etudeblog1 etudeblog1 .

etudeblog1

محمد ضيف؛ ميهمان خدا

حاج‌قاسم چند ماه قبل از شهادتش در پاسخ به يكي از نامه‌هاي محمد ضيف، او را «برادري عزيز»، «شهيد زنده» و «مقاومي شجاع» ناميد و براي او نوشت: دفاع از فلسطين افتخاري براي ما محسوب مي‌شود.


به گزارش مشرق، مهدي بختياري كارشناس مسائل نظامي و دفاعي طي يادداشتي در روزنامه وطن امروز نوشت: «حُطَّ السّيف قِبال السّيف إحنا رجال محمد ضيف»؛ اين يكي از پرتكرارترين شعارهاي مردم فلسطين بويژه در غزه طي چند ماه اخير است. معناي جمله اين است: «شمشير در برابر شمشير، ما مردان محمد ضيف هستيم». «محمد ضيف» كه بود كه اين همه جوان فلسطيني زير بمباران‌ها و آتش سنگين اسرائيل در غزه طي ۱۶ ماه، خودشان را شاگردان و نيروهاي او مي‌دانستند؟

«محمد دياب مصري (ابوخالد)» چند سال در صدر ليست ترور گروه‌هاي اسرائيلي از جمله شاباك (مسؤول امنيت قومي رژيم اشغالگر) قرار داشت. محمد سال ۱۹۶۵ در اردوگاه پناهندگان فلسطيني در خان‌يونس (جنوب غزه) متولد شد و - به گفته يكي از مسؤولان حماس - از آنجا كه هيچ‌گاه در يك مكان آرام نمي‌گرفت، به ضيف (ميهمان) شهرت يافت. خانواده‌اش اهل «عسقلان» بودند و خود او در نوجواني جذب اخوان‌المسلمين شد و همزمان با تحصيل در دانشگاه اسلامي غزه، در فعاليت‌هاي مبارزاتي نيز شركت مي‌كرد و در آغاز انتفاضه اول به صفوف جنبش حماس پيوست. ضيف از جمله افراد وابسته به حماس بود كه سال ۱۹۸۹ دستگير و به چند ماه زندان محكوم شد. سال ۱۹۹۳ پس از شهادت «عماد عقل»، ضيف فرماندهي شاخه نظامي حماس در غزه را بر عهده گرفت و اندكي بعد، با نظارت فرمانده‌اش (شهيد يحيي عياش) عمليات‌هاي بزرگي را در كرانه باختري نيز هدايت كرد.

* صدرنشين ليست ترور

در مقطع فرماندهي شهيد يحيي عياش (مهندس اول) بر گردان‌هاي عزالدين قسام، ضيف از جمله شاگردان خاص او بود و آموزش‌هاي مهم نظامي؛ از طراحي عمليات تا ساخت بمب را نزد او آموخت بت فوروارد و وقتي عياش سال ۱۹۹۶ به شهادت رسيد، اين ضيف بود كه سلسله عمليات‌هايي را براي انتقام خون فرمانده خود طراحي كرد و طي چند ماه، بيش از ۶۰ كشته روي دست صهيونيست‌ها گذاشت.

با نقش‌آفريني او در حماس - بويژه سال ۱۹۹۷ كه اسرائيل او را به دست داشتن در هلاكت چند نظامي خود متهم كرد - در صدر ليست ترور نشست. سال ۲۰۰۲ پس از اينكه جنگنده‌هاي اسرائيل با پرتاب يك بمب يك تني در محله پرجمعيت «الدرج» (يكي از محلات غزه) «صلاح شحاده» فرمانده وقت گردان‌هاي عزالدين قسام را به شهادت رساندند، فرماندهي شاخه نظامي حماس بر عهده ضيف قرار گرفت. ارتقاي توان نظامي حماس بويژه در حوزه موشكي در دوران فرماندهي ضيف و البته نقش‌آفريني موثر معاونش شهيد «عدنان الغول» (پدر موشكي فلسطين) عملي شد.

به گفته يكي از نزديكانش، محمد ضيف از هيچ وسيله فني و تكنيكي جديد استفاده نمي‌كرد و فعاليتش كاملاً محرمانه بود. تا پيش از شهادت، از او فقط ۳-۲ عكس وجود داشت كه لااقل مربوط به ۳۰ سال پيش است و جز موارد بسيار اندك در رسانه‌ها ظاهر نمي‌شد. با اين حال ابوخالد ۵ بار هدف ترور قرار گرفت و گفته مي‌شود در جريان اين ترورها به يك چشم و يك پاي وي آسيب جدي رسيد. ضيف يك بار هم جولاي ۱۹۹۸ از كمين نيروهاي گردان ۵۰ «ناخال» ارتش اسرائيل گريخت. اما نخستين عمليات جدي صهيونيست‌ها براي حذف ضيف ۲۲ آگوست ۲۰۰۱ انجام شد؛ زماني كه وي به همراه برخي ديگر از فرماندهان حماس از جمله عدنان الغول و صلاح شحاده در يك ساختمان حضور داشتند.

۲۶ سپتامبر ۲۰۰۲، بالگرد آپاچي اسرائيل ۲ موشك هلفاير به خودروي ضيف در محله «شيخ رضوان» غزه شليك كرد اما پس از چند ساعت كه سيستم امنيتي اسرائيل اطلاعات متناقضي درباره سرنوشت او دريافت كرد، مشخص شد ابوخالد زنده مانده اما بشدت مجروح شده است. يك سال بعد، باز هم صهيونيست‌ها موشكي به يك ساختمان شليك كردند كه محل جلسه ضيف و برخي سران حماس نظير شهيدان «اسماعيل هنيه»، «عدنان الغول» و «شيخ احمد ياسين» در طبقه پايين آن بود اما آسيبي به آنها نرسيد. ۱۲ جولاي ۲۰۰۶ بر اثر حمله جنگنده‌هاي اسرائيلي به خانه‌اي كه ضيف در آن اقامت داشت، بار ديگر بشدت مجروح شد به طوري كه «آوي ديختر» رئيس سابق شاباك گفت: «محمد ضيف ديگر كار نمي‌كند و از كار افتاده و فلج است». ضيف اما باز هم پس از طي مراحل درمان به غزه برگشت.

۲۲ ژوئيه ۲۰۱۴ اين بار ارتش اسرائيل منزل خود ضيف را هدف موشك قرار داد كه علاوه بر مجروحيت وي و شهادت همسر و ۲ فرزندش (ساره ۳ ساله و علي ۷ ماهه) منجر شد.

* شهيد زنده

«ابوخالد» يك بار سال ۱۹۸۹ وقتي ۲۴ ساله بود، به همراه برخي ديگر از نيروهاي حماس دستگير شد اما اندكي بعد او را رها كردند و نمي‌دانستند جواني كه هيچ نكته مشكوكي در پرونده‌اش ندارد، ۳۵ سال بعد به بزرگ‌ترين دشمن اشغالگران تبديل خواهد شد و عملياتي مانند «توفان الاقصي» را به همراه مجاهد بي‌نظير شهيد «يحيي سنوار» طراحي و اجرا خواهد كرد كه اركان امنيت در ساختار رژيم صهيونيستي را منهدم مي‌كند.

محمد ضيف مهم‌ترين فرمانده فلسطيني تحت تعقيب جوخه‌هاي ترور ارتش رژيم بود كه ارتباط زيادي با فرماندهان جبهه مقاومت بويژه سردار شهيد سپهبد حاج‌قاسم سليماني داشت.

حاج‌قاسم چند ماه قبل از شهادتش در پاسخ به يكي از نامه‌هاي محمد ضيف، او را «برادري عزيز»، «شهيد زنده» و «مقاومي شجاع» ناميد و براي او نوشت: «دفاع از فلسطين افتخاري براي ما محسوب مي‌شود و از اين وظيفه در مقابل متاع دنيا چشم‌پوشي نخواهيم كرد. دوستان فلسطين دوستان ما هستند و دشمنان فلسطين دشمنان ما و اين سياست ما بوده و خواهد بود. دفاع از فلسطين مصداق دفاع از اسلام است و هر كه نداي شما را بشنود و توجهي نكند، مسلمان نيست. فجر پيروزي به ياري پروردگار نزديك خواهد بود. اميدواريم خداوند به ما توفيق حضور در كنار شما را بدهد و ما را به آرزوي‌مان؛ شهادت در راه فلسطين برساند.»

* توفان ۷ اكتبر

ضيف اگرچه در طول چند دهه توانست بخوبي گردان‌هاي قسام را فرماندهي كند و خودش نيز طراح عمليات‌هاي موشكي، اسيرگيري و حفر تونل در نوار غزه بود اما شاهكارش را ۷ اكتبر ۲۰۲۳ به نمايش گذاشت و با طراحي و اجراي عمليات توفان الاقصي، بزرگ‌ترين ضربه امنيتي‌- اطلاعاتي تاريخ نكبت‌بار صهيونيست‌ها را به آنها وارد كرد.

در نخستين ساعات روز شنبه ۱۵ مهر عمليات بزرگ توفان الاقصي با پيام صوتي محمد ضيف آغاز شد؛ فرماني كه در آن گفت: «حالا وقت جارو كردن اشغالگران است».

ابوخالد در همان روزهاي اول جنگ، پيامي مهم صادر كرد و سران كشورهاي عربي و اسلامي را به چالش كشيد و به آنها يادآور شد هيچ كاري براي فلسطين نكرده‌اند و از همه مجاهدان، رزمندگان و آزادگان جهان خواست با هر چه دارند، بيرون بيايند و با اشغالگران بجنگند، چرا كه «بايد صهيونيست‌ها را از فلسطين جارو كرد».

* ميهمان خدا

۱۳ جولاي ۲۰۲۴ - ۲۳ تير ۱۴۰۳، جنگنده‌هاي ارتش اسرائيل ۵ بمب يك تني را روي محله «المواصي» ريختند و اعلام كردند اين بمباران سنگين براي زدن محمد ضيف انجام شده است.

