etudeblog1 etudeblog1 .

etudeblog1

اسقف مارنرساي بنيامين: صداي عدالتخواهي با هيچ بمبي ساكت نمي شود

هرمز خسروياني گفت: از ديدگاه كسي كه شهادت را آغاز يك راه و باور و عقيده مي‌داند، شهادت سيد حسن نصرالله مي‌تواند شادباشي باشد.


 به مناسبت تشييع پيكر شهيد سيد حسن نصرالله و شهداي مقاومت نشست خبري رهبران اديان توحيدي با حضور نمايندگان، اسقف‌ها و كشيشان ارامنه و آشوريان، نمايندگان و موبدان زرتشتي و نماينده جامعه كليميان ايران در كليساي حضرت مريم برگزار شد.

در اين مراسم اسقف سركيس داويديان اسقف ارامنه كاتوليك ايران با اشاره به ويژگي‌هاي شهيد نصرالله گفت: ايشان از نظر اجتماعي و سياسي انساني وارسته بودند كه تمام توانايي‌هاي خود را در جهت اهداف والا به كار مي‌گرفتند. چند ماه قبل، دشمن ايشان را به شهادت رساند. فردا مراسم تشييع ايشان برگزار مي‌شود و من نيز مراسم مغفرتي به جا خواهم آورد. اميدوارم خداوند اين شهيد گران‌قدر را در سمت راست خود قرار دهد و در روز رستاخيز، او را در زمره ياران راستينش محشور كند.

همچنين اسقف مارنرساي بنيامين، خليفه كليساي شرق آشور نيز گفت: آيات بسيار زيبايي از انجيل متي قرائت شد. يكي از اين آيات اين است: «خوشا به حال صلح‌كنندگان، چرا كه آنان فرزندان خدا خواهند شد.» اين آموزه مسيح است. ما براي ايجاد صلح و امنيت دعوت شده‌ايم و اين پيام مسيح و مسيحيت است. از ابتداي پيدايش كتاب آسماني، قتل وجود داشته با اين وجود در اين ماه‌ها شاهد قتل و جنايت در سرزمين مقدسي هستيم كه سرزمين پيامبران نام دارد. اين اتفاق ناروا در جايي رخ مي‌دهد كه همواره صلح و سلامتي بشارت داده شده است.

اسقف مارنرساي تصريح كرد: شهادت آموزگار ملت و مجاهد نستوه رقم خورد و همراه با او انسان‌هاي بي‌گناهي به شهادت رسيدند. مردمي كه براي زندگي تلاش كردند، كجا هستند؟ مناديان امنيت و سازمان ملل، شوراي سايت رسمي بت فوروارد امنيت، چرا از اين اتفاقات جلوگيري نمي‌كنند؟ شخصيتي را شهيد مي‌كنند، اما نمي‌توانند اعتقاد مردم را از بين ببرند چرا كه ايمان از بين‌بردني نيست. از ديدگاه مسيحيان، ما راضي به كشته شدن هيچ ملتي نيستيم و دعا مي‌كنيم خداوند به رهبران كشورها و حكومت‌ها حكمت و درايت عنايت كند تا بتوانند ميان كشورها منادي صلح باشند. براي ما بسيار ناراحت‌كننده است كه انساني عليه هم نوع خود امضايي بزند. در آن لحظه چه اتفاقي مي‌افتد و چه به ذهنش خطور مي‌كند؟

وي بيان كرد: اكنون كه در آستانه تشييع شهدا قرار داريم، بايد به اين نكته اشاره كنم كه صداي عدالت‌خواهي و حقيقت‌جويي را نمي‌توان در سينه خاك خاموش كرد، حتي با فشردن ماشه بمب‌هاي چند تني. اين سنگر را نمي‌توان با هيچ بمبي نابود كرد، چرا كه جنسش از سنگ و بتن نيست، بلكه از قلب مجاهدان است. تن‌ها را مي‌توان به خاك سپرد، اما آرمان‌ها و حقيقت‌ها را نه.

هرمز خسروياني، سخنگوي موبدان زرتشتي با نگاهي تاريخي به سرزمين بيت‌المقدس گفت: هركدام از مدعيان حقوق بشر و انسانيت بر روي اين سرزمين مقدس فجايعي را شكل داده‌اند. زماني جنگ‌هاي صليبي و مدافعان هر جناح مبارزاتي كردند و هزينه‌هايي از جان انسان‌ها داده شد. آخرين اتفاق را اخيراً ديديم، زماني كه دادگاه بين‌المللي حكمي صادر كرد كه همه تلاش‌ها و مدارك و اسناد را بي‌ارزش انگاشت. لبنان نيز در ديدگاه بسياري از اديان ارزشمند و مركز علمي و ديني مسيحيان جهان و مقدس است.

سردار سليماني مي‌گفت: «انسان تا شهيد نباشد، شايد نمي‌شود.» و امروز كه ما دور هم جمع شده‌ايم، ياد شهيد نصرالله را زنده كرده‌ايم. از ديدگاه كسي كه شهادت را آغاز يك راه و باور و عقيده مي‌داند، اين مي‌تواند شادباشي باشد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۶:۱۰:۰۷ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

خرس طلايي برلين به «روياها» رسيد

هفتاد و پنجمين جشنواره بين‌المللي فيلم برلين با اعطاي جايزه خرس طلايي و ديگر جوايز، به كار خود پايان داد.


هيات داوران بخش مسابقه اصلي هفتاد و پنجمين جشنواره فيلم برلين، فيلم نروژي «روياها» ساخته داگ يوهان هاگرود را شايسته دريافت خرس طلايي بهترين فيلم دانست.

امسال ستاره چيني «فن بينگ‌بينگ»، فيلمساز مراكشي «نبيل عيوش»، طراح لباس آلماني «بينا ديگلر»، كارگردان آرژانتيني «رودريگو مورنو»، منتقد فيلم «ايمي نيكلسون» و بازيگر و كارگردان «ماريا شريدر» ديگر اعضاي داوران بخش مسابقه اصلي جشنواره برلين بودند.

فهرست برندگان جشنواره برلين ۲۰۲۵:

خرس طلايي – «روياها» ساخته داگ يوهان هاگرود

خرس نقره‌اي – جايزه هيات‌داوران – «پيام» ساخته ايوان فوند

خرس نقره‌اي – جايزه بزرگ هيات داوران – «مسير آبي» ساخته گابريل ماسكارو

بهترين بازيگر نقش اصلي – رز بيرن براي فيلم «اگر پا داشتم، به تو لگد مي‌زدم»

بهترين بازيگر نقش مكمل – اندرو اسكات براي فيلم «ماه آبي»

خرس نقره‌اي براي مشاركت برجسته هنري – «برج يخي» ساخته لوسيل هادزياليلوويك

بهترين كارگردان – هوئو منگ براي فيلم «زيستن در سرزمين»

خرس نقره‌اي براي بهترين فيلمنامه – «كنتيننتال ’۲۵» ساخت رادو ژوده

جايزه بهترين فيلم اول GFF – «شيطان سيگار مي‌كشد (و كبريت‌هاي سوخته را در همان جعبه نگه مي‌دارد)» به كارگرداني ارنستو مارتينز بوسيو

جايزه مستند برليناله - «نگه‌داشتن ليلت» ساخته براندون كرامر

بخش فيلم‌هاي كوتاه

خرس طلايي بهترين فيلم كوتاه – «ناتمام» ساخته لسلي لوكسي چان

خرس نقره‌اي – جايزه هيات داوران (فيلم كوتاه) – «زندگي معمولي» ساخته يوريكو ميزوسيري

هيات داوران فدراسيون بين‌المللي منتقدان سينما (فيپرشير) نيز فهرست برگزيدگان خود در بخش هاي مختلف جشنواره فيلم برلين را اعلام كرد.

فيلم نروژي «روياها» ساخته داگ يوهان هاگرود جايزه فيپرشي درسايت رسمي بت فوروارد بخش مسابقه بين‌المللي، «دختر كوچولوهاي پر دردسر» ساخته اورسكا جوكيچ از اسلووني جايزه بخش تازه تاسيس چشم‌اندازها، مستند «زير پرچم‌ها، خورشيد» ساخته خوانيتو پريرا از پاراگوئه جايزه بخش پانوراما و مستند «خاطره پروانه‌ها» ساخته تاتيانا فوئنتس سادوسكي از پرو هم جايزه فيپرشي بخش فروم را دريافت كردند.

جشنواره فيلم برلين پيش از اين برندگان بخش جنبي پانوراما را نيز اعلام كرد و فيلم «ناشنوا» ساخته اوا ليبرتاد جايزه بهترين فيلم بلند را دريافت كرد و «نامه‌هاي مولنر» به كارگرداني مارتينا پريسنر برنده جايزه بهترين مستند شد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۶:۰۵:۵۲ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

تقريظ رهبر انقلاب بر كتاب «آخرين فرصت» منتشر مي‌شود

۹ اسفند همزمان با نوزدهمين پاسداشت ادبيات جهاد و مقاومت در آستان مطهر شاهچراغ شيراز، تقريظ رهبر انقلاب بر كتاب «آخرين فرصت» منتشر مي‌شود.

