etudeblog1 etudeblog1 .

etudeblog1

جنگ در واشنگتن بر سر جنگ با ايران؛ توهم خطرناكي كه ترامپ را از مسير خارج مي‌كند

اكوايران: بسياري از بلندترين صداهايي كه سياست واشنگتن در قبال ايران را شكل مي‌دهند - چه در داخل دولت و چه در خارج از آن - به‌طور فعالانه در حال تخريب هر مسير واقع‌بينانه‌اي براي ديپلماسي هستند.

به گزارش اكوايران، صداي طبل‌هاي جنگ در واشنگتن بلندتر شده‌اند.



به نوشته ريسپانسيبل استيت‌كرافت، در هفته‌هاي اخير، بسياري از همان صداهاي نئومحافظه‌كاري كه آمريكا را به جنگ عراق كشاندند، اكنون خواهان حمله به ايران هستند. گروه‌هايي مانند «بنياد دفاع از دموكراسي‌ها» و «مؤسسه واشنگتن براي سياست خاور نزديك» بار ديگر خواستار تقابل شده‌اند و ادعا مي‌كنند شايد ديگر هرگز زماني بهتر از اكنون براي اقدام وجود نداشته باشد. اما اين يك توهم خطرناك است كه مي‌تواند آنچه كه خود دونالد ترامپ مي‌گويد به دنبالش است را از مسير خارج كند: يك توافق، نه يك جنگ فاجعه‌بار ديگر در خاورميانه.

تنها خطر جنگ با ايران آغاز يك درگيري بي‌پايان ديگر نيست، بلكه مي‌تواند كل برنامه‌هاي داخلي و بين‌المللي ترامپ را نابود كند.

يك درگيري بزرگ، منابع و تمركز آمريكا را تحليل مي‌برد و آن را از اولويت‌هاي داخلي منحرف مي‌كند و در نتيجه، قدرت چانه‌زني واشنگتن را در تمامي جبهه‌ها تضعيف خواهد كرد: چين، روسيه، اروپا و تجارت. اروپا ممكن است از اين فرصت استفاده كند تا حمايت از جنگ در اوكراين را ادامه دهد و در برابر تلاش ترامپ براي بازتنظيم روابط فراآتلانتيكي مقاومت نشان دهد. شركاي تجاري مانند مكزيك، كانادا، هند و ديگر كشورها ممكن است با سوءاستفاده از درگيري آمريكا، امتيازات يك‌جانبه بگيرند. همچنين يك حمله يك‌جانبه مي‌تواند جامعه جهاني را از هم بپاشد.

روسيه و چين، با وجود نگراني‌هاي خود درباره برنامه هسته‌اي ايران، اين حمله را تجاوزگري آمريكا توصيف خواهند كرد و اعتبار آمريكا را در سازمان ملل و ساير مجامع بين‌المللي زير سؤال خواهند برد.

نتيجه معكوس
اما خطرناك‌ترين پيامد چه خواهد بود؟ چنين حمله‌اي مي‌تواند نتيجه‌اي كاملاً معكوس داشته باشد و ايران را به انجام دقيق همان كاري سوق دهد كه ترامپ مي‌گويد قصد جلوگيري از آن را دارد: ساخت بمب اتمي. ايران هم‌اكنون در حال غني‌سازي اورانيوم در سطحي نزديك به درجه تسليحاتي است. اگر از پيمان منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي (NPT) خارج شود، آخرين رشته‌هاي نظارت بين‌المللي نيز از بين خواهند رفت. حمله مي‌تواند عناصر تندروتر در ايران را تقويت كند و براي حركت سريع به‌سوي گريز هسته‌اي مشروعيت سياسي فراهم كند.

در اين صورت، ترامپ ممكن است نه به‌عنوان رئيس‌جمهوري كه بحران ايران را حل كرد، بلكه به‌عنوان كسي كه در دوران او ايران به يك قدرت هسته‌اي تبديل شد، در تاريخ ثبت شود. اين نه ميراثي است كه او مي‌خواهد و نه چيزي كه آمريكا مي‌خواهد.

ترامپ اخيراً گفته: «به‌زودي اتفاقي براي ايران خواهد افتاد.» اما او همچنين تأكيد كرده: «اميدوارم بتوانيم به يك توافق صلح برسيم. نه از موضع قدرت اين را مي‌گويم، نه از موضع ضعف، فقط مي‌گويم كه صلح را ترجيح مي‌دهم تا گزينه ديگر.» اين سخنان، اظهارات يك جنگ‌طلب نيست. اين‌ها سخنان يك مذاكره‌كننده است، كسي كه هنوز براي ديپلماسي ارزش قائل است.

 

ترامپ در اين ديدگاه تنها نيست. در مصاحبه‌اي اخير با تاكر كارلسون، استيون ويتكاف، نماينده ترامپ در حوزه سياست خارجي، ديدگاهي به‌مراتب محتاطانه‌تر نسبت به ايران ارائه داد؛ ديدگاهي كه كمتر در ميان نخبگان سياست خارجي ديده مي‌شود. ويتكاف بر واقع‌گرايي، راستي‌آزمايي، احترام متقابل، و از همه مهم‌تر، اجتناب از درگيري تأكيد كرد. اظهارات او بازتاب رويكردي واقع‌بينانه بود كه بر درك دقيق منافع آمريكا و پيچيدگي‌هاي منطقه استوار است.

خواسته‌هاي حداكثري
مشكل اينجاست كه بسياري از بلندترين صداهايي كه سياست واشنگتن در قبال ايران را شكل مي‌دهند - چه در داخل دولت و چه در خارج از آن - به‌طور فعالانه در حال تخريب هر مسير واقع‌بينانه‌اي براي ديپلماسي هستند. آن‌ها از «توافق» حرف مي‌زنند، اما آنچه در واقع خواهانش هستند، تسليم كامل ايران است: غني‌سازي صفر درصدي اورانيوم، برچيدن كامل برنامه هسته‌اي، قطع كامل روابط با تمامي متحدان منطقه‌اي، و تغيير بنيادين در سياست خارجي كشور. هيچ دولتي در ايران - نه ميانه‌رو و نه تندرو - نمي‌تواند چنين شرايطي را بپذيرد. حتي مسعود پزشكيان، رئيس‌جمهور تازه‌منتخب ايران كه با شعار تعامل و ديپلماسي به ميدان آمده، فضاي سياسي لازم براي پذيرفتن چنين اولتيماتومي را در اختيار نخواهد داشت.

بياييد صريح باشيم: اگر كسي با چنين خواسته‌هاي حداكثري، وانمود مي‌كند كه به دنبال توافق است، در واقع براي صلح تلاش نمي‌كند، بلكه در حال زمينه‌سازي براي جنگ است.

ايران بازيگري پيچيده با گذشته‌اي پيچيده است. اما درس يك دهه گذشته روشن است: زماني كه ايالات متحده با ايران از مسير ديپلماسي وارد مي‌شود، نتيجه مي‌گيرد. اما وقتي صرفاً بر فشار تكيه مي‌كند، به‌تدريج به سوي درگيري پيش مي‌رود.

هدف از اِعمال فشار همواره ايجاد اهرم بوده، نه صرفاً تحميل هزينه. اكنون اين اهرم وجود دارد. پرسش اين است كه چگونه بايد از آن استفاده كرد.

توافق هسته‌اي ۲۰۱۵ (برجام) براي هيچ‌يك از طرفين كامل و بي‌نقص نبود، اما موفق شد محدوديت‌هاي شديد و بي‌سابقه‌اي بر برنامه هسته‌اي ايران اعمال كند و آن را تحت بازرسي‌هاي بين‌المللي بي‌سابقه‌اي قرار دهد. هدف از خروج آمريكا از اين توافق، وادار كردن ايران به پذيرش شروطي سخت‌تر بود. اما اين اتفاق رخ نداد.

در عوض، نتيجه چند سال گسترش فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران، بي‌ثباتي منطقه‌اي، و هم‌گرايي فزاينده ميان تهران، مسكو و پكن بوده است. ايران اكنون در حال غني‌سازي اورانيوم تا سطح ۶۰٪ است و ميزان ذخاير آن به‌مراتب بيشتر از گذشته است. در همين حال، اجماعي بين‌المللي كه زماني پشت اقدامات آمريكا بود، از هم گسسته است.

اكنون زمان آن فرا رسيده كه توافقي كه محدوديت‌هاي قوي‌تر، شفافيت بيشتر، و امنيت بلندمدت بيشتري براي ايالات متحده به همراه داشته باشد.

 

مفروضات تندروها
در اين فضاي پرتنش، صداهاي تندرو بار ديگر اين فرض را مطرح مي‌كنند كه حمله به ايران سريع و مؤثر خواهد بود. گزارشي تازه از مؤسسه واشنگتن براي سياست خاور نزديك (WINEP) مدعي است كه توان اطلاعاتي و تحمل ريسك بالاي اسرائيل، انجام يك «حمله پيشگيرانه» عليه ايران را به‌مراتب «موفق‌تر» از تلاش‌هاي گذشته آمريكا - مانند حملات به تأسيسات هسته‌اي عراق در سال‌هاي ۱۹۹۱ و ۱۹۹۳ - مي‌سازد. اما اين ديدگاه، خطرات جدي چنين اقدامي را به طرز خطرناكي كوچك مي‌شمارد. حتي متحدان ترامپ نيز خواستار احتياط هستند.

