهاي را به عنوان خط قرمز خود ذكر كرده است، يادداشت حاوي بسياري از 12 خواسته معروف پومپئو از ايران است كه به منظور نابودي هر توافقي طراحي شدهاند. اين يادداشت غنيسازي هستهاي به طور كلي، نه تنها غنيسازي به سطح تسليحاتي را ممنوع ميكند، كه خواستهاي است كه اسرائيل به شدت براي آن به آمريكا فشار ميآورد و چشمانداز ديپلماتيك را از بين ميبرد. علاوه بر اين، اين يادداشت خواستار جلوگيري از دسترسي ايران به موشكهاي بالستيك قارهپيما و خنثي كردن «شبكه ايران» ميشود. در نهايت، كمپيني براي به صفر رساندن صادرات نفت ايران آغاز ميكند و تحريمهاي سازمان ملل عليه ايران را از طريق مكانيزم «اسنپبك» تحريمها كه در توافق هستهاي باراك اوباما آمده، دوباره اعمال ميكند.
اين تفاوت عظيم بين اهداف اعلام شده ترامپ و سياست مندرج در يادداشت باعث شده است كه تهران ترديد كند و رهبر ايران ايده گفتوگوهاي مستقيم با ايالات متحده را كنار بگذارد. رئيسجمهور اصلاحطلب ايران نيز وعده انتخاباتي خود براي آغاز گفتوگو با ايالات متحده را كنار گذاشته است. نگرانيهاي ايران دو چيز است: اولاً، اينكه نئوكانها در كاخ سفيد هرگونه تلاش ديپلماتيك را خراب خواهند كرد، همانطور كه در سالهاي 2019-2020 انجام دادند. و دوم، اينكه ترامپ از مذاكرات هستهاي شروع كند و سپس به مسائلي كه ايران آنها را خط قرمز ميداند، بپردازد.
جبهه هستهاي
اگرچه موقعيت منطقهاي ايران پس از سقوط بشار اسد در سوريه و تضعيف حزبالله آسيب ديده، اما وضعيت در جبهه هستهاي متفاوت است. ايران برنامه هستهاي خود را به طور چشمگيري گسترش داده است - آژانس بينالمللي انرژي اتمي گزارش ميدهد كه ايران حدود 275 كيلوگرم اورانيوم با غناي 60 درصد جمعآوري كرده است. اين مقدار براي ساخت شش سلاح كافي است و ايران هر 30 روز يك بار مواد شكافپذير كافي براي يك سلاح توليد ميكند. اگرچه اهرم ايران ضعيف شده، اما هنوز به نقطه تسليم نرسيده است و اقتصاد بحرانزدهاش در آستانه فروپاشي نيست. بازگشت به فشار حداكثري نه تنها باعث ميشود تهران بيشتر در برنامه هستهاي خود سرمايهگذاري كند، بلكه شايد مهمتر از آن، تحولات منطقهاي باعث تقويت صداهايي در ايران شده كه به جاي استفاده از برنامه هستهاي به عنوان يك برگ چانهزني با آمريكا، به ساخت بمب هستهاي تمايل دارند.
در دورهاي كه ايالات متحده تحت رياست جمهوري جو بايدن اسرائيل را مسلح و محافظت كرد در حالي كه تلآويو به آنچه كه بسياري از كارشناسان آن را نسلكشي ميدانند دست ميزد، و زماني كه اسرائيل بدون هيچگونه مخالفتي از سوي غرب در حال تصرف سرزمين در كرانه باختري، لبنان و سوريه است، و نظم جهاني به سمت «هر كسي براي خودش» حركت ميكند، درخواست تسليم هستهاي ايران به جاي يك توافق متوازن، زمينه را براي جنگ فراهم خواهد كرد.
اظهارات ترامپ در طول يك سال گذشته نشان ميدهد كه او اين موضوع را درك كرده است. اما تا زماني كه ايران اولويت نداشته باشد - ترامپ حتي هنوز نمايندهاي براي ايران منصوب نكرده است و اين باعث شده كه ايرانيها مطمئن نباشند بايد با چه كسي سر و كار داشته باشند - رويكرد پيشفرض نئوكانها پيگيري خواهد شد كه پنجره برنامههاي ديپلماتيك ترامپ را ميبندد.
بولتون و پومپئو ديگر در كاخ سفيد نيستند، اما سايه آنها همچنان مسير ترامپ را براي رسيدن به صلح سد ميكند.