 نوزدهمين پاسداشت ادبيات جهاد و مقاومت در آستان مطهر شاهچراغ شيراز، همراه با انتشار تقريظ حضرت آيت‌الله خامنه‌اي بر كتاب «آخرين فرصت» و گراميداشت فداكاري خانواده‌هاي ارتش جمهوري اسلامي ايران، سايت رسمي بت فوروارد پنجشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۳ در حرم مطهر حضرت احمد بن موسي الكاظم (شاهچراغ) عليهم‌السلام شيراز برگزار مي‌شود.

«آخرين فرصت» داستان زندگي شهيد علي كسايي، مربي و مسئول عقيدتي سياسي مركز پياده ارتش در شيراز را روايت مي‌كند و در ۳۱۲ صفحه به قلم خانم سميرا اكبري نوشته و توسط انتشارات به‌نشر چاپ و منتشر شده است.

شايان ذكر است، كتاب «آخرين فرصت» يكي از شش كتابي است كه در هفته دفاع مقدس امسال به‌عنوان تازه‌ترين كتب تقريظي حضرت‌آيت‌الله خامنه‌اي معرفي شده بودند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۲:۲۳:۳۶ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

سريال‌سازي با فانتزي‌هاي اينستاگرامي

بررسي سريال نمايش خانگي «تاسيان» و پديده كمپين‌هاي تبليغاتي اين روزها كه از اخبار مميزي براي ديده شدن استفاده مي‌كنند.


 

تا همين چند سال پيش در سينما و تلويزيون ايران ساختن يك جهان تيپيكال و فانتزي براي قصه‌گويي باب بود و قصه‌گوها مي‌توانستند در چنين فضايي به راحتي بعضي از آنچه را كه به دشواري مي‌شد در فضاي جدي و واقع‌گرا نشان داد، نشان بدهند. مثلاً دهكده برره را مي‌توان به ياد آورد كه فضايي اينگونه داشت يا فيلم‌هايي مثل «دزد عروسك‌ها»، «دنياي وارونه» يا حتي «هميشه پاي يك زن در ميان است» به اين شكل بودند.

وطن امروز نوشت: سريال «تاسيان» هم براي اينكه تا اين اندازه به دليل دور بودنش از واقعيات توي ذوق نزند، مي‌توانست يكسره دست از ادعاي واقع‌گرايي و تاريخ‌نگاري بشويد و رسماً در يك فضاي طنز تيپيكال روايت شود. حالا اما چيزي كه در مقابل داريم يك كمدي ناخواسته است كه نه مي‌تواند نمك كمدي را داشته باشد و نه به عنوان يك كار جدي قابل اعتناست. آنچه در مقابل داريم، در حقيقت هجو تمام چيزي است كه ظاهراً خود سازندگان مجموعه مي‌خواستند بگويند و نشان بدهند.

اگر با يك اثر هنري ضعيف روبه‌رو باشيم، چند برابر حجم محتواي خود آن اثر بايد براي شمارش و تبيين ايرادهايش محتوا توليد كرد اما معمولا كسي اين كار را نمي‌كند چون ارزشش را ندارد. يك كلمه مي‌گويند بد بود، به درد نمي‌خورد و خلاص. سريال «تاسيان» اما از جهت ديگري ارزش بررسي پيدا مي‌كند. تحليل اين مجموعه و ماجراهايي كه حول و حوش آن پديد آمد، اساساً جنبه آسيب‌شناختي براي مسائلي ديگر را دارد.

مثلاً كمپين‌هاي تبليغاتي بعضي از محصولات كم‌ارزش با جنجال‌هاي مظلوم‌نمايانه و نمايش جعلي توقيف‌شدگي. به‌علاوه با بررسي چنين مجموعه‌اي كه فانتزي‌هاي ۱۲۰ ساله يك جريان فكري خاصي را نشان مي‌دهد، مي‌شود تا حدودي به يك درك روانكاوانه از نظرگاه آنها رسيد. در ادامه تلاش شده تا درباره اين مسائل مطالبي ذكر شود؛ هرچند مي‌شود بعضي زاويه‌هاي چنين بحثي را سواي از بحث درباره سريالي مثل «تاسيان»، بهتر و بيشتر از اين گسترش داد.

 

* كلكسيوني از قاب عكس دستفروشان دور ميدان انقلاب

خلاصه داستان سريال تاسيان اين است كه يك پسر جوان سركش، از خانواده مذهبي‌اش جدا مي‌شود و شب‌ها در چاپخانه مي‌خوابد تا بتواند مشروب بخورد و عكس خواننده‌ها و هنرپيشه‌ها را به در و ديوار اتاقش بزند و خلاصه راحت باشد. يك روز دختر كارخانه‌داري بزرگ به اين چاپخانه مي‌آيد و بابت اينكه رنگ نقاشي‌هاي كتابش به‌درستي مطابق آبي فيروزه‌اي درنيامده گلايه مي‌كند. اين پسرك بدون اينكه آن دختر او را ببيند، خودش وقتي دورادور او را ديد، با همين يك نگاه جوري عاشق و پيگيرش مي‌شود كه خسرو در ‌طلب شيرين نبود يا مجنون به دنبال ليلا نرفت! دخترك به شب‌هاي شعر گوته مي‌رود و اين پسر كه در تعقيب اوست، تعدادي شعر كه برادر مذهبي‌اش داده تا چاپ كند را همراه دارد.

ساواك دم در دستگيرش مي‌كند و يكي از مأموران ارشد آنجا رفيق و بچه‌محل از آب درمي‌آيد. بعد اين پسرك عاشق‌پيشه تصميم مي‌گيرد براي اينكه ابزاري جهت نماياندن خودش به اين دختر پيدا كند، وارد ساواك شود و آنها هم بدون هر نوع استعلام يا اينكه حتي توجه كنند برادر او يك دانشجوي مبارز اسلامگرا است، بلافاصله جذبش مي‌كنند و نمايش‌هاي عجيب پسرك براي اينكه خودش را در دل اين دختر جا كند، شروع مي‌شود.

تاسيان يعني حسرت و دلتنگي. اين عبارت خودش خوب نشان مي‌دهد كه مايه اوليه ذهني براي ساخت سريالي به همين نام چيست. فيلمساز حسرت دوراني را مي‌خورد كه كشور ايران - به زعم او - چه به لحاظ فرهنگي و چه حتي جغرافيايي، جزئي از خاك اروپا بود و ناگهان به واسطه انقلاب ۵۷ به تنظيمات اوليه‌اش برگشت و آسيايي شد. جادوي هنر نمايش به فيلمساز اجازه داده در تخيل آزاد غرق شود و حسرت زمان و مكاني را بخورد كه فانتزي شخصي خود اوست و در عالم واقع وجود خارجي نداشته است. پس اگر كسي بخواهد با اين اثر كنار بيايد، اول بايد بپذيرد كه فانتزي‌ها را مي‌بيند نه واقعيات بي‌پرده يا حتي واقعيت روتوش شده را.

آدم‌هاي داخل قصه هم خود آدم‌هاي دهه‌هاي ۴۰ و ۵۰ نيستند، فانتزي كارگردان از آن آدم‌ها يا به عبارتي همان قاب عكس‌هايي‌اند كه دستفروشان دور ميدان انقلاب تهران مي‌فروشند يا در بعضي كافه‌هاي اطراف چهارراه وليعصر نصب است. همان‌طور كه چه‌گواراي چاپ شده روي تيشرت‌هايي كه آن برند معروف پوشاك آمريكايي توليد كرده يا كارل ماركسي كه يك سرمايه‌دار انگليسي عكسش را روي شيشه مشروب چسبانده، خود چه‌گوارا و ماركس نيستند، فانتزي كافه‌نشين‌هاي طبقه متوسط تهران امروز از آن دوران و آدم‌هايش كه در اين سريال نمود پيدا كرده هم ربطي به وجود و ماهيت خود آن دوران ندارد.

كل اين سريال يك ميهماني دهه نودي و و دهه چهارصدي عده‌اي از كافه‌نشين‌هاي مركز تهران است كه در محل نشست و برخاست‌شان انبوهي از اين عكس‌ها را به در و ديوار چسبانده‌اند و حتي لباس آدم‌هاي مجموعه، خصوصاً خانم‌ها، با آدم‌هاي همين دور و اطراف در دهه اخير مو نمي‌زند. فقط كافي است به دست هر كدام از بازيگران زن اين مجموعه يك گوشي آيفون داده شود تا با همان لباس سر صحنه كه مثلاً قرار بوده مربوط به نيم‌قرن قبل باشد، به خيابان‌هاي مركزي تهران امروز بيايند.

