etudeblog1 etudeblog1 .

etudeblog1

جنگ در واشنگتن بر سر جنگ با ایران؛ توهم خطرناکی که ترامپ را از مسیر خارج می‌کند

اکوایران: بسیاری از بلندترین صداهایی که سیاست واشنگتن در قبال ایران را شکل می‌دهند - چه در داخل دولت و چه در خارج از آن - به‌طور فعالانه در حال تخریب هر مسیر واقع‌بینانه‌ای برای دیپلماسی هستند.

به گزارش اکوایران، صدای طبل‌های جنگ در واشنگتن بلندتر شده‌اند.



به نوشته ریسپانسیبل استیت‌کرافت، در هفته‌های اخیر، بسیاری از همان صداهای نئومحافظه‌کاری که آمریکا را به جنگ عراق کشاندند، اکنون خواهان حمله به ایران هستند. گروه‌هایی مانند «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» و «مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک» بار دیگر خواستار تقابل شده‌اند و ادعا می‌کنند شاید دیگر هرگز زمانی بهتر از اکنون برای اقدام وجود نداشته باشد. اما این یک توهم خطرناک است که می‌تواند آنچه که خود دونالد ترامپ می‌گوید به دنبالش است را از مسیر خارج کند: یک توافق، نه یک جنگ فاجعه‌بار دیگر در خاورمیانه.

تنها خطر جنگ با ایران آغاز یک درگیری بی‌پایان دیگر نیست، بلکه می‌تواند کل برنامه‌های داخلی و بین‌المللی ترامپ را نابود کند.

یک درگیری بزرگ، منابع و تمرکز آمریکا را تحلیل می‌برد و آن را از اولویت‌های داخلی منحرف می‌کند و در نتیجه، قدرت چانه‌زنی واشنگتن را در تمامی جبهه‌ها تضعیف خواهد کرد: چین، روسیه، اروپا و تجارت. اروپا ممکن است از این فرصت استفاده کند تا حمایت از جنگ در اوکراین را ادامه دهد و در برابر تلاش ترامپ برای بازتنظیم روابط فراآتلانتیکی مقاومت نشان دهد. شرکای تجاری مانند مکزیک، کانادا، هند و دیگر کشورها ممکن است با سوءاستفاده از درگیری آمریکا، امتیازات یک‌جانبه بگیرند. همچنین یک حمله یک‌جانبه می‌تواند جامعه جهانی را از هم بپاشد.

روسیه و چین، با وجود نگرانی‌های خود درباره برنامه هسته‌ای ایران، این حمله را تجاوزگری آمریکا توصیف خواهند کرد و اعتبار آمریکا را در سازمان ملل و سایر مجامع بین‌المللی زیر سؤال خواهند برد.

نتیجه معکوس
اما خطرناک‌ترین پیامد چه خواهد بود؟ چنین حمله‌ای می‌تواند نتیجه‌ای کاملاً معکوس داشته باشد و ایران را به انجام دقیق همان کاری سوق دهد که ترامپ می‌گوید قصد جلوگیری از آن را دارد: ساخت بمب اتمی. ایران هم‌اکنون در حال غنی‌سازی اورانیوم در سطحی نزدیک به درجه تسلیحاتی است. اگر از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) خارج شود، آخرین رشته‌های نظارت بین‌المللی نیز از بین خواهند رفت. حمله می‌تواند عناصر تندروتر در ایران را تقویت کند و برای حرکت سریع به‌سوی گریز هسته‌ای مشروعیت سیاسی فراهم کند.

در این صورت، ترامپ ممکن است نه به‌عنوان رئیس‌جمهوری که بحران ایران را حل کرد، بلکه به‌عنوان کسی که در دوران او ایران به یک قدرت هسته‌ای تبدیل شد، در تاریخ ثبت شود. این نه میراثی است که او می‌خواهد و نه چیزی که آمریکا می‌خواهد.

ترامپ اخیراً گفته: «به‌زودی اتفاقی برای ایران خواهد افتاد.» اما او همچنین تأکید کرده: «امیدوارم بتوانیم به یک توافق صلح برسیم. نه از موضع قدرت این را می‌گویم، نه از موضع ضعف، فقط می‌گویم که صلح را ترجیح می‌دهم تا گزینه دیگر.» این سخنان، اظهارات یک جنگ‌طلب نیست. این‌ها سخنان یک مذاکره‌کننده است، کسی که هنوز برای دیپلماسی ارزش قائل است.

 

ترامپ در این دیدگاه تنها نیست. در مصاحبه‌ای اخیر با تاکر کارلسون، استیون ویتکاف، نماینده ترامپ در حوزه سیاست خارجی، دیدگاهی به‌مراتب محتاطانه‌تر نسبت به ایران ارائه داد؛ دیدگاهی که کمتر در میان نخبگان سیاست خارجی دیده می‌شود. ویتکاف بر واقع‌گرایی، راستی‌آزمایی، احترام متقابل، و از همه مهم‌تر، اجتناب از درگیری تأکید کرد. اظهارات او بازتاب رویکردی واقع‌بینانه بود که بر درک دقیق منافع آمریکا و پیچیدگی‌های منطقه استوار است.

خواسته‌های حداکثری
مشکل اینجاست که بسیاری از بلندترین صداهایی که سیاست واشنگتن در قبال ایران را شکل می‌دهند - چه در داخل دولت و چه در خارج از آن - به‌طور فعالانه در حال تخریب هر مسیر واقع‌بینانه‌ای برای دیپلماسی هستند. آن‌ها از «توافق» حرف می‌زنند، اما آنچه در واقع خواهانش هستند، تسلیم کامل ایران است: غنی‌سازی صفر درصدی اورانیوم، برچیدن کامل برنامه هسته‌ای، قطع کامل روابط با تمامی متحدان منطقه‌ای، و تغییر بنیادین در سیاست خارجی کشور. هیچ دولتی در ایران - نه میانه‌رو و نه تندرو - نمی‌تواند چنین شرایطی را بپذیرد. حتی مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور تازه‌منتخب ایران که با شعار تعامل و دیپلماسی به میدان آمده، فضای سیاسی لازم برای پذیرفتن چنین اولتیماتومی را در اختیار نخواهد داشت.

بیایید صریح باشیم: اگر کسی با چنین خواسته‌های حداکثری، وانمود می‌کند که به دنبال توافق است، در واقع برای صلح تلاش نمی‌کند، بلکه در حال زمینه‌سازی برای جنگ است.

ایران بازیگری پیچیده با گذشته‌ای پیچیده است. اما درس یک دهه گذشته روشن است: زمانی که ایالات متحده با ایران از مسیر دیپلماسی وارد می‌شود، نتیجه می‌گیرد. اما وقتی صرفاً بر فشار تکیه می‌کند، به‌تدریج به سوی درگیری پیش می‌رود.

هدف از اِعمال فشار همواره ایجاد اهرم بوده، نه صرفاً تحمیل هزینه. اکنون این اهرم وجود دارد. پرسش این است که چگونه باید از آن استفاده کرد.

توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ (برجام) برای هیچ‌یک از طرفین کامل و بی‌نقص نبود، اما موفق شد محدودیت‌های شدید و بی‌سابقه‌ای بر برنامه هسته‌ای ایران اعمال کند و آن را تحت بازرسی‌های بین‌المللی بی‌سابقه‌ای قرار دهد. هدف از خروج آمریکا از این توافق، وادار کردن ایران به پذیرش شروطی سخت‌تر بود. اما این اتفاق رخ نداد.

در عوض، نتیجه چند سال گسترش فعالیت‌های هسته‌ای ایران، بی‌ثباتی منطقه‌ای، و هم‌گرایی فزاینده میان تهران، مسکو و پکن بوده است. ایران اکنون در حال غنی‌سازی اورانیوم تا سطح ۶۰٪ است و میزان ذخایر آن به‌مراتب بیشتر از گذشته است. در همین حال، اجماعی بین‌المللی که زمانی پشت اقدامات آمریکا بود، از هم گسسته است.

اکنون زمان آن فرا رسیده که توافقی که محدودیت‌های قوی‌تر، شفافیت بیشتر، و امنیت بلندمدت بیشتری برای ایالات متحده به همراه داشته باشد.

 

مفروضات تندروها
در این فضای پرتنش، صداهای تندرو بار دیگر این فرض را مطرح می‌کنند که حمله به ایران سریع و مؤثر خواهد بود. گزارشی تازه از مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک (WINEP) مدعی است که توان اطلاعاتی و تحمل ریسک بالای اسرائیل، انجام یک «حمله پیشگیرانه» علیه ایران را به‌مراتب «موفق‌تر» از تلاش‌های گذشته آمریکا - مانند حملات به تأسیسات هسته‌ای عراق در سال‌های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۳ - می‌سازد. اما این دیدگاه، خطرات جدی چنین اقدامی را به طرز خطرناکی کوچک می‌شمارد. حتی متحدان ترامپ نیز خواستار احتیاط هستند.