همان موقع مي‌شد حدس زد ضيف در آن عمليات به شهادت رسيده است اما حماس چند ماه بعد ـ پريروز ـ خبر شهادت فرمانده شاخه نظامي خود را تاييد كرد. پس از آن بمباران بي‌سابقه، از قول يكي از روزنامه‌نگاران اسرائيلي نقل شد «اگر ضيف از اين انفجار بزرگ هم جان به در برده باشد، ديگر هرگز نخواهد مُرد» اما درست‌تر آن بود كه بگويد محمد ضيف حتي اگر شهيد هم شده باشد، هرگز در ذهن و قلب مبارزان فلسطيني نخواهد مُرد، همان طور كه «يحيي سنوار» نمُرد، همان طور كه فرماندهان ديگر نمُردند و هر كدام به صدها نفر مثل خود تبديل شدند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۸:۱۲:۰۲ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

روايتي از اشراف امنيتي سازمان اطلاعات سپاه/ كالابرگ نه! شايد بسته معيشتي

شعار گفتماني "نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي" هرگز ناقض اصل استقلال كشور و يا روابط ديپلماتيك و راهبردي نيست. بلكه اين شعار گرامي به معناي نفي شرق‌زدگي و غرب‌زدگي است.

كالابرگ ماه رمضان به بسته معيشتي تبديل شد!

كالابرگ نه! شايد بسته معيشتي

 

سيدحميد پورمحمدي، رئيس سازمان برنامه و بودجه در مصاحبه با ايلنا درباره ارائه كالابرگ الكترونيكي تا ماه مبارك رمضان پيرو تاكيد رئيس مجلس گفت: بودجه سال آينده از يك فروردين لازم‌الاجرا مي‌شود و بعد از ابلاغ هر چه قانون‌گذار تصميم گرفته و تصويب كرده باشد اجرا مي‌شود اما در سال جاري ان‌شاالله براي دهه فجر يك بسته معيشتي داده مي‌شود.[۱]

 

*سخنان مبهم پورمحمدي در حالي است كه ميدري، وزير كار اخيرا وعده داده بود كه تا ماه مبارك رمضان كالابرگ الكترونيكي به دهك‌هاي پايين ارائه خواهد شد. او در عين حال اشاره داشت كه اگر مبلغ ۱۵ همت؛ بودجه در نظر گرفته شده براي قانون كالابرگ (تا قبل از ماه مبارك) افزايش يابد آنگاه مي‌توان كالابرگ را به ساير قشرها نيز اعطا كرد.[۲]

لازم به اشاره است كه رئيس مجلس از مدتي قبل ضمن تأكيد بر ارائه كالابرگ تا آغاز ماه مبارك رمضان همچنين تصريح داشته كه مواردي از لوازم خانگي هم بايد تحت پوشش اين كالابرگ باشد و مردم نبايد بيش از اضافه شدن درآمد ساليانه‌شان هزينه تلاطم‌هاي تورمي را بپردازند.[۳]

در اين ميان البته تأكيداتي نيز وجود دارد مبني بر اينكه لمس دستاوردهاي قانون خوب كالابرگ منوط به فراگيري و پوشش‌يابي آن براي اكثريت دهك‌هاي جامعه (اقلا ۷ دهك) است و اجراي مرحمتي و محدود اين طرح موجب مي‌شود كليت اقتصاد ايران از مواهب خوب آن محروم بماند.

صحبت‌هاي رئيس سازمان برنامه و بودجه مبني بر اينكه كالابرگ ماه رمضان تبديل به بسته معيشتي شده؛‌ بر ابهامات اين فضا افزوده است.

دقت شود كه در اين زمينه تجربه تلخ اجراي ناقص قانون كالابرگ در زمان قبلي نيز وجود دارد كه چگونه هيچ اقبالي را در ميان مردم برنيانگيخت و گرهي را از معيشت جامعه وا نكرد.

 

***

 

فهم ناقص از شعار "نه شرقي، نه غربي"

 

حسن هاني‌زاده، كارشناس روابط بين‌الملل به تازگي در بخشي از يك مصاحبه با خبرگزاري ايلنا اظهار كرده است:

"يكي از شعارهاي كليدي و محوري جمهوري اسلامي ايران بعد از پيروزي انقلاب در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، شعار «نه شرقي نه غربي» است. ايجاد توازن بين شرق و غرب و اتخاذ سياست مستقل ايران بدون تكيه بر كمك‌ قدرت‌هاي شرقي و غربي، بخشي از مولفه‌هاي مهم جمهوري اسلامي ايران است. ايران تنها كشوري است كه بت فوروارد توانسته بدون تكيه بر قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي، با تكيه بر امكانات بومي خود، استقلال ملي و اسلامي خود را حفظ كند. به همين دليل، جمهوري اسلامي ايران عليرغم رابطه‌اي كه با برخي كشورها مانند روسيه و چين دارد، تمايل دارد كه همچنان شعار «نه شرقي نه غربي» را حفظ كند و بتواند با حفظ استقلال خود به عنوان يك قدرت سوم در تعاملات بين‌المللي مطرح شود."[۴]

 

*گوينده محترم اين اظهارات گويا معناي شعار گفتماني "نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي" را به درستي فهم نكرده است كه مدعي شده ايران عليرغم رابطه با روسيه و چين اما تمايل دارد استقلال خود را حفظ كند!

در واقع فرد گوينده متوجه نيست كه رابطه داشتن با فلان كشور و بهمان حاكميت ناقض استقلال و شعار اصولي "نه شرقي، نه غربي..." نيست.

بلكه اين شعار گفتماني به معناي نفي وابستگي و ضديت با غرب‌زدگي و شرق‌زدگي است. چه اينكه نه امام راحل بعنوان بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي و نه هيچيك از پيشروان نهضت انقلاب اسلامي نمي‌گفتند كه به دليل شعار نه شرقي، نه غربي؛ نبايد با هيچ كشوري در غرب و شرق جهان در ارتباط باشيم.

به سخن ديگر اينكه ايران اسلامي مي‌تواند با همه كشورهاي مشروع جهان ارتباط داشته باشد و در عين حال غرب‌زده و شرق‌زده هم نباشد. و اين همان اصل شعار "نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي" است.

يعني اين شعار گرامي و ترجماني؛‌ با روابط اصولي يا راهبردي ايران با هيچ كشوري ديگري در تضاد نيست و حفظ استقلال كشور هم مغاير اين ارتباطات نيست.

پس اين سخن صحيح نيست كه "ايران ضمن ارتباط با شرق قصد حفظ استقلال خود را هم دارد" زيرا اين گزاره‌ها ناقض يكديگر نيستند.

دقت شود كه داشتن تصور غلط از يك شعار؛ موجب قرباني شدن فرصت‌ها و دستاوردهاي بسياري مي‌شود.

 

***

 

روايتي از اشراف امنيتي سازمان اطلاعات سپاه

 

سردار حميد بزم‌شاهي، دبير اشراف فرماندهي كل سپاه و دبير جشنواره مالك اشتر سپاه پاسداران طي سخناني در نشست خبري با رسانه‌ها به مناسبت برگزاري چهاردهمين جشنواره مالك اشتر به كارنامه و عملكرد سازمان اطلاعات سپاه اشاره كرده و گفته است:‌ در بخش اطلاعات سپاه كه يكي از بخش‌هاي حساس و تاثيرگذار بر امنيت كشور است، علاوه‌بر اينكه با گروهك‌ها مسلح تروريستي درون و برون‌مرز برخورد مي‌شود و شبكه‌هاي جاسوسي نيز دستگير مي‌شوند، برخورد با عناصر گروهك‌هاي تكفيري نيز در دستور كار سازمان اطلاعات سپاه است و با بيش از ۲۰۰ نفر از آنان برخورد و تعيين تكليف انجام شده است. در سال ۱۴۰۲ نيز حداقل ۳ گروه و تيم تروريستي تحت ضربه قرار گرفتند و پيش از اقدام دستگير شدند.

به گزارش ايسنا، او مي‌افزايد: همچنين استعلام امنيتي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و مجلس خبرگان در يك سامانه منسجم از سوي سازمان اطلاعات سپاه به‌خوبي و با دقت انجام شد.[۵]

 

*آشنايي مردم و جوانان با عملكرد و كارنامه سربازان گمنام امام زمان يك ضرورت اجتماعي، انقلابي و تمدني است.

عملي كه بايد در پيوست اقدامات امنيتي انجام شود تا جامعه متوجه نعم خويش باشد و بر گرداگرد آنها حصار گفتماني بسازد.

البته دقت شود كه بيان اين عملكرد و اشاره به آن داراي اسلوب خاصي است كه آگاهان مسئله بدان واقف‌اند. لكن قبل از اسلوب‌داني؛ بحث الزام اطلاع‌رساني در قبال اين مسئله است كه بايد در ذهن خواص، نيروهاي محترم امنيتي و مردم نهادينه شود.

الزام گمنامي و لزوم بيان دستاوردها؛ نقطه عطفي ظريفي است كه در فعاليت‌هاي امنيتي كلان بايد به آن توجه شود.

بديهيست هنگامي كه نهاد امين جامعه (مثل نهادهاي امنيتي) روايت درست را به جامعه منتقل نكند؛ آنگاه در همين زمينه روايتي ساخته خواهد شد كه مطابق واقعيت نيست!


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۸:۰۸:۲۸ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

واكنش يك عضو حزب كارگزاران از حملات سازمان‌يافته به مسئولان نظام/ اصلاح‌طلبان راديكال: با ترامپ درباره موشك‌ها قمار كنيد!

انبوهي از اطلاعات نشان‌دهنده اين است كه جرياني مشكوك در داخل و حلقه جنگ‌طلبان خارجي به اجماعي رسيده‌اند كه هدف نهايي آن پروژه تخريب اقليم و اتمسفر ايران است!