* ايرانشهر يا شهر فرنگ؟

يك سوال اساسي در اينجا مطرح مي‌شود كه وقتي يك نفر نمي‌تواند دايره نگاهش را از مركز تهران امروز خارج كند و از لباس‌هاي رنگارنگ آدم‌ها هم نمي‌تواند بيشتر پيش برود و به ذهنيت‌شان رسوخ كند، چه اصراري هست كه درباره دهه ۵۰ قصه بگويد؛ آن هم در بحبوحه انقلاب؟ اگر عبارت فلسفه ايرانشهري به گوش كسي خورده باشد و سواي ظاهر بسيار غرورآفرين و آرمانگراي اين عبارت، مي‌خواهد بداند كه معناي واقعي نهفته در آنچه امثال مرحوم طباطبايي و عده‌اي از روزنامه‌نگاران پيرو او در داخل كشور مي‌گفتند چيست، مي‌تواند يك نگاه به سريال تاسيان بيندازد تا همه چيز دستش بيايد؛ «يك عده آدمي كه حكومت داناي پهلوي به زور سعي كرده بود مدرن‌شان كند، از آنجايي كه داخل مغزشان هنوز سنت و مذهب ته‌نشين بود، لگدپراني كردند و نگذاشتند ما جزئي از جغرافيا و فرهنگ اروپا باقي بمانيم و كاري كردند كه دوباره برگرديم و آسيايي شويم».

براي اينكه دچار سوءتفاهم نشويم و معناي اين حرف را بهتر بفهميم، بايد دقت كنيم نه غربي كه آنها تخيل كرده‌اند خود غرب واقعي با تمام خوبي‌ها و ايرادهاي آن است و نه در اينجا واژه ايران همان معنايي را مي‌دهد كه در واقعيت بر آن دلالت دارد.

عبارت ايرانشهر كه بر سياق واژه آرمانشهر (يا همان اتوپيا و ناكجاآباد) ساخته شده، يك ايران فرنگي فانتزي را مي‌خواهد و از همين رو با سنت‌هاي ايران و با مذهب كه غلاف محافظ اين سنت است، خصمي جدي دارد. اين طرز تفكر بيشتر از اينكه با منطق خود بتواند در ذهن آدم‌ها نفوذ كند، به طريقه رمانتيك اين كار را انجام مي‌دهد و از قدرت تاثيري كه خلق ناكجاآباد در ذهن بعضي افراد دارد، بهره مي‌برد. نتيجه اين است كه حرف حساب يك فيلمساز در ديالوگ‌هاي سريالش معادل همان جمله قديمي مي‌شود كه «حيف شد اين انقلابي‌ها نگذاشتند ما از فرق سر تا ناخن پا فرنگي شويم».

باز براي رفع هر سوءتفاهم احتمالي و فهم دقيق اين گفتمان دقت به اين نكته هم لازم است كه مطابق اين طرز تفكر، ترقي دقيقاً و تماماً معادل فرنگي شدن است و البته دقيق‌تر است اگر بگوييم شهر فرنگ كه در اسباب‌بازي‌هاي دوره‌گرد قديم ديده مي‌شد فانتزي بود، نه فرنگ واقعي. جالب اينجاست كه اگر اين معادله را مثلاً به ۵ يا ۱۰ قرن قبل ببريم، جايي كه جهان اسلام و به طور كل آسيا از هر لحاظ به وضوح از غربي‌ها جلوتر بود، اركان آن درجا از هم مي‌پاشد.

اين به آن دليل است كه در چنين نظرگاهي، فرنگي شدن به عنوان راه بدون جايگزين توسعه فهميده مي‌شود و البته اين در حقيقت رنگي شدن و خوشگل شدن (مطابق سليقه‌اي خاص) است نه حتي خود فرنگي شدن. مشخص است كه چنين منطقي فراتر از بحث‌هاي رايج داخل تاكسي، زير تيغ سلماني، پياده‌روي جلوي مغازه‌ها در يك بعدازظهر خلوت و بدون مشتري و يا نهايتاً دور ميز عصرانه عده‌اي كارمند، در جاي ديگري امكان طرح ندارد و به جاي استدلال صرفاً مي‌تواند در رمانتيسيسم رنگي‌پنگي و فضايي كافه‌پسند فرو برود تا تعدادي مشتري پيدا كند.

* خواهشــــمنديم توقيف‌مان كنيد!

زدن اين حرف كه حيف شد انقلابي‌ها نگذاشتند فرآيند تغيير ژنتيكي و جغرافيايي مردم ايران و سرزمينش كامل شود و ما اروپايي شويم، شايد راحت باشد اما نشان دادنش سخت است. در تاكسي يا توئيتر شايد بشود اين حرف را زد و بقيه هم حوصله پاسخ دادن نداشته باشند يا رودربايستي كنند اما براي اينكه فيلم يا سريالي بتواند اين حرف را جا بيندازد، اول بايد نشان بدهد و ثابت كند ما در دهه ۵۰ كي بوديم و كجايي بوديم و چطور شد كه ورق برگشت، تا بعد بشود نتيجه گرفت كه انقطاع آن مسير حيف بود يا نبود

. آيا كسي توانست در اين سريال، همان دهه پنجاهي را كه مدنظر چنين گفتماني بود ببيند و بعد باور كند كه آن دوران واقعاً همين شكلي بوده؟ در اين لازمان و لامكان تخيلي آيا اساساً قصه‌اي مي‌توان روايت كرد؟ وقتي قصه‌اي در كار نباشد، چطور مي‌شود يك سريال چندقسمتي را با تئاترهاي خياباني يك جوان تازه ساواكي شده براي معشوقه‌اش پر كرد؟ راهش اين است كه همه قسمت‌ها، همه سكانس‌ها و همه صحنه‌ها را با شلوغ‌بازي و ميهماني پر كنيم؛ طوري كه انگار كل اين مجموعه در ميهماني مي‌گذرد و زندگي طبيعي آدم‌ها را نمي‌بينيم.

در هيچ قسمتي از تاسيان اين صحنه غايب نيست كه آدم‌ها در يك محيط جمعي، حين بيان كشدار و ذوق‌زده جمله «به‌به سلام» به سمت همديگر نروند. حتي دانشگاه رفتن چند شخصيت جوان فيلم هم ميهماني است و كارگردان يك نما از داخل كلاس درس نشان نمي‌دهد. ميتينگ‌هاي سياسي هم خالي از محتوا و هر نوع اشاره‌اي به انگيزه آدم‌هاي آن دوران‌اند و ميهماني‌ها پر از كل‌كل يك عده جوان سرحال هستند. بازجويي ساواك هم ميهماني است.

حتي امير كه شخصيت اصلي مرد سريال است و به نظر ضدقهرمان مي‌رسد هم وقتي شب‌ها تنها در چاپخانه مي‌خوابد، در ميهماني تك‌نفره‌اي به صرف مشروبات و معاشقه با عكس عده‌اي سلبريتي روي ديوار اتاقش قرار مي‌گيرد. تمام تابلوهاي چوبي كه در خيابان انقلاب تهران به فروش مي‌رسد و روي آنها عكس شخصيت‌هاي معروف دهه‌هاي ۴۰ و ۵۰ چاپ شده در اين ميهماني دعوت شده‌اند؛ كيارستمي، بيضايي، كيميايي، دكتر شريعتي و حتي چه‌گوارا كه البته چون بهانه‌اي نمي‌شد براي احضار خودش دست و پا كرد، عكسش را در اتاق يكي از شخصيت‌هاي اصلي قصه نصب كرده‌اند. به عبارتي با يك بالماسكه دهه پنجاهي طرفيم كه تعهدي به تطابق عيني با يك درصد از واقعيات دهه ۵۰ هم ندارد.

چاشني كار كه براي ديده شدن قرار است به آن كمك كند هم اخبار يكي در ميان راست و دروغي است كه درباره توقيف يا مميزي سريال منتشر مي‌شود تا از آن چهره‌اي ساختارشكن بسازد و مخاطب كنجكاو شود كه سراغ ديدنش برود. همان‌طور كه آنچه در سريال ديديم ساواك نبود، بلكه ساواكي‌بازي يك عده جوان بازيگوش بود.

بيرون از روايت هم ماجراي توقيف‌ها و مميزي‌هاي مجموعه دقيقاً همين است و توقيف‌بازي و مميزي‌بازي عوامل كار است تا براي خودشان يك سوءسابقه كنجكاوي‌برانگيز دست و پا كنند. اگر فيلمساز حرف مهم يا قصه جذابي داشت كه مي‌خواست هر طور شده به گوش همه برسد، گير نمي‌داد به گنجاندن چند صحنه رقص بي‌ربط به اصل ماجرا در كارش تا براي آن حاشيه درست كند. طرفه اينجاست كه حتي وقتي حاشيه‌هاي ايجاد شده به اندازه كافي زياد نبود، اين عوامل خودشان در تنور آن مي‌دمند و شلوغش مي‌كنند تا به گوش همه برسد.