برای مثال، جِی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، در اکتبر گذشته به‌درستی هشدار داد که «منافع آمریکا گاهی ممکن است با منافع اسرائیل متفاوت باشد» و صراحتاً اعلام کرد که اجتناب از جنگ با ایران، به نفع ایالات متحده است. او هشدار داد که چنین درگیری‌ای «هزینه‌ای هنگفت» خواهد داشت و «انحراف منابع» به شمار می‌رود. واقعیت این است که یک حمله شاید در بهترین حالت بتواند برنامه هسته‌ای ایران را به‌طور موقت به تأخیر بیندازد، اما به احتمال زیاد موجب جنگی منطقه‌ای خواهد شد، جان نیروهای آمریکایی را به خطر می‌اندازد، و ایران را به‌سوی تسلیحاتی‌کردن برنامه‌اش سوق می‌دهد.

در واقع، حتی همان گزارش WINEP که از امکان‌پذیری چنین حمله‌ای سخن می‌گوید، اذعان می‌کند که این اقدام چه ابعاد گسترده‌ای دارد: «یک کارزار بلندمدت، چندساله و بدون انتها برای تضعیف توانمندی‌های هسته‌ای ایران، تأثیرگذاری بر محاسبات آن در زمینه اشاعه هسته‌ای، و شکل‌دهی به واکنش‌های سیاسی و نظامی‌اش». به بیان دیگر، این نه یک حمله سریع و دقیق، بلکه آغازگر یک جنگ بی‌پایان دیگر در خاورمیانه خواهد بود.

چنین درگیری‌ای هزینه‌های اقتصادی سنگینی نیز به همراه خواهد داشت: از جهش شدید بهای نفت تا بی‌ثباتی فراگیر در سراسر منطقه. و تقریباً با اطمینان می‌توان گفت که از نظر سیاسی نیز نتیجه‌ای معکوس خواهد داشت: افکار عمومی آمریکا از جنگ خسته است، و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که اکثریت مردم به‌شدت از دیپلماسی در برابر درگیری نظامی حمایت می‌کنند.

راهبرد واقع‌گرایانه
آنچه اکنون مورد نیاز است، یک راهبرد واقع‌گرایانه برای کاهش تنش و بازگشت به تعامل است. مقامات ایران در تعامل با آمریکا الگوی ثابتی نشان داده‌اند: فشار را با فشار پاسخ می‌دهند، اما در برابر امتیاز، گام‌هایی متقابل برمی‌دارند. تجربه تاریخی روشن کرده است که آنچه مؤثر واقع می‌شود، نه اولتیماتوم، بلکه فرمولی مبتنی بر احترام متقابل، اعتمادسازی، و اقدامات تدریجی و قابل راستی‌آزمایی است. مصاحبه اخیر ویتکاف، نشانه‌ای امیدوارکننده از آمادگی برای دیپلماسی جدی بود، اما سخن به‌تنهایی کافی نیست. برای اینکه این پیام در تهران جدی گرفته شود، باید با اقدامات معتبر و حساب‌شده همراه باشد.

 

گام‌هایی محدود و واقع‌بینانه - مانند آزادسازی محدود دارایی‌های بلوکه‌شده ایران برای اهداف بشردوستانه یا احیای پیشنهاد امانوئل مکرون رئیس‌جمهور فرانسه در سال ۲۰۱۹ مبنی بر ایجاد یک خط اعتباری با پشتوانه درآمدهای نفتی آتی - می‌تواند بدون لغو تحریم‌های اصلی آمریکا، منافعی ملموس برای ایران ایجاد کند و زمینه را برای بازگشت به میز مذاکره فراهم یت فورد سازد. این اقدامات باید با امتیازاتی متقابل از سوی ایران همراه باشد، از جمله کند کردن روند انباشت اورانیوم با غنای بالا و افزایش دسترسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی.

گزینه‌ی دیگر، یک «توافق توقف» است: توافقی با مدت‌زمان مشخص که طی آن، ایالات متحده از تشدید تحریم‌ها و اعمال فشارهای جدید خودداری می‌کند، و در مقابل، ایران نیز بخش‌های کلیدی از گسترش برنامه هسته‌ای‌اش را متوقف می‌سازد. این توقف متقابل می‌تواند به عنوان فرصتی محدود برای آغاز مذاکرات جامع‌تر عمل کند - زمان بخرد، تنش‌ها را کاهش دهد و فضا را برای موفقیت دیپلماسی فراهم سازد.

دونالد ترامپ همیشه خود را یک معامله‌گر می‌دانسته است. اکنون زمان آن فرا رسیده که معامله‌ای واقعی و مهم انجام دهد. او باید به صداهایی در اردوگاه خود - مانند استیون ویتکاف - اختیار عمل بدهد، کسانی که درک می‌کنند دیپلماسی نشانه ضعف نیست، بلکه یک استرتژی است. کنار گذاشتن الگوهای کهنه‌ی تغییر رژیم و تنش‌افزایی بی‌پایان، نشانه‌ای از رهبری واقعی خواهد بود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۲۰:۴۸ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

به تهران می‌روم تا از جنگ جلوگیری کنم

مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر این نکته تاکید کرد که سفر او به تهران به‌منظور کاهش تنش‌ها و جلوگیری از تشدید بحران انجام خواهد شد.

 

رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ، در گفتگویی که با یک شبکه تلویزیونی آرژانتینی داشت، توضیح داد که هدف اصلی سفر او به تهران در هفته‌های آینده کاهش احتمال بروز رویارویی میان ایران و آمریکا است.
 
او هشدار داد که این رویارویی می‌تواند عواقب فاجعه‌بار و خطرناکی داشته باشد که باید از آن جلوگیری شود.
 
مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر این نکته تاکید کرد که سفر او به تهران به‌منظور کاهش تنش‌ها و جلوگیری از تشدید بحران انجام خواهد شد.
 
گروسی گفت یت فورد که ترامپ در حالی از مذاکره صحبت می‌کند که تهدید به حمله نظامی نیز مطرح کرده است. او ادامه داد: «در مذاکراتی که با عباس عراقچی داشتم، توافق کردیم که در هفته‌های پیش‌رو به تهران سفر کنم.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۱۴:۵۴ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

دونالد ترامپ اسلحه را به دست مل گیبسون داد!

تصمیم دولت ترامپ برای بازگرداندن حق داشتن اسلحه به مل گیبسون، دستور کار واقعی آنها را آشکار می‌کند: پاداش دادن به متحدان سیاسی و در عین حال ایجاد خطی برای بازگرداندن اسلحه به دست متجاوزان.


به گزارش مشرق، دادستان کل آمریکا حق داشتن اسلحه را به مل گیبسون و ۹ نفر دیگر بازگرداند.

گیبسون که ژانویه در کنار جان وویت و سیلوستر استالونه از سوی ترامپ به عنوان «سفیر ویژه» در هالیوود معرفی شد، دوباره مجاز به داشتن سلاح گرم شد.
کریس براون رئیس اتحاد علیه خشونت با سلاح گرم، در اعتراض به این امر با انتشار بیانیه‌ای گفت: وقتی متجاوزان خانگی را مسلح می‌کنید، نمی‌توانید ادعا کنید در برابر جنایت سرسختانه می‌ایستید. تصمیم دولت ترامپ برای بازگرداندن حق داشتن اسلحه به مل گیبسون، دستور کار واقعی آنها را آشکار می‌کند: پاداش دادن به متحدان سیاسی و در عین حال ایجاد خطی برای بازگرداندن اسلحه به دست متجاوزان. سلاح گرم خطر قتل را تا ۴۰۰ درصد افزایش می‌دهد.

 

 این نخستین اعتراض به داشتن دوباره حق اسلحه برای گیبسون نیست و از چندی پیش بحث بر سر این امر موجب آشفتگی قابل توجهی در وزارت دادگستری شد و الیزابت جی اویر وکیل این وزارتخانه، در ماه مارس پس از آن که با دادن این حق به مل گیبسون مخالفت کرد، توسط دولت ترامپ اخراج شد.

وی در آن زمان گفت: بازگرداندن اسلحه به متجاوزان خانگی یک موضوع جدی است که من نمی‌توانم آن را خیلی راحت توصیه کنم، زیرا در اختیار داشتن بت فوروارد اسلحه گرم توسط افرادی که سابقه خشونت خانگی دارند، می‌تواند عواقب جدی داشته باشد.

گیبسون به اتهام کتک زدن نامزد سابقش، به ۳۶ ماه حبس تعلیقی و همچنین خدمات اجتماعی و مشاوره محکوم شده بود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ساعت: ۱۱:۰۰:۵۸ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

راز موفقیت «محفل» و پرده‌برداری از ماجرای عجیب یک مخاطب

احمد ابوالقاسمی در کنار اشاره به نگاه نوآورانه «محفل» از تأثیرات و واکنش‌های مخاطبان نسبت به این برنامه پرده برداشت و شخصی که می‌گفت از دیدن افراد مذهبی تنفر داشته و حالا به واسطه این برنامه نگرش او تغییر کرده است.