براي مثال، جِي‌دي ونس، معاون رئيس‌جمهور، در اكتبر گذشته به‌درستي هشدار داد كه «منافع آمريكا گاهي ممكن است با منافع اسرائيل متفاوت باشد» و صراحتاً اعلام كرد كه اجتناب از جنگ با ايران، به نفع ايالات متحده است. او هشدار داد كه چنين درگيري‌اي «هزينه‌اي هنگفت» خواهد داشت و «انحراف منابع» به شمار مي‌رود. واقعيت اين است كه يك حمله شايد در بهترين حالت بتواند برنامه هسته‌اي ايران را به‌طور موقت به تأخير بيندازد، اما به احتمال زياد موجب جنگي منطقه‌اي خواهد شد، جان نيروهاي آمريكايي را به خطر مي‌اندازد، و ايران را به‌سوي تسليحاتي‌كردن برنامه‌اش سوق مي‌دهد.

در واقع، حتي همان گزارش WINEP كه از امكان‌پذيري چنين حمله‌اي سخن مي‌گويد، اذعان مي‌كند كه اين اقدام چه ابعاد گسترده‌اي دارد: «يك كارزار بلندمدت، چندساله و بدون انتها براي تضعيف توانمندي‌هاي هسته‌اي ايران، تأثيرگذاري بر محاسبات آن در زمينه اشاعه هسته‌اي، و شكل‌دهي به واكنش‌هاي سياسي و نظامي‌اش». به بيان ديگر، اين نه يك حمله سريع و دقيق، بلكه آغازگر يك جنگ بي‌پايان ديگر در خاورميانه خواهد بود.

چنين درگيري‌اي هزينه‌هاي اقتصادي سنگيني نيز به همراه خواهد داشت: از جهش شديد بهاي نفت تا بي‌ثباتي فراگير در سراسر منطقه. و تقريباً با اطمينان مي‌توان گفت كه از نظر سياسي نيز نتيجه‌اي معكوس خواهد داشت: افكار عمومي آمريكا از جنگ خسته است، و نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد كه اكثريت مردم به‌شدت از ديپلماسي در برابر درگيري نظامي حمايت مي‌كنند.

راهبرد واقع‌گرايانه
آنچه اكنون مورد نياز است، يك راهبرد واقع‌گرايانه براي كاهش تنش و بازگشت به تعامل است. مقامات ايران در تعامل با آمريكا الگوي ثابتي نشان داده‌اند: فشار را با فشار پاسخ مي‌دهند، اما در برابر امتياز، گام‌هايي متقابل برمي‌دارند. تجربه تاريخي روشن كرده است كه آنچه مؤثر واقع مي‌شود، نه اولتيماتوم، بلكه فرمولي مبتني بر احترام متقابل، اعتمادسازي، و اقدامات تدريجي و قابل راستي‌آزمايي است. مصاحبه اخير ويتكاف، نشانه‌اي اميدواركننده از آمادگي براي ديپلماسي جدي بود، اما سخن به‌تنهايي كافي نيست. براي اينكه اين پيام در تهران جدي گرفته شود، بايد با اقدامات معتبر و حساب‌شده همراه باشد.

 

گام‌هايي محدود و واقع‌بينانه - مانند آزادسازي محدود دارايي‌هاي بلوكه‌شده ايران براي اهداف بشردوستانه يا احياي پيشنهاد امانوئل مكرون رئيس‌جمهور فرانسه در سال ۲۰۱۹ مبني بر ايجاد يك خط اعتباري با پشتوانه درآمدهاي نفتي آتي - مي‌تواند بدون لغو تحريم‌هاي اصلي آمريكا، منافعي ملموس براي ايران ايجاد كند و زمينه را براي بازگشت به ميز مذاكره فراهم يت فورد سازد. اين اقدامات بايد با امتيازاتي متقابل از سوي ايران همراه باشد، از جمله كند كردن روند انباشت اورانيوم با غناي بالا و افزايش دسترسي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي.

گزينه‌ي ديگر، يك «توافق توقف» است: توافقي با مدت‌زمان مشخص كه طي آن، ايالات متحده از تشديد تحريم‌ها و اعمال فشارهاي جديد خودداري مي‌كند، و در مقابل، ايران نيز بخش‌هاي كليدي از گسترش برنامه هسته‌اي‌اش را متوقف مي‌سازد. اين توقف متقابل مي‌تواند به عنوان فرصتي محدود براي آغاز مذاكرات جامع‌تر عمل كند - زمان بخرد، تنش‌ها را كاهش دهد و فضا را براي موفقيت ديپلماسي فراهم سازد.

دونالد ترامپ هميشه خود را يك معامله‌گر مي‌دانسته است. اكنون زمان آن فرا رسيده كه معامله‌اي واقعي و مهم انجام دهد. او بايد به صداهايي در اردوگاه خود - مانند استيون ويتكاف - اختيار عمل بدهد، كساني كه درك مي‌كنند ديپلماسي نشانه ضعف نيست، بلكه يك استرتژي است. كنار گذاشتن الگوهاي كهنه‌ي تغيير رژيم و تنش‌افزايي بي‌پايان، نشانه‌اي از رهبري واقعي خواهد بود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردين ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۲۰:۴۸ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

به تهران مي‌روم تا از جنگ جلوگيري كنم

مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي بر اين نكته تاكيد كرد كه سفر او به تهران به‌منظور كاهش تنش‌ها و جلوگيري از تشديد بحران انجام خواهد شد.

 

رافائل گروسي، مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي ، در گفتگويي كه با يك شبكه تلويزيوني آرژانتيني داشت، توضيح داد كه هدف اصلي سفر او به تهران در هفته‌هاي آينده كاهش احتمال بروز رويارويي ميان ايران و آمريكا است.
 
او هشدار داد كه اين رويارويي مي‌تواند عواقب فاجعه‌بار و خطرناكي داشته باشد كه بايد از آن جلوگيري شود.
 
مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي بر اين نكته تاكيد كرد كه سفر او به تهران به‌منظور كاهش تنش‌ها و جلوگيري از تشديد بحران انجام خواهد شد.
 
گروسي گفت يت فورد كه ترامپ در حالي از مذاكره صحبت مي‌كند كه تهديد به حمله نظامي نيز مطرح كرده است. او ادامه داد: «در مذاكراتي كه با عباس عراقچي داشتم، توافق كرديم كه در هفته‌هاي پيش‌رو به تهران سفر كنم.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردين ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۱۴:۵۴ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

دونالد ترامپ اسلحه را به دست مل گيبسون داد!

تصميم دولت ترامپ براي بازگرداندن حق داشتن اسلحه به مل گيبسون، دستور كار واقعي آنها را آشكار مي‌كند: پاداش دادن به متحدان سياسي و در عين حال ايجاد خطي براي بازگرداندن اسلحه به دست متجاوزان.


به گزارش مشرق، دادستان كل آمريكا حق داشتن اسلحه را به مل گيبسون و ۹ نفر ديگر بازگرداند.

گيبسون كه ژانويه در كنار جان وويت و سيلوستر استالونه از سوي ترامپ به عنوان «سفير ويژه» در هاليوود معرفي شد، دوباره مجاز به داشتن سلاح گرم شد.
كريس براون رئيس اتحاد عليه خشونت با سلاح گرم، در اعتراض به اين امر با انتشار بيانيه‌اي گفت: وقتي متجاوزان خانگي را مسلح مي‌كنيد، نمي‌توانيد ادعا كنيد در برابر جنايت سرسختانه مي‌ايستيد. تصميم دولت ترامپ براي بازگرداندن حق داشتن اسلحه به مل گيبسون، دستور كار واقعي آنها را آشكار مي‌كند: پاداش دادن به متحدان سياسي و در عين حال ايجاد خطي براي بازگرداندن اسلحه به دست متجاوزان. سلاح گرم خطر قتل را تا ۴۰۰ درصد افزايش مي‌دهد.

 

 اين نخستين اعتراض به داشتن دوباره حق اسلحه براي گيبسون نيست و از چندي پيش بحث بر سر اين امر موجب آشفتگي قابل توجهي در وزارت دادگستري شد و اليزابت جي اوير وكيل اين وزارتخانه، در ماه مارس پس از آن كه با دادن اين حق به مل گيبسون مخالفت كرد، توسط دولت ترامپ اخراج شد.

وي در آن زمان گفت: بازگرداندن اسلحه به متجاوزان خانگي يك موضوع جدي است كه من نمي‌توانم آن را خيلي راحت توصيه كنم، زيرا در اختيار داشتن بت فوروارد اسلحه گرم توسط افرادي كه سابقه خشونت خانگي دارند، مي‌تواند عواقب جدي داشته باشد.

گيبسون به اتهام كتك زدن نامزد سابقش، به ۳۶ ماه حبس تعليقي و همچنين خدمات اجتماعي و مشاوره محكوم شده بود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردين ۱۴۰۴ساعت: ۱۱:۰۰:۵۸ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

راز موفقيت «محفل» و پرده‌برداري از ماجراي عجيب يك مخاطب

احمد ابوالقاسمي در كنار اشاره به نگاه نوآورانه «محفل» از تأثيرات و واكنش‌هاي مخاطبان نسبت به اين برنامه پرده برداشت و شخصي كه مي‌گفت از ديدن افراد مذهبي تنفر داشته و حالا به واسطه اين برنامه نگرش او تغيير كرده است.