 

* لباس بپوش كه برويم براي دستگيري تيمسار

از همه فانتزي‌هاي كارگردان تاسيان كه خود را به جاي واقعيات دهه ۵۰ ايران جا ‌زده اگر بگذريم، عجيب‌ترين مورد آن تصويري است كه از يك سازمان امنيتي نشان مي‌دهد. چند سالي است كه در فضاي مجازي ويدئوهايي از بعضي سكانس‌هاي خاص در فيلم‌هاي هندي قديمي منتشر مي‌شود و همه را به خنده مي‌اندازد. در ادبيات جوانان امروز اصطلاحا به چنين ويدئوهايي مي‌گويند سمي.

اينها مواردي است كه چاخان بودن يك قضيه و منافات واضح آن با عقل سليم باعث خنده مي‌شود و كساني كه ويدئو را مي‌بينند، از خودشان مي‌پرسند سازندگان اين فيلم با خودشان چه فكري كردند و روي عقل مخاطب چه حسابي داشتند كه اين صحنه را نمايش دادند؟ مثلاً يك نفر در حال فرار از دست عده‌اي قلچماق است و لحظه‌اي مي‌ايستد تا خالي روي صورتش بچسباند. بعد برمي‌گردد به دليل همين خال سياه، نه‌تنها قلچماق‌ها ديگر او را نمي‌شناسند، بلكه نامزدش هم ديگر نمي‌شناسدش!

بد نيست از خودمان بپرسيم كه ما با چه اعتماد به نفسي فيلم‌هاي هندي چند دهه پيش را دستمايه تمسخر و خنده مي‌كنيم وقتي در سريال‌هاي امروز خودمان موارد سمي‌تري مثل تاسيان داريم؟ در چند فيلم و سريال دنيا تا به حال ديده‌ايم كه تصوير نيروهاي امنيتي، چه مثبت و چه منفي، تا اين اندازه مضحك و ساده‌لوحانه نشان داده شود؟

اگر قرار است ساواك سفيدشويي شود هم كاش به شعور و هوش مخاطب احترام گذاشته شود و او را اينقدر ساده فرض نكنند كه چنين تصوير كودكانه‌اي را باور مي‌كند. هوتن شكيبا انگار همان حبيب ليسانسه‌هاست كه مقداري از شيطنتش كم كرده‌اند و به جاي آن خباثت گذاشته‌اند. بعد همين آدم صرفاً به سبب اينكه با يك ساواكي بچه‌محل درآمده، بلافاصله پس از اينكه با پارتي‌بازي از گير بازجويي خلاص شد، به عضويت همان سازمان درمي‌آيد. مهارت او چيست؟ تحقيقاً هيچ. حوزه تخصصي فعاليتش چيست؟ ابداً مشخص نمي‌شود.

يك بار پسرك براي اينكه با دختر مورد علاقه‌اش روبه‌رو شود، كل تيم ساواكي‌ها را بسيج مي‌كند تا به دانشگاه تهران يورش ببرند و دانشجوها را گله‌اي بازداشت كنند تا اين دختر را بين‌شان بردارند و ببرند. حالا با بازداشت شده‌ها چه برخوردي مي‌شود؟ احتمالاً بچه‌هاي دهــــه ۶۰ موافق اين باشند كه در دوره دبستان و راهنمايي‌شان، وقتي در حياط مدرسه شيطنتي مي‌كردند و پاي دفتر مي‌رفتند، با آنها برخورد سفت و سخت‌تري مي‌شد تا اين برخوردي كه ساواكي‌هاي تاسيان با متهمان به براندازي مي‌كنند! وقتي همه را براي بازجويي بردند، خود اين آقاي عاشق‌پيشه هم وسط بازجويي محبوبه‌اش وارد اتاق مي‌شود و مأمور بازجويي را بيرون مي‌كند و شروع مي‌كند به لاو تركاندن با متهم.

بعد روزي كه با اين دختر قرار ملاقات دارد، رفيقش او را به مأموريتي براي دستگيري تيمسار مقربي كه جاسوس شوروي بوده مي‌برد و اين هم هي غر مي‌زند كه من قرار دارم و بايد بروم و آخر سر مي‌گويند خب برو. يعني اجازه مي‌دهند ماموريت مراقبت و احيانا دستگيري تيمساري كه جاسوس ابرقدرت شرق بوده را رها كند تا به قرار عاشقانه‌اش در يك كافه برسد.

اولا واضح است كه فيلمساز، وابستگي عاطفي شديدي به كافه دارد و اين از سر و روي كارش مي‌بارد و ثانيا فيلمسازي كه مي‌خواسته ساواك را سفيدشويي كند، حتي نمي‌دانسته كه واحد برون‌مرزي اين سازمان با ركن داخلي‌اش فرق داشته و يك نفر كه بچه‌محل جوان ‌اول سريال است، نمي‌تواند همزمان هر دو عمليات را فرماندهي كند. اما جالب‌تر جايي بود كه به اين تازه‌وارد هيچ‌كاره، يعني كسي كه تا ديروز در چاپخانه كار مي‌كرده و اصلاً نمي‌دانسته مقربي كيست و شوروي چه شكلي است، مي‌گويند لباس بپوش كه برويم براي عمليات دستگيري تيمسار!

* شما كارگردان هستيد يا ادمين اينستاگرام؟

مشكل جدي‌تر و بنيادين روايت فراتر از نمايش‌هاي كاريكاتوري‌اش از ساواك، جايي خودش را نشان مي‌دهد كه سفيدشويي همزمان ۲ عنصر مربوط به عصر پهلوي باهم تناقض ايجاد مي‌كند و هر دو را از معنا مي‌اندازد.

فيلمساز از آنجا كه مي‌خواسته نشان بدهد در دوران شاه همه چيز گل و بلبل و رنگي و شاد و كافه‌پسند بوده، نمي‌توانسته هيچ چيزي از مسائل مبتلابه آن روزگار مثل خفقان و فاصله طبقاتي و حضور عناصر مداخله‌گر بيگانه در كشور را نشان بدهد و آدم‌هاي معترض قصه هيچ انگيزه‌اي براي معترض بودن‌شان ندارند جز اينكه عشق‌شان كشيده معترض باشند. در چنين شرايطي ساواك قصه هم كاريكاتوري مي‌شود و هيچ دليلي براي دستگيري اين افراد ندارد جز مقداري كاغذ كه همراه‌شان است و به آن مي‌گويند اعلاميه. يعني سفيدشويي اوضاع اجتماعي دوران شاه باعث مي‌شود انگيزه معترضان به آن رژيم درنيايد و روي همين حساب، ساواك هم دليل منطقي براي برخورد با آنها پيدا نكند و هر بار به بهانه يك مشت كاغذ، اين و آن را بگيرد و ببندد و ببرد. اين يك نقض غرض ناشيانه از هوادار كارنابلد آن دوران است كه نمي‌داند براي سفيدشويي يك رژيم هم بد نيست ابتدا چند مورد از ايرادات آن دوره را قبول كني و نشان بدهي، تا هم مخاطبانت انصاف تو را بپذيرند و هم در ادامه به اين تناقضات برنخوري.

شايد جماعت برانداز بتوانند با اكانت‌هاي عمدتاً فيك يا ناشناس در شبكه اجتماعي ايكس و يا در بعضي اكانت‌هاي اينستاگرام، چند عكس شيك از تهران قديم با خانم‌هايي كه حجاب بر سر ندارند و شبيه اروپايي‌ها سايت رسمي بت فوروارد هستند را بگذارند و بپرسند چه مرگتون بود كه انقلاب كرديد؟ اما اين گزاره ابلهانه را نمي‌توان در حد يك سريال داستاني بسط داد و به چنين تناقضاتي برخورد نكرد. در بحبوحه انقلاب، يعني مقطعي كه دقيقاً با زمان روايت سريال تاسيان همزمان است، شاه از سفير انگلستان همين سوال را پرسيد و گفت اينها چه مرگ‌شان است و چرا عليه من انقلاب كرده‌اند؟ سفير انگلستان گفت مردمي كه صبح در قصرهاي ثروتمندان كارگري مي‌كنند و شب به خانه‌هاي محقر و ويرانه‌شان مي‌روند تا بخوابند، طبيعتاً انقلاب خواهند كرد. حالا اگر عده‌اي بخواهند فقط همان قصرها را در روشنايي روز ببينند و سري به محل خواب اكثريتي نزنند كه شب‌ها در مخروبه‌ها يا خانه‌هاي نيمه‌ويرانه‌شان سر بر بالين مي‌گذارند، براي پاسخ به اين سوال ابلهانه كه چه مرگ‌تان بود انقلاب كرديد؟ مجبورند دنبال پاسخ‌هاي ابلهانه‌تري بروند، مثل اينكه هيجان خون جوان‌ها كم شده بود و از سر جوگيري چنين كردند يا اينكه مذهب و سنت كه در ذات‌شان ته‌نشين بود، مانع پذيرش توسعه مي‌شد.