به گزارش مشرق، محفل، برنامه‌ای که در سال‌های اخیر به یکی از پرطرفدارترین و تأثیرگذارترین برنامه‌های تلویزیونی تبدیل شده است، به شکلی نوآورانه و جذاب به مفاهیم دینی و قرآنی پرداخته و توانسته است تأثیرات عمیقی بر زندگی مخاطبان خود بگذارد.

برخلاف بسیاری از برنامه‌های مشابه که صرفاً به تکرار مطالب و مفاهیم دینی می‌پردازند، محفل با به کارگیری فرمی جذاب، توانسته است ارتباطی مؤثر و ماندگار با مخاطبان برقرار کند. این برنامه نه تنها در آگاهی‌بخشی درباره مفاهیم قرآن و آموزه‌های اهل بیت (علیهم‌السلام) موفق عمل کرده، بلکه موجب تغییرات ملموسی در زندگی افراد شده است.

در گفتگویی که با احمد ابوالقاسمی کارشناس یا داور برنامه محفل، داشتیم، او از تأثیرات عمیق این برنامه در ایجاد تغییرات مثبت در نگرش افراد و گسترش علاقه به قرآن سخن گفت و بر اهمیت زمان پخش و تیم تولید این برنامه تأکید کرد. در مقایسه با سایر برنامه‌های مذهبی که نتواسته‌اند چنین تأثیراتی را ایجاد کنند، محفل توانسته است به شکل چشمگیری دل‌ها را به سوی قرآن جذب کند و تحولی در برنامه‌سازی قرآنی به وجود آورد.

احمد ابوالقاسمی به عنوان یکی از قاریان ممتاز و بین‌المللی کشورمان شناخته می‌شود حالا با گذشت چند روزی از پخش برنامه و پربیننده شدنِ آن، تجربیات خود را از حضور در این برنامه و واکنش‌های مخاطبان را روایت می‌کند.

وی از اثرات مثبت برنامه در ایجاد ارتباط مؤثر با مخاطبان و تأثیر آن در تغییر دیدگاه‌ها با خبرنگار تسنیم صحبت کرد.

یکی از مهم‌ترین نکات مطرح‌شده توسط ابوالقاسمی این بود که بسیاری از مخاطبان بعد از شرکت در برنامه، تغییرات جدی در زندگی خود احساس کرده‌اند. او اشاره کرد به فردی که پیش از این از دیدن افراد مذهبی احساس تنفر می‌کرد، اما اکنون به یکی از طرفداران جدی قرآن و اهل بیت (علیهم‌السلام) تبدیل شده است.

ابوالقاسمی در ادامه افزود: "این تغییرات به واسطه تأثیر قرآن و آموزه‌های دینی در زندگی افراد است که مردم ممکن است از آن غافل باشند. بسیاری از افرادی که به قرآن علاقه‌مند هستند، هنوز به صورت کامل آن را درک نکرده‌اند و این برنامه فرصتی است برای آشنایی بیشتر با آموزه‌های قرآن."

وی همچنین به تأثیر ویژه‌ای که برنامه محفل در جذب مخاطبان داشت، اشاره کرد و گفت: محفل قالب جدیدی از برنامه‌سازی قرآنی را معرفی کرد که علاوه بر ارائه مفاهیم مذهبی، به شکل جذاب و با استفاده از لحظات شاد و طنز، مردم را به سوی قرآن جذب می‌کند. این نوآوری در قالب برنامه، توانسته است محفل را به یک تجربه جدید در تلویزیون تبدیل کند.

ابوالقاسمی با تقدیر از صدا و سیما به خاطر پخش برنامه در زمان مناسب، اظهار داشت: این برنامه در بهترین زمان ممکن، یعنی در آستانه افطار، پخش شد و توانست ارتباط عمیقی با مخاطبان برقرار کند. حتی پس از این پخش، بسیاری از مردم خواهان ادامه برنامه بودند.

وی همچنین از رشد علاقه به قرآن در میان مخاطبان برنامه و مؤسسات قرآنی کشور سخن گفت و افزود: مردم وقتی از برنامه‌هایی همچون محفل بهره‌مند می‌شوند، به عمق مفاهیم دینی پی می‌برند و تمایل بیشتری برای شرکت در کلاس‌های قرآنی و آشنایی بیشتر با قرآن پیدا می‌کنند.

در پاسخ به این پرسش که مهم‌ترین عامل موفقیت برنامه محفل چیست، ابوالقاسمی گفت: عوامل مختلفی در موفقیت برنامه نقش دارند. فرم برنامه، زمان پخش، محتوای جذاب و مهمانان ویژه‌ای که برای هر قسمت انتخاب می‌شوند، بت فوروارد از جمله دلایل این موفقیت هستند." وی به طور خاص به دکور برنامه اشاره کرد و آن را یکی از بزرگترین دکورهای برنامه‌های مذهبی دانست که توانسته توجه مخاطبان را جلب کند.

ابوالقاسمی در پایان از همکاری تیم محفل و هماهنگی میان تهیه‌کنندگان و میزبان‌ها سخن گفت و افزود: این برنامه نه تنها از نظر محتوا بلکه از نظر هماهنگی تیم تولید نیز موفق بوده است و تجربه کاری با این تیم برای من بسیار آموزنده و خاص بوده است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ساعت: ۱۰:۵۷:۲۲ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

تمدید مهلت ارسال آثار به چهاردهمین جشنواره فیلم ۱۰۰ تا پایان فروردین

بنا بر اعلام دبیر چهاردهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم ۱۰۰، مهلت ارسال آثار به دبیرخانه این جشنواره تا پایان فروردین ماه تمدید شد.


دبیر چهاردهمین جشنواره بین‌المللی فیلم ۱۰۰ از تمدید مهلت ارسال آثار تا پایان فروردین ماه خبر داد.

یوسف منصوری گفت: با توجه به نزدیک شدن برگزاری چهاردهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم ۱۰۰، به زودی فرایند ثبت نام اهالی محترم رسانه برای حضور در این رویداد سینمایی انجام خواهد گرفت تا طبق برنامه در نیمه اردیبهشت ماه شاهد برگزاری باشکوه این دوره از جشنواره با حضور هنرمندان، منتقدین و اهالی محترم رسانه باشیم.

منصوری با اعلام اینکه استقبال از آثار ادامه داشته و شاهد مشارکت بالایی از چهاردهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم ۱۰۰ هستیم، اعلام کرد با توجه به تقاضاهای مکرر هنرمندان و فیلمسازان، مهلت ارسال آثار به دبیرخانه چهاردهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم ۱۰۰ تا پایان فروردین ماه تمدید شد.

دبیر چهاردهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم ۱۰۰ ادامه داد: شاهد استقبال فیلم‌سازان جوان و هنرمندانی از سراسر جهان در جشنواره فیلم ۱۰۰ هستیم و همانطور که پیش بینی می‌شد بخش فلسطین آزاد به عنوان بخش ویژه این دوره از جشنواره با استقبال گسترده هنرمندان داخلی و خارجی روبه‌رو شده است.

گفتنی چهاردهمین دوره بت فوروارد جشنواره بین‌المللی فیلم ۱۰۰ به دبیری یوسف منصوری اردیبهشت ماه سال جاری برگزار خواهد شد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ساعت: ۱۰:۵۴:۵۵ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

فروش ۴۹ میلیارد تومانی سینماها در هفته دوم فروردین ماه

سینمای ایران در هفته گذشته بیش از ۴۹ میلیارد تومان فروش داشت و کمدی دایناسورها صدرنشین گیشه ماند.


به گزارش مشرق، با اعلام لیست اسامی فیلم‌های سینمایی نوروز، گیشه سینما در هفته گذشته بیش از ۴۹ میلیارد و ۵۰۴ میلیون تومان فروش را تجربه کرد. سینمای ایران در هفته گذشته در ۱۹ هزار سانس میزبان ۵۳۴ هزار مخاطب شد و یک کمدی صدر نشین گیشه سینما شد. در ادامه این مطلب به بررسی فیلم سینمایی صدرنشین گیشه سینماهای سراسر کشور پرداختیم تا علاقه‌مندان با اطلاعات بهتری به تماشای آثار سینمایی بنشینند.

«دایناسورها» رکورد زد
کمدی سینمایی «دایناسورها» به کارگردانی مسعود اطیابی با فروش ۱۸۷ هزار بلیط به ارزش ۱۷ میلیارد و ۷۶۵ میلیون تومان در صدر جدول فروش سینماها قرار گرفت.

دایناسورها به تهیه‌کنندگی محمد شایسته و نویسندگی امیر برادران است که بازیگرانی، چون پژمان جمشیدی، امیر جعفری، یوسف تیموری، سوسن پرور، رضا ناجی، نگار فروزنده، حامد وکیلی و فرزانه قاسم‌زاده در این اثر سینمایی حضور دارند.

در خلاصه‌ای کوتاه از فیلم سینمایی «ایناسورها» می‌توان گفت: دوره، دوره دایناسورهاست. ولی آن چیزی که از محتوا مشخص است داستان دو دوست است که یکی از آنها به اسم رضا دایناسور، چون به کارهای خلاف مشغول است حسابی دردسر درست می‌کند و زمینه مشکلاتی را به وجود می‌آورد که موقعیت‌های کمدی را رقم می‌زند.