پنجره زماني
تا ماه ژوئن، اين بحران به شدت بدتر و احتمالاً غيرقابل حل خواهد شد. بند اسنپبك در توافق هستهاي ايران در ماه اكتبر منقضي ميشوند و به احتمال زياد اروپاييها اين بند را در ماه ژوئن فعال خواهند كرد، كه باعث ميشود ايران اعلام كند كه از پيمان منع گسترش سلاحهاي هستهاي (NPT) خارج ميشود. با توجه به اطلاعيه مهلت 90 روزه الزامي، ايران تا اكتبر نميتواند به طور رسمي از اين پيمان خارج شود، كه فقط سه ماه براي مذاكرات باقي خواهد گذاشت. اگر مذاكرات شكست بخورند، تحريمهاي سازمان ملل دوباره اعمال خواهند شد و ايران كاملاً از پيمان NPT خارج خواهد شد. در اين مرحله، جنگ تنها مسئله زمان خواهد بود.
اسرائيل همچنان فاكتور غيرقابل پيشبيني است. از اواسط دهه 1990، اسرائيل تلاش كرده تا ايران را به اولويت اصلي امنيت ملي ايالات متحده تبديل كند و مرتباً تهديد به اقدام نظامي عليه برنامه هستهاي ايران كرده است. هدف واقعي، اما، اين بوده كه يا موضع واشنگتن را در قبال ايران سختتر كند يا ايالات متحده را وارد جنگي كند كه اسرائيل آغاز خواهد كرد، زيرا اسرائيل ظرفيت از بين بردن تأسيسات هستهاي ايران را ندارد.
استراتژي ترجيحي اسرائيل
با ضعيف شدن بازدارندگي ايران و دولت بايدن كه تقريباً تمام محدوديتهاي مقابل اسرائيل را برداشته است - سياستهايي كه ترامپ احتمالاً آنها را ادامه خواهد داد - نتانياهو اكنون آمادگي بيشتري براي حمله مستقل به ايران دارد. اسرائيل معتقد است كه ميتواند پيامدهاي آن را مديريت كند بدون اينكه ايالات متحده را وارد اين بحران كند. با اين حال، پنجرهاي كه اسرائيل براي شروع جنگ دارد، تنها تا زماني باز است كه توجه ترامپ به مسائل ديگري معطوف باشد و سياست پيشفرض واشنگتن مانع ديپلماسي باشد. در نتيجه، نگه داشتن ايران خارج از دستوركار اصلي ترامپ، استراتژي ترجيحي اسرائيل شده است.
اما اسرائيل در حال اشتباه محاسباتي است. بت فوروارد حتي پس از اينكه ايالات متحده بيش از 23 ميليارد دلار در ماشين جنگي اسرائيل سرمايهگذاري كرد، تلآويو نتواست حماس را كه درست در كنار مرزهاي آن قرار دارد از بين ببرد. و ايالات متحده هنوز بايد اين بحران را مديريت كند. در واقع، تمركز ترامپ بر غزه يكي از دلايلي است كه او از مسئله ايران منحرف شده است. ايران حتي در وضعيت ضعيف شده، هنوز ظرفيت شليك صدها موشك پيشرفته به سمت اسرائيل و پايگاههاي آمريكايي در منطقه را دارد - موشكهايي كه در اكتبر 2024 از دفاع هوايي اسرائيل عبور كردند.
اسرائيل ميتواند در قدرت آتش از ايران پيشي بگيرد. در 15 ماه گذشته، اسرائيل توازن منطقهاي را به شدت به نفع خود تغيير داده است. با اين حال، هنوز نميتواند برنامه هستهاي ايران را بدون اينكه يك بحران عظيم به راه اندازد كه ايالات متحده را وارد جنگ كند، نابود كند. ترامپ ممكن است در حال حاضر از پرونده ايران منحرف شده باشد، اما اگر جنگ آغاز شود، ايران منابع ايالات متحده را از ساير اولويتهاي استراتژيك، از شرق آسيا گرفته تا مرز مكزيك، دور خواهد كرد.
ترامپ در سخنراني تحليف خود اعلام كرد: «افتخارآميزترين ميراث من صلحسازي و متحد كردن مردم خواهد بود.» او اين موضوع را تقريباً روزانه تكرار كرده است. افرادي كه به او نزديك هستند تأكيد ميكنند كه او به دنبال جايزه صلح نوبل است. او فرصت منحصر به فردي براي دستيابي به يك توافق با تهران دارد، فرصتي كه هيچ رئيسجمهور ديگري در آمريكا نداشته است. اما اگر سياست ايران را به نئوكانهاي شوراي امنيت ملي واگذار كند، اين فرصت به بحران تبديل خواهد شد و ميراث او ممكن است از صلح به جنگ تغيير كند.
برچسب: ،
ادامه مطلب