در اين ويژه‌نامه، نگاهي به آخرين مواضع جناح‌هاي سياسي و تحولات مهم داخلي، خارجي، اوضاع اقتصادي و اجتماعي كشور انداخته مي‌شود كه مخاطبان بامطالعه آن به رهيافت‌هاي مهم، نكات و تأملات از سير وقايع اثرگذار دست خواهند يافت، در اين بخش با ما همراه باشيد.

*********

افزايش حملات سازمان يافته به نهادهاي مختلف كشور اين‌بار به قوه قضائيه رسيده و اژه‌اي در مركز آن است. روزنامه‌هاي كارگزاران در يادداشتي به قلم محمد عطريانفر تحليل خاصي از ماجرا داشته و نوشته است:

آن‌طور كه در حق دولت جفا مي‌شود، نسبت به دستگاه قضايي كمتر هجمه صورت مي‌گيرد. فكر مي‌كنم اين مساله بيشتر از آنكه ناشي از فهم حمله‌كنندگان باشد، ناشي از ترس آنهاست. به اين معنا كه تندروي بيش از حد، ممكن است دستگاه قضايي را تحت ‌تاثير قرار دهد. اما به هر حال هر دستگاهي كه درحال خدمت به اين كشور است بايد در يك حاشيه امن قرار بگيرد تا به دور از هياهوها، ناهنجاري‌ها و رفتارهاي تند، بتواند تكاليفش را در حق مردم ايفا كند.

در بخش ديگري از اين يادداشت آمده است:

اگر امروز نسبت به آقاي اژه‌اي اين جفا را مي‌كنند كه امري ناجوانمردانه و غيرپذيرفته است و اگر هم يك روز عليه دولت يا يكي از دستگاه‌ها چنين حملاتي را دارند، توصيه اين است كه به هر حال هر كسي كه مي‌تواند روي اين افراد موثر واقع شود، از منظر رويكردهاي اجتماعي و سياسي به اين افراد تذكري بدهد. اين افراد را بايد به اين باور رساند كه فرصت‌ها را براي انجام تكاليف و مسئوليت‌هاي اجرايي مقامات و دستگاه‌هاي اجرايي تيره‌وتار نكنند.

 

انبوهي از اطلاعات نشان‌دهنده اين است كه جرياني مشكوك در داخل و حلقه جنگ‌طلبان خارجي به اجماعي رسيده‌اند كه هدف نهايي آن پروژه تخريب اقليم و اتمسفر ايران به اميد براندازي سخت است. راه‌حل عبور از اين وضعيت ايجاد وحدت رويه در برابر نفوذ داخلي و دشمن خارجي است.

مذاكره با آمريكا سوژه داغ در ميان رسانه] اي اصلاح‌طلب است و بازار جالبي دارد، تا جاي كه برخي اصلاح‌طلبان معتقدند تا دير نشده بايد با ترامپ گفتگو كرد؛ روزنامه اعتماد دراين‌باره نوشته است:

طرف ايراني نيز خواسته‌هاي مشخصي دارد كه بايد لغو همه تحريم‌ها، اعم از اوليه و ثانويه، در راس آن باشد. ويژگي ترامپ اين است كه ذهني ساده و بسيط دارد و همه امور را ساده بت فوروارد مي‌بيند و مي‌خواهد. با توجه به پيچيدگي امور، به هر حال متني تفصيلي لازم خواهد بود كه همين برجام ۹۴ مي‌تواند همچنان مبناي خوبي براي متن جديد باشد.

در بخش ديگري از اين گزارش آمده است:

از نظر محتوا به نظر مي‌رسد كه برنامه هسته‌اي ايران در مركز توجه قرار خواهد داشت و ممكن است مسائل منطقه‌اي و موشكي براي او ديگر اهميت چنداني نداشته باشد، چراكه احتمالا طرف‌هاي غربي و نيز اسراييل تصور مي‌كنند كه با ادعاي تضعيف حماس و حزب‌الله و سقوط دولت بشار اسد در سوريه و دشوار شدن دسترسي ايران، مسائل منطقه‌اي ديگر اهميت سابق را ندارد.

 

تنها از ذهني ساده بر مي‌آيد كه مذاكرات از نگاه آمريكا را محدود به هسته‌اي ديده و آن را كاناليزه كند، تجربه به ما نشان داده است كه ترامپ و تيم امنيتي او در درك موضعات چند جانبه هستند نه يك بعدي!

اخبار نشان مي‌دهد كه تيم ترامپ در حال اعتبار بخشي به مسائل نظامي است تا براي امتيازگيري پاي ميز مذاكره دست بازتري داشته باشد.

در حالي كه دستگاه ديپلماسي درباره ترامپ اعتقاد به ابهام در فضا دارند، چراغ سبز اصلاح‌طلبان و ساده سازي اين جعبه سياه چيزي جز قمار دوباره روي يك ميز قديمي نيست.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۸:۰۵:۰۲ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

آنها با اشك مي‌جنگيدند

حكمت‌هايي در مراسم تشييع پيكر سيد حسن‌نصرالله وجود داشت كه مدت‌ها بايد گفته شود.
به گزارش مشرق، سعيد آجورلو مدير مسوول روزنامه صبح نو طي يادداشتي درباره يك روز تاريخي و يك جمع دوست‌داشتني در ورزشگاه بيروت نوشت: حكمت‌هايي در مراسم تشييع پيكر سيد حسن‌نصرالله وجود داشت كه مدت‌ها بايد گفته شود.

غم بود اما پايان نبود

۱: معمولا مراسم تشييع پيكر مراسم حزن، اندوه و عزاداري است. تا بوده هم همين بوده. غم هر قدر بزرگ‌تر هم باشد، اين اندوه بيشتر و بيشتر مي‌شود و براي فرد عزادار جز نااميدي و استيصال چيزي نمي‌ماند. در تاريخ اين‌گونه بوده. غم، اساسا جان و روح انسان را مي‌گيرد و راه تسليم را پيش رويش مي‌گذارد. انسان غمگين و حزين در شرايط معمول منفعل و تسليم است؛ اما در مراسم تشييع پيكر سيد حسن نصرالله اين‌گونه نبود. هم حزن، اندوه و حسرت بود هم قدرت و اميد. مردم عزادار سيد حسن و سيد هاشم، اندوهگين بودند؛ اما تسليم و نااميد نبودند. در فراغ شهيد نصرالله اشك مي‌ريختند، داغ داشتند؛ اما نه از جنس داغ‌هايي كه انفعال مي‌سازد. اين دقيقا همان ميراث تشيع است. مگر مي‌شود كه اشك ريخت، شيون كشيد؛ اما قدرتمند بود؟ بله، مي‌شود. چون عاشورا جز اين نبود. سنت عاشورا يعني چون زينب (س) اندوهگين، حزين و داغدار باشي؛ اما دشمن هنوز از تو بترسد و ترس يزيد درست بود، چون عاشورا تمام نشد، چون سنت عاشورايي از غم، شكوه و حماسه مي‌سازد و طبيعي است كه ياران اباعبدالله پس از بيش از يك هزاره همچنان از غم، قدرت بسازند. شيعه در طول تاريخ كم از اين داغ‌ها نديده؛ اما نايستاده، چون فقط با اسلحه نمي‌جنگد، با قلب و ذهن و وجودش هم مي‌جنگد و براي همين در غم هم در حال مقاومت است. در تقيه، مصالحه و جنگ همچنان در حال مقاومت است. از راه و مسير خارج نمي‌شود، حتي اگر ضربه سنگين باشد كه بود. ضربه سيد حسن سنگين و طاقت‌فرسا بود؛ اما ديروز در ورزشگاه بيروت اثري از پايان نبود. غم و اشك بود؛ اما پايان نبود.

سه لحظه بي‌نظير

۲: مراسم تشييع سه لحظه ناب داشت؛ اول لحظه ورود پيكر دوبت فوروارد شهيد به ورزشگاه. لحظه شروع آخرين ديدار و چه لحظه سختي. اشك بود و شيون. چنانكه صداي گريه بر ورزشگاه حاكم مطلق شد و ادامه داشت و لبيك به جناب سيد حسن و صفي‌الدين. اشك تبديل به شعار و لبيك شد و مگر غير از اين است مسلك شيعه. مگر حضرت زينب (س) فقط اشك مي‌ريخت. هرگز، هم عزادار بود و هم با كلمه مي‌جنگيد. اينجا هم مردم با اشك مي‌جنگيدند و چه جنگ ترسناكي است اين جنگ براي اسرائيل و اتفاقا ترس درستي هم هست كه در لحظه دوم مهم تشييع پيكر نشانه‌هاي ترس خود را بروز دادند. با چند جنگنده كه اف ۳۵ همراهشان بود. واقعا اگر اين جنگنده‌ها نمي‌آمدند، مراسم تشييع يك چيز كم داشت. آنجا خيال همه راحت شد كه بله، اسرائيل همچنان از اين اشك‌ها مي‌ترسد. يعني از اين جمعيت ترسيده است. از اين لبيك‌ها ترسيده است. از شهيد نصرالله مي‌ترسد و جنگنده‌ها جواب گرفتند. چند دقيقه شعار عليه اشغالگر و چه شعارهاي قدرتمندي و چه مردم شجاعي. شعارهايي كه پشتوانه قدرت نظامي است و سازنده امنيت. تركيب اسلحه و ايمان همان چيزي است كه اسرائيل را بيشتر مي‌ترساند. همان قدرتي كه اجازه تصرف لبنان را نه در جنگ سي‌وسه روزه داد نه در جنگ اخير و لحظه سوم، لحظه گشتن پيكرها اطراف استاديوم بود. دوباره اشك و آه و هر چند وقت يك‌بار لبيك و شعار مرگ بر اسرائيل. همه با هم. پس خبري از پايان نيست.