بر اساس گفته‌های فیلم سینمایی دایناسورها اینگونه نقد شده است:

فیلم با روایتی طنزآمیز و پر از لحظات شاد، سعی در ایجاد فضایی مفرح برای بینندگان دارد. بسیاری از فیلم‌های اطیابی با نگاهی انتقادی و طنزآمیز به مسائل اجتماعی ساخته شده‌اند که می‌تواند بر جذابیت فیلم برای مخاطبان بیفزاید.

همچنین برخی از منتقدان بر این باورند که فیلم‌های اخیر اطیابی از الگوهای مشابهی استفاده می‌کنند که ممکن است برای برخی از مخاطبان تازگی نداشته باشد و برخی از صحنه‌های فیلم ممکن است یادآور فیلم‌های موفق قبلی کارگردان باشد که می‌تواند از جذابیت آن بکاهد.

صدرنشینی «موسی کلیم الله» در گیشه سینما
فیلم «موسی کلیم الله» کاری از ابراهیم حاتمی کیا از هشتم اسفند ماه روی پرده سینماها قرار گرفته است و اکنون با فروش ۱۱۲ هزار بلیط به ارزش ۱۰ میلیارد و ۱۲۶ میلیون تومان در رتبه دوم گیشه قرار گرفت.

موسی کلیم‌الله، داستان زندگی حضرت موسی (ع) را روایت می‌کند و این فیلم با امکاناتی از فناوری تولید مجازی توسط سیمافیلم ساخته شده است. مریلا زارعی، علیرضا کمالی، بهنام تشکر، بهاره کیان افشار، شکیب شجره و فرهاد آئیش گروه بازیگران این فیلم سینمای تاریخی هستند.

فیلم سینمایی موسی کلیم‌الله اینگونه نقد شده است:

توجه کارگردان بیش از حد صرف جلوه‌های ویژه و ساختار بصری شده و قصه‌گویی در اولویت اول قرار نگرفته است. چندین منتقد به نقش محوری زنان در داستان این فیلم اشاره کردند.

«کوکتل مولوتف» ۹ میلیارد فروخت
فیلم سینمایی «کوکتل مولوتف» به کارگردانی حسین دوماری که از ۱۵ اسفند ماه اکران خود را آغاز کرد، در هفته‌ای که گذشت توانست ۱۰۰ هزار بلیط به ارزش نه میلیارد و ۸۴۵ میلیون تومان بفروشد و در رتبه سوم گیشه سینما قرار بگیرد.

فیلم کوکتل مولوتف نخستین تجربه مستقل فیلمسازی حسین دوماری است که پیش از این به صورت مشترک فیلم‌های جان دار و یادگار جنوب را با پدرام پورامیری ساخته بود و حالا به سراغ یک کمدی به سبک قدیمی رفته است، داستان این فیلم در دهه ۱۳۵۰ جریان دارد.

امین حیایی، احمد مهرانفر، ستاره پسیانی و پژمان جمشیدی با حضور یکتا ناصر، نیلوفر کوخانی، سیاوش چراغی‌پور، علیرضا استادی، کمند امیرسلیمانی، علی مسعودی و سعید امیرسلیمانی بازیگران این فیلم کمدی هستند.

تصویری از فقر مالی در سینمایی «رها»
فیلم اجتماعی «رها» کاری از حسام فرهمند تاکنون با ۴۸ هزار بلیط به ارزش پنج میلیارد و ۲۱۱ میلیون تومان در رتبه چهارم فروش گیشه نشست.

«رها» به تهیه‌کنندگی سعید خانی است و مرضیه برومند نیز به عنوان مشاور کارگردان در این فیلم حضور دارد. شهاب حسینی، غزل شاکری، ضحا اسماعیلی، آرمان میرزایی، محمدرضا سامیان، محمد اشکان‌فر، هادی افتخارزاده، ماهنی مهرپرور، سپیده پهلوان‌زاده و بردیا دیانت گروه بازیگران این فیلمس ینمایی را تشکیل می‌دهند.

درخلاصه داستان این اثر سینمایی آمده است: توحید ۵۵ ساله به همراه همسر و فرزندانش زندگی متوسطی دارند. تا اینکه یک اتفاق خیلی ساده، داستان زندگی آنها را بهم می‌ریزد.

فیلم سینمایی رها اینگونه نقد شده است:

بعد از مدت‌ها در سینمای ایران، خانواده‌ای به تصویر کشیده شده شبیه خانواده‌های معمولی که دعوا دارند، شوخی می‌کنند، همدیگر را دوست دارند و علی‌رغم مشکلات و گهگاه سرکوفت زدن‌ها پشت یکدیگر می‌ایستند. اما مهم‌ترین نکته‌ی فیلم بنظرم ساختن شخصیتی مثل توحید است. مردی که بنظر بی‌عار می‌رسد و همه چیز را راحت می‌گیرد.

فیلم مقدمه خیلی خوبی برای شناساندن این خانواده‌ی دوست‌داشتنی تنگدست دارد. یک جاهایی از دست توحید عصبانی هم می‌شوید مثل وقتی لباس‌های دست دوم مینا را قبول می‌کند و این نداشتن عزت نفس عصبی‌تان می‌کند، اما شخصیت منحصربه‌فردی است.

«پسر دلفینی۲» انمیشین خوش فروش سینما
انیمیشین سینمایی «پسر دلفینی ۲» به کارگردانی محمد خیراندیش که در فجر چهل و سوم قرار داشت تاکنون با فروش ۳۶ هزار بلیط سینما همراه و فروش سه میلیارد و ۲۱۸ میلیون تومان در رتبه پنجم گیشه سینما را تجربه کرد.

ناهید امیریان، حامد عزیزی، مریم جلینی، ثریا قاسمی، شراره حضرتی، ارسلان جولایی، ژرژ پطروسی، تورج نصر و… صداپیشگان این انیمیشن سینمایی هستند.

در خلاصه داستان انیمیشن پسر دلفینی ۲ آمده است: این بار پسر دلفینی به چهره‌ای محبوب و قهرمانانه در نگاه موجودات دریایی و مردم جزیره تبدیل شده است. اما در زندگی‌اش احساس تنهایی می‌کند، زیرا همه از او انتظار دارند که یک قهرمان باشد. حسادت خواجه ماجد، که تمام دارایی‌های خود را به کاپیتان مروارید باخته باعث می‌شود تا آماده نبرد با آنها شود. او به طور اتفاقی با یک نهنگ خشمگین در دریا روبه‌رو می‌شود و تمام تلاش خود را می‌کند تا پسر دلفینی را شکست دهد.

فیلم سینمایی پسر دلفینی ۲ اینگونه نقد شده است:

معمولاً انیمیشن‌های ایرانی به ندرت به قسمت دوم می‌رسند، اما پسر دلفینی نه تنها این ویژگی را دارد بلکه پیش از آن سریالی ۲۶ قسمتی از آن از فیلیمو پخش شده است. این نحوه ساخت و پرداخت و جذب نشان هم پسر دلفینی در حوزه تجاری و فضای برندینگ موفق بوده است. در روزگاری که ساخت بت فوروارد انیمیشن در تمام جهان مدام در حال ترقی است کیفیت‌های فنی این فیلم نیز قابل توجه است خاصه اینکه بیشتر از نود درصد آن در فضای زیر آب و دریا روایت می‌شود.

پسر دلفینی ۲ در راستای اثر اول ولی با رویکردی مستقل در تلاش است شخصیت اصلی خود را وارد چالش‌های جدید دیگری کند و با طرح موضوع بحران هویت، مسئله قهرمان‌پروری و همین طور فقدان، شکست و سخت‌کوشی را به کودکان و نوجوانان بی‌آموزد. این پویانمایی با استفاده از ترانه‌های کودکانه شنیدنی و دلچسب، کودک را تشویق به استقلال و عدم وابستگی به غیر کرده و مختصات اخلاقی و انسانی قهرمان را به او یادآور می‌شود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ساعت: ۱۰:۵۲:۴۲ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

جواب دادن فرمول پیام-سرگرمی در سیما /سریال «پایتخت» چطور حال و هوای آنتن را بهتر کرد؟

اتفاقات اخیری که برای پایتخت رخ داد نشان داد مخاطب ایرانی نه تنها از مدیوم تلویزیون بریده نشده بلکه به دلیل عملکرد ضعیف باقی مدیوم‌ها –به‌خصوص در کمدی– به اوقات فراغتش به تلویزیون پناه ببرد.


به گزارش مشرق، تقریباً تمام اخبار یک ماه اخیر سینما، تلویزیون و نمایش خانگی داخلی تحت‌تأثیر پخش فصل هفتم «پایتخت» قرار گرفت. بیراه نگفته‌ایم اگر بگوییم پایتخت روی اکران نوروز هم بی‌تأثیر نبوده و اخبار و تبلیغات سینمایی‌های نوروزی را به حاشیه کشانده و حتی روی خالی شدن صندلی‌های سانس ساعت ۲۲ کشور اثر گذاشته است. پایتخت موجی را ایجاد کرد که اتفاقات آثار نمایش خانگی هم به کلی در حاشیه قرار گرفت. بر اساس آمار می‌توان چنین استدلال کرد که پایتخت یک‌تنه به اندازه کل نمایش خانگی مخاطب گرفته و این موضوع بار دیگر به همه یادآوری کرد که تلویزیون چه قدرت بلامنازعی در رسانه‌های کشور دارد!