به گزارش مشرق، محفل، برنامه‌اي كه در سال‌هاي اخير به يكي از پرطرفدارترين و تأثيرگذارترين برنامه‌هاي تلويزيوني تبديل شده است، به شكلي نوآورانه و جذاب به مفاهيم ديني و قرآني پرداخته و توانسته است تأثيرات عميقي بر زندگي مخاطبان خود بگذارد.

برخلاف بسياري از برنامه‌هاي مشابه كه صرفاً به تكرار مطالب و مفاهيم ديني مي‌پردازند، محفل با به كارگيري فرمي جذاب، توانسته است ارتباطي مؤثر و ماندگار با مخاطبان برقرار كند. اين برنامه نه تنها در آگاهي‌بخشي درباره مفاهيم قرآن و آموزه‌هاي اهل بيت (عليهم‌السلام) موفق عمل كرده، بلكه موجب تغييرات ملموسي در زندگي افراد شده است.

در گفتگويي كه با احمد ابوالقاسمي كارشناس يا داور برنامه محفل، داشتيم، او از تأثيرات عميق اين برنامه در ايجاد تغييرات مثبت در نگرش افراد و گسترش علاقه به قرآن سخن گفت و بر اهميت زمان پخش و تيم توليد اين برنامه تأكيد كرد. در مقايسه با ساير برنامه‌هاي مذهبي كه نتواسته‌اند چنين تأثيراتي را ايجاد كنند، محفل توانسته است به شكل چشمگيري دل‌ها را به سوي قرآن جذب كند و تحولي در برنامه‌سازي قرآني به وجود آورد.

احمد ابوالقاسمي به عنوان يكي از قاريان ممتاز و بين‌المللي كشورمان شناخته مي‌شود حالا با گذشت چند روزي از پخش برنامه و پربيننده شدنِ آن، تجربيات خود را از حضور در اين برنامه و واكنش‌هاي مخاطبان را روايت مي‌كند.

وي از اثرات مثبت برنامه در ايجاد ارتباط مؤثر با مخاطبان و تأثير آن در تغيير ديدگاه‌ها با خبرنگار تسنيم صحبت كرد.

يكي از مهم‌ترين نكات مطرح‌شده توسط ابوالقاسمي اين بود كه بسياري از مخاطبان بعد از شركت در برنامه، تغييرات جدي در زندگي خود احساس كرده‌اند. او اشاره كرد به فردي كه پيش از اين از ديدن افراد مذهبي احساس تنفر مي‌كرد، اما اكنون به يكي از طرفداران جدي قرآن و اهل بيت (عليهم‌السلام) تبديل شده است.

ابوالقاسمي در ادامه افزود: "اين تغييرات به واسطه تأثير قرآن و آموزه‌هاي ديني در زندگي افراد است كه مردم ممكن است از آن غافل باشند. بسياري از افرادي كه به قرآن علاقه‌مند هستند، هنوز به صورت كامل آن را درك نكرده‌اند و اين برنامه فرصتي است براي آشنايي بيشتر با آموزه‌هاي قرآن."

وي همچنين به تأثير ويژه‌اي كه برنامه محفل در جذب مخاطبان داشت، اشاره كرد و گفت: محفل قالب جديدي از برنامه‌سازي قرآني را معرفي كرد كه علاوه بر ارائه مفاهيم مذهبي، به شكل جذاب و با استفاده از لحظات شاد و طنز، مردم را به سوي قرآن جذب مي‌كند. اين نوآوري در قالب برنامه، توانسته است محفل را به يك تجربه جديد در تلويزيون تبديل كند.

ابوالقاسمي با تقدير از صدا و سيما به خاطر پخش برنامه در زمان مناسب، اظهار داشت: اين برنامه در بهترين زمان ممكن، يعني در آستانه افطار، پخش شد و توانست ارتباط عميقي با مخاطبان برقرار كند. حتي پس از اين پخش، بسياري از مردم خواهان ادامه برنامه بودند.

وي همچنين از رشد علاقه به قرآن در ميان مخاطبان برنامه و مؤسسات قرآني كشور سخن گفت و افزود: مردم وقتي از برنامه‌هايي همچون محفل بهره‌مند مي‌شوند، به عمق مفاهيم ديني پي مي‌برند و تمايل بيشتري براي شركت در كلاس‌هاي قرآني و آشنايي بيشتر با قرآن پيدا مي‌كنند.

در پاسخ به اين پرسش كه مهم‌ترين عامل موفقيت برنامه محفل چيست، ابوالقاسمي گفت: عوامل مختلفي در موفقيت برنامه نقش دارند. فرم برنامه، زمان پخش، محتواي جذاب و مهمانان ويژه‌اي كه براي هر قسمت انتخاب مي‌شوند، بت فوروارد از جمله دلايل اين موفقيت هستند." وي به طور خاص به دكور برنامه اشاره كرد و آن را يكي از بزرگترين دكورهاي برنامه‌هاي مذهبي دانست كه توانسته توجه مخاطبان را جلب كند.

ابوالقاسمي در پايان از همكاري تيم محفل و هماهنگي ميان تهيه‌كنندگان و ميزبان‌ها سخن گفت و افزود: اين برنامه نه تنها از نظر محتوا بلكه از نظر هماهنگي تيم توليد نيز موفق بوده است و تجربه كاري با اين تيم براي من بسيار آموزنده و خاص بوده است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردين ۱۴۰۴ساعت: ۱۰:۵۷:۲۲ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

تمديد مهلت ارسال آثار به چهاردهمين جشنواره فيلم ۱۰۰ تا پايان فروردين

بنا بر اعلام دبير چهاردهمين دوره جشنواره بين المللي فيلم ۱۰۰، مهلت ارسال آثار به دبيرخانه اين جشنواره تا پايان فروردين ماه تمديد شد.


دبير چهاردهمين جشنواره بين‌المللي فيلم ۱۰۰ از تمديد مهلت ارسال آثار تا پايان فروردين ماه خبر داد.

يوسف منصوري گفت: با توجه به نزديك شدن برگزاري چهاردهمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم ۱۰۰، به زودي فرايند ثبت نام اهالي محترم رسانه براي حضور در اين رويداد سينمايي انجام خواهد گرفت تا طبق برنامه در نيمه ارديبهشت ماه شاهد برگزاري باشكوه اين دوره از جشنواره با حضور هنرمندان، منتقدين و اهالي محترم رسانه باشيم.

منصوري با اعلام اينكه استقبال از آثار ادامه داشته و شاهد مشاركت بالايي از چهاردهمين دوره جشنواره بين المللي فيلم ۱۰۰ هستيم، اعلام كرد با توجه به تقاضاهاي مكرر هنرمندان و فيلمسازان، مهلت ارسال آثار به دبيرخانه چهاردهمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم ۱۰۰ تا پايان فروردين ماه تمديد شد.

دبير چهاردهمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم ۱۰۰ ادامه داد: شاهد استقبال فيلم‌سازان جوان و هنرمنداني از سراسر جهان در جشنواره فيلم ۱۰۰ هستيم و همانطور كه پيش بيني مي‌شد بخش فلسطين آزاد به عنوان بخش ويژه اين دوره از جشنواره با استقبال گسترده هنرمندان داخلي و خارجي روبه‌رو شده است.

گفتني چهاردهمين دوره بت فوروارد جشنواره بين‌المللي فيلم ۱۰۰ به دبيري يوسف منصوري ارديبهشت ماه سال جاري برگزار خواهد شد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردين ۱۴۰۴ساعت: ۱۰:۵۴:۵۵ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

فروش ۴۹ ميليارد توماني سينماها در هفته دوم فروردين ماه

سينماي ايران در هفته گذشته بيش از ۴۹ ميليارد تومان فروش داشت و كمدي دايناسورها صدرنشين گيشه ماند.


به گزارش مشرق، با اعلام ليست اسامي فيلم‌هاي سينمايي نوروز، گيشه سينما در هفته گذشته بيش از ۴۹ ميليارد و ۵۰۴ ميليون تومان فروش را تجربه كرد. سينماي ايران در هفته گذشته در ۱۹ هزار سانس ميزبان ۵۳۴ هزار مخاطب شد و يك كمدي صدر نشين گيشه سينما شد. در ادامه اين مطلب به بررسي فيلم سينمايي صدرنشين گيشه سينماهاي سراسر كشور پرداختيم تا علاقه‌مندان با اطلاعات بهتري به تماشاي آثار سينمايي بنشينند.

«دايناسورها» ركورد زد
كمدي سينمايي «دايناسورها» به كارگرداني مسعود اطيابي با فروش ۱۸۷ هزار بليط به ارزش ۱۷ ميليارد و ۷۶۵ ميليون تومان در صدر جدول فروش سينماها قرار گرفت.

دايناسورها به تهيه‌كنندگي محمد شايسته و نويسندگي امير برادران است كه بازيگراني، چون پژمان جمشيدي، امير جعفري، يوسف تيموري، سوسن پرور، رضا ناجي، نگار فروزنده، حامد وكيلي و فرزانه قاسم‌زاده در اين اثر سينمايي حضور دارند.