همه با هم صاحب عزاييم

۳: شيعيان لبنان مظلوم و مقتدرند. امام و آقا را از عمق وجودشان دوست دارند و به مسافران ايراني مي‌گويند سلام ما را به آقا برسانيد؛ همان‌هايي كه روي سينه‌شان عكس امام نصب كرده‌اند. خودشان را جزئي از ايران مي‌دانند و به حمايت ايراني‌ها دلگرم. ايراني‌ها هم بودند كه بگويند شما تنها نيستيد. شما افتخار جهان اسلام و تشيع هستيد. ما نه در غم سيد حسن عزيز فقط شريك غم كه مثل شما صاحب عزاييم. ما همه با هم صاحب عزاييم. آن جمع دوست‌داشتني ورزشگاه بيروت، تاريخ را ساختند، انسان را اميدوار كردند، از مظلوميت و اندوهشان، شور و ايمان متجلي كردند و آينده را خريدند. از اين روزها در تاريخ شيعيان كم نيست. روزهايي كه همه با اشك فرياد مي‌زنند. اسرائيل با اين روز چه مي‌خواهد كند. روزهايي كه در ايام جنگ تحميلي فراوان ديده شد. روزهايي كه ايران تنها بود؛ اما خدا را داشت و با قدرت مسجد و منبر بر عراق پيروز شد. اسرائيل با ۵ اسفندها چه مي‌خواهد كند؟


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۷:۵۹:۳۴ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

حماسه نصرالله

پيكرهاي سيد مقاومت ، شهيد سيد حسن نصرالله و يار ديرين او شهيد سيد هاشم صفي الدين بر روي دستان جمعيتي بي شمار و پرخروش در لبنان، سرزمين سروها تشييع شد.


به گزارش مشرق، محمد مهدي ايماني پور رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي طي يادداشتي در روزنامه رسالت نوشت: پيكرهاي سيد مقاومت ، شهيد سيد حسن نصرالله و يار ديرين او شهيد سيد هاشم صفي الدين بر روي دستان جمعيتي بي شمار و پرخروش در لبنان، سرزمين سروها تشييع شد. سكوت توام با هراس سياستمداران و رسانه هاي صهيونيستي و غربي از برگزاري اين مراسم ، حكايت از عمق تاثيرگذاري آن بر كلان روندها و گفتمان مقاومت در منطقه و جهان دارد. در اين خصوص نكاتي وجود دارد كه لازم است مورد توجه قرار گيرد:

نخست اينكه روندهاي گفتماني، تمدني و فرهنگي در طول تاريخ داراي “نقاط عطف”بوده اند. به اين معنا كه يك حادثه، خيزش يا مراسم فارغ از شكل ظاهري آن، يك پيام پررنگ فرازماني و فرامكاني را به مخاطبان خاص و عام ارائه مي كند. چنين قاعده اي در خصوص تشييع پيكر رهبران شهيد مقاومت در بيروت نيز صادق است. بي دليل نيست كه دستگاه هاي تبليغاتي و امنيتي دشمن طي هفته هاي منتهي به برگزاري مراسم تشييع، از هيچ گونه اقدامي در ممانعت از شكل گيري اين خيزش پرمعنا و تاريخ ساز ممانعت ننموده و حتي در روايتگري هاي رسانه اي خود تلاش مذبوحانه اي را در سانسور يا تقليل آن به يك مراسم ساده صورت دادند. با اين حال شدت زلزله گفتماني -مردمي اخير به اندازه ايست كه لرزه نگارهاي مستقر در اتاق هاي فكر و عمليات دشمن قدرت محاسبه و پيشگيري از آن را ندارد. اين زلزله گفتماني، داراي پس لرزه هايي است كه ارزش و عيار آنها از خود پديده اصلي كمتر نخواهد بود. بنابراين، حماسه اي كه امروز در بيروت شاهد آن خواهيم بود، تاريخ ساز بوده و روز ۲۳ فوريه ۲۰۲۵ ميلادي را به نقطه ثقل و مبناي تبلور قدرت نرم مقاومت در سرتاسر دنيا مبدل مي سازد.

نكته دوم، معطوف به قدرت نرم مقاومت و جايگاه آن در عرصه بين المللي بت فوروارد جهاد تبيين است. اخيرا رهبر معظم و حكيم انقلاب اسلامي در ديدار هزاران نفر از مردم آذربايجان شرقي،به نكته اساسي و مهمي در اين خصوص اشاره فرمودند: « مسئله امروز ما تهديد سخت‌افزاري دشمن نيست بلكه تهديد نرم‌افرازي است. معناي تهديد نرم‌افزاري دستكاري افكار عمومي، ايجاد اختلاف و ايجاد ترديد در محكمات انقلاب اسلامي و ضرورت پايداري در مقابل دشمن است.»

اصلي ترين مصداق محكمات انقلاب اسلامي، منظومه مقاومت و ابعاد گفتماني -تمدني آن است. جبهه مقاومت در طول سالها و دهه هاي پس از اشغال فلسطين توسط رژيم نامشروع و منحوس صهيونيستي، بارها قدرت سخت خود را به رخ دشمنان كشيده است. انعقاد آتش بس اخير در لبنان و غزه، خروجي و محصول اين مقاومت تمام عيار ميداني و خالصانه در برابر دشمنان آمريكايي و صهيونيستي در منطقه بوده است. اما تا زماني كه قدرت نرم مقاومت تبلور تام و مطلق در عرصه بين المللي پيدا نكند، شرط كافي براي پيروزي بر جبهه باطل محقق نخواهد شد. اين روزها بيروت همان ميعادگاه و بستري است كه قدرت نرم مقاومت در فرامتن و بستر آن ظهور و بروز پيدا كرد و جبهه حق را به سوي تكميل پيروزي خود بر دشمن رهنمون مي سازد.

نكته سوم، به نقش حماسه اخير در شكل گيري تمدن نوين اسلامي مربوط مي شود. وفق آنچه رهبر معظم انقلاب اسلامي تاكيد فرموده اند، “محوريت قوانين قرآن”، “ايمان”، “علم”، “اخلاق”، “مجاهدت مداوم “و “حكومت مردمي”، از شاخصه‌هاي مهم تمدن نوين اسلامي محسوب مي شود. در مراسم تشييع رهبران شهيد مقاومت در بيروت، همه اين اجزا و مولفه ها به نحوي نمود پيدا خواهد كرد:جايي كه نه تنها گفتمان سازش با دشمن صهيونيستي در سايه تاسي به گفتمان مقاومت به چالش كشيده مي شود، بلكه فراتر از آن شاهد چينش ملموس اضلاع گذار به تمدن نوين اسلامي در كنار يكديگر خواهيم بود. قطعا مسئوليت بزرگ امت واحد اسلامي پس از پايان مراسم تشييع به گونه اي جدي تر و حتي متفاوت تر از گذشته آغاز خواهد شد.ان شاءالله .

درگام دوم انقلاب اسلامي ، بايد از داشته ها، دستاوردها و يافته هاي حكمراني انقلابي در ايران در مسير نيل به اين هدف مقدس و غايي بهره جست. در اين ميان، بايد گلوگاه ها و نقاط اتصال تمدني ، ابعاد تئوريك و عملياتي نظم تمدني جديد در جهان اسلام و در نهايت، ابزارها و روش هاي نيل به اين نقطه مشخص شود. گام هايي در اين خصوص برداشته شده كه موثر بوده و اكنون مي توانيم به وضوح اعلام كنيم كه از يك ايده انتزاعي يا مدل تئوريك مطلق سخن نمي گوييم .با اين حال هنوز بايد گام هاي بلندتر ، ملموس تر و عملياتي تري در اين خصوص برداشته شود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۷:۵۵:۳۶ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

ماموريت قاليباف در لبنان

پيوند ميان ايران و مردم لبنان تاكنون فراتر از تعاملات ديپلماتيك دولت‌ها بوده و زين پس هم چنين خواهد بود. اما ايران تلاش مي‌كند مسير ديپلماتيك هم باز بماند و ماموريت قاليباف بخشي از اين تلاش بود.


به گزارش مشرق، كبري آسوپار طي يادداشتي با عنوان "ماموريت قاليباف در لبنان" نوشت: قاليباف براي دومين بار در روزهاي پر خطر منطقه راهي لبنان شد. از نگاه راقم اين سطور چنين سفرهايي از وظايف يك مقام سياسي است و نبايد بيش از آنچه بايد، بزرگ‌نمايي شود، اما همين هم نبايد باعث ‌شود كه شأن و جايگاه سياسي چنين سفري و چنين حضوري را تبيين نكنيم. توجه كنيم كه اين سفر، سفر قاليباف نيست؛ سفر رئيس مجلس شوراي اسلامي ايران به لبنان و حضور نماينده جمهوري اسلامي ايران در مراسم تاريخي تشييع سيد مقاومت است.

قاليباف در سفر اين بار به بيروت خلبان هواپيما نبود، اما در رأس هيئتي عازم لبنان شد كه به لحاظ تركيب كم ‌نظير و شايد حتي بي نظير بود، شايد به اين دليل كه اين بار براي اتفاقي بي نظير هم مقاماتي از ايران راهي لبنان مي‌شدند، براي وداع با سيد حسن نصرالله. از فعالان رسانه‌اي تا نمايندگان رهبري، از نمايندگان مجلس تا فرماندهان نظامي، از مداح تا خانواده شهدا، از عضو مجمع تشخيص تا نمايندگان دستگاه قضايي و ... در اين پرواز خاص حضور داشتند.

براي بدرقه پيكر سيد مقاومت، بايد هيئتي عالي‌رتبه از ايران در بيروت حضور پيدا مي‌كرد. اين «بايد» صرف نظر از سابقه تعامل ميان ايران و شخص سيد حسن نصرالله كه خود دليل محكمي براي حضور بود، دو جهت اصلي داشت:

اول آنكه حزب‌الله هم‌پيمان وفادار ايران است و جمهوري اسلامي هم نشان داده كه در روزهاي سخت دوستانش را تنها نمي‌گذارد و در كنار آنها مي‌ايستد. حضور عالي رتبه ايران در تشييع دبير كل حزب‌الله بخشي از اين «تنها نگذاشتن دوستان» بود. فقط هم نه براي اينكه خود حزب‌الله بداند كه در كنارش هستيم. از قضا برخلاف جوسازي مسموم برخي ساده لوحان سياسي در داخل كه ايران را متهم به كم گذاشتن براي مقاومت مي‌كنند، خود اهل مقاومت، از لبناني‌ها و فلسطيني‌ها و سوري‌ها تا عراقي‌ها و يمني‌ها به نقش ايران در محور مقاومت واقف هستند. لذا حضور ايران نه فقط براي دلگرمي لبناني‌ها، بلكه پيامي به همه جهان است كه ايران هيچگاه دوستان وفادار خود را تنها نمي‌گذارد.