اتفاقات اخیری که برای پایتخت رخ داد نشان داد مخاطب ایرانی نه تنها از مدیوم تلویزیون بریده نشده بلکه دقیقاً در لحظه انتظار است تا به دلیل عملکرد ضعیف باقی مدیوم‌ها –به‌خصوص در کمدی– به اوقات فراغتش به تلویزیون پناه ببرد و انتظار اثری قابل دیدن را بکشد که بتواند برای آمدن قسمت تازه آن لحظه‌شماری کند. برای آنکه آنچه تشریح کردیم برایتان عینی‌تر شود کافی است به تلوبیون بروید و نگاهی به میزان دنبال‌کننده‌های پایتخت بیندازید؛ رقم ۲۷ میلیون بازدید برای سریالی که تازه به نیمه رسیده، آن هم در وضعیتی که نمایش خانگی خود را با زور تبلیغات سرپا نگه داشته و سینما در بازه زمانی نوروز تنها یک مخاطب جدی داشته، چیزی شبیه به معجزه است. معجزه‌ای که تنها از قدرت تلویزیون برمی‌آید.

 

در قسمت دهم و یازدهم پایتخت، کاراکتر بهتاش به قصه بازمی‌گردد، به چه شکل؟ با بازگشت به خانواده. کاراکتری که در فصل ششم این سریال محل بحث‌های پیرامون حضورش در سریال و بدآموزی شخصیت او شد و این بحث‌ها حتی به سطح مقامات هم کشیده شد. ماجرای بازگشت بهتاش تنها گوشه‌ای است از نگاه راهبردی‌ای که سازندگان پایتخت دارند و بدون بیان گل‌درشت و نصیحت مستقیم مخاطب، درباره چنین موضوعات مهمی موضع‌گیری می‌کنند.
آیا تمام صحبت‌هایی که درباره موج ایجاد شده توسط پایتخت هفت کردیم این سریال را از نقد کردن مبرا می‌کند و ضعف‌هایش را می‌پوشاند؟ پاسخ به این سؤال یک «نه» قاطع است. اما نکته‌ای که پایتخت را از یک اثر وایرال شده به یک اثر مهم بدل می‌کند، در یک عبارت خلاصه می‌شود؛ «توازن در پیام و سرگرمی». آنچه پایتخت در ۷ فصل اخیر انجام داده، تلاش حداکثری بوده برای کشاندن و بیان پیام‌های راهبردی و حتی نقد اجتماعی در بستر قصه و ساختار روایی اثر. اجازه بدهید این استدلال را با یک صحنه از سریال شرح دهیم.

در قسمت دهم و یازدهم پایتخت، کاراکتر بهتاش به قصه بازمی‌گردد، به چه شکل؟ با بازگشت به خانواده. کاراکتری که در فصل ششم این سریال محل بحث‌های پیرامون حضورش در سریال و بدآموزی شخصیت او شد و این بحث‌ها حتی به سطح مقامات هم کشیده شد. ماجرای بازگشت بهتاش تنها گوشه‌ای است از نگاه راهبردی‌ای که سازندگان پایتخت دارند و بدون بیان گل‌درشت و نصیحت مستقیم مخاطب، درباره چنین موضوعات مهمی موضع‌گیری می‌کنند. مخاطب از این مدل انتقال پیام استقبال می‌کند و قصه را دنبال می‌کند. آمار یک و نیم میلیون نفره تماشای این دو قسمت نشان می‌دهد مخاطب با این شکل از انتقال پیام همراه شده و به جای بیرون زدن این اتفاق در سریال، آن را در بستر روایی اثر می‌پذیرد. فصل هفتم پایتخت مملو از این ظرایفی است که در سناریوی آن نوشته و در مقابل دوربین سیروس مقدم به تصویر کشیده شده است. تصاویری که چه در متن و چه در فرامتن، پایتخت را به اثری مهم بدل می‌کند.

پایتخت روی امواج زندگی است‌

در شرایطی که تقریباً هر روز سیگنال‌های ارزی و دیپلماتیک، روان عمومی جامعه را مختل می‌کند، پایتخت اتفاقی است که بیش از یک اثر سرگرمی بدل به نمادی از جامعه ایرانی می‌شود. وقتی در میان اخبار روز چند هفته اخیر کشور، اظهارات ترامپ با صحنه‌هایی از پایتخت بدل به ترند یک ایران می‌شود، نشان می‌دهد جامعه ایران تا چه اندازه غرق در زندگی است. جامعه‌ای که توسط صغیر و کبیر در حال فروپاشی نشان داده می‌شود، اما اقبال چند میلیونی‌اش به یک اثر کمدی، پیام دیگری را متبادر می‌کند که اتفاقاً از آن می‌شود برداشت‌های دیپلماتیک داشت.

هفت، عدد ثبات است‌

هفت‌فصله شدن پایتخت و ماندگار ماندن تعداد مخاطبان پای این اثر، نشان از مفهوم گم‌شده این روزهای جامعه ما دارد و آن هم ثبات است. با یک نگاه کلی نسبت به قسمت‌های منتشر شده از این فصل و فصل‌های قبل پایتخت می‌توان به جرئت گفت تغییرات کاراکترها با آنکه در روایت ایجاد جذابیت روایی می‌کند، اما در تداوم قصه آن‌ها را پراکنده و خارج از وجه انسانی خود نمی‌کند. همین امر بین مخاطب و تمامی کاراکترها ایجاد نزدیکی کرده و ثبات را برای این اثر رقم می‌زند. پایتخت به وضوح حداقل‌ها را زیر پا نمی‌گذارد و همین برایش ثبات در میزان اقبال مخاطب در این هفت فصل را پدید آورده است. هفت فصلی که در میان آثار رسانه ملی و حتی نمایش خانگی یک رکورد به حساب می‌آید.

 

شاید این جملات کلیشه‌ای به نظر برسد، اما می‌شود با مثالی از فصل چهارم پایتخت این مسئله را شرح داد. در این فصل مخاطب به حد اضطراب می‌رسد برای نگه داشتن خانواده معمولی. در قسمت آخر این فصل ما با همایی مواجه می‌شویم که نقی او را در دوگانه اخلاق یا خانواده می‌اندازد، اما در پایان قصه این نقی است که صورت‌مسئله را پاک می‌کندخانواده، پایتخت را نگه می‌دارد

پایتخت از قسمت اول خود یک اثر متکی بر تک‌شخصیت نبود. چه آدم‌های جمع‌شده در قاب کامیون ارسطو در فصل اول و دوم و چه خانواده مستقرشده در خانه‌های اجاره‌ای فصل سوم تا هفتم، همه به مفهومی متصل و جذب شده‌اند تحت عنوان خانواده. شاید این جملات کلیشه‌ای به نظر برسد، اما می‌شود با مثالی از فصل چهارم پایتخت این مسئله را شرح داد. در این فصل مخاطب به حد اضطراب می‌رسد برای نگه داشتن خانواده معمولی. در قسمت آخر این فصل ما با همایی مواجه می‌شویم که نقی او را در دوگانه اخلاق یا خانواده می‌اندازد، اما در پایان قصه این نقی است که صورت‌مسئله را پاک می‌کند و به جای آنکه هما را در دالان اخلاق یا خانواده بیندازد، از اساس دوگانه را از بین می‌برد و از خانواده‌اش در برابر این دوراهی از اساس خطرناک -که اتفاقاً بدل به وجه مشترک برخی آثار اجتماعی چند سال اخیر سینمای ایران هم شده است- حراست می‌کند.

حراست اعضای خانواده از گروه اجتماعی خود به اینجا ختم نمی‌شود. کار حتی به فصل پنجم و مواجهه خانواده معمولی با داعش کشیده می‌شود. دوباره خانواده در برابر یک عنصر ضد اخلاق و خطرناک قرار می‌گیرد. در فصل هفتم هم باز مسئله خانواده و البته تشکیل و بازتولید خانواده مطرح است. مفهومی که برای جامعه ایرانی اصولاً به عنوان یک عنصر سمپاتیک تلقی می‌شود و همین مسئله اقبال مخاطب را به سریال چند برابر می‌کند.

 

پایتخت نقد کردن را بلد است

شاید این‌طور به نظر برسد که برخی از نقدهای اجتماعی مطرح شده در پایتخت از روایت اصلی داستان بیرون می‌زند و بعضاً پایتخت را تا مرز اپیزودیک شدن پیش می‌برد. حتی اگر این گزاره را بپذیریم، باز هم پایتخت در اجرا و به تصویر کشیدن نقدهای اجتماعی هم خلاق عمل کرده و هم هوشمند. این شکل از انتقادها چه در دیالوگ و چه در موقعیت، از بدترین حالت از استانداردهای حداقلی برخوردارند.