در خلاصه‌اي كوتاه از فيلم سينمايي «ايناسورها» مي‌توان گفت: دوره، دوره دايناسورهاست. ولي آن چيزي كه از محتوا مشخص است داستان دو دوست است كه يكي از آنها به اسم رضا دايناسور، چون به كارهاي خلاف مشغول است حسابي دردسر درست مي‌كند و زمينه مشكلاتي را به وجود مي‌آورد كه موقعيت‌هاي كمدي را رقم مي‌زند.

بر اساس گفته‌هاي فيلم سينمايي دايناسورها اينگونه نقد شده است:

فيلم با روايتي طنزآميز و پر از لحظات شاد، سعي در ايجاد فضايي مفرح براي بينندگان دارد. بسياري از فيلم‌هاي اطيابي با نگاهي انتقادي و طنزآميز به مسائل اجتماعي ساخته شده‌اند كه مي‌تواند بر جذابيت فيلم براي مخاطبان بيفزايد.

همچنين برخي از منتقدان بر اين باورند كه فيلم‌هاي اخير اطيابي از الگوهاي مشابهي استفاده مي‌كنند كه ممكن است براي برخي از مخاطبان تازگي نداشته باشد و برخي از صحنه‌هاي فيلم ممكن است يادآور فيلم‌هاي موفق قبلي كارگردان باشد كه مي‌تواند از جذابيت آن بكاهد.

صدرنشيني «موسي كليم الله» در گيشه سينما
فيلم «موسي كليم الله» كاري از ابراهيم حاتمي كيا از هشتم اسفند ماه روي پرده سينماها قرار گرفته است و اكنون با فروش ۱۱۲ هزار بليط به ارزش ۱۰ ميليارد و ۱۲۶ ميليون تومان در رتبه دوم گيشه قرار گرفت.

موسي كليم‌الله، داستان زندگي حضرت موسي (ع) را روايت مي‌كند و اين فيلم با امكاناتي از فناوري توليد مجازي توسط سيمافيلم ساخته شده است. مريلا زارعي، عليرضا كمالي، بهنام تشكر، بهاره كيان افشار، شكيب شجره و فرهاد آئيش گروه بازيگران اين فيلم سينماي تاريخي هستند.

فيلم سينمايي موسي كليم‌الله اينگونه نقد شده است:

توجه كارگردان بيش از حد صرف جلوه‌هاي ويژه و ساختار بصري شده و قصه‌گويي در اولويت اول قرار نگرفته است. چندين منتقد به نقش محوري زنان در داستان اين فيلم اشاره كردند.

«كوكتل مولوتف» ۹ ميليارد فروخت
فيلم سينمايي «كوكتل مولوتف» به كارگرداني حسين دوماري كه از ۱۵ اسفند ماه اكران خود را آغاز كرد، در هفته‌اي كه گذشت توانست ۱۰۰ هزار بليط به ارزش نه ميليارد و ۸۴۵ ميليون تومان بفروشد و در رتبه سوم گيشه سينما قرار بگيرد.

فيلم كوكتل مولوتف نخستين تجربه مستقل فيلمسازي حسين دوماري است كه پيش از اين به صورت مشترك فيلم‌هاي جان دار و يادگار جنوب را با پدرام پوراميري ساخته بود و حالا به سراغ يك كمدي به سبك قديمي رفته است، داستان اين فيلم در دهه ۱۳۵۰ جريان دارد.

امين حيايي، احمد مهرانفر، ستاره پسياني و پژمان جمشيدي با حضور يكتا ناصر، نيلوفر كوخاني، سياوش چراغي‌پور، عليرضا استادي، كمند اميرسليماني، علي مسعودي و سعيد اميرسليماني بازيگران اين فيلم كمدي هستند.

تصويري از فقر مالي در سينمايي «رها»
فيلم اجتماعي «رها» كاري از حسام فرهمند تاكنون با ۴۸ هزار بليط به ارزش پنج ميليارد و ۲۱۱ ميليون تومان در رتبه چهارم فروش گيشه نشست.

«رها» به تهيه‌كنندگي سعيد خاني است و مرضيه برومند نيز به عنوان مشاور كارگردان در اين فيلم حضور دارد. شهاب حسيني، غزل شاكري، ضحا اسماعيلي، آرمان ميرزايي، محمدرضا ساميان، محمد اشكان‌فر، هادي افتخارزاده، ماهني مهرپرور، سپيده پهلوان‌زاده و برديا ديانت گروه بازيگران اين فيلمس ينمايي را تشكيل مي‌دهند.

درخلاصه داستان اين اثر سينمايي آمده است: توحيد ۵۵ ساله به همراه همسر و فرزندانش زندگي متوسطي دارند. تا اينكه يك اتفاق خيلي ساده، داستان زندگي آنها را بهم مي‌ريزد.

فيلم سينمايي رها اينگونه نقد شده است:

بعد از مدت‌ها در سينماي ايران، خانواده‌اي به تصوير كشيده شده شبيه خانواده‌هاي معمولي كه دعوا دارند، شوخي مي‌كنند، همديگر را دوست دارند و علي‌رغم مشكلات و گهگاه سركوفت زدن‌ها پشت يكديگر مي‌ايستند. اما مهم‌ترين نكته‌ي فيلم بنظرم ساختن شخصيتي مثل توحيد است. مردي كه بنظر بي‌عار مي‌رسد و همه چيز را راحت مي‌گيرد.

فيلم مقدمه خيلي خوبي براي شناساندن اين خانواده‌ي دوست‌داشتني تنگدست دارد. يك جاهايي از دست توحيد عصباني هم مي‌شويد مثل وقتي لباس‌هاي دست دوم مينا را قبول مي‌كند و اين نداشتن عزت نفس عصبي‌تان مي‌كند، اما شخصيت منحصربه‌فردي است.

«پسر دلفيني۲» انميشين خوش فروش سينما
انيميشين سينمايي «پسر دلفيني ۲» به كارگرداني محمد خيرانديش كه در فجر چهل و سوم قرار داشت تاكنون با فروش ۳۶ هزار بليط سينما همراه و فروش سه ميليارد و ۲۱۸ ميليون تومان در رتبه پنجم گيشه سينما را تجربه كرد.

ناهيد اميريان، حامد عزيزي، مريم جليني، ثريا قاسمي، شراره حضرتي، ارسلان جولايي، ژرژ پطروسي، تورج نصر و… صداپيشگان اين انيميشن سينمايي هستند.

در خلاصه داستان انيميشن پسر دلفيني ۲ آمده است: اين بار پسر دلفيني به چهره‌اي محبوب و قهرمانانه در نگاه موجودات دريايي و مردم جزيره تبديل شده است. اما در زندگي‌اش احساس تنهايي مي‌كند، زيرا همه از او انتظار دارند كه يك قهرمان باشد. حسادت خواجه ماجد، كه تمام دارايي‌هاي خود را به كاپيتان مرواريد باخته باعث مي‌شود تا آماده نبرد با آنها شود. او به طور اتفاقي با يك نهنگ خشمگين در دريا روبه‌رو مي‌شود و تمام تلاش خود را مي‌كند تا پسر دلفيني را شكست دهد.

فيلم سينمايي پسر دلفيني ۲ اينگونه نقد شده است:

معمولاً انيميشن‌هاي ايراني به ندرت به قسمت دوم مي‌رسند، اما پسر دلفيني نه تنها اين ويژگي را دارد بلكه پيش از آن سريالي ۲۶ قسمتي از آن از فيليمو پخش شده است. اين نحوه ساخت و پرداخت و جذب نشان هم پسر دلفيني در حوزه تجاري و فضاي برندينگ موفق بوده است. در روزگاري كه ساخت بت فوروارد انيميشن در تمام جهان مدام در حال ترقي است كيفيت‌هاي فني اين فيلم نيز قابل توجه است خاصه اينكه بيشتر از نود درصد آن در فضاي زير آب و دريا روايت مي‌شود.

پسر دلفيني ۲ در راستاي اثر اول ولي با رويكردي مستقل در تلاش است شخصيت اصلي خود را وارد چالش‌هاي جديد ديگري كند و با طرح موضوع بحران هويت، مسئله قهرمان‌پروري و همين طور فقدان، شكست و سخت‌كوشي را به كودكان و نوجوانان بي‌آموزد. اين پويانمايي با استفاده از ترانه‌هاي كودكانه شنيدني و دلچسب، كودك را تشويق به استقلال و عدم وابستگي به غير كرده و مختصات اخلاقي و انساني قهرمان را به او يادآور مي‌شود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردين ۱۴۰۴ساعت: ۱۰:۵۲:۴۲ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

جواب دادن فرمول پيام-سرگرمي در سيما /سريال «پايتخت» چطور حال و هواي آنتن را بهتر كرد؟

اتفاقات اخيري كه براي پايتخت رخ داد نشان داد مخاطب ايراني نه تنها از مديوم تلويزيون بريده نشده بلكه به دليل عملكرد ضعيف باقي مديوم‌ها –به‌خصوص در كمدي– به اوقات فراغتش به تلويزيون پناه ببرد.