دوم آنكه برخي پي راندن ايران از لبنان هستند. هم راندن از خود لبنان و هم قطع مسير تعامل با محور مقاومت. بخشي از اين پيگيري با ترورهاي مقامات ايران در لبنان از سوي صهيونيست‌ها انجام شد بت فوروارد و بخشي ديگر را هم اكنون و پس از ترور سيد، اين ايراني‌دوست‌ترين خارجي، از طريق فشار سياسي، اقتصادي و حتي نظامي بر دولت لبنان در تلاش هستند تا انجام دهند. هم از اين رو، مسير پروازهاي ايراني به بيروت بسته شد و هم از اين رو مواضعي از برخي مقامات لبناني، پس از فقدان سيد ديده مي‌شود كه توجيهي ندارد. ايران طبعاً نبايد بگذارد اين تلاش‌ و پيگيري‌ها به موفقيت برسد.

لذا ايران يك ماموريت مهم تعريف كرد و آن هم حضور در تشييع سيد حسن نصرالله در بيروت بود. براي انجام اين ماموريت تاريخي هم محمدباقر قاليباف و در واقع رئيس مجلس شوراي اسلامي انتخاب شد. گرچه روشن است ساير مقامات عالي‌رتبه ايران هم آمادگي انجام آن را داشتند. حضور قاليباف در لبنان را بايد از جهت انجام اين ماموريت تاريخي براي ايران، براي لبنان و براي محور مقاومت در جايگاه حقوقي او ببينيم.

ماموريت قاليباف اما فقط حضور در تشييع سيد نبود؛ بخشي مهمي از كار او ديدارهاي ديپلماتيكش بود؛ با رئيس‌جمهور، با رئيس‌مجلس و با نخست‌وزير لبنان. مقاماتي كه در لبنان هر كدام سهم جريان و گروه و مذهبي خاص هستند و مواضع يكسان سياسي هم ندارند. نماينده ايران بايد با آنها مي‌نشست و صحبت مي‌كرد. در خلال همين صحبت‌ها بود كه كنايه رئيس جمهور لبنان به ايران و البته پاسخ نماينده ايران به او خبرساز شد.

دفتر رياست جمهوري لبنان پس از ديدار رئيس جمهوري لبنان با قاليباف توييتي منتشر كرد و نوشت: «جوزف عون در ديدار با هيات ايراني گفته: لبنان از جنگ‌هاي ديگران در سرزمين خود خسته شده است.»

در پاسخ به اين طعنه، قاليباف مجبور شد به او يادآوري كند كه: «تماميت ارضي و آرامشي كه در لبنان حاكم شده از ثمرات مقاومت است. تجاوزهاي رژيم اشغالگر و سخنان ترامپ نشانگر دخالت آن‌ها در امور كشورها است. حزب الله هميشه در كنار مردم و ارتش براي استقلال و امنيت لبنان بوده است. ما حزب‌الله را بخشي از قدرت و امنيت ملي لبنان مي‌دانيم. شما به عنوان فرمانده كل (سابق) ارتش لبنان به درستي واقفيد كه حزب‌الله تا چه ميزان در امنيت لبنان در مقابله با داعش و تجاوزات اسرائيل موثر بوده است.»

پيوند ميان ايران و مردم لبنان تاكنون فراتر از تعاملات ديپلماتيك دولت‌ها بوده و زين پس هم چنين خواهد بود. اما ايران تلاش مي‌كند مسير ديپلماتيك هم باز بماند و ماموريت قاليباف در لبنان بخشي از اين تلاش بود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۷:۵۲:۲۲ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

آمدند، خنديدند، عكس يادگاري گرفتنند و رفتند! / آيا پيام عدم مذاكره با آمريكا به همه راديكال‌ها رسيد؟

بيانات رهبر انقلاب يادآور واقعه‌اي بود كه برخي سعي كردند آن را از يادها برده و دوباره فضاي سياسي كشور را شرطي كنند!

در اين ويژه‌نامه، نگاهي به آخرين مواضع جناح‌هاي سياسي و تحولات مهم داخلي، خارجي، اوضاع اقتصادي و اجتماعي كشور انداخته مي‌شود كه مخاطبان بامطالعه آن به رهيافت‌هاي مهم، نكات و تأملات از سير وقايع اثرگذار دست خواهند يافت، در اين بخش با ما همراه باشيد.

*********

سخنان رهبر معظم انقلاب درباره تجربه تلخ مذاكره با آمريكا يك يادآوري از وقايعي بود كه ۸ سال كشور را معطل توافقي كرد كه عاقبت از بين رفت.

بيانات آقا مورد توجه رسانه‌هاي اصلاح‌طلب قرار گرفته است، اما در آينده بايد ديد كه آيا اين پيام به همه اصلاح‌طلبان راديكال رسيده است يا نه! روزنامه ايران درباره شرافتمندانه نبودن مذاكره با ترامپ نوشته است:

تعبير رهبر معظم انقلاب مبني بر اينكه در شرايط فعلي مذاكره با آمريكا شرافتمندانه نيست، كاملاً درست است، زيرا نوع برخورد آمريكايي‌ها به گونه‌اي است كه مي‌خواهند امور مدنظر خود را به ايران تحميل كنند. به تعبيري رساتر، آمريكايي‌ها مي‌خواهند خواسته‌ها و زياده‌خواهي‌هاي خودشان را از طريق مذاكره محقق كنند. بنابراين زماني كه نمي‌خواهند يا قادر نيستند از طريق نظامي به نتيجه دلخواه برسند، تهديدهايي را نسبت به ديگر كشورها از جمله ايران مطرح مي‌كنند و در فضاي تهديد، بحث مذاكره را پيش مي‌كشند.

در بخش ديگري از اين يادداشت آمده است:

بنابراين واضح است كه آمريكايي‌ها به‌راستي دنبال مذاكره سازنده نيستند، بلكه صرفاً دنبال آن هستند تا اهداف خود را در فضاي مذاكره مبتني بر تهديد دنبال كنند. به همين دليل به باور من شرافتمندانه نيست كه در فضاي تهديد، مذاكره را آغاز كنيم، بويژه اينكه آنان بودند كه ابتدا مذاكره را لغو كردند و زير ميز زدند.

 

روزنامه آرمان امروز با وجود صراحت بيانات رهبر انقلاب باز هم خط مذاكره با ترامپ را پيش برده و مي‌نويسد:

شرايط سياسي و امنيتي امروز ايران، بيش از هر زمان ديگري، نيازمند تصميم‌گيري‌هاي دقيق، مدبرانه و حساب‌شده است. دولت دكتر پزشكيان كه با حمايت مردمي كه در انتخابات به آن رأي داده‌اند، مسيربت فوروارد ديپلماسي فعال و تعامل با كشورهاي مختلف جهان را در پيش گرفته است. سياست خارجي دولت بر چهار اصل عزت، مصلحت، حكمت و اقتدار استوار است كه همان چارچوب‌هايي است كه رهبري براي تعاملات بين‌المللي ترسيم كرده‌اند. در اين ميان، دولت توانسته با عقلانيت و تدبير، نيروهاي تأثيرگذار مختلف را حول مسائل كلان كشور جمع كند و در مسير مديريت بحران‌هاي سياسي و اقتصادي گام‌هاي ملموسي بردارد. پروژه وفاق ملي، به‌ويژه در عرصه داخلي، به‌عنوان يكي از راهبردهاي دولت براي كاهش تنش‌ها و مديريت اختلافات مطرح شد و هر چند در مسير خود با موانع بسياري مواجه شده است اما نتايج مثبتي در پي داشته است. اين مسير، البته هنوز در مراحل اوليه است و براي تكميل آن، تلاش‌هاي بيشتري نياز است.

 

درباره سخنان رهبر انقلاب و مواضع جريان راديكال و همسو با غرب بيان چند نكته ضروري است:

سخنان رهبر انقلاب يادآور واقعه‌اي بود كه برخي سعي كردند آن را از يادها ببرند و با ايجاد قاعده شرطي‌سازي همه چيز (آب خوردن و ازدواج و اشتغال جوانان) را مانند دولت‌هاي يازدهم و دوازدهم منوط به توافق با آمريكا كنند، اين در شرايطي است كه فردي كه حالا در كاخ سفيد قرار گرفته است، عنوان كرده بود كه برجام را پاره مي‌كند و عاقبت بدون هيچ مجازاتي از برجام به طور يكجانبه خارج شد.

در همان دوران بود كه دولت وقت در ايران در حالي كه تا پيش از اين آمريكا را «كدخدا» و اروپا را «آقا اجازه» مي‌خواند به سمت قاره سبز چرخش كرد. از همين زمان دور ديگري از معطل‌سازي ايران آغاز شد و اروپايي‌ها با وجود قول ايجاد كانال‌هاي مالي و زنده نگه داشتن برجام به تعهدات و قول‌هاي خود عمل نكردند و فقط حرف‌هايي از ايجاد كانال‌هايي چون «اينستكس» زده شد.

عد از اين دوره بازهم آمريكا رنگ دموكراتيك به خود گرفت و «جو بايدن» رييس‌جمهور آمريكا شد اما وي به جاي اينكه به توافق برجام كه در دوره هم حزبي خود يعني «باراك اوباما» ايجاد شده بود، بازگردد سعي كرد از ميراث تحريمي ترامپ و از نقطه بسيار عقب‌تري مذاكرات را شروع كند.