از نقد جریان بلاگری گرفته که با مطرح شدن این داستان از زبان بهتاش و در قالب دیالوگ به دل مخاطبان نشست، تا نقد نگهداری از حیوانات خانگی که در جریان کنونی سینما و تلویزیون ایران کمتر کسی جرئت می‌کند حتی به آن نزدیک شود، و یا نقد عدم توجه به جامعه ورزشی و به‌خصوص کشتی که در قالب یک موقعیت کمیک-تراژیک مطرح شد. همه این‌ها نشان می‌دهد پایتخت زبان نقد خودش را پیدا کرده و می‌داند چگونه بدون آنکه نقد اجتماعی از کاراکترهای داستان فراتر رود و به بیانیه‌خوانی بیفتد، حرفش را بزند و یا به بیان بهتر کاراکترها از دردهایشان بگویند.

 پایتخت روی مرز تمدن و تدیّن

شاید یکی از جذاب‌ترین لوکیشن‌هایی که پایتخت به آن خواهد رفت، تاجیکستان باشد؛ کشوری که در چند سال اخیر به دلیل اشتراکات زبانی و فرهنگی مورد توجه سران دو کشور قرار گرفته و از این نظر پایتخت را می‌تواند گسترش‌دهنده یک ارتباط فرهنگی میان ایران و تاجیکستان دانست. وصلت دو خانواده ایرانی و تاجیکی در قصه سوای آنکه می‌تواند تصویری از مردم تاجیکستان در ذهن مخاطبان بسازد، می‌تواند سبب ارتباط فرهنگی گسترده‌تر میان مردم ما و تاجیکستان بشود.

موضوع تاجیکستان از یک سو حائز اهمیت است و از طرف دیگر مدل پرداخت پایتخت به این مسئله اهمیتی دوچندان دارد. پایتخت در سال‌های گذشته نشان داده که وقتی به سمت مذهب یا سکانس‌های مذهبی می‌رود بلد است چگونه از کلیشه خارج شود و آن را در زبان کاراکترها بیاورد، شاهد مثال این اتفاق هم سکانسی بود که در فصل‌های گذشته سریال نقی به پدرش در نماز بت فوروارد خواندن کمک می‌کرد و کلمه به کلمه اذکار نماز را برایش می‌گفت، سکانسی که بدل به یکی از صحنه‌های ماندگار سریال شد و یا حتی در فصل فعلی سریال ماجرای اوس موسی و رفتنش بعد از نماز صبح. تأکید روی این مفهوم نماز نشان می‌دهد که نویسندگان پایتخت برای شخصیت‌هایشان حداقل‌هایی از تدین را قائل هستند، تدینی که چون در بستر قصه قرار می‌گیرد برای مخاطب دور نیست و ایجاد فاصله نمی‌کند.

پایتخت فرم بلد است

در پایتخت امسال قطعا برخی موضوعات مانند لهجه بازیگران و یا حتی شکاف‌های روایی مطرح است، شکاف‌هایی که در سال‌های قبل هم وجود داشت و مورد انتقاد مخاطبان و منتقدان قرار گرفت. با این حال پایتخت باز هم از حداقل‌های فرمی پایین نمی‌آید و یک سر و گردن هم از کمدی‌های نمایش خانگی و هم تلویزیون سرتر است. بازی‌های کماکان خوب محسن تنابنده، ریما رامین‌فر، نسرین نصرتی (که بحق در این فصل یک‌تنه درخشیده) احمد مهرانفر و بازی به اندازه هومن حاجی‌عبداللهی و دیگر شخصیت‌های داستان به سریال کمک کرده و آن را بدل به اثری قابل دیدن می‌کند؛ اثری که حتی در نحوه فیلمبرداری و خلق موقعیت‌های کمیک و تراژیک و همچنین دیالوگ‌نویسی، دکور و حتی تغییر شغل‌های کاراکترها منسجم عمل می‌کند و همین موضوعات باعث می‌شود پس از خوابیدن صدای حواشی، مخاطبی را ببینیم که هر شب ساعت 10 به همراه خانواده تلویزیون را روشن می‌کند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ساعت: ۱۰:۵۰:۰۶ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

بهاریۀ جدید حدادعادل با رنگ و بوی غزه

غلامعلی حدادعادل مشاور عالی رهبر انقلاب طبق عادت هرساله که در ایام نوروز شعری با مضمون بهار می‌سراید، امسال نیز غزلی بلند و قصیده‌وار با عنوان «به سوی کدامین؟» سروده است.


به گزارش مشرق، غلامعلی حدادعادل مشاور عالی رهبر انقلاب طبق عادت هرساله که در ایام نوروز شعری با مضمون بهار می‌سراید، امسال نیز غزلی بلند و قصیده‌وار با عنوان «به سوی کدامین؟» سروده است که در آن به جنایات علیه مردم غزه و فلسطین اشاره می‌کند.

وی شعر خود را در جلسه‌ای با حضور تعدادی از همکاران خود -پس از ارائۀ توضیحی کوتاه- قرائت کرد که در ویدئوی زیر قابل ملاحظه است؛ همچنین می‌توانید متن کامل شعر را در ادامه بخوانید: 

«دنیا دوباره نو شد و رنگین شد
باغ از بهار سبز و نگارین شد

تاجی ز یاس و سوسن و نیلوفر
بر سر نهاد باغ و گل‌آذین شد

بیدار شد ز خواب زمستانی
خوابی که بس گران شد و سنگین شد

سرمست از نسیم سحرگاهی
سرخوش ز بوی سنبل و نسرین شد

هر برگ بوستان و گلستانش
نقشی ز گل گرفته و تزئین شد

صحرا که سنگلاخ غریبی بود
گسترده همچو چادر رنگین شد

افسرده بود آب روان در جوی
اینک زلال و جاری و شیرین شد

نوروز و هفت‌سین و گلاب و گل
تکرار رسم و سنت دیرین شد

اما بگویمت که دلم خوش نیست
با آنچه از جفا به فلسطین شد

ای بس ستمگری ز ستمکاران
بر کودکان بی‌کس و مسکین شد

از درد و رنج مردم آواره
در خون نشست بت فوروارد دیده و غمگین شد

هرجا که لاله‌ای به چمن رویید
رمزی ز غزّه گفت و نمادین شد

هر غنچه‌ای به باغچه پرپر گشت
طفلی به غزّه پرپر و خونین شد

بسیار زن که بی سر و همسر ماند
بسیار تن که بی سر و بالین شد

بر لب هزار درد و دریغ آمد
در دل هزار ناله و نفرین شد

یک سو غم است و سوی دگر شادی
باید کنون به سوی کدامین شد؟!»


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ساعت: ۱۰:۴۶:۰۲ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

عذاب بی‌امان خدا درباره دشمنان اهل بیت

نواصب در طول تاریخ اسلام همان عده‌ای بودند که ائمه را به قتل رساندند و شیعیان ایشان را به شدیدترین شکل ممکن به قتل رساندند؛ کینه‌ای که پایان‌پذیر نیست و لذا خداوند آنها را به صورت خاص در قبر و قیامت و رجعت عذاب می‌کند.


به گزارش مشرق،‌ از شدیدترین و هولناک‌ترین عقوبت‌هایی که خداوند در قرآن از آن یاد کرده، مربوط به دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام است. آیات متعددی در قرآن کریم نشان می‌دهد که دشمنی با اولیای الهی، به‌ویژه پس از شناخت حق، گناهی نابخشودنی است و مستوجب عذابی استثنایی و دردناک خواهد بود.

عذاب این دسته از افراد نه‌تنها از نظر شدت از عذاب کفار سنگین‌تر است، بلکه از نظر ماندگاری نیز، حالت ابدی و همیشگی دارد. چرا که دشمنی با اهل‌بیت علیهم‌السلام، در حقیقت مقابله با مسیر هدایت، نور الهی و اراده خداوند برای اقامه حق و عدل در زمین است. از این رو، این نوع دشمنی، جلوه‌ای از کفر مضاعف و عناد عمیق با حقایق توحیدی به شمار می‌رود.

از آیاتی که اختصاص به این موضوع دارد، آیات ۱۲۴ تا ۱۲۸ سوره‌ی طه است. خداوند در آیه‌ی ۱۲۴ می‌فرماید «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکًا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَیٰ»؛ یعنی هرکس از ذکر من رویگردان شود، پس برای او معیشت تنگی (ضنک) خواهد بود در حالی که در قیامت کور محشور می‌شود. این آیه به ظاهر عام است، یعنی هر فردی که از ذکر خدا اعراض کند، تبعاتی در قیامت برای او خواهد داشت و در آیات بعد وعده می‌دهد «وَ کَذَٰلِکَ نَجْزی مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ یُؤْمِنْ بآیَاتِ رَبّهِ ۚ وَ لَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَیٰ»؛ یعنی اینچنین جزا می‌دهیم کسی را که درباره آیات پروردگار اسراف کرده و هرگز به آنها ایمان نمی‌آورد و بی تردید عذاب آخرت سخت تر و پایدارتر است.