به گزارش مشرق، تقريباً تمام اخبار يك ماه اخير سينما، تلويزيون و نمايش خانگي داخلي تحت‌تأثير پخش فصل هفتم «پايتخت» قرار گرفت. بيراه نگفته‌ايم اگر بگوييم پايتخت روي اكران نوروز هم بي‌تأثير نبوده و اخبار و تبليغات سينمايي‌هاي نوروزي را به حاشيه كشانده و حتي روي خالي شدن صندلي‌هاي سانس ساعت ۲۲ كشور اثر گذاشته است. پايتخت موجي را ايجاد كرد كه اتفاقات آثار نمايش خانگي هم به كلي در حاشيه قرار گرفت. بر اساس آمار مي‌توان چنين استدلال كرد كه پايتخت يك‌تنه به اندازه كل نمايش خانگي مخاطب گرفته و اين موضوع بار ديگر به همه يادآوري كرد كه تلويزيون چه قدرت بلامنازعي در رسانه‌هاي كشور دارد!

اتفاقات اخيري كه براي پايتخت رخ داد نشان داد مخاطب ايراني نه تنها از مديوم تلويزيون بريده نشده بلكه دقيقاً در لحظه انتظار است تا به دليل عملكرد ضعيف باقي مديوم‌ها –به‌خصوص در كمدي– به اوقات فراغتش به تلويزيون پناه ببرد و انتظار اثري قابل ديدن را بكشد كه بتواند براي آمدن قسمت تازه آن لحظه‌شماري كند. براي آنكه آنچه تشريح كرديم برايتان عيني‌تر شود كافي است به تلوبيون برويد و نگاهي به ميزان دنبال‌كننده‌هاي پايتخت بيندازيد؛ رقم ۲۷ ميليون بازديد براي سريالي كه تازه به نيمه رسيده، آن هم در وضعيتي كه نمايش خانگي خود را با زور تبليغات سرپا نگه داشته و سينما در بازه زماني نوروز تنها يك مخاطب جدي داشته، چيزي شبيه به معجزه است. معجزه‌اي كه تنها از قدرت تلويزيون برمي‌آيد.

 

در قسمت دهم و يازدهم پايتخت، كاراكتر بهتاش به قصه بازمي‌گردد، به چه شكل؟ با بازگشت به خانواده. كاراكتري كه در فصل ششم اين سريال محل بحث‌هاي پيرامون حضورش در سريال و بدآموزي شخصيت او شد و اين بحث‌ها حتي به سطح مقامات هم كشيده شد. ماجراي بازگشت بهتاش تنها گوشه‌اي است از نگاه راهبردي‌اي كه سازندگان پايتخت دارند و بدون بيان گل‌درشت و نصيحت مستقيم مخاطب، درباره چنين موضوعات مهمي موضع‌گيري مي‌كنند.
آيا تمام صحبت‌هايي كه درباره موج ايجاد شده توسط پايتخت هفت كرديم اين سريال را از نقد كردن مبرا مي‌كند و ضعف‌هايش را مي‌پوشاند؟ پاسخ به اين سؤال يك «نه» قاطع است. اما نكته‌اي كه پايتخت را از يك اثر وايرال شده به يك اثر مهم بدل مي‌كند، در يك عبارت خلاصه مي‌شود؛ «توازن در پيام و سرگرمي». آنچه پايتخت در ۷ فصل اخير انجام داده، تلاش حداكثري بوده براي كشاندن و بيان پيام‌هاي راهبردي و حتي نقد اجتماعي در بستر قصه و ساختار روايي اثر. اجازه بدهيد اين استدلال را با يك صحنه از سريال شرح دهيم.

در قسمت دهم و يازدهم پايتخت، كاراكتر بهتاش به قصه بازمي‌گردد، به چه شكل؟ با بازگشت به خانواده. كاراكتري كه در فصل ششم اين سريال محل بحث‌هاي پيرامون حضورش در سريال و بدآموزي شخصيت او شد و اين بحث‌ها حتي به سطح مقامات هم كشيده شد. ماجراي بازگشت بهتاش تنها گوشه‌اي است از نگاه راهبردي‌اي كه سازندگان پايتخت دارند و بدون بيان گل‌درشت و نصيحت مستقيم مخاطب، درباره چنين موضوعات مهمي موضع‌گيري مي‌كنند. مخاطب از اين مدل انتقال پيام استقبال مي‌كند و قصه را دنبال مي‌كند. آمار يك و نيم ميليون نفره تماشاي اين دو قسمت نشان مي‌دهد مخاطب با اين شكل از انتقال پيام همراه شده و به جاي بيرون زدن اين اتفاق در سريال، آن را در بستر روايي اثر مي‌پذيرد. فصل هفتم پايتخت مملو از اين ظرايفي است كه در سناريوي آن نوشته و در مقابل دوربين سيروس مقدم به تصوير كشيده شده است. تصاويري كه چه در متن و چه در فرامتن، پايتخت را به اثري مهم بدل مي‌كند.

پايتخت روي امواج زندگي است‌

در شرايطي كه تقريباً هر روز سيگنال‌هاي ارزي و ديپلماتيك، روان عمومي جامعه را مختل مي‌كند، پايتخت اتفاقي است كه بيش از يك اثر سرگرمي بدل به نمادي از جامعه ايراني مي‌شود. وقتي در ميان اخبار روز چند هفته اخير كشور، اظهارات ترامپ با صحنه‌هايي از پايتخت بدل به ترند يك ايران مي‌شود، نشان مي‌دهد جامعه ايران تا چه اندازه غرق در زندگي است. جامعه‌اي كه توسط صغير و كبير در حال فروپاشي نشان داده مي‌شود، اما اقبال چند ميليوني‌اش به يك اثر كمدي، پيام ديگري را متبادر مي‌كند كه اتفاقاً از آن مي‌شود برداشت‌هاي ديپلماتيك داشت.

هفت، عدد ثبات است‌

هفت‌فصله شدن پايتخت و ماندگار ماندن تعداد مخاطبان پاي اين اثر، نشان از مفهوم گم‌شده اين روزهاي جامعه ما دارد و آن هم ثبات است. با يك نگاه كلي نسبت به قسمت‌هاي منتشر شده از اين فصل و فصل‌هاي قبل پايتخت مي‌توان به جرئت گفت تغييرات كاراكترها با آنكه در روايت ايجاد جذابيت روايي مي‌كند، اما در تداوم قصه آن‌ها را پراكنده و خارج از وجه انساني خود نمي‌كند. همين امر بين مخاطب و تمامي كاراكترها ايجاد نزديكي كرده و ثبات را براي اين اثر رقم مي‌زند. پايتخت به وضوح حداقل‌ها را زير پا نمي‌گذارد و همين برايش ثبات در ميزان اقبال مخاطب در اين هفت فصل را پديد آورده است. هفت فصلي كه در ميان آثار رسانه ملي و حتي نمايش خانگي يك ركورد به حساب مي‌آيد.

 

شايد اين جملات كليشه‌اي به نظر برسد، اما مي‌شود با مثالي از فصل چهارم پايتخت اين مسئله را شرح داد. در اين فصل مخاطب به حد اضطراب مي‌رسد براي نگه داشتن خانواده معمولي. در قسمت آخر اين فصل ما با همايي مواجه مي‌شويم كه نقي او را در دوگانه اخلاق يا خانواده مي‌اندازد، اما در پايان قصه اين نقي است كه صورت‌مسئله را پاك مي‌كندخانواده، پايتخت را نگه مي‌دارد

پايتخت از قسمت اول خود يك اثر متكي بر تك‌شخصيت نبود. چه آدم‌هاي جمع‌شده در قاب كاميون ارسطو در فصل اول و دوم و چه خانواده مستقرشده در خانه‌هاي اجاره‌اي فصل سوم تا هفتم، همه به مفهومي متصل و جذب شده‌اند تحت عنوان خانواده. شايد اين جملات كليشه‌اي به نظر برسد، اما مي‌شود با مثالي از فصل چهارم پايتخت اين مسئله را شرح داد. در اين فصل مخاطب به حد اضطراب مي‌رسد براي نگه داشتن خانواده معمولي. در قسمت آخر اين فصل ما با همايي مواجه مي‌شويم كه نقي او را در دوگانه اخلاق يا خانواده مي‌اندازد، اما در پايان قصه اين نقي است كه صورت‌مسئله را پاك مي‌كند و به جاي آنكه هما را در دالان اخلاق يا خانواده بيندازد، از اساس دوگانه را از بين مي‌برد و از خانواده‌اش در برابر اين دوراهي از اساس خطرناك -كه اتفاقاً بدل به وجه مشترك برخي آثار اجتماعي چند سال اخير سينماي ايران هم شده است- حراست مي‌كند.

حراست اعضاي خانواده از گروه اجتماعي خود به اينجا ختم نمي‌شود. كار حتي به فصل پنجم و مواجهه خانواده معمولي با داعش كشيده مي‌شود. دوباره خانواده در برابر يك عنصر ضد اخلاق و خطرناك قرار مي‌گيرد. در فصل هفتم هم باز مسئله خانواده و البته تشكيل و بازتوليد خانواده مطرح است. مفهومي كه براي جامعه ايراني اصولاً به عنوان يك عنصر سمپاتيك تلقي مي‌شود و همين مسئله اقبال مخاطب را به سريال چند برابر مي‌كند.