به نظر مي‌رسد يك جناح سياسي سعي دارد همه اين تجربيات تلخ ايران در بيش از ۸ سال مذاكره با آمريكا بر سر برجام و توافق رفع تحريم‌ها را از ياد ببرد. ترامپ در يادداشتي كه براي «فشار حداكثري عليه ايران» نوشته شده و امضاء كرده است، خواهان آن شده كه ايران از امنيت خود خصوصا موشك‌هاي بالستيك صرف نظر كند!


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۷:۴۹:۰۷ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

برداشت عجيب چپ‌ها از يك فرمان درباره ترامپ/ پيام خاص جلايي‌پور به اصلاح‌طلبان درباره مذاكره با آمريكا

رهبرانقلاب درباره مخالفت با مذاكره لحن قاطعي داشتند؛ روشن و شفاف و صريح با يك استدلال بسيار ساده؛ دليل مخالفت: تجربه!
سرويس سياست مشرق- در ميان انبوهي از گزارش‌ها و تيترهاي خبري، در يك بسته كامل با نام «ويژه‌هاي مشرق» شما را در جريان مسائل مهم و اثرگذار از نگاه روزنامه‌هاي كشور قرار مي‌دهيم.

با وجود بيانات صريح رهبر انقلاب درباره آمريكا و پيامدهاي گفتگو با غرب همچنان رسانه‌هاي اصلاح‌طلب تفسيرهايي از خود دارند كه قابل تامل است.

روزنامه هم‌ميهن در گزارش اصلي خود به نقل از حميدرضا جلائي‌پور از ادامه خط مذاكره توسط چپ‌ها پرده برداشته و نوشته است:

يك حرف ساده دلسوزان كشور اين است: ما در ديپلماسي چه چيزي از تركيه، عربستان، امارات و قطر كمتر داريم كه مردم ايران به اين وضعيت بد معيشتي دچار شوند؟ حاكميت اين مشكل را با عامل خباثت آمريكا و اسرائيل توضيح مي‌دهد؛ ولي اين توضيح براي اين دلسوزان يك‌بُعدي است و اقناع‌كننده نيست. شايسته است ديپلماسي علني و غيرعلني در كنار دفاع امنيتي از كشور در تخفيف بحران‌هاي كشور نقش كليدي ايفا كند. تلاش «ديپلماتيك» و پيگير حاكميت و دولت براي رفع تحريم‌ها عنصري مفيد براي رويارويي با بحران‌هاي آينده كشور است.

در بخش ديگري از اين يادداشت آمده است:

كثيري از نيروهاي موثر جامعه به كفايت ديپلماسي حاكميت در مقايسه با كشورهاي همسايه باور ندارند و اين به نفع توان ملي كشور نيست. اين مشكل با حمله به دولت پزشكيان حل نمي‌شود. اين مشكل شايسته است در سطح عالي نظام و با تصميمات صريح در شوراي‌عالي امنيت‌ملي سامان يابد.

 

روزنامه شرق نيز در گزارشي از تداوم ديپلماسي فعال از سوي دولت پس از بيانات رهبر انقلاب پرده برداشته و مي‌نويسد:

با ايجاد فضاي تازه شاهد برخي اتفاقات نيز هستيم كه نشان مي‌دهد برخي جريان‌ها به دنبال مصادره شرايط جديد كشور هستند. همچنان كه بخشي از ويدئوي سخنان محمدجواد ظريف، معاون راهبردي رئيس‌جمهوري كه در مراسم روز خبرنگار بيان شده، دوباره در رسانه‌ها بازنشر شده است. ظريف درباره مذكره با آمريكا گفته است «روي كلمه به كلمه برجام مذاكره شد، ولي ترامپ يكباره يك چيزي را امضا مي‌كند و مي‌گويد همه آن باطل است. با اين آدم اصلا مي‌شود مذاكره كرد؟» او افزوده است «آيا اين جز يك نمايش تبليغاتي است؟ اگر دنبال مذاكره هستيد، ايران هيچ‌وقت نگفته كه مخالف مذاكره‌ايم. ما ثابت كرديم كه طرفدار مذاكره هستيم، اما شما نشان دهيد كه مذاكره با شما ارزش وقت آدم را دارد».

 

درباره تفسريهاي متعدد از بيانات رهبر انقلاب از جانب اصلاح‌طلبان بيان چند نكته ضروري است:

اول آنكه رهبرانقلاب درباره مخالفت با مذاكره لحن قاطعي داشتند؛ روشن و شفاف و صريح با يك استدلال بسيار ساده؛ دليل مخالفت: تجربه. همچنين اين مخالفت يك منطق بااهميت دارد؛ همان دليلي كه يك‌بار به‌خاطر آن در مذاكره با آمريكا همراهي كردند.

نكته بعدي نيز قابل بحث است: آمريكا سقف مذاكره را از قبل تعيين كرده در واقع نتيجه از قبل مشخص است، اين سقف قابل تفسير براي ادامه مذاكره نيست!

و در نهايت آنكه عضي ممكن است بگويند آن ترامپ با اين ترامپ تفاوت مي‌كند و اين زمانه اقتضاء ديگري دارد. عملكرد دوره دوم ترامپ، به اين موضوع پاسخ داده است. ترامپ در همين بت فوروارد يك هفته اخير از سياست‌هاي آتي خود راجع به ايران پرده‌برداري نمود. او يك يادداشت اجرائي منتشر كرد كه استحكام و جنبه لزوم‌الاجرا بودن آن از «فرمان اجرائي رئيس‌جمهور» مهم‌تر است؛ چرا كه برخلاف فرمان اجرائي، يادداشت اجرائي رئيس‌جمهور آمريكا، نه نيازمند موافقت كنگره، نه نيازمند استناد به يكي از مصوبات كنگره و يا اصلي از اصول قانون اساسي و نه حتي نياز به ثبت دارد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۷:۳۹:۵۸ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

قدرت نظامي ايران به روايت "ظريف"/ تقاضاي آمريكايي كروبي از دولت پزشكيان

منوچهر متكي، وزير خارجه اسبق كشورمان در اشاره به بيدستاوردي برجام براي ايران تأكيد كرد كه مذاكره‌كنندگان مي‌بايست از مردم عذرخواهي كنند و به آنها بگويند ما اشتباه كرديم.

 

متكي: مذاكره‌كنندگان برجام بايد از مردم عذرخواهي كنند

 

منوچهر متكي، وزير اسبق امور خارجه و ديپلمات اصولگرا به تازگي طي سخناني كه مشرق آنها را منتشر كرد، در اشاره به برجام گفته است:

"ما بعد از برجام عليرغم يك مقدار كارهاي نمايشي كه غربي‌ها صورت دادند؛ ۱ دلار جابه‌جايي مالي نداشتيم كه بتوانيم پولي فرستيم يا پولي براي ايران بيايد. يعني جلوي مبادله پولي ما با دنيا را گرفتند. برجام بنا بود اين را حل كند و تحريم‌ها را رفع كند اما نكرد. و به نظر من مذاكره‌كنندگان مي‌بايست از مردم عذرخواهي بكنند. -آنها بايد بگويند- كه ما اشتباه كرديم. ما فكر كرديم اينها چيزي كه مي‌گويند را درست مي‌گويند و پاي حرفشان هستند. "

او در ادامه به خاطره‌اي در همين زمينه اشاره مي‌كند و مي‌گويد: من بعنوان يك همكار سابق پرسيدم اگر فردا آمريكا به تعهد خودش عمل نكند –چه مي‌شود؟ اما آنها- گفتند نمي‌شود. آبروي آمريكا مي‌رود. –ولي- اين ساده‌انگاريست. ما ضمانت داديم اما ضمانت نگرفتيم. [۱]

 

*مطالبه آقاي متكي براي عذرخواهي مذاكره‌كنندگان دولت روحاني يك مطالبه معقول و لازمه حكمراني پيشرفته است.

به هر حال كساني در دولت‌هاي يازدهم و دوازدهم از بام تا شام بر طبل مذاكره كوبيدند، همه امور كشور را به آن گره زدند و البته وعده‌هاي فراواني هم دادند. ولي هيچكدام از وعده‌هاي آنان محقق نشد.

اكنون آيا نبايد منتظر عذرخواهي اين جماعت بود؟

لازم به اشاره است كه در يك حكمراني پيشرفته و در منظومه فكري ولايت فقيه؛ مذاكره معقول و معامله بده بستان بخاطر منافع مردم هرگز حرام نيست. لكن آنچه در اين مسير حرام تلقي مي‌شود؛ ساده‌لوحي، توافق يك‌طرفه و تضمين دادن بدون ضمانت طرف مقابل است.

عذرخواهي اصحاب برجام در قبال اشتباهشان مي‌تواند همواركننده مسير تحقق منافع مردم در همه چارچوب‌هاي عقلاني اعم از مقاومت يا مذاكره يا غيره باشد.

 

***

 

تقاضاي آمريكايي كروبي از دولت پزشكيان

 

شرق گزارش داد: مهدي كروبي، يكي از محصوران فتنه ۸۸ كه در زمان آزادي‌اش به بيان حرف‌هاي شاذ در سياست مشهور بود به تازگي در جريان ملاقات با محمدرضا عارف گفته است:

"به‌عنوان يك انقلابي كه از ابتدا با امام خميني بودم و از سال۴۲ بارها رنج زندان و تبعيد را تجربه كردم، از دولت مصرانه مي‌خواهم ضمن حفظ عزت و شرف كشور، رابطه سياسي را با آمريكا عادي كند و مسائل و مشكلات را با دولت جديد آمريكا حل و فصل كند."[۲]

 

*البته از كسي كه هنوز بر اشتباه بزرگ خود در فتنه سال ۸۸ اصرار دارد و اهل عذرخواهي و توبه علني نيست نبايد انتظار داشت كه اهل تحليل صحيح نيز باشد و صحنه سياست و ديپلماسي را به درستي درك كند. لكن از بابت تبيين مسئله بايد اشاره كرد كه با يك دشمن مسلم مثل آمريكا نمي‌توان رابطه عادي داشت!