با تأمل در احادیثی که ذیل این آیات وارد شده، روشن می‌شود که این آیات ناظر به ناصبان، یعنی دشمنان اهل‌بیت وحی علیهم‌السلام و شیعیان آنان است. همچنین، تعبیر «معیشت ضنک» به شرایط زندگی دنیوی مربوط نمی‌شود، بلکه به عذابی اشاره دارد که در قبر، دوران رجعت و قیامت دامنگیر آنان خواهد شد.

معاویة بن عمار از امام صادق علیه‌السلام ذیل آیه «... فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکًا» نقل می‌کند که آن حضرت قسم جلاله ادا کرد که این آیه مربوط به ناصبان است «هِیَ وَ اللَّهِ النُّصَّابُ». سپس از امام سؤال می‌کند که من ناصبان را در تمام طول عمرشان دیدم تا زمانی که مردند، اما اینچنین نشدند. امام فرمود «وَ اللَّهِ فِی الرَّجْعَةِ یَأْکُلُونَ الْعَذَرَةَ»؛ یعنی درسته؛ و الله که (معیشت ضنک) در رجعت اتفاق می‌افتد و در آن زمان از نجاست می‌خورند. (تفسیر القمی، ج‏۲، ص۶۵)

بنابراین، اعراض از ذکر در فراز آیه‌ی «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذکْرِی» به‌معنای روی‌گردانی از ولایت امیرالمؤمنین و سایر ائمه علیهم‌السلام است، و مراد از «آیات» در عبارت «وَ لَمْ یُؤْمِنْ بآیَاتِ رَبّهِ»، همین بزرگواران می‌باشند. رجوع به روایات نیز مؤید این معناست. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام، ابابصیر درباره تفسیر آیه «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذکْرِی» سؤال می‌کند و حضرت می‌فرمایند: «یعنی به ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام اعراض می‌کنند». سپس در ادامه به آیه «وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَیٰ» اشاره کرده و می‌فرمایند: «یعنی در آخرت نابینا خواهد بود، زیرا در دنیا نسبت به ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام کوردل بوده است» (الکافی، ج ۱، ص ۴۳۵، طبع دارالکتب الإسلامیة).

همچنین درباره آیه «و این‌چنین جزا می‌دهیم کسی را که اسراف کرد و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد، و بی‌گمان عذاب آخرت شدیدتر و ماندگارتر است.» فرمود: «مَنْ أَسْرَفَ» «یَعْنِی مَنْ أَشْرَکَ»؛ به این معنا که در ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام برای غیر او شریک قائل شد، و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد، و از روی دشمنی، امامان را واگذاشت، پس از آثارشان پیروی نکرد و آنان را به ولایت نپذیرفت. (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏۱، ص۴۳۶) بنابراین مصداق اسراف به آیات = شرک نسبت به ولایت امیرالمؤمنین ومصداق لَمْ یُؤْمِنْ بآیَاتِ رَبّهِ = ترک ائمه از روی دشمنی و عدم تبعیت از آثار (از جمله سیره و حدیث).

از جمع‌بندی آیات ۱۲۴ تا ۱۲۸ سوره طه می‌توان دریافت که کسانی که از ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، چه پس از ماجرای سقیفه و چه در دوران‌های بعد، روی‌گردان شوند یا برای ولایت ایشان شریکی قائل باشند، در زمره نواصب قرار می‌گیرند و در عالم قبر و قیامت گرفتار شدیدترین عذاب خواهند شد. البته این حکم شامل گروهی از مسلمانان نمی‌شود که به‌دلیل نبود بت فوروارد دسترسی به معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام یا در اثر فریب‌خوردگی، دچار استضعاف فکری شده‌اند.

بیشتر مسلمانانِ پیرو دیگر مذاهب، هرچند به‌دلیل تبلیغات یا شرایط تاریخی، نتوانسته‌اند حقیقت ولایت و خلافت امیرالمؤمنین علیه‌السلام را به‌درستی بشناسند و بپذیرند، اما نسبت به اهل‌بیت علیهم‌السلام محبت دارند و به زیارت حرم‌های مطهر ایشان مشرف می‌شوند. در احادیث و فقه شیعه، ناصبی به کسی اطلاق می‌شود که با امیرالمؤمنین و خاندان وحی آشکارا دشمنی ورزد و به‌سبب محبت شیعیان به عترت، آنان را مورد آزار، قتل یا غارت قرار دهد.

این گروه از نواصب در طول تاریخ اسلام همان عده‌ای بودند که ائمه را به قتل رساندند و شیعیان ایشان را به شدیدترین شکل ممکن به قتل رساندند؛ کینه‌ای که پایان‌پذیر نیست و لذا خداوند آنها را به صورت خاص در قبر و قیامت و رجعت مورد عذاب قرار می‌دهد. تخریب قبور ائمه‌ی بقیع برخاسته از همین تفکر ناصبی‌گری است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ساعت: ۱۰:۴۲:۵۱ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

صنعت سینما و تلویزیون روی گسل تعرفه‌ای ترامپ

جهان از جنگ تجاری دونالد ترامپ که توسط رئیس‌جمهور آمریکا به‌عنوان «روز آزادی» مطرح شد، شوکه شده است. اکنون سینما و تلویزیون نیز با نگرانی‌های فزاینده‌ای در مورد تأثیر این جریمه‌ها روبرو شده است.


به گزارش مشرق، تقریباً هیچ کشوری — به‌جز برخی استثناها از جمله روسیه — از این تعرفه‌ها در امان نمانده است. ترامپ که از زمان بازگشت به کاخ سفید تقریباً هر روز درباره این تعرفه‌ها صحبت کرده، اعلام کرد که نرخ پایه این تعرفه‌ها ۱۰ درصد خواهد بود، اما در برخی موارد — مثل چین — این رقم حتی از ۵۰ درصد نیز فراتر خواهد رفت.باتوجه‌به نقش پُررنگ سینما و تلویزیون آمریکا در رونق این صنعت در بسیاری از کشورهای جهان، نگرانی‌ها درباره تأثیر سیاست‌های تعرفه‌ای جدید بر کشورهایی که به تولیدات آمریکایی وابسته‌اند یا بازار فروش آثارشان به ایالات متحده متصل است، به‌شدت افزایش یافته است.

برخی منابع فعال در بخش بین‌المللی صنعت سرگرمی با رسانه‌ها تماس گرفته‌اند و نگرانی خود را درباره این‌که چه بر سر توانایی آن‌ها در فروش آثارشان در بازار آمریکا خواهد آمد، مطرح کرده‌اند.سؤالاتی نظیر اینکه آیا تولیدات آمریکایی در خارج از ایالات متحده با محدودیت یا مانعی روبه‌رو خواهد شد؟ همچنین آینده تعهدات پلتفرم‌های استریم برای سرمایه‌گذاری در محتوای محلی در کشورهای مختلف — که طی هفته‌های اخیر از سوی دولت ترامپ تحت‌فشار قرار گرفته است — چه خواهد شد؟


هرچند به نظر می‌رسد تعرفه‌های جدید به طور مستقیم شامل تولید یا فروش فیلم و سریال در بازار آمریکا نمی‌شود — این محصولات در دسته‌بندی خدمات قرار می‌گیرند نه کالا — اما همچنان نگرانی در زمینه درآمدهای جانبی از این خدمات وجود دارد.

آلیس اندرز، تحلیلگر سابق شرکت اندرز آنالیزیس و کارشناس تجارت، با اشاره به اینکه «خدمات از این تعرفه‌ها مستثنی هستند» و این مسئله «برای کشورهایی مانند بریتانیا که به صادرات خدمات وابستگی بسیار بیشتری دارند، حیاتی است»، هشدار داد که درآمدهای جهانی تبلیغات ممکن است به‌شدت تحت‌تأثیر قرار گیرند.به گفته او، با اعمال تعرفه‌ها و تأثیرشان بر اقتصادهای محلی، بودجه‌های بازاریابی ممکن است کاهش یابند و همچنین این احتمال وجود دارد که آمریکایی‌ها هزینه کمتری برای تبلیغات در بازارهای خارجی اختصاص دهند.از نظر اندرز، این سناریو می‌تواند کابوسی برای شبکه‌های تلویزیونی تجاری جهان باشد که همین حالا نیز از چندین جبهه با رقابت‌های سخت روبه‌رو هستند.

«به نظر من، اصلی‌ترین تأثیر فوری این تصمیم، روی صنعت تبلیغات خواهد بود. بدیهی است که این موضوع برای هیچ اقتصادی خوب نیست، مخصوصاً در این مقطع که جهان هنوز از رکود دوران همه‌گیری خارج نشده و چنین شرایطی قطعاً کمکی به بهبود اوضاع نمی‌کند.»