امروز مردم ايران هر قدر از مناسبات حاكم بر كشور شاكي باشند، لااقل مي‌دانند فرياد را بايد بر سر چه كسي بزنند. آنها با عده‌اي از هموطنان‌شان كه عامليتي در حكومت دارند طرف هستند نه با بيگانگاني كه به دنبال منفعت كشوري ديگر در اينجا هستند. درك اينكه تحمل چنين وضعيتي چقدر تلخ است چندان دشوار به نظر نمي‌رسد اما در تاسيان با ايراني در دهه ۵۰ طرفيم كه بچه فقير آن، پسر يك فرش‌فروش بازار است و فاصله طبقاتي معنا ندارد و با پهلوي مستقل و مقتدري طرفيم كه يك مستشار آمريكايي يا اسرائيلي هم در سازمان امنيتش به چشم نمي‌خورد و در عوض، مساله برخورد ايران با خارجي‌ها را فقط جايي مي‌بينيم كه همين حكومت مقابل نفوذ شوروي با قدرت مي‌ايستد و تيمسار خودش را اعدام مي‌كند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۲:۱۹:۳۳ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

درخواست چند كشور براي اكران فيلم «موسي‌كليم‌الله»

مديركل تأمين و رسانه بين‌الملل صدا و سيما تأكيد كرد كه برخي از كشورها درخواست كرده‌اند كه فيلم «موسي كليم‌الله» را اكران كنند.


 

فيلم «موسي كليم‌الله» از امروز در سينماهاي سراسر كشور اكران خود را آغاز كرده است. تازه‌ترين اثر ابراهيم حاتمي‌كيا كه سال‌ها مخاطبان منتظر سريالِ آن بودند و حالا پس از اكرانِ نسخه سينمايي‌اش در جشنواره فيلم فجر به اكران عمومي رسيده است.

البته ابراهيم حاتمي‌كيا و محمود رضوي كارگردان و تهيه‌كننده اين فيلم سينمايي در گفت‌وگويي با خبرنگار تسنيم اعلام كردند كه پيش‌توليد سريالِ آن آغاز شده و قرار است به زودي سريال «موسي كليم‌الله» هم جلوي دوربين برود.

اما حضور بين‌المللي فيلم‌ها و سريال‌هاي ايراني نكته حائز اهميتي است كه براي «يوسف پيامبر»، «مريم مقدس»، «مختارنامه» و خيلي از آثار ديگر اتفاق افتاد و حالا قرار است براي «موسي كليم‌الله» هم اين حضورهاي بين‌المللي رقم بخورد.

محمدعلي غلامرضايي مديركل تأمين و رسانه بين الملل صداوسيما كه مديريت شبكه نمايش و تماشا را نيز برعهده دارد تأكيد كرد: اكران فيلم «موسي كليم‌الله» كه از امروز در سينماهاي سراسر كشور آغاز شده، اكران‌هاي خارجي را هم تجربه سايت رسمي بت فوروارد مي‌كند. چرا كه الان از كشورهاي مختلف همچون تركيه و روسيه درخواست نمايش فيلم را داريم.

وي افزود: پيش از اين با «يوسف پيامبر»، «مريم مقدس» و بسياري ديگر از سريال‌ها و فيلم‌ها تجربه پخش بين‌المللي داريم. فيلم‌هايي كه تنها در كشور خودمان نوستالژيك نيستند بلكه بسياري از هنرمندان همان آثار، به خاطر اين فضاي بين‌المللي بيشتر ديده شدند. فيلم «موسي كليم‌الله» هم جزو كارهاي پرفروش و پربيننده ما خواهد شد.

غلامرضايي همچنين به شروع پخش فيلم «پوآرو» در شروع عيد نوروز اشاره كرد كه براي اولين بار روي آنتن تلويزيون خواهد آمد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۲:۱۴:۰۱ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

۳ كمدي و ۲ حضور پژمان جمشيدي در گيشه نوروز

گيشه نوروزي امسال ميزبان ۳ فيلم كمدي است كه پژمان جمشيدي در ۲ فيلم آنها يعني «دايناسور» و «كوكتل مولوتف» ايفاي نقش مي‌كند.


 تلاقي ماه رمضان با اكران نوروزي، بيش از هر زمان ديگري تركيبي متفاوت در اكران را مي‌طلبيد. تركيبي كه با توجه تعطيلي مدارس و روزه‌داري مخاطبان، هم نياز دانش‌آموزان را پاسخ دهد و هم فضاي متفاوتي را براي مخاطبان فراهم كند.

با توجه به اقبالي كه از فيلم «موسي كليم‌الله» در جشنواره فيلم فجر صورت گرفت، پيش‌بيني مي‌شد اين فيلم در تركيب‌ اكران نوروزي قرار بگيرد. آخرين ساخته ابراهيم حاتمي‌كيا به كودكي حضرت موسي (ع) مي‌پردازد و با طراحي‌صحنه استوديويي مي‌تواند يكي از متفاوت‌ترين فيلم‌هاي اكران نوروزي امسال باشد.

اين فيلم به دليل بهره‌گيري از فناوري ساخت مجازي كه بخش‌هايي از آن در تيتراژ فيلم پس از نمايش در برج ميلاد به نمايش گذاشته شد، موفق شد سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه و بهترين جلوه‌هاي ويژه را از آن خود كند. همچنين فرهاد آئيش كه در يكي از نقش‌ها در سكانس كوتاهي در نقش خواب‌گذار فرعون در اين فيلم حضور داشت، توانست سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مكمل مرد را دريافت كند.

 نمايي از «كوكتل مولوتف»
امين حيايي، حامد بهداد و پژمان؛ يك مثلث طلايي براي گيشه

هرسال فيلم‌هاي كمدي جزء جدايي‌ناپذير اكران نوروزي‌ هستند. امسال نيز سه فيلم در اين تركيب قرار دارند كه از قضا هيچ‌كدام در جشنواره فيلم فجر نمايش داده نشده‌اند. با آنكه انتظار مي‌رفت از ميان ۴ كمدي بت فوروارد حاضر در فجر۴۳، يك يا دوم فيلم در تركيب اكران نوروزي جاي بگيرند اما اين اتفاق نيفتاد و از طرفي قرار نگرفتن هيچ‌كدام از كمدي‌ها در آرا تماشاگران مردمي نيز نكته قابل‌تاملي بود كه از روز اول اعلام آرا درباره آن صحبت مي‌شد.

با اين اوصاف، امسال سه كمدي «عينك قرمز»، «كوكتل مولوتف» و «دايناسور» در نوروز اكران مي‌شوند. واكنش‌هاي متفاوت درباره حضور پرتكرار پژمان جمشيدي راه به جايي نبرده و اين بازيگر امسال، نه با يك فيلم، بلكه با دو كمدي «دايناسور» و «كوكتل مولوتف» راهي گيشه نوروز مي‌شود. «دايناسور» آخرين ساخته مسعود اطيابي كارگردان «تگزاس۳» است كه امسال پس از «هفتادسي» دومين فيلم پرفروش سال لقب گرفت.

در اين فيلم زوج پژمان جمشيدي و امير جعفري براي اولين بار كنار هم قرار مي‌گيرند تا جعفري پس از تجربه «هاوايي» با امين حيايي و «اكسيدان» و «چهار انگشت» با جواد عزتي، تركيب متفاوتي را كنار جمشيدي رقم بزند و حال و هواي متفاوتي به گيشه ببخشد.

ديگر كمدي امسال كه از فجر۴۲ گمانه‌زني‌ها براي اكران آن آغاز شده بود، «كوكتل مولوتف» به كارگرداني حسين اميري دوماري است. دوماري از فرمول برنده گيشه يعني ‌كمدي‌هاي نوستالژيك، بهره گرفته و «كوكتل مولوتف» را با همان تركيب كارگرداني كرده است. احمد رفيع‌زاده، نويسنده اين اثر نيز نويسندگي كمدي‌هاي نسبتا پرمخاطبي چون «خوابم مي‌آد» و «دختر شاه پريون» برعهده داشته است.

«كوكتل مولوتف»، دو وزنه قدرتمند ديگر در كمدي يعني امين حيايي و احمد مهرانفر را هم كنار جمشيدي قرار داده تا مخاطب را به هر طريقي براي ديدن فيلمش جذب كند. دوماري، اولين كار مستقل خود از پدرام پوراميري را كارگرداني كرده؛ پوراميري نيز «صددام» را با تركيب رضا عطاران و عباس جمشيدي‌فر به فجر۴۳ آورده بود.