 

پايتخت نقد كردن را بلد است

شايد اين‌طور به نظر برسد كه برخي از نقدهاي اجتماعي مطرح شده در پايتخت از روايت اصلي داستان بيرون مي‌زند و بعضاً پايتخت را تا مرز اپيزوديك شدن پيش مي‌برد. حتي اگر اين گزاره را بپذيريم، باز هم پايتخت در اجرا و به تصوير كشيدن نقدهاي اجتماعي هم خلاق عمل كرده و هم هوشمند. اين شكل از انتقادها چه در ديالوگ و چه در موقعيت، از بدترين حالت از استانداردهاي حداقلي برخوردارند.

از نقد جريان بلاگري گرفته كه با مطرح شدن اين داستان از زبان بهتاش و در قالب ديالوگ به دل مخاطبان نشست، تا نقد نگهداري از حيوانات خانگي كه در جريان كنوني سينما و تلويزيون ايران كمتر كسي جرئت مي‌كند حتي به آن نزديك شود، و يا نقد عدم توجه به جامعه ورزشي و به‌خصوص كشتي كه در قالب يك موقعيت كميك-تراژيك مطرح شد. همه اين‌ها نشان مي‌دهد پايتخت زبان نقد خودش را پيدا كرده و مي‌داند چگونه بدون آنكه نقد اجتماعي از كاراكترهاي داستان فراتر رود و به بيانيه‌خواني بيفتد، حرفش را بزند و يا به بيان بهتر كاراكترها از دردهايشان بگويند.

 پايتخت روي مرز تمدن و تديّن

شايد يكي از جذاب‌ترين لوكيشن‌هايي كه پايتخت به آن خواهد رفت، تاجيكستان باشد؛ كشوري كه در چند سال اخير به دليل اشتراكات زباني و فرهنگي مورد توجه سران دو كشور قرار گرفته و از اين نظر پايتخت را مي‌تواند گسترش‌دهنده يك ارتباط فرهنگي ميان ايران و تاجيكستان دانست. وصلت دو خانواده ايراني و تاجيكي در قصه سواي آنكه مي‌تواند تصويري از مردم تاجيكستان در ذهن مخاطبان بسازد، مي‌تواند سبب ارتباط فرهنگي گسترده‌تر ميان مردم ما و تاجيكستان بشود.

موضوع تاجيكستان از يك سو حائز اهميت است و از طرف ديگر مدل پرداخت پايتخت به اين مسئله اهميتي دوچندان دارد. پايتخت در سال‌هاي گذشته نشان داده كه وقتي به سمت مذهب يا سكانس‌هاي مذهبي مي‌رود بلد است چگونه از كليشه خارج شود و آن را در زبان كاراكترها بياورد، شاهد مثال اين اتفاق هم سكانسي بود كه در فصل‌هاي گذشته سريال نقي به پدرش در نماز بت فوروارد خواندن كمك مي‌كرد و كلمه به كلمه اذكار نماز را برايش مي‌گفت، سكانسي كه بدل به يكي از صحنه‌هاي ماندگار سريال شد و يا حتي در فصل فعلي سريال ماجراي اوس موسي و رفتنش بعد از نماز صبح. تأكيد روي اين مفهوم نماز نشان مي‌دهد كه نويسندگان پايتخت براي شخصيت‌هايشان حداقل‌هايي از تدين را قائل هستند، تديني كه چون در بستر قصه قرار مي‌گيرد براي مخاطب دور نيست و ايجاد فاصله نمي‌كند.

پايتخت فرم بلد است

در پايتخت امسال قطعا برخي موضوعات مانند لهجه بازيگران و يا حتي شكاف‌هاي روايي مطرح است، شكاف‌هايي كه در سال‌هاي قبل هم وجود داشت و مورد انتقاد مخاطبان و منتقدان قرار گرفت. با اين حال پايتخت باز هم از حداقل‌هاي فرمي پايين نمي‌آيد و يك سر و گردن هم از كمدي‌هاي نمايش خانگي و هم تلويزيون سرتر است. بازي‌هاي كماكان خوب محسن تنابنده، ريما رامين‌فر، نسرين نصرتي (كه بحق در اين فصل يك‌تنه درخشيده) احمد مهرانفر و بازي به اندازه هومن حاجي‌عبداللهي و ديگر شخصيت‌هاي داستان به سريال كمك كرده و آن را بدل به اثري قابل ديدن مي‌كند؛ اثري كه حتي در نحوه فيلمبرداري و خلق موقعيت‌هاي كميك و تراژيك و همچنين ديالوگ‌نويسي، دكور و حتي تغيير شغل‌هاي كاراكترها منسجم عمل مي‌كند و همين موضوعات باعث مي‌شود پس از خوابيدن صداي حواشي، مخاطبي را ببينيم كه هر شب ساعت 10 به همراه خانواده تلويزيون را روشن مي‌كند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردين ۱۴۰۴ساعت: ۱۰:۵۰:۰۶ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

بهاريۀ جديد حدادعادل با رنگ و بوي غزه

غلامعلي حدادعادل مشاور عالي رهبر انقلاب طبق عادت هرساله كه در ايام نوروز شعري با مضمون بهار مي‌سرايد، امسال نيز غزلي بلند و قصيده‌وار با عنوان «به سوي كدامين؟» سروده است.


به گزارش مشرق، غلامعلي حدادعادل مشاور عالي رهبر انقلاب طبق عادت هرساله كه در ايام نوروز شعري با مضمون بهار مي‌سرايد، امسال نيز غزلي بلند و قصيده‌وار با عنوان «به سوي كدامين؟» سروده است كه در آن به جنايات عليه مردم غزه و فلسطين اشاره مي‌كند.

وي شعر خود را در جلسه‌اي با حضور تعدادي از همكاران خود -پس از ارائۀ توضيحي كوتاه- قرائت كرد كه در ويدئوي زير قابل ملاحظه است؛ همچنين مي‌توانيد متن كامل شعر را در ادامه بخوانيد: 

«دنيا دوباره نو شد و رنگين شد
باغ از بهار سبز و نگارين شد

تاجي ز ياس و سوسن و نيلوفر
بر سر نهاد باغ و گل‌آذين شد

بيدار شد ز خواب زمستاني
خوابي كه بس گران شد و سنگين شد

سرمست از نسيم سحرگاهي
سرخوش ز بوي سنبل و نسرين شد

هر برگ بوستان و گلستانش
نقشي ز گل گرفته و تزئين شد

صحرا كه سنگلاخ غريبي بود
گسترده همچو چادر رنگين شد

افسرده بود آب روان در جوي
اينك زلال و جاري و شيرين شد

نوروز و هفت‌سين و گلاب و گل
تكرار رسم و سنت ديرين شد

اما بگويمت كه دلم خوش نيست
با آنچه از جفا به فلسطين شد

اي بس ستمگري ز ستمكاران
بر كودكان بي‌كس و مسكين شد

از درد و رنج مردم آواره
در خون نشست بت فوروارد ديده و غمگين شد

هرجا كه لاله‌اي به چمن روييد
رمزي ز غزّه گفت و نمادين شد

هر غنچه‌اي به باغچه پرپر گشت
طفلي به غزّه پرپر و خونين شد

بسيار زن كه بي سر و همسر ماند
بسيار تن كه بي سر و بالين شد

بر لب هزار درد و دريغ آمد
در دل هزار ناله و نفرين شد

يك سو غم است و سوي دگر شادي
بايد كنون به سوي كدامين شد؟!»


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردين ۱۴۰۴ساعت: ۱۰:۴۶:۰۲ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

عذاب بي‌امان خدا درباره دشمنان اهل بيت

نواصب در طول تاريخ اسلام همان عده‌اي بودند كه ائمه را به قتل رساندند و شيعيان ايشان را به شديدترين شكل ممكن به قتل رساندند؛ كينه‌اي كه پايان‌پذير نيست و لذا خداوند آنها را به صورت خاص در قبر و قيامت و رجعت عذاب مي‌كند.


به گزارش مشرق،‌ از شديدترين و هولناك‌ترين عقوبت‌هايي كه خداوند در قرآن از آن ياد كرده، مربوط به دشمنان اهل‌بيت عليهم‌السلام است. آيات متعددي در قرآن كريم نشان مي‌دهد كه دشمني با اولياي الهي، به‌ويژه پس از شناخت حق، گناهي نابخشودني است و مستوجب عذابي استثنايي و دردناك خواهد بود.

عذاب اين دسته از افراد نه‌تنها از نظر شدت از عذاب كفار سنگين‌تر است، بلكه از نظر ماندگاري نيز، حالت ابدي و هميشگي دارد. چرا كه دشمني با اهل‌بيت عليهم‌السلام، در حقيقت مقابله با مسير هدايت، نور الهي و اراده خداوند براي اقامه حق و عدل در زمين است. از اين رو، اين نوع دشمني، جلوه‌اي از كفر مضاعف و عناد عميق با حقايق توحيدي به شمار مي‌رود.

از آياتي كه اختصاص به اين موضوع دارد، آيات ۱۲۴ تا ۱۲۸ سوره‌ي طه است. خداوند در آيه‌ي ۱۲۴ مي‌فرمايد «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَيٰ»؛ يعني هركس از ذكر من رويگردان شود، پس براي او معيشت تنگي (ضنك) خواهد بود در حالي كه در قيامت كور محشور مي‌شود. اين آيه به ظاهر عام است، يعني هر فردي كه از ذكر خدا اعراض كند، تبعاتي در قيامت براي او خواهد داشت و در آيات بعد وعده مي‌دهد «وَ كَذَٰلِكَ نَجْزي مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ يُؤْمِنْ بآيَاتِ رَبّهِ ۚ وَ لَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَيٰ»؛ يعني اينچنين جزا مي‌دهيم كسي را كه درباره آيات پروردگار اسراف كرده و هرگز به آنها ايمان نمي‌آورد و بي ترديد عذاب آخرت سخت تر و پايدارتر است.