همچنين است كه دشمني آمريكا با ايران يك دشمني مدلل و علّي نيست. بلكه يك دشمني ذاتي و جوهري است. به اين معني كه استكبار آمريكايي با ذات اسلام ناب و انقلاب مستضعفين دچار مشكل است و به هر قيمتي در پي دگرديسي يا براندازي آن است.

اين نحو دشمني هم با حل و فصل رفع نمي‌شود. در واقع مشكل يا پرونده‌اي در ميان نيست كه اگر حل شود؛ اين دشمني هم تمام شود. (مگر در حالتي دور از ذهن كه آمريكا دست از خوي استكباري خود براي هميشه بردارد)

و كروبي و امثال او البته متوجه اين معاني نيستند.

با دشمني مثل آمريكا صرفا مي‌توان در شرايط خاص و بر اساس منافع ملي به يك معامله بده‌بستان انديشيد. معامله‌اي كه البته پيش‌شرط‌ها و ضمانت‌هاي زيادي هم براي تحقق نياز دارد.

در اين باره البته تجربه تلخ برجام نيز براي همه در دسترس و قابل مطالعه است.

درباره خبر مذكور همچنين بايد اشاره كرد كه اقدام عجيب عارف در ملاقات با يك محصور فتنه ۸۸ نيز با هيچ منطقي قابل پذيرش نيست.

بايد هشدار داد كه اشتباهات آقاي عارف كه البته كم هم نيستند وبال دولت و شخص آقاي پزشكيان خواهد شد.

 

قدرت نظامي ايران به روايت "ظريف"

 

محمدجواد ظريف، وزير خارجه اسبق كشورمان به تازگي طي سخناني در محل معاونت راهبردي رييس جمهور با اشاره به قدرت نظامي و امنيت‌ساز ايران در مواجهه با دشمنان خارجي با تأكيد بر اينكه اگر موشك‌هاي ما در وعده صادق ۱ و ۲ به مراكز جمعيتي و سربازان اسرائيلي برخورد مي كرد آن‌وقت قدرت واقعي ما نمايان مي‌شد، گفت: اما تصميم ايران اين نبود و آنها (اسرائيلي‌ها) در حال پخش كردن اين روايت هستند كه قدرت آفندي و پدآفندي كشورمان تضعيف شده است.

او همچنين تصريح مي‌كند: جمهوري اسلامي ايران پس از پيروزي انقلاب با يك بت فوروارد خطر بين المللي مواجه شد چرا كه آمريكايي‌ها مي‌خواستند ايران را ساقط كنند و كودتاي نوژه و سپس حمله عراق به كشورمان را هم تجربه كرديم. ما با عامل خودباوري كه از زمان امام راحل در دل مردم و كشور ريشه كرد و در دوران رهبري مقام معظم رهبري هم ادامه دارد به همراه دو عامل ديگر -يعني- پشتيباني مردم و نيروهاي مسلح توانستيم بر سختي‌ها فائق آمده و به نقطه امن امروز برسيم.

وزير خارجه اسبق كشورمان مي‌افزايد: ايران امروز بعد از ۲۲۰ سال به موقعيتي رسيده كه نه آمريكا و نه اسرائيل يا هيچ كشور ديگري نمي‌تواند به اين فكر كند كه به كشورمان حمله كنند و قسر در بروند؛ همان‌گونه كه رهبري فرموده‌اند دوران بزن درو تمام شده است.[۳]

 

*سخنان آقاي ظريف كه در هنگامه تهديدات ترامپ مطرح شده بسيار مغتنم هستند و نشان مي‌دهد كه در ذهن دولتمردان يك نگاه صحيح نسبت به قدرت دفاعي ايران و امنيت‌ساز بودن هژموني ايران شكل گرفته است.

اغتنام اين سخنان از آنروست كه شكل‌گيري بنيادهاي تحليلي صحيح در ذهن مسئولان مي‌تواند در جلوگيري از بروز "محاسبه غلط" و مثلا مذاكره غلط مؤثر باشد.

كما اينكه به ياد داريم همين چند سال قبل چطور در ذهن يكي از مسئولان محاسبه‌ي غلطي درباره قدرت دفاعي ايران وجود داشت و هزينه‌هايي هم براي كشور ايجاد شد.

مع‌الوصف امروز و به فضل الهي از آن اغلاط ذهني عبور كرده‌ايم و اكنون وقت بسط و تثبيت و نهادينه‌سازي اين باورها در ذهن همگان است.

خدمات و دستاوردهاي انقلاب اسلامي سال ۵۷ هنگامي در ذهن مردم، نسل‌هاي نو و نسل‌هاي آينده نهادينه مي‌شود كه قبلا در ذهن مسئولان و خواص كشور نهادينه شده باشد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۷:۲۴:۰۸ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

پاسكاري نهادهاي متولي گراني با يكديگر/ كار هست، نيروي كار نيست!

در مسئله جرم "گراني بيقاعده" متأسفانه به جاي رؤيت اقتدار دولت و برخوردهاي بازدارنده با گرانفروشان؛ شاهد پاسكاري مسئولان ذيربط به يكديگر هستيم.
سرويس سياست مشرق - «وبلاگ مشرق» خوانشي روزانه در لابه‌لاي اخبار و اتفاقات كشور است. ما درباره اين خوانش البته تحليل‌ها و پيشينه‌هايي را نيز در اختيار مخاطبان محترم مي‌گذاريم. هر روز با بسته ويژه خبري-تحليلي مشرق همراه باشيد.

 

كار هست، نيروي كار نيست!

 

سيد مالك حسيني، معاون اشتغال وزارت كار درباره وضعيت اشتغال كشور گفته است: با اطلاع عرض مي كنم به سبب عوامل متعددي مانند تورم هاي بالا و عدم كفايت دستمزدها در برخي مشاغل در جاهايي از كشور تقاضاي كارمان از نيروي كارمان بيشتر است به تعبير ديگر، تقاضا از سوي كارفرما هست ولي نيرو نيست.

به گزارش مشرق، او مي‌افزايد: تحولات در بازار كار به ويژه فضاي كار سكويي(پلتفرمي) و تغيير نگرش نسلي به اولويت درآمد بر اصل كار ، از علل عدم تمايل به تصدي برخي مشاغل از سوي جوانان است.

حسيني تصريح مي‌كند: زماني نفس كار كردن ارزش بود. به ويژه اينكه اين كار در بخش توليد باشد. اما وقتي طي دو دهه اخير شاهد تداوم تورم هاي بالا در طول زماني چند ساله هستيم و درآمدهاي ناشي از كار به سبك سابق كفاف يك زندگي آبرومندانه را به سختي مي دهد، لذا از سويي مردم ميبينند كه برخي با زحمات كمتر و به يكباره به ثروت مي رسند، اين موضوعات در طول زمان فرهنگ كار و فعاليت اقتصادي را دچار تغيير كرده است و اين تغيير به ضرر اقتصاد ما به ويژه در بخش توليد خواهد بود.

اين مقام مسئول گفته است: افزايش هزينه‌هاي توليد و عدم امكان پرداخت حقوق رقابتي باعث شده كه نيروي كار به‌سمت مشاغل ديگر برود. اين شرايط به‌شدت به كسب‌وكارها آسيب زده است.[1]

 

*از چند سال قبل نشانه‌هاي معضل كمبود نيروي كار در حال آشكار شدن بود لكن عزم چشم‌گيري براي آينده‌نگري پيرامون رفع اين معضل ديده نشد.

شايد براي مخاطبان محترم جالب باشد كه ما در اين زمينه گزارش‌هاي متعددي را با مفهوم "لزوم واردات نيروي كار" هم منتشر كرديم تا اقتصاد كشور به معضل كمبود كارگر برخورد نكند.[2]

در بحث دليل اين مشكل نيز ضمن احترام به مسئول مذكور و مواردي كه مطرح كرده لكن مباحثي مثل تورم هرگز دليل كمبود نيروي كار نيست.

بايد شجاعت داشت و صراحتا گفت كه علت كمبود نيروي كار در ايران؛ معضل "بيكاري شيك" است.

به اين معني كه عمده كارجويان به دليل برخورداري از سطحي از معيشت و به اين دليل كه با اجبارهاي اجتماعي مثل ماليات بالا يا هزينه‌هاي درمان كلان يا تأمين سوخت و غذاي گران مواجه نيستند؛ مايل به پذيرش هر كاري نيستند فلذا بين بيكاري يا پذيرفتن مشاغل غير پشت ميزي؛ گزينه نخست را انتخاب مي‌كنند.

و در نتيجه مشاغل كارگري و مشاغلي كه نياز به نيروي كار ميداني دارد با معضل كمبود مواجه مي‌شود.

دقت شود كه در حالت فعلي هم نرخ بيكاري ايران تك‌رقمي و در نُرم استاندارد جهاني است. به اين معني كه ما مشكل بيكاري نداريم ولي مشكل بيكاري شيك و كمبود كارگر داريم.

در بحث پايين بودن حقوق كارگري نسبت به ساير حقوق‌ها و اينكه اين مسئله انگيزه حضور در مشاغل كارگري را كم مي‌كند نيز بايد توضيح داد كه اين مقوله به كمبود قوانين و نبود پيوست‌هاي فرهنگي بر مي‌گردد نه به پايين بودن حقوق كارگري.

يعني هنگامي كه در جامعه ما هيچ قانون بازدارنده‌اي براي ثروت‌هاي بت فوروارد بادآورده پلتفرمي وجود ندارد و مثلا يك بلاگر عجيب و غريب بي‌استعداد به راحتي مي‌تواند پول زيادي به جيب بزند و ماليات خاصي هم ندهد؛ آنگاه طبعا يك جوان جوياي كار كه از يك سطح معيشتي نيز برخوردار است و محتاج نان شب نيست؛ بين كارگري و شغل كاذب بلاگري به سمت دومي ميل مي‌كند.