«عينك قرمز» آخرين دستاويز گيشه نوروز براي جذب مخاطب كمدي‌هاست. اين فيلم پروانه نمايش خود را همزمان با «تگزاس۳» در ارديبشهت ماه امسال دريافت كرده بود و به نظر مي‌رسد دنبال فرصتي بود تا جايي در اكران امسال پيدا كند. حسين مهكام كارگرداني اين اثر را برعهده دارد و حامد بهداد پس از «مفت‌بر» كه امسال اكران شد، كمدي ديگر به كارنامه خود و گيشه ۱۴۰۳ اضافه مي‌كند.

 نمايي از «رها»
زمين بازي آماده براي «رها»/ «پيشمرگ» به ماراتن اصلي پيوست

اتفاق جديدي نيست كه فيلم برگزيده مخاطبان در جشنواره فيلم فجر، راهي گيشه نوروزي شود. امسال «پيشمرگ» به‌رغم پيش‌بيني‌هاي منتقدان با اختلاف كمي نسبت به «رها» به عنوان فيلم برگزيده مخاطبان معرفي شد. اتفاقي كه حواشي زيادي نيز به دنبال داشت و با وجود اعلام آمادگي مسئولان سيمرغ مردمي، همچنان آمار تفكيك آرا و بليت‌هاي خريداري شده، با جزئيات رسانه‌اي نشده است.

با اين همه «پيشمرگ» كه برشي از زندگي شهيد سعيد قهاري است، به كارگرداني علي غفاري تنها فيلم دفاع مقدسي گيشه نوروزي است كه انتظار مي‌رود با توجه به برگزيده‌شدن توسط تماشاگران در فجر۴۳، به فروش خوبي در گيشه دست پيدا كند.

تعطيلي مدارس فرصت خوبي است تا گيشه به واسطه حضور كودكان و نوجواناني كه براي تماشاي «بامبولك» و «پسر دلفيني۲» مي‌آيند، رونق بگيرد. محمد خيرانديش و محمدامين همداني امتحان خود را در سري نسخت «پسر دلفيني» پس دادند و فروش خوبي را در گيشه ۱۴۰۱ تجربه كردند. اين انيميشن كه برگزيده مخاطبان در فجر امسال نيز شده بود، نمره قابل‌قبولي از منتقدان نيز دريافت كرد.

پس از نطق سعيد خاني در اختتاميه جشنواره فجر و بيانيه شهاب حسيني درباره ميلي بودن جوايز جشنواره و انتخاب هيات داوران، همه چيز براي مخاطبان فراهم شد تا نسبت به اعلام نام «رها» در ميان فيلم‌هاي نوروزي گوش تيز كنند. «رها» تنها درام اجتماعي اكران نوروزي امسال است كه با توجه به حضور شهاب حسيني و نظر مثبت منتقدان در جشنواره، پيش‌بيني مي‌شود با اقبال خوبي در گيشه مواجه شود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۲:۰۲:۳۶ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

بليت سينما بي‌‏سروصدا گران شد!

بليت سينماها همزمان با آغاز اكران فيلم‌هاي نوروزي بدون اطلاع قبلي گران و با سقف ۱۱۰ هزار تومان به فروش مي‌رسد.


 

امروز چهارشنبه ۸ اسفند در آخرين روزهاي سال همزمان با آغاز اكران فيلم‌هاي نوروزي بليت سينماها نيز افزايش پيدا كرد. بليت سينماها كه پيش‌تر با سقف ۸۰ هزار تومان به فروش مي‌رسيد، در اين روزها بدون اعلام قبلي با قيمت ۱۱۰ هزار تومان در سايت‌هاي بليت فروشي فروخته مي‌شود. افزايش قيمت بليت سينما در سال‌هاي اخير محل بحث فراواني بوده است؛ دي ماه ۱۴۰۲ بليت سينماها بين ۶۰ تا ۸۰ هزار تومان شناور شد اما افزايش ناگهاني و بدون اعلام قبلي آن امسال رخ داد كه مسلما اتفاق خوشايندي براي مخاطبان نيست.

براساس اعلام همايون اسعديان دبير شوراي صنفي نمايش به سينماها پيشنهاد شده بود كه سانس‌هاي اول روز يعني صبح و ظهر با قيمت ارزان‌تر فروخته شوند و اين ۱۱۰ هزار تومان سقف قيمت بليت درنظر گرفته شود اما در اين روزها سينماهاي مدرن در تمام سانس‌ها و ساعات روز قيمت ۱۱۰ هزار تومان را براي فيلم‌هاي خودشان درنظر گرفته‌اند.

كدام سينماها گران نشدند؟

در اين ميان اما قيمت بليت تمام سالن‌هاي سينما به يك ميزان افزايش پيدا نكرده است. بليت سينماهاي مدرن مانند پرديس سينمايي كوروش، ايران مال، لوتوس مال، ملت، صبا مال، گالريا، هميلا سنتر و ... با قيمت ۱۱۰ هزار تومان و سينماهاي ديگر مانند موزه سينما، راگا، شكوفه، فجر، پرديس كيان، كارون، سينما صحرا، سينما سروش، سينما بهمن، سينما پيروزي با قيمت ۸۸ هزار تومان به فروش مي‌رسند.

فراري دادن مخاطب يا كار كردن به نفع سينماداران و سينماگران؟

در سال‌هاي اخير با توجه به اكران و ساخت فيلم‌هاي كمدي و مخاطب‌پسندي از جمله «فسيل»، «هتل»، «تگزاس»، «زودپز» و ... فروش زيادي حاصل شده است. اين فروش به نوعي سينماها را كه پس از ركود كرونا درحال تعطيل شدن بودند، مجدد احيا كرد. درحال حاضر فيلمي مانند «هفتادسي» با فروش ۳۲۷ ميليارد تومان ركورد «فسيل» با فروش ۳۲۴ ميليارد تومان در سال گذشته را شكست و عنوان پرفروش‌ترين فيلم امسال را به خود اختصاص داد. رقمي كه در شرايط حال حاضر سينما و در مقابل هزينه ساخت يك فيلم رقمي قابل توجه است.

در اين شرايط افزايش قيمت بليت سينماها كه عمدتاً ناشي از رشد هزينه‌هاي توليد، توزيع و نمايش فيلم‌ها و همچنين تأثيرات تورم و نوسانات اقتصادي است، در ابتدا ممكن است موجب كاهش استقبال مخاطبان از آثار شود. مخاطبان سينما اغلب مربوط به قشر متوسط و پايين جامعه هستند. اكثر اين افراد با صرف هزينه‌اي اندك و خريد بليت ۸۰ هزار توماني مي‌توانستند با خانواده خود به تماشاي آثار سينمايي بنشينند درحالي كه هزينه خريد بليت كنسرت (۵۰۰ هزار تا ۱ ميليون تومان) و بليت تئاتر به مراتب بودجه بيشتري نياز دارد.

از يك سو رقم فروش چند فيلم خاص و محدود نبايد ما را گمراه كند. با توجه به شرايط اقتصادي و تورم در ايران هزينه ساخت فيلم هرروزه بالاتر مي‌رود و فروش حاصل از فيلم‌ها براي ۸۰ درصد تهيه‌كنندگان چيزي جز ضرر ندارد. اغلب اين افراد حتي هزينه ساخت فيلم را هم از طريق اكران به دست نمي‌آورند. درنتيجه اين اتفاق در سال‌هاي اخير بسياري از فيلمسازان مستقل و سينماي اجتماعي ما را با چالش پيدا كردن سرمايه‌گذار براي ساخت فيلم مواجه كرده است زيرا كسي در سينمايي كه فقط چند فيلم كمدي و چند نفر خاص در آن فروش خوبي دارند، حاضر به سرمايه‌گذاري و ساخت فيلم نيست.

به نظر مي‌رسد كه در شرايط كنوني ناگزيريم تنها ۲ آرزو براي سينماي ايران در سال جديد داشته باشيم؛ ابتدا اينكه سينما نيز مانند كتاب، كنسرت، تئاتر و ... به دليل افزاش قيمت‌ها از سبد بت فوروارد فرهنگي خانوار حذف نشود. ازطرف مقابل نيز باتوجه به افزايش قيمت بليت‌ها فيلمسازان مستقل و اجتماعي نيز به فيلم ساختن ترغيب شوند تا شاهد فيلم‌هاي متنوع‌تري روي پرده سينماها باشيم.