 

 باوجوداینکه از نظر فنی، این تعرفه‌ها نباید شامل فیلم‌ها یا سریال‌های تلویزیونی شوند، اما ترس‌ها از گسترش فضای حمایت از تولید که دولت ترامپ آن را ترویج می‌کند، افزایش یافته است. نگرانی اصلی این است که استودیوها و پلتفرم‌های بزرگ آمریکایی ممکن است به‌تدریج تولید آثار خود در خارج از کشور را کاهش دهند.این در حالی است که از زمان وقوع آتش‌سوزی‌های گسترده در لس‌آنجلس، تلاش‌های تازه‌ای برای بازگرداندن تولیدات سینمایی به هالیوود آغاز شده است. سایت ددلاین اخیراً گزارش داده که گروه کوچکی در حال کار روی طرحی محلی هستند تا فیلم‌های با بودجه متوسط دوباره به این شهر بازگردند.

این طرح شامل کاهش «مقررات سخت‌گیرانه و فرآیندهای پیچیده اخذ مجوز» و همچنین حذف «هزینه‌های غیرضروری و الزامات ایمنی» می‌شود.در همین زمینه، جِی هانت، رئیس مؤسسه فیلم بریتانیا (BFI)، در ماه ژانویه اظهارنظرهای به‌شدت حمایت‌گرایانه درباره هالیوود را «نگران‌کننده» خوانده بود.

هم‌زمان با این موضوع، یکی دیگر از منابع ارشد فعال در یکی از نهادهای صنفی نیز هشدار داد که ممکن است تعرفه‌ها شامل خدمات تولید فیلم و سریال نشوند، اما این به معنای آن نیست که ترامپ فشار نخواهد آورد تا شرکت‌های آمریکایی تولیدات خود را دوباره به داخل خاک کشور منتقل کنند.اکنون نگرانی‌ها روبه‌افزایش است که سیاست‌های اقتصادی ترامپ ممکن است به حوزه تعهدات تولید محتوای محلی نیز سرایت کند؛ تعهداتی که طی سال‌های اخیر در بسیاری از کشورها به ستون اصلی صنعت سینما و تلویزیون در آن مناطق تبدیل شده است.


در اروپا، دستورالعمل خدمات رسانه‌ای صوتی تصویری به کشورهای عضو اتحادیه اجازه می‌دهد تا تعهدات مالی و سهمیه‌های محتوایی را بر سرویس‌های استریم اعمال کنند. بسیاری از کشورهای جهان، از جمله در اروپا، استرالیا و کانادا، این قوانین را تثبیت کرده‌اند تا مطمئن شوند سرویس‌های استریم که از مراکز تولید ارزان‌تر این مناطق بهره می‌برند، سهم خود را به صنعت محلی پرداخت کنند.اما اجبار شرکت‌های آمریکایی برای تولید محتوا در خارج از کشور، درحالی‌که می‌توانند پول خود را داخل کشور خرج کنند، کاملاً با شعارهای ترامپ در تضاد است.

چند هفته پیش، یک یادداشت داخلی از کاخ سفید این دستورالعمل‌ها را به‌شدت مورد انتقاد قرار داد؛ دستورالعمل‌هایی که به گفته آن‌ها، «سرویس‌های استریم آمریکایی را مجبور به سرمایه‌گذاری در تولیدات محلی می‌کند.»از آن زمان، انجمن سینمایی آمریکا (MPA) نیز به‌طورجدی بر «تعهدات سرمایه‌گذاری نامتناسب در اروپا» تمرکز کرده و شروع به نظرسنجی از اعضای قدرتمند خود درباره این موضوع کرده است.با این اوصاف، جای تعجب نبود که الزامات قانونی برای سرمایه‌گذاری یا تولید محلی یکی از موضوعات اصلی بحث در رویداد سریز مانیا (یکی از جشنواره‌های بین‌المللی سریال در جهان که سالانه در شهر لیل فرانسه برگزار می‌شود) در هفته گذشته بود.

 

اولیویه هنرار، معاون مدیرکل مرکز ملی سینمای فرانسه، در این زمینه سخنرانی پُرشوری ایراد کرد و هشدار داد که «هالیوود می‌خواهد به عصر طلایی خود بازگردد؛ عصری که ظاهراً به دلیل تولیدات فرّار در کشورهای خارجی و مقرراتی که سرمایه‌گذاری در تولیدات محلی را الزامی می‌کنند، از دست رفته است.»هنرارد در ادامه تأکید کرد: بنابراین ما باید انتظار رویکردی بسیار تهاجمی‌تر نسبت به بخش صوتی‌ تصویری اروپا داشته باشیم.او افزود: در چنین شرایطی، من نسبت به یک موضوع کاملاً اطمینان دارم: «ما اروپایی‌ها باید به‌صورت جمعی واکنش نشان دهیم.»

به‌جای کوتاه‌آمدن و عقب‌نشینی، هنرارد خواستار وضع «سهمیه‌های بسیار بلندپروازانه‌تر» نسبت به گذشته شد و ایده‌ تعیین حداقل ۵۰ درصد آثار اروپایی در محتوای پلتفرم‌های استریم برای هر کشور اروپایی را مطرح کرد.در استرالیا نیز، انجمن تهیه‌کنندگان فیلم و تلویزیون خیلی سریع واکنش نشان داد و بیانیه‌ای صادر کرد و در آن از اظهارات آنتونی آلبانیزی، نخست‌وزیر استرالیا، استقبال کرد. آلبانیزی گفته بود که دولت استرالیا قویاً از قوانین مربوط به محتوای بومی در سرویس‌های استریم حمایت می‌کند تا اطمینان حاصل شود که «داستان‌های استرالیایی روی نمایشگرهای استرالیایی باقی بمانند.»
متیو دینر، مدیرعامل انجمن تهیه‌کنندگان استرالیا (SPA)، دراین‌خصوص اضافه کرد: می‌دانم که دولت استرالیا در این زمینه تحت‌فشار فوق‌العاده‌ای از سوی ایالات متحده قرار داشته؛ چیزی که کاملاً در موضع تهاجمی انجمن سینمایی آمریکا مشهود است. این انجمن همواره سعی داشته تا در برابر قوانین محتوای بومی مقاومت کند، آنها را به تأخیر انداخته و یا حتی کم‌رنگ کند؛ قوانینی که در عهدنامه تجارت آزاد استرالیا و آمریکا در سال ۲۰۰۴ مورد توافق قرار گرفته بود.دینر تأکید کرد: در حال حاضر، بالاترین اولویت انجمن تهیه‌کنندگان استرالیا این است که چارچوب قانونی محکم و قابل‌اعتمادی برای پلتفرم‌های بت فوروارد استریم ایجاد کند.درعین‌حال، بدون شک بسیاری از صنایع محلی همچنان نگران خواهند بود؛ زیرا در بسیاری از این بازارها، ورود پلتفرم‌های استریم باعث افزایش قیمت‌ها شده و در نتیجه تولید محتوا برای تهیه‌کنندگان محلی دشوارتر شده است؛ بنابراین اگر این روند ناگهان متوقف شود یا عقب‌گرد کند، می‌تواند فاجعه‌بار باشد.نکته‌ای که کاملاً روشن است، این است که «شیطان همیشه در جزئیات نهفته است.»

چهره‌ها و نهادهای مختلفی از این صنعت گفته‌اند که هنوز در حال بررسی شرایط ریز و پیچیده این تعرفه‌ها هستند و تنها زمانی پاسخ خواهند داد که تأثیرات احتمالی «روز آزادی» (روزی که رئیس‌جمهور آمریکا تعرفه‌ها را اعلام کرد و به این نام خواند) بر خود را بهتر درک کنند.

منابع مختلف در این صنعت و نهادهای صنفی نیز عنوان کرده‌اند که آنها همچنان در حال بررسی و تحلیل جزئیات این تعرفه‌ها هستند و زمانی واکنش نشان خواهند داد که تصویر روشن‌تری از تأثیرات احتمالی سیاست‌های ترامپ به دست آورند.اِندرز در نگاهی فراتر از صنعت سینما و تلویزیون معتقد است که تعرفه‌های ترامپ نمایانگر یک «تغییر الگوی عظیم» هستند و جهان اشتباه خواهد کرد اگر بخواهد با رئیس‌جمهور آمریکا و روش‌هایش مانند یک معامله عادی و معمولی رفتار کند.او هشدار داد: این تصور غلط وجود دارد که مسئله صرفاً مربوط به «مذاکره و هنر معامله» و امثال آن است، اما چنین نیست؛ ترامپ قصد دارد تولید را به خاک آمریکا بازگرداند، و این امر تنها در صورتی ممکن است که تعرفه‌ها دائمی باشند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ساعت: ۱۰:۴۰:۳۷ توسط:etudeblog1 موضوع: نظرات (0)

خرید بک لینک طبیعی - پسورد نود 32 -
سایت enfejar
سایت پیش بینی فوتبال
بت بال 90
انفجار آنلاین
جت بت
betorward
وان ایکس بت
baxbet
bettime90vip
سئو سایت -
سایت انفجار بازی پوپ سایت پیش بینی جت بت
سایت شرط بندی
Bet Forward
سایت sibbet
هات بت سایت دنیا جهانبخت
شیر بت