اين در حالي است كه يك مسئول دانا بايد براي آن بلاگر محدوديت‌هايي قرار دهد تا فرهنگ اشتغال واقعي در جامعه آسيب نبيند. (اقدامي كه طي سال‌هاي گذشته صورت نگرفته و فرهنگ كار ضربه خورده است!)

در پيوست فرهنگي نيز سال‌هاست كه توقعاتي در جامعه پمپاژ مي‌شود كه هركس با هر درآمدي بايد بتواند به اندازه و دقيقا هم‌سطح ديگران از امكانات برخوردار باشد!

اين در حالي است كه چنين معنايي نه معقول است و نه ممكن.

بلكه عدالت حكمراني هنگامي جاري مي‌شود كه همه بتوانند از امكانات و تفريحات بهره‌مند باشند اما در سطح درآمدي خودشان.

لذا وقتي اين توقع ايجاد مي‌شود كه همه سطوح درآمدي بدون طي كردن مدارج ثروت و رنج كشيدن در مسير توليد درآمد اقتصادي بايد از بالاترين سطح امكانات و تفريحات و... برخوردار باشند؛ آنگاه است كه مي‌بينيم كارگري تبديل به عار مي‌شود چون حقوقش كم است، براي پذيرش درآمد پايين هيچ انگيزه يا اجباري وجود ندارد، شغل‌هاي پشت ميزي تبديل به آمال همه مي‌شود و در نهايت هم اقتصاد كشور با معضل كمبود نيروي كار برخورد مي‌كند.

در اينجا بايستي اذعان كرد كه اگرچه تا سال‌هاي مديدي راه رفع اين معضل چيزي جز "واردات نيروي كار" همراه با رعايت پيوست‌هاي قانوني و امنيتي و فرهنگي اين مسئله نيست لكن مسئولان ذيربط هم نبايد و نمي‌توانند نسبت به تنظيم بايسته‌هاي اشتغال در ايران بي‌مبالاتي كنند.

روابط و قوانين اشتغال و درآمد بايد به‌گونه‌اي تنظيم شود كه اولا هيچ شغل كاذب و غير ضروري نتواند به ثروت بادآورده برسد و ثانيا اولويت همگاني بر ايجاد احترام و تسهيلات براي مشاغل با حقوق پايين باشد.

اگرچه در يك اقتصاد پيشرفته فرد جوياي كار با انتخاب‌هاي مختلفي مواجه است لكن حاكميت هم بايد با سياست‌گذاري درست به اين انتخاب‌ها جهت و سمت و سو بدهد.

 

***

 

"منطق برجام"؛ منطقي كه محقق نشد!

 

مجيد تخت‌روانچي، معاون سياسي وزير امور خارجه با تأكيد بر اينكه اين موضوع كه "گفته مي‌شود برجام مرده است، جمله مناسب و جالبي نيست" گفته است: واقعيت اين است كه زمان تعدادي از مفاد برجام گذشته است. مثلا پنج سال بعد از برجام، تحريم‌هاي تسليحاتي از بين رفته و ديگر معنا ندارد كه در مورد اين موضوع صحبت كنيم. يا در سال هشتم برجام، تحريم‌هاي موشكي و پهپاد از بين رفته‌اند. طبيعي است كه معنايي ندارد در مورد آن‌ها صحبت شود.

به گزارش جماران، او مي‌افزايد: در واقع يك سري سال‌ها و سررسيدها كه در برجام قيد شده، از نظر تاريخي، زمان آن‌ها گذشته، ولي ما معتقديم منطق حاكم بر برجام زنده است و طرف‌هاي مذاكراتي ما هم اين را قبول دارند.

تخت‌روانچي تصريح مي‌كند:‌ منطق مذاكراتي برجام مبتني بر اين است كه اعتمادسازي از سوي ايران در ارتباط با فعاليت‌هاي هسته‌اي‌اش انجام شود و طرف مقابل نيز اقدام به رفع تحريم‌ها كند. اين اعتماد سازي در اين چارچوب است كه ما يك سري محدوديت‌ها را در حوزه برنامه هسته‌اي‌مان براي يك مدت زمان مشخص بپذيريم و طرف‌هاي مقابل نيز تحريم‌ها را رفع كنند. همان‌طور كه اشاره شد ما و اروپايي‌ها در مورد اينكه منطق برجام بايد در مذكرات حاكم باشد، اشتراك‌نظر داريم.[3]

 

*گشايش بحث خوبي در سخنان تخت روانچي به چشم مي‌خورد. و آن اينكه بر اساس منطق برجام نزد برجاميون؛ ايران بايد اعتمادسازي كند و اروپا و آمريكا هم تحريم‌ها را لغو كنند.

ما و افكار عمومي در جريان بخش اول يعني اعتمادسازي ايران هستيم. نصب دوربين‌هاي 24 ساعته آژانس، بازديدهاي دوره‌اي، ماجراي رآكتور اراك و...

لكن ما و مردم در جريان بخش ديگر اين ماجرا يعني لغو تحريم‌ها نيستيم!

يعني نه تنها اثري احساس نمي‌شود بلكه حتي خبري هم از لغو تحريم نيست و به جاي آن خبر تحريم‌هاي بيشتر و اعترافات تلخ برجاميون از قبيل "دستاورد تقريبا هيچ برجام"، "ديوانگي بودن مذاكره با آمريكا" و "نمي‌توانيم حتي يك حساب در انگليس باز كنيم" موجود است.

اكنون و طبق صراحتي كه در سخناني تخت‌روانچي پيرامون منطق برجام وجود دارد؛ منطق برجام زير سؤال است و محقق نشده. لذا به نظر مي‌رسد كه حاميان برجام و مذاكره اكنون بايد براي اين مخدوش شدن منطق برجام، توضيحات اقناعي مناسبي را ارائه كنند.

دقت شود كه در پيامد اين خدشه افتادن بر منطق برجام اما چيزي كه در عمل اتفاق افتاده؛ تمنّاي بيشتر برجاميون براي مذاكره است!

 

***

 

"بغلي بگير"؛ پاسكاري نهادهاي متولي گراني با يكديگر!

 

علي احسان ظفري، رئيس هيات مديره اتحاديه فرآورده‌هاي لبني كشور در واكنش به تاييد افزايش قيمت لبنيات توسط بازرسي اتاق اصناف ايران اظهار داشت: هرگونه افزايش قيمت لبنيات ممنوع است و افزايش قيمت‌هايي كه توسط برخي از برندها صورت گرفته غير قانوني است و بايد با آنها برخورد صورت گيرد.

وي افزود: مردم در صورت مشاهده گران فروشي لبنيات يا هرگونه تخلف در بازار آن را به شماره ۱۲۴ و سازمان تعزيرات حكومتي اعلام كنند تا با متخلفان برخورد صورت گيرد.

به گزارش مشرق، رئيس هيات مديره اتحاديه فرآورده‌هاي لبني كشور ادامه داد: در صورتي كه هر گونه مواد اوليه توليد و بسته بندي از جمله پت گران شده است، به معني آن نيست كه صنايع لبني به صورت خود سرانه اقدام به گران فروشي محصولات خود كنند.

نيك‌منش معاون بازرسي و نظارت اتاق اصناف ايران پيش‌تر گفته بود كه قيمت انواع محصولات لبني در يك تا دو ماه اخير افزايش داشته است و گزارش‌هاي آن به طور هفتگي در اختيار سازمان حمايت قرار گرفته است.[4]

 

*اينكه معاون بازرسي اتاق اصناف درباره قيمت لبنيات يك حرف مي‌زند و عضو هيئت مديره اتحاديه لبني حرف ديگر؛ ناشي از نبود اقتدار دولت در بازار مايحتاج مردم است كه به ساير مسئولان نيز تسرّي پيدا مي‌كند.

جالب است كه آقاي ظفري در حالي از اين مي‌گويد كه مردم گزارش گرانفروشي را به سازمان تعزيرات بدهند كه گويا نمي‌داند سخنگوي سازمان تعزيرات هم به خيل كثير شاكيان جرم گرانفروشي پيوسته و اخيرا در مصاحبه‌اي به انتقاد از قيمت گزاف بليط‌هاي هواپيما و نان به نرخ روزخوري برخي شركت‌هاي مسافربري هوايي پرداخته است![5]

مردم بايد بدانند كه هركدام از اين 3 مسئول به تنهايي مي‌توانست عمود خيمه گرانفروش‌ها را بر زمين بزند و با يك موضع عاشورايي قلب گرانفروشي را هدف بگيرد.

ضمن اينكه مقام قضايي هم مي‌تواند چنين كاري بكند. (همانند كاري كه دادستان وقت تهران در سال 97 كرد و تنها در يك روز و با دستگيري چند گرانفروش بازار مرغ؛ قيمت گوشت مرغ را تا روزي كه بر مصدر كار بود تثبيت كرد)

مع‌الوصف درباره 3 مسئول صنفي و اجرايي صدر مطلب در سازمان‌هاي تعزيرات، اتحاديه لبني و اتاق اصناف بايد گفت كه از اينان عملكرد بايسته در مبارزه با گراني نمي‌بينيم چون آنها هم از عملكرد بايسته دولت در نظارت بر بازار و قيمت‌ها مطمئن نيستند.

در واقع متولي اصلي اين ماجرا يعني دولت كه بايد جلوي گراني را بگيرد در صحنه نيست و بازار عملا به پديده بي‌دولتي مبتلي شده. در نتيجه مسئولان رده‌هاي پايين‌تر نيز به جاي مواجه شدن با خيل عظيم گرانفروش‌ها؛ ترجيح مي‌دهند عملكرد خود را با دولتي تنظيم كنند كه متأسفانه مقام بالادستي است و عزمي هم براي نظارت ندارد.

و علت وقوع جرم "گراني بيقاعده" به همين تلخي است كه روايت شد!


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۷:۲۰:۳۳ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)