با تأمل در احاديثي كه ذيل اين آيات وارد شده، روشن مي‌شود كه اين آيات ناظر به ناصبان، يعني دشمنان اهل‌بيت وحي عليهم‌السلام و شيعيان آنان است. همچنين، تعبير «معيشت ضنك» به شرايط زندگي دنيوي مربوط نمي‌شود، بلكه به عذابي اشاره دارد كه در قبر، دوران رجعت و قيامت دامنگير آنان خواهد شد.

معاوية بن عمار از امام صادق عليه‌السلام ذيل آيه «... فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا» نقل مي‌كند كه آن حضرت قسم جلاله ادا كرد كه اين آيه مربوط به ناصبان است «هِيَ وَ اللَّهِ النُّصَّابُ». سپس از امام سؤال مي‌كند كه من ناصبان را در تمام طول عمرشان ديدم تا زماني كه مردند، اما اينچنين نشدند. امام فرمود «وَ اللَّهِ فِي الرَّجْعَةِ يَأْكُلُونَ الْعَذَرَةَ»؛ يعني درسته؛ و الله كه (معيشت ضنك) در رجعت اتفاق مي‌افتد و در آن زمان از نجاست مي‌خورند. (تفسير القمي، ج‏۲، ص۶۵)

بنابراين، اعراض از ذكر در فراز آيه‌ي «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذكْرِي» به‌معناي روي‌گرداني از ولايت اميرالمؤمنين و ساير ائمه عليهم‌السلام است، و مراد از «آيات» در عبارت «وَ لَمْ يُؤْمِنْ بآيَاتِ رَبّهِ»، همين بزرگواران مي‌باشند. رجوع به روايات نيز مؤيد اين معناست. در روايتي از امام صادق عليه‌السلام، ابابصير درباره تفسير آيه «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذكْرِي» سؤال مي‌كند و حضرت مي‌فرمايند: «يعني به ولايت اميرالمؤمنين عليه‌السلام اعراض مي‌كنند». سپس در ادامه به آيه «وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَيٰ» اشاره كرده و مي‌فرمايند: «يعني در آخرت نابينا خواهد بود، زيرا در دنيا نسبت به ولايت اميرالمؤمنين عليه‌السلام كوردل بوده است» (الكافي، ج ۱، ص ۴۳۵، طبع دارالكتب الإسلامية).

همچنين درباره آيه «و اين‌چنين جزا مي‌دهيم كسي را كه اسراف كرد و به آيات پروردگارش ايمان نياورد، و بي‌گمان عذاب آخرت شديدتر و ماندگارتر است.» فرمود: «مَنْ أَسْرَفَ» «يَعْنِي مَنْ أَشْرَكَ»؛ به اين معنا كه در ولايت اميرالمؤمنين عليه‌السلام براي غير او شريك قائل شد، و به آيات پروردگارش ايمان نياورد، و از روي دشمني، امامان را واگذاشت، پس از آثارشان پيروي نكرد و آنان را به ولايت نپذيرفت. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏۱، ص۴۳۶) بنابراين مصداق اسراف به آيات = شرك نسبت به ولايت اميرالمؤمنين ومصداق لَمْ يُؤْمِنْ بآيَاتِ رَبّهِ = ترك ائمه از روي دشمني و عدم تبعيت از آثار (از جمله سيره و حديث).

از جمع‌بندي آيات ۱۲۴ تا ۱۲۸ سوره طه مي‌توان دريافت كه كساني كه از ولايت اميرالمؤمنين عليه‌السلام، چه پس از ماجراي سقيفه و چه در دوران‌هاي بعد، روي‌گردان شوند يا براي ولايت ايشان شريكي قائل باشند، در زمره نواصب قرار مي‌گيرند و در عالم قبر و قيامت گرفتار شديدترين عذاب خواهند شد. البته اين حكم شامل گروهي از مسلمانان نمي‌شود كه به‌دليل نبود بت فوروارد دسترسي به معارف اهل‌بيت عليهم‌السلام يا در اثر فريب‌خوردگي، دچار استضعاف فكري شده‌اند.

بيشتر مسلمانانِ پيرو ديگر مذاهب، هرچند به‌دليل تبليغات يا شرايط تاريخي، نتوانسته‌اند حقيقت ولايت و خلافت اميرالمؤمنين عليه‌السلام را به‌درستي بشناسند و بپذيرند، اما نسبت به اهل‌بيت عليهم‌السلام محبت دارند و به زيارت حرم‌هاي مطهر ايشان مشرف مي‌شوند. در احاديث و فقه شيعه، ناصبي به كسي اطلاق مي‌شود كه با اميرالمؤمنين و خاندان وحي آشكارا دشمني ورزد و به‌سبب محبت شيعيان به عترت، آنان را مورد آزار، قتل يا غارت قرار دهد.

اين گروه از نواصب در طول تاريخ اسلام همان عده‌اي بودند كه ائمه را به قتل رساندند و شيعيان ايشان را به شديدترين شكل ممكن به قتل رساندند؛ كينه‌اي كه پايان‌پذير نيست و لذا خداوند آنها را به صورت خاص در قبر و قيامت و رجعت مورد عذاب قرار مي‌دهد. تخريب قبور ائمه‌ي بقيع برخاسته از همين تفكر ناصبي‌گري است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردين ۱۴۰۴ساعت: ۱۰:۴۲:۵۱ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

صنعت سينما و تلويزيون روي گسل تعرفه‌اي ترامپ

جهان از جنگ تجاري دونالد ترامپ كه توسط رئيس‌جمهور آمريكا به‌عنوان «روز آزادي» مطرح شد، شوكه شده است. اكنون سينما و تلويزيون نيز با نگراني‌هاي فزاينده‌اي در مورد تأثير اين جريمه‌ها روبرو شده است.


به گزارش مشرق، تقريباً هيچ كشوري — به‌جز برخي استثناها از جمله روسيه — از اين تعرفه‌ها در امان نمانده است. ترامپ كه از زمان بازگشت به كاخ سفيد تقريباً هر روز درباره اين تعرفه‌ها صحبت كرده، اعلام كرد كه نرخ پايه اين تعرفه‌ها ۱۰ درصد خواهد بود، اما در برخي موارد — مثل چين — اين رقم حتي از ۵۰ درصد نيز فراتر خواهد رفت.باتوجه‌به نقش پُررنگ سينما و تلويزيون آمريكا در رونق اين صنعت در بسياري از كشورهاي جهان، نگراني‌ها درباره تأثير سياست‌هاي تعرفه‌اي جديد بر كشورهايي كه به توليدات آمريكايي وابسته‌اند يا بازار فروش آثارشان به ايالات متحده متصل است، به‌شدت افزايش يافته است.

برخي منابع فعال در بخش بين‌المللي صنعت سرگرمي با رسانه‌ها تماس گرفته‌اند و نگراني خود را درباره اين‌كه چه بر سر توانايي آن‌ها در فروش آثارشان در بازار آمريكا خواهد آمد، مطرح كرده‌اند.سؤالاتي نظير اينكه آيا توليدات آمريكايي در خارج از ايالات متحده با محدوديت يا مانعي روبه‌رو خواهد شد؟ همچنين آينده تعهدات پلتفرم‌هاي استريم براي سرمايه‌گذاري در محتواي محلي در كشورهاي مختلف — كه طي هفته‌هاي اخير از سوي دولت ترامپ تحت‌فشار قرار گرفته است — چه خواهد شد؟


هرچند به نظر مي‌رسد تعرفه‌هاي جديد به طور مستقيم شامل توليد يا فروش فيلم و سريال در بازار آمريكا نمي‌شود — اين محصولات در دسته‌بندي خدمات قرار مي‌گيرند نه كالا — اما همچنان نگراني در زمينه درآمدهاي جانبي از اين خدمات وجود دارد.

آليس اندرز، تحليلگر سابق شركت اندرز آناليزيس و كارشناس تجارت، با اشاره به اينكه «خدمات از اين تعرفه‌ها مستثني هستند» و اين مسئله «براي كشورهايي مانند بريتانيا كه به صادرات خدمات وابستگي بسيار بيشتري دارند، حياتي است»، هشدار داد كه درآمدهاي جهاني تبليغات ممكن است به‌شدت تحت‌تأثير قرار گيرند.به گفته او، با اعمال تعرفه‌ها و تأثيرشان بر اقتصادهاي محلي، بودجه‌هاي بازاريابي ممكن است كاهش يابند و همچنين اين احتمال وجود دارد كه آمريكايي‌ها هزينه كمتري براي تبليغات در بازارهاي خارجي اختصاص دهند.از نظر اندرز، اين سناريو مي‌تواند كابوسي براي شبكه‌هاي تلويزيوني تجاري جهان باشد كه همين حالا نيز از چندين جبهه با رقابت‌هاي سخت روبه‌رو هستند.