كدام فيلم‌هاي نوروزي روي پرده هستند؟

از امروز چهارشنبه ۸ اسفند فيلم‌هاي «موسي كليم الله (ع)» به كارگرداني ابراهيم حاتمي‌كيا و تهيه‌كنندگي مجيد رضوي، «دايناسور» به كارگرداني مسعود اطيابي و تهيه‌كنندگي محمد شايسته، «پسر دلفيني ۲» به كارگرداني محمد خيرانديش و تهيه‌كنندگي محمدامين همداني، «بامبولك» به كارگرداني آرش معيريان و تهيه‌كنندگي بهروز مفيد، «پيشمرگ» به كارگرداني علي غفاري و تهيه‌كنندگي آرش زينال خيري و «عينك قرمز» به كارگرداني حسين مهكام و تهيه كنندگي مرتضي شايسته اكران خود را در سينماها آغاز كرده اند.

اما در اين ميان فيلم سينمايي «رها» به كارگرداني حسام فرهمند و تهيه‌كنندگي سعيد خاني با يك روز تاخير و از فردا پنجشنبه ۹ اسفند در سينماها اكران مي‌شود.

فيلم سينمايي «كوكتل مولوتف» به كارگرداني حسين دوماري و تهيه‌كنندگي محمد كمالي‌پور نيز كه از سوي شوراي صنفي نمايش به عنوان يكي از آثار اكران نوروزي اعلام شده بود، از چهارشنبه ۱۵ اسفند روي پرده سينماها مي‌رود.

سبد اكران نوروزي امسال شامل آثار متنوع در ژانرهاي مختلف است؛ «موسي كليم الله (ع)» فيلمي تاريخي و مذهبي درباره زمان كودكي حضرت موسي (ع) است. «دايناسور» و «كوكتل مولوتف» نيز از جمله فيلم‌هاي كمدي و مخاطب‌پسندي هستند كه در سال‌هاي اخير نمونه‌هاي مشابه آنها مورد استقبال تماشاگران روي پرده سينما قرار گرفته است. اطلاعات و خلاصه فيلمي از «عينك قرمز» منتشر نشده است اما به نظر مي‌رسد كه اين فيلم نيز ازجمله آثار كمدي و فانتزي سينماي ايران باشد. «پيشمرگ» به مقطعي از زندگي شهيد سعيد قهاري سعيد مي‌پردازد و براي علاقه‌مندان به سينما و تاريخ دفاع مقدس گزينه قابل توجهي است. انيميشن «پسر دلفيني ۲» و فيلم «بامبولك» نيز براي كودكان و نوجوانان و علاقه‌مندان به انيميشن درنظر گرفته شده است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۱:۵۸:۵۶ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

«موسي كليم‌الله»، اثري شاخص در سينماي ديني و هنر نوين است

توليت آستان قدس رضوي با بيان اينكه جاي خالي آثار تاريخي در سينماي ايران احساس مي‌شود، فيلم «موسي كليم‌الله»، را اثري شاخص در سينماي ديني و هنر نوين دانست.


آيت‌الله احمد مروي در پرديس سينمايي با همراهي تهيه‌كننده فيلم، به تماشاي فيلم سينمايي «موسي كليم‌الله» به كارگرداني و نويسندگي ابراهيم حاتمي‌كيا نشست.

توليت آستان قدس رضوي پس از تماشاي فيلم، با سيد محمود رضوي تهيه‌كننده اين اثر گفتگو و در جمع خبرنگاران ضمن تشكر از عوامل دخيل در ساخت اين فيلم، اظهار كرد: اين فيلم نه‌تنها از نظر هنري، بلكه از منظر انتقال مفاهيم ديني و ارزشي، بسيار ارزشمند است و توانسته مفاهيم وحياني و ديني را به‌طور مناسبي به مخاطب منتقل كند.

وي با اشاره به استفاده از فناوري‌هاي توليد مجازي و جلوه‌هاي بصري پيشرفته در اين فيلم، افزود: يكي از نقاط قوت اين اثر، استفاده از تكنولوژي‌هاي نوين با بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي داخلي و جوانان متخصص كشور است كه اثبات مي‌كند مي‌توان با تكيه بر توانمندي‌هاي داخلي، آثاري زيبا و موفق از نظر جلوه‌هاي سينمايي و تصاوير تاريخي باورپذير خلق كرد.

مروي ابراهيم حاتمي‌كيا، كارگردان نام‌آشناي سينماي ايران را هنرمندي متعهد و نوآور دانست و تصريح كرد: آقاي حاتمي‌كيا در اين اثر، با دقت وبت فوروارد ظرافت ضمن وفاداري به منابع مذهبي و تاريخي، داستاني عميق و تأثيرگذار را خلق كرده‌اند، علاوه بر كارگرداني قوي، بازي‌هاي درخشان بازيگران، به‌ويژه خانم زارعي و ديگر هنرمندان، به اين اثر عمق و جذابيت بيشتري بخشيده است.

توليت آستان قدس رضوي با تأكيد بر اينكه جاي خالي آثار سينمايي تاريخي در سينماي ايران به‌شدت احساس مي‌شود، گفت: فرهنگ و تاريخ ما مملو از مفاهيم ديني و ارزشي است كه مي‌تواند از طريق هنر و سينما به نسل‌هاي جديد منتقل شود. روش‌هاي سنتي انتقال اين مفاهيم هرچند مؤثر و ارزشمند هستند، اما استفاده از ابزارهاي نوين مانند فيلم، سريال و تئاتر مي‌تواند تأثيرگذاري اين مفاهيم را چندين برابر كند.

وي همچنين افزود: تجربه آثار تلويزيوني و سينمايي اخير نشان داده كه فيلم‌هاي تاريخي و ديني مي‌توانند هم براي مخاطبان جذاب و هم اثرگذار باشند. اين نوع سريال‌ها و فيلم‌ها نه‌تنها مخاطب را سرگرم مي‌كنند، بلكه پيام‌هاي عميق ديني و اخلاقي را نيز به آن‌ها منتقل كرده و مي‌توانند در جامعه تأثيرات مثبت و ماندگاري داشته باشند.

مروي با ابراز اميدواري از اينكه شاهد ساخت آثار بيشتري در اين زمينه باشيم، گفت: جامعه ما به چنين آثاري نياز دارد، اين فيلم و آثار شاخص ديگر نشان داده‌اند كه سينماي ايران ظرفيت خلق آثار بزرگ و تأثيرگذار را دارد. اميدواريم شاهد ادامه اين مسير باشيم و آثار بيشتري از اين دست در سينماي ايران توليد شود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۱:۵۱:۲۱ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

«بچه مردم»؛ جست‌وجوي هويت انساني در دنيايي پرچالش

اينان كه نه پدري داشتند و نه مادري، مظلومانه شهيد و غريبانه تشييع شدند. هيچ دست آشنايي آنان را به خاك نسپرد. اگر اعتقاد به خدا و روز جزا نبود، چهره دنيا چه كريه و بدمنظر مي‌شد.


 فيلم‌هاي ايراني گاه به سرشتي سخت و پر از چالش شبيه‌اند؛ گويي در دنيايي بي‌رحم و پر از كژي‌ها، تك‌درخت‌هايي از حقيقت به زحمت از خاك سرد برمي‌آيند.

بچه مردم، نخستين ساخته محمود كريمي، در همين مسير قرار دارد اما با نگاهي متفاوت و رسا. فيلم بچه مردم، نخستين اثر بلند سينمايي محمود كريمي، كه در آن به سراغ كودكان پرورشگاهي و جست‌وجوي هويت انساني آنان رفته است، به‌طور معناداري به اين پرسش پاسخ مي‌دهد: در دنياي بدون پدر و مادر، ريشه‌ انساني كجا بايد جست‌وجو شود؟ اثر او همچون بسياري از آثار سينما، در تلاش است تا در دل ساختار يك درام اجتماعي، به حقيقتي تلخ از زواياي پنهان جامعه ايران پرداخته و هم‌زمان به نگاهي تربيتي و انساني درخصوص هويت و ريشه‌ها اشاره كند.

وطن، مادر گمشده

كارگردان با بهره‌گيري از روايت داستاني‌اي پيچيده، فيلمي را مي‌سازد كه به‌ظاهر مي‌خواهد به جست‌وجوي هويت فردي بپردازد اما در باطن جست‌وجوي هويت جمعي و فرهنگي در دل ايران و در سايه‌ جنگ و تحولات اجتماعي را به نمايش مي‌گذارد.

بچه مردم با بهره‌گيري از فضاي فانتزي در بخش‌هايي از داستان، به‌ويژه در ابتداي فيلم تلاش مي‌كند تا روايتي انساني از بحران هويت و رفاقت در دل يك جامعه بحران‌زده به نمايش بگذارد؛ به‌ويژه در بخش‌هايي كه با تحول شخصيت‌ها روبه‌رو مي‌شويم، اين تغييرات به‌صورت تدريجي و در تعامل با بحران‌هاي تاريخي ايران به نمايش درمي‌آيد.