«به نظر من، اصلي‌ترين تأثير فوري اين تصميم، روي صنعت تبليغات خواهد بود. بديهي است كه اين موضوع براي هيچ اقتصادي خوب نيست، مخصوصاً در اين مقطع كه جهان هنوز از ركود دوران همه‌گيري خارج نشده و چنين شرايطي قطعاً كمكي به بهبود اوضاع نمي‌كند.»

 

 باوجوداينكه از نظر فني، اين تعرفه‌ها نبايد شامل فيلم‌ها يا سريال‌هاي تلويزيوني شوند، اما ترس‌ها از گسترش فضاي حمايت از توليد كه دولت ترامپ آن را ترويج مي‌كند، افزايش يافته است. نگراني اصلي اين است كه استوديوها و پلتفرم‌هاي بزرگ آمريكايي ممكن است به‌تدريج توليد آثار خود در خارج از كشور را كاهش دهند.اين در حالي است كه از زمان وقوع آتش‌سوزي‌هاي گسترده در لس‌آنجلس، تلاش‌هاي تازه‌اي براي بازگرداندن توليدات سينمايي به هاليوود آغاز شده است. سايت ددلاين اخيراً گزارش داده كه گروه كوچكي در حال كار روي طرحي محلي هستند تا فيلم‌هاي با بودجه متوسط دوباره به اين شهر بازگردند.

اين طرح شامل كاهش «مقررات سخت‌گيرانه و فرآيندهاي پيچيده اخذ مجوز» و همچنين حذف «هزينه‌هاي غيرضروري و الزامات ايمني» مي‌شود.در همين زمينه، جِي هانت، رئيس مؤسسه فيلم بريتانيا (BFI)، در ماه ژانويه اظهارنظرهاي به‌شدت حمايت‌گرايانه درباره هاليوود را «نگران‌كننده» خوانده بود.

هم‌زمان با اين موضوع، يكي ديگر از منابع ارشد فعال در يكي از نهادهاي صنفي نيز هشدار داد كه ممكن است تعرفه‌ها شامل خدمات توليد فيلم و سريال نشوند، اما اين به معناي آن نيست كه ترامپ فشار نخواهد آورد تا شركت‌هاي آمريكايي توليدات خود را دوباره به داخل خاك كشور منتقل كنند.اكنون نگراني‌ها روبه‌افزايش است كه سياست‌هاي اقتصادي ترامپ ممكن است به حوزه تعهدات توليد محتواي محلي نيز سرايت كند؛ تعهداتي كه طي سال‌هاي اخير در بسياري از كشورها به ستون اصلي صنعت سينما و تلويزيون در آن مناطق تبديل شده است.


در اروپا، دستورالعمل خدمات رسانه‌اي صوتي تصويري به كشورهاي عضو اتحاديه اجازه مي‌دهد تا تعهدات مالي و سهميه‌هاي محتوايي را بر سرويس‌هاي استريم اعمال كنند. بسياري از كشورهاي جهان، از جمله در اروپا، استراليا و كانادا، اين قوانين را تثبيت كرده‌اند تا مطمئن شوند سرويس‌هاي استريم كه از مراكز توليد ارزان‌تر اين مناطق بهره مي‌برند، سهم خود را به صنعت محلي پرداخت كنند.اما اجبار شركت‌هاي آمريكايي براي توليد محتوا در خارج از كشور، درحالي‌كه مي‌توانند پول خود را داخل كشور خرج كنند، كاملاً با شعارهاي ترامپ در تضاد است.

چند هفته پيش، يك يادداشت داخلي از كاخ سفيد اين دستورالعمل‌ها را به‌شدت مورد انتقاد قرار داد؛ دستورالعمل‌هايي كه به گفته آن‌ها، «سرويس‌هاي استريم آمريكايي را مجبور به سرمايه‌گذاري در توليدات محلي مي‌كند.»از آن زمان، انجمن سينمايي آمريكا (MPA) نيز به‌طورجدي بر «تعهدات سرمايه‌گذاري نامتناسب در اروپا» تمركز كرده و شروع به نظرسنجي از اعضاي قدرتمند خود درباره اين موضوع كرده است.با اين اوصاف، جاي تعجب نبود كه الزامات قانوني براي سرمايه‌گذاري يا توليد محلي يكي از موضوعات اصلي بحث در رويداد سريز مانيا (يكي از جشنواره‌هاي بين‌المللي سريال در جهان كه سالانه در شهر ليل فرانسه برگزار مي‌شود) در هفته گذشته بود.

 

اوليويه هنرار، معاون مديركل مركز ملي سينماي فرانسه، در اين زمينه سخنراني پُرشوري ايراد كرد و هشدار داد كه «هاليوود مي‌خواهد به عصر طلايي خود بازگردد؛ عصري كه ظاهراً به دليل توليدات فرّار در كشورهاي خارجي و مقرراتي كه سرمايه‌گذاري در توليدات محلي را الزامي مي‌كنند، از دست رفته است.»هنرارد در ادامه تأكيد كرد: بنابراين ما بايد انتظار رويكردي بسيار تهاجمي‌تر نسبت به بخش صوتي‌ تصويري اروپا داشته باشيم.او افزود: در چنين شرايطي، من نسبت به يك موضوع كاملاً اطمينان دارم: «ما اروپايي‌ها بايد به‌صورت جمعي واكنش نشان دهيم.»

به‌جاي كوتاه‌آمدن و عقب‌نشيني، هنرارد خواستار وضع «سهميه‌هاي بسيار بلندپروازانه‌تر» نسبت به گذشته شد و ايده‌ تعيين حداقل ۵۰ درصد آثار اروپايي در محتواي پلتفرم‌هاي استريم براي هر كشور اروپايي را مطرح كرد.در استراليا نيز، انجمن تهيه‌كنندگان فيلم و تلويزيون خيلي سريع واكنش نشان داد و بيانيه‌اي صادر كرد و در آن از اظهارات آنتوني آلبانيزي، نخست‌وزير استراليا، استقبال كرد. آلبانيزي گفته بود كه دولت استراليا قوياً از قوانين مربوط به محتواي بومي در سرويس‌هاي استريم حمايت مي‌كند تا اطمينان حاصل شود كه «داستان‌هاي استراليايي روي نمايشگرهاي استراليايي باقي بمانند.»
متيو دينر، مديرعامل انجمن تهيه‌كنندگان استراليا (SPA)، دراين‌خصوص اضافه كرد: مي‌دانم كه دولت استراليا در اين زمينه تحت‌فشار فوق‌العاده‌اي از سوي ايالات متحده قرار داشته؛ چيزي كه كاملاً در موضع تهاجمي انجمن سينمايي آمريكا مشهود است. اين انجمن همواره سعي داشته تا در برابر قوانين محتواي بومي مقاومت كند، آنها را به تأخير انداخته و يا حتي كم‌رنگ كند؛ قوانيني كه در عهدنامه تجارت آزاد استراليا و آمريكا در سال ۲۰۰۴ مورد توافق قرار گرفته بود.دينر تأكيد كرد: در حال حاضر، بالاترين اولويت انجمن تهيه‌كنندگان استراليا اين است كه چارچوب قانوني محكم و قابل‌اعتمادي براي پلتفرم‌هاي بت فوروارد استريم ايجاد كند.درعين‌حال، بدون شك بسياري از صنايع محلي همچنان نگران خواهند بود؛ زيرا در بسياري از اين بازارها، ورود پلتفرم‌هاي استريم باعث افزايش قيمت‌ها شده و در نتيجه توليد محتوا براي تهيه‌كنندگان محلي دشوارتر شده است؛ بنابراين اگر اين روند ناگهان متوقف شود يا عقب‌گرد كند، مي‌تواند فاجعه‌بار باشد.نكته‌اي كه كاملاً روشن است، اين است كه «شيطان هميشه در جزئيات نهفته است.»

چهره‌ها و نهادهاي مختلفي از اين صنعت گفته‌اند كه هنوز در حال بررسي شرايط ريز و پيچيده اين تعرفه‌ها هستند و تنها زماني پاسخ خواهند داد كه تأثيرات احتمالي «روز آزادي» (روزي كه رئيس‌جمهور آمريكا تعرفه‌ها را اعلام كرد و به اين نام خواند) بر خود را بهتر درك كنند.

منابع مختلف در اين صنعت و نهادهاي صنفي نيز عنوان كرده‌اند كه آنها همچنان در حال بررسي و تحليل جزئيات اين تعرفه‌ها هستند و زماني واكنش نشان خواهند داد كه تصوير روشن‌تري از تأثيرات احتمالي سياست‌هاي ترامپ به دست آورند.اِندرز در نگاهي فراتر از صنعت سينما و تلويزيون معتقد است كه تعرفه‌هاي ترامپ نمايانگر يك «تغيير الگوي عظيم» هستند و جهان اشتباه خواهد كرد اگر بخواهد با رئيس‌جمهور آمريكا و روش‌هايش مانند يك معامله عادي و معمولي رفتار كند.او هشدار داد: اين تصور غلط وجود دارد كه مسئله صرفاً مربوط به «مذاكره و هنر معامله» و امثال آن است، اما چنين نيست؛ ترامپ قصد دارد توليد را به خاك آمريكا بازگرداند، و اين امر تنها در صورتي ممكن است كه تعرفه‌ها دائمي باشند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردين ۱۴۰۴ساعت: ۱۰:۴۰:۳۷ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)