اين جست‌وجو براي هويت در ميان شخصيت‌هاي اصلي فيلم – ابوالفضل و دوستانش– به‌گونه‌اي به تصوير كشيده شده كه اين افراد با وجود آن‌كه در پرورشگاه‌ها بزرگ شده‌اند و در پي يافتن ريشه‌هاي خود هستند، در واقع در دل بحران‌هاي اجتماعي و جنگي ايران نيز در جست‌وجوي انساني‌ترين پاسخ‌ها هستند. چطور انسان‌ها در غياب خانواده در فضاهاي پرتنش و بحران‌زده مي‌توانند هويت خود را پيدا كنند؟ در اين دنياي بي‌پناه، آغوش جمعي و رفاقت تنها چيزي است كه مي‌تواند انسان‌ها را در مسير رشد و تعالي قرار دهد.

 

 

فانتزي و واقعيت درهم‌تنيده

بچه مردم بسان هتل بزرگ بوداپست اندرسون، در آغاز با رنگ‌ها و طراحي‌هاي خاصي در خدمت فضاي فانتزي است. اما در عين‌حال، به‌سرعت به دل واقعيت‌هاي تلخ و جدي‌تر تاريخ و زندگي روزمره شخصيت‌ها مي‌رود. در اين مسير، همچنان كه در آثار اندرسون و ژونه شاهد تحول شخصيت‌ها در دل فضاي فانتزي هستيم، در بچه مردم نيز فضاي فانتزي به‌طور مؤثر با واقعيت‌هاي تلخ اجتماعي ايران درهم مي‌آميزد.در اين اثر، دنياي فانتزي به‌ويژه از طريق طراحي صحنه، لباس‌ها و رنگ‌ها ساخته شده اما به‌تدريج و در نيمه دوم فيلم، اين دنياي فانتزي به واقعيت‌هاي سنگين‌تر و تاريك‌تري تبديل مي‌شود. اين تغييرات، تأثير عمده‌اي در شخصيت‌پردازي و داستان مي‌گذارد. اين سبك فني و هنري در كنار پيام‌هاي اجتماعي فيلم، آن را از ديگر آثار مشابه در سينماي ايران متمايز مي‌كند.

طراحي صحنه و موسيقي در خدمت روايت انساني

در زمينه فني، بچه مردم در سطحي بسيار متناسب با روايت خود، از نظر بصري و صوتي بسيار قوي عمل مي‌كند. طراحي صحنه در اين فيلم، با دقت فراوان و توجه به جزئيات، فضاي دهه‌هاي ۴۰ و ۵۰ ايران را به‌خوبي بازسازي كرده است.

از تصاوير پرنور و روشن در ابتدا كه حس دنياي كودكانه و بي‌دغدغه‌اي را به نمايش مي‌گذارد، تا تصاويري تاريك‌تر و سردتر در قسمت‌هاي ميانه و انتهايي كه پر از جنگ و وحشت است، همه به‌دقت طراحي شده‌اند. در كنار طراحي صحنه، موسيقي كريستف رضاعي نيز توانسته فضاسازي‌هاي احساسي را به‌طور مؤثر ايجاد كند. موسيقي رضاعي در اين فيلم از ابتدا تا انتها به شكل پيچيده‌اي همگام با روند تحول شخصيت‌ها عمل مي‌كند.

در لحظاتي كه فيلم به فضاي فانتزي نزديك مي‌شود، موسيقي به‌گونه‌اي مهار شده و لطيف عمل مي‌كند و در مواقعي كه فيلم به سمت بحران‌ها و درگيري‌هاي اجتماعي مي‌رود، موسيقي نيز با تغييراتي شديدتر، تنش‌هاي دروني شخصيت‌ها را تقويت مي‌كند. در واقع موسيقي در اين فيلم در نقش يك شخصيت فعال، نه فقط در پشت‌صحنه، بلكه در دل روايت در حال تكامل داستان، نقشي حياتي ايفا مي‌كند. اين قابليت موسيقي براي همراهي با تحول دروني شخصيت‌ها، يكي از ويژگي‌هاي بارز اين فيلم است كه به‌طور طبيعي از طراحي صحنه و تدوين نيز حمايت مي‌كند.

از گسست تا اتصال فانتزي به واقعيت در تدوين

تدوين فيلم بچه مردم تحت نظارت مهدي حسيني‌وند به‌طور هوشمندانه‌اي توانسته ريتم داستان را در لحظات حساس و بحران‌ها حفظ كند. در اين فيلم، تدوين به‌ويژه در سكانس‌هايي كه ازفضاي فانتزي به واقعيت‌هاي تلخ اجتماعي وجنگ مي‌پردازد، تأثيربت فوروارد گذار است. اين تغييرات ريتمي كه به‌صورت ناگهاني از حالت شاد و كودكانه به دنياي جنگ و بحران مي‌رسند، به‌طور عمدي و به قصد نشان دادن تحولات شخصيت‌ها و موقعيت‌هاي اجتماعي طراحي شده است.اين تغييرات در ريتم در عين‌حال كه ممكن است براي برخي مخاطبان كمي گيج‌كننده باشد اما در خدمت تقويت شخصيت‌ها و دراماتيزه كردن تحول داستان است. اين نشان‌دهنده نگاه هوشمندانه كريمي و تيم تدوين فيلم است كه توانسته‌اند بدون تكيه بر هرگونه افراط يا اغراق، داستان را به‌طور طبيعي از فضاي فانتزي به دنياي واقعي و تلخ رهنمون كنند.

پيشرفت در طراحي شخصيت‌ها و بازيگري

بچه مردم در زمينه بازيگري نيز به‌ويژه در ميان چهار بازيگر نوجوان خود به‌خوبي ظاهر شده است. بازيگران اصلي فيلم در نقش‌هايي كه به‌شكلي فوق‌العاده طبيعي و بي‌پرده به تصوير كشيده شده‌اند، توانسته‌اند از شخصيت‌هاي خود روح و احساسات زندگي واقعي را بروز دهند. ابوالفضل با اجراي بي‌نقص خود از آن شخصيت‌هايي است كه همچون گلي در ميان دنياي بي‌رحم و سرد رشد مي‌كند و از خطاها، رنج‌ها و اميدهاي خود درس مي‌گيرد. حضور بازيگران شناخته‌شده‌اي چون گوهر خيرانديش و رضا كيانيان همچنان در تضاد با نقش‌هاي كوتاه و نقشي مكمل به‌طور مؤثر داستان را پيش مي‌برد.

شجاعت در انتخاب مضامين تربيتي و اجتماعي

فيلم بچه مردم در مواجهه با چالش‌هاي اجتماعي و هويتي به‌ويژه از جنبه تربيتي، پيامي عميق و تأثيرگذار براي جامعه امروز دارد. بچه مردم در نهايت، نه فقط يك فيلم اجتماعي بلكه يك اثر تربيتي است كه به‌طور همزمان مسائل اجتماعي ايران و چالش‌هاي هويتي فردي را در دل خود دارد. فيلم با نگاهي تربيتي و هنري از دل حوادث تاريخي و انساني، پيامي از رفاقت، همدلي و هويت در دنياي پيچيده انسان‌ها رابه نمايش مي‌گذارد.

بچه مردم فيلمي است كه به‌طور مؤثر توانسته است به جست‌وجوي هويت انساني در يك سرزمين پر از بحران و غربت بپردازد. فيلم با تمام جزئيات فني خود، از طراحي صحنه و موسيقي گرفته تا تدوين و بازيگري، نشان‌دهنده توانمندي‌هاي بالاي سينماي ايران در پردازش داستان‌هاي انساني و اجتماعي است.

در نهايت اين فيلم نه‌فقط به‌عنوان يك درام اجتماعي، بلكه به‌عنوان يك اثر تربيتي و انساني به ما يادآوري مي‌كند كه انسان‌ها حتي در دل سرزمين‌هاي بحران‌زده مي‌توانند با رفاقت و حقيقت به‌دنبال هويت خود باشند.اين اثر سينمايي با نگاه به گذشته و دغدغه‌هاي اجتماعي و انساني امروزتوانسته جايي ويژه در سينماي ايران پيدا كند و در ميان آثار مشابه، اثري به‌يادماندني و برجسته باشد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۱:۴۶:۵۵ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

آيا ميدانستيد، در گويش تركي واژه اي برابر براي شهر نداريم؟

 يكي از كاربران توئيتري درباره واژه شهر نوشت:

در گويش تركي واژه اي برابر براي شهر نداريم.

واژه شهر ازبت فوروارد تركيب دو كلمه شه و هر ساخته شده به معناي كل بزرگ؛ و از پارسي ميانه شهر و از پارسي باستان χşaθra- گرفته شده‌است.xšaθra در پارسي باستان به معناي پادشاهي بوده‌است.

در گويش تركي به شهر şehir مي گويند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۰۱:۴۱:۰۷